تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۵ اکتبر ۲۰۱۸

پارسیان اهل کتابند - دین زرتشت از نگاه اسلام
(قسمت اول)
بخش بیست و ششم


پیش ازین در بابِ توحید در دینِ زرتشت سخن گفتیم ؛ حال شایسته است که با توجه به حساسیت موضوع و قرابتی که دین زرتشتی هم از نظر تقاطع تاریخی و هم از نظر جغرافیایی با دینِ اسلام داشته است نظری جامع و لازم به عقاید مسلمانان به خصوص بزرگان و فقهای عالم اسلام در خصوصِ این دین و و مزدیسنان بیفکنیم چراکه بررسی این مهم به ما یاری می کند تا بی طرفانه با شبهات ، ابهامات و واکنش های در تقابل و یا در توازنِ با هم اشان آشنا شویم و در صدد رفع نگرش های بی پایه بر آییم و آنگونه که حق است حقیقت را دریابیم.
درین فصل می خواهیم جویا شویم که از نگاه بزرگان و عالمان اسلام ، مزدیسنان چگونه مردمانی هستند؟ دینِ مزدیسنی چگونه دینی است؟ و در طول تاریخ چگونه بازتابِ برخی تفکرات ، تزلزلی به واقع دروغین را بر چهره ی این دین گذارده است به گونه ای که سبب بروز برخی از هولناک ترین برداشت های نا بخردانه شده اند.
بیشتر مورخین و مفسرینِ عالم اسلام ، یا به علت تعصبِ مذهبی و نژادی و یا به واسطه ی عدم اطلاعِ آنان از واقعیتِ مذهبِ زرتشتی آن را " ثنـویه " پنداشته و هنگام ذکرِ اصـولِ آن ، از "مذهبِ مجوسی " استفاده می کنند و می نویسند:
" خدا در نزدشان دو است "[1]
" بدانکه مذهبِ مجوس آنست که عالم را دو صانع است : یزدان و اهریمن "[2]
" قدریان نیز مثلِ مجوس که قائلند به یزدان و اهرمن  ، اثباتِ دو مبدأ می نمایند "[3] 
" چنان کان گبر یزدان و اهرمن گفت / همین نادانِ احمق ما و من گفت "[4]
مذهب ثنوی ایشان همان گویند که زرتشت گفته است که صانع دو است ".[5]
عده ای نیز به مناسبتِ احترامی که زرتشتیان به آتش می نهند ، آنها را " آتش پرست " ، " عبدة النار " و گاه " عبدة الشمس " نامیده اند. حتی تعصبِ ناستوده ی مذهبی و نژادیِ اعراب کار را به آنجا رسانده است که هنوز هم ، با وجودِ هزاران کتابی که به وسیله ی پژوهشگرانِ پارسی و فرنگی درباره ی دین، زرتشت نوشته شده است – پژوهشگرانِ عرب مانند : " امین ریحانی " و " عباس محمود عقاد " - در جهلِ مرکب اجدادیِ خویش مانده اند.
امین ریحانی در کتاب " ملوک العرب " واژه ی فارسی و پارسی را گاه به معنای " آتش پرست (!) " و گاه " بت پرست (!) " و گاه " بودی ( یعنی بودایی ) " به کار برده است و به گفته ی نو بخت از روی کمال فضل کاوه جی را که از اعیانِ پارسیانِ هند است به " قهوه چی " معرب نموده است.[6]
عباس محمود عقاد ، که نتوانسته است دینِ " زروانی " و " زرتشتی " را از هم تفکیک کند ، و زرتشت را کاهنی از کاهن های ملت ایران شمرده و نیز ندانسته است نامِ کتابِ مقدسِ زرتشتیان " اوستا " است نه " زند " ؛ پامبرِ راستینِ ایران را آورنده ی عقیده ای در حد فاصلِ بین بت پرستیِ قدیم و خدا پرستیِ جدید تصور کرده است.[7]
وقتی دانشمندانِ عرب در قرنِ ما ، قرنی که ده ها هزار جلد کتاب درباره ی تئولوژیِ مذهبِ زرتشتی نوشته شده است ، چنین قضاوت کنند ، به اعرابِ جاهلِ زمان های گذشته چه ایرادی می توان گرفت ؟.
اعراب نخواسته اند بپذیرند  یا هرگز فهمشان بدین اندازه نبوده است در حالی که قرآنِ مجید ، دینِ زرتشت را دینِ خدا پرستی شناخته و مزدیسنان را اهلِ کتاب به حساب آورده است. در سوره ی " الحج " آمده است:
اِنَّ الذینَ آمنوا و الَّذینَ هادوا و الَّصابِئینَ و النَّصاری و المَجوسَ ، وَ الَّذینَ اَشرکُوا ، اِنَّ اللهَ یَفضِلُ بَینَهُم یَومَ القیامةِ ، اِنَّ اللهَ علی کُلِّ شَیئٍ شَهیدا.
از دقت درین آیه آشکار می شود که سه فرقه ی متمایز و مشخص از هم نام برده شده اند:
1.مؤمنان (مسلمانان)
2.مشرکان  
3.یهودیان و صابئین و مسیحیان و زرتشتیان.
زیرا در آیه ی فوق ، سه فرقه ای که ذکر کردیم با اسمِ موصولِ " الَّذینَ " از هم جدا شده اند و چهار گروهِ دسته ی سوم با حرفِ وصلِ " و " بهم پیوسته اند.[8] 
ما ازین آیه به خوبی می توانیم درک کنیم که قرآن مجید مسلمانان را به یک سو ، و یهودیان و ترسایان و صابئیان و زرتشتیان را به یک سو و اهلِ شرک را به یک سوی دیگر نهاده است و این سه گروه را با کلمه ی " الذینَ " از هم جدا ساخته تا از یکدیگر متمایز باشند.
بنابراین ، مجوس در نظر پیامبر اسلام ، از مشرکان جدا ، و در ردیفِ یهودیان و عیسویان که اهل کتابند و صابئیان است. صابئیان را هم برخی مفسران و مورخان در ردیفِ نصاری محسوب داشته و برخی آنان را ازین تقسیم بیرون دانسته اند. به علاوه وجود جمله ی " اَشرِکوا " که بر گروه مشرکین اشاره دارد ، به ما می فهماند که آن ادیانی که نامشان مقدم ذکر شده است از گروهِ " موحدین " اند.[9]
وجودِ شواهد و قرائنِ دیگر نیز بر این امر تأکید می کند ، از آن جمله است جزیه قبول کردنِ پیغمبر از زرتشتیان: هنگامی که پیامبر اسلام از زرتشتیانِ بحرین ، عمان و یمن همانند اهلِ کتاب ، جزیه قبول کردغوغایی برپا شد. زیرا برخی از اعراب این نحو سلوک با زرتشتیان را مخالفِ سنت پیامبر می دانستند و اعتراض می کردند که فقط یهودیان و مسحیان اهلِ کتابند و پس بنابراین به چه علت پیغمبر با زرتشتیان مانند آن دو فرقه رفتار می کند ، پیغمبر این آیه را از کلامِ خدا در جواب به آنان خواند:
" یا اَیُّهَا الَّدینَ آمَنّوا عَلَیکُم اَنفُسُکُم لا یَضُرُّکُم مَن ضُلَّ اذا اَهتَدَیتسم ، اِلیَ الله مَرجَعَکُم جَمیعاً ، فَیُنبِئُکُم بِما کُنتُم تَعلَمون.[10]
یعنی: " ای کسانیکه ایمان آورده اید ، شما مسئولِ خودتان هستید ، اگر به راهِ راست باشید گمراهیِ دیگران شما را زیانی نرساند به سوی خدا باز خواهید گشت ، پس شما را به رفتارتان آگاه خواهد ساخت. "
در تفسیرِ نیشابوری (جلد دوم صفحه ی 59) در شأنِ نزولِ آیه ی فوق آمده است: 
" از ابنِ عباس روایت شده که چون پیامبرِ خدا ، زرتشتیان، هجر[11] را به پرداختِ جزیه واداشت مخافان گفتند در شگفتیم از محمد ... وی جزیه را جز از اهلِ کتاب نمی پذیرفت ... پس خدا (این ) آیه را فرستاد : " یا اَیُّهَا الَّدینَ آمَنّوا ...
روایت کرده اند که حضرت علی (ع) روزی به منبر رفت و فرمود: " سلونی قبل ان تفقدونی " 
یعنی: پیش از آنکه از میانِ شما بروم آنچه می خواهید بپرسید. 
ناگاه ، " اشعث بن قیس " که یکی از منافقین بود برخاست و گفت: یا امیر مؤمنان چرا از مجوسیان که نه کتابی دارند و نه پیامبری برایشان فرستاده شده ، جزیه قبول نموده اید ؟
علی (ع) پاسخ داد که : " چنین نیست ، بلکه خدا کتابی از برای آنان نازل فرمودو پیامبری از میان ایشان از برای آنان آمده است.[12] "
صاحب کتابِ " الشرایِع " در بیان احکام اهل ذمه آورده است:
" الرکن ثالث فی احکام اهل الذمه و النظر فی الامور ، الاول من یوخذ منه الجزیة ، و یوخذ من یقرعلی دینه ، و هم الیهود و النصاری ، و من له شبهة کتاب و هم المجوس و لا یقبل من غیرهم الا الاسلام ".[13]
مسعودی در مروج الذهب ، قاضی ابویوسف در کتاب خراج ، ابن همزه در الملل و النحل ، علامه بلاذری در فتوح البلدان و صاحب کتاب بیان الادیان ، همگی در باب اینکه پیامبر اسلام و خلفای اوایل با زرتشتیان مانند اهل کتاب رفتار نموده اند مطالبی نقل کرده اند.
اکثر علمای امامیه ی اثنی عشر ، و تمام علمای باطنیه و اسماعیلی و قرمطی و گروهی از علمای اهل سنت و جماعت ، امام احمد حنبل ، شافعی* ، تمام متکلمین معتزله ، حسن بصری ، سید مرتضی علم الهدی و ابوسهل نوبختی ؛ از متأخران شهید ثالث ، انصاری ، مهدی کجوری ، آخوند خراسانی و دیگران ، زرتشتی را یکتا پرست و اهل کتاب شمرده اند.[14]
درجه ی احترام و بزرگداشتِ حضرت محمد را نسبت به زرتشتیان از احادیثی که در باب پارسیان بدو نسبت می دهند می توان دریافت که از آن جمله اند این دو حدیث:
" لَو کانَ العِلم بِالثُّرَیا لَنالَهُ مِن اَهلِ فارس. "
" اِنَّ اللهَ خَیرَتَینِ مِن خَلقه منَ العَرَبِ قُریشٌ وَ مِنَ العَجَمِ فارس. "[15]
این مکتوب ادامه دارد...

--------------
[1].مؤلف تفسیر نیشابوری در تفسیر آیه ی : ان الذین آمنوا و الذین هادوا ... ( سوره ی الحج آیه ی 17).
[2].مؤلف در النظیم ، صفحه ی 182.
[3].تبصرة العوام ، صفحه ی 13.
[4].شیخ محمود شبستری.
[5].بیان الادیان ، صفحه ی 17.
[6].دیوان دین ، صفحه ی 269.
[7].خدا ، تألیف عباس محمود عقاد ، صفحات 124 – 145 ملاحظه شود.
[8].قرآن مجید ، سوره ی الحج ، آیه ی 17.
[9].مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات فارسی ، صفحه ی 285.
[10].دیوان دین ، صفحه ی 270.
[11].هجر نام چند ناحیه است : هجرالبحرین ، هجرالجوان ، هجر جازان ، هجر هصنة از مخلاف مازن ، هجر مدینه همچنین شهری است در یمن.
[12].رجوع کنید به حیات القلوب از علامه مجلسی.
[13].رجوع کنید به کتاب الشرایع ، القسم الاول ، کتاب الاجهاد.
*: شافعی گوید: من قال یخلق القرآن ، فحکمه حکم المجوس ، یعنی ، لا یجوز الصلاة خلفه و لا یجوز الصلاة علیه و یجوز اخذ الجزیة منه.
[14].دیوان دین 266.
[15].این حدیث اینگونه نیز آمده است : " ان الله خیر من خلقه صنفی من العرب القریشاً و العجم فارساً.

-------------------
برگرفته از:
 کتاب کوروش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق.
مذاهب بزرگ ، تألیف امانوئل اژرتر ترجمه ی احمد تاج بخش ، تهران 1328.
یکتاپرستی در ایران باستان ، تألیف سرگرد اورنگ ، چاپ دوم ، تهران 1336.
دین قدیم زرتشتی ، تألیف مولتن.
مجمع البیان فی التفسیر القرآن ، تألیف شیخ طبرسی دو مجلد ، چاپ سنگی.
قرآن مجید ، با ترجمه ی ابوالقاسم پاینده.
تاریخ القرآن المجید ، سید محمد علی تقوی ، تهران.
یسنا ، جلد اول ، تفسیر و تألیفِ پور داوود از نفقه ی پشوتن مارکر ، بمبئی 1938 
مزدا پرستی در ایران قدیم ، تألیف آرتور کریستن سن ، ترجمه ی دکتر ذبیح الله صفا ، دانشگاه تهران 1336.
تفسیر اثنی عشری ، تألیف حسین بت احمد الحسینی الشاه عبدالعظیمی جلد نهم ؛ تهران 1378 قمری.
تفسیر آیات القرآن الحکیم ، به اهتمام کیکاووس ملک منصور ، تهران 1334.
حکمت الهی زرتشت ، تألیف دکتر دالا.
فارسنامه ی ابن البلخی به سعی و اهتمام لسترنج و نیکلسون کمبریج 1921 مسیحی.
کیانیان و مزدا پرستی در ایران قدیم تألیف ارتور کریستین سن ترجمه ی ذبیح الله صفا ، دانشگاه تهران 1336.
دیوان دین ، تألیف حبیب الله نوبخت ، تهران 1334.
پارسیان اهل کتابند ، طاهر رضوی ، بمبئی 1936 مسیحی.



پارسیان اهلِ کتابند - دین زرتشت از نگاه اسلام
(قسمت دوم)
بخش بیست و هفتم

در قسمتِ قبل گفتیم که عده ای بر پایه ی تعصبات نژادی ، مذهبی یا غرض آلود و از سر ناآگاهی بهتان ها و قضاوت های نادرستی را به مزدیسنان زده اند ، با نمونه هایی از باورهای غلط آشنا شدیم و تلاش کردیم تا حدودی با آوردن شواهد موثق و قابل اعتماد ، لایه های عمق یافته از این نگرش های بی اساس را از چهره ی راستینِ دین زرتشتی پاک کنیم ؛ اینک با نگاهی دقیقتر و موشکافانه تر به بررسی آن می پردازیم و سعی در رفع ابهامات می نماییم:
همانطور که گفته شد حضرت محمد توجه و عنایت بسیاری به مزدیسنان داشته و نیز مکتوبی از آن حضرت به صورتِ فرمان به املای خویش و به خط پسر عمش ، علی بن ابی طالب ، درباره ی توصیه ی خاندان و همکیشانِ سلمانِ فارسی به عمال و فرمانروایان نوشته شده است که حائز اهمیت بسیار است.
اما حتی این نامه ی نفیس از دستبرد و تحریف " خشکه مسلمانان " در امان نماند و آنان چنانکه دانشمند فقید ، یحیی دولت آبادی متذکر شده است با تحریفِ لفظِ " اوقام " به " واقام " معنای جمله را گردانیده و مقصودِ حضرت محمد را معکوس کرده اند.[1]
توضیح آنکه در مکتوبِ مذکور جمله ای است بدین سیاق:
" من اسلم منهم اوقام علی دینه "
یعنی: " هر که از آنها مسلمان شد یا همچنان به دینِ خویش باقی ماند "
که اینگونه تحریف شده است: " من اسلم منهم و اقام علی دینه "
یعنی: " هر که از آنان مسلمان شد و بر دین اسلام باقی ماند "
و شک نیست که با همین تغییر کوچک یعنی عوض کردنِ جای " واو " و " الف " معنا را به کلی عوض کرده اند. به هر حال ، حضرت درین نامه می فرماید که با زرتشتیان بهتر از سایر فرق غیر مسلمان رفتار کنند ، و به آنان در اجرای مراسم و اعمال دینیشان آزادی کامل بدهند و کسی آنها را از پوشیدنِ لباسِ فاخر و سوار شدن بر اسب و ساختنِ ابنیه و حملِ اجسادِ مردگانشان و هر عملی که مذهب آنان مجاز کرده است باز ندارد ، و در خاتمه ، رحمت و بخشایشِ خداوند را برای کسی که به فرمانِ او عمل کند و نفرین و لعنِ پروردگار را برای کسی که از فرمانِ وی سر پیچد و زرتشتیان را بیازارد طلب می کند و می فرماید :
" آنکه آنان را بیازارد چنان است که مرا آزارد و آنکه بدان ها مهربانی کند چنان است که به من مهربانی کند ".[2]
علت این همه توجه و ابرازِ عنایت و مهر به زرتشتیان چه بوده است؟ به نظر این نگارنده چیزی جز تشابه و نزدیکی دو مذهب از لحاظِ معتقدات نبوده است.[3] زیرا بنا به گفته ی مولانا محمد هارون ، محقق معروفِ شیعه ، فقط دینِ زرتشتیان است که بر تمامِ دین های عالم ، به جز اسلام ، در اعتقاد به توحید ترجیح و برتری دارد
اگر نظر دانشمندِ معاصر حبیب الله نوبخت را بپذیریم که نامِ کتاب مقدس زرتشتیان در قرآن مجید مذکور است ، آنگاه به مرزِ بزرگداشت و احترام پیامبر اسلام از پارسیان و داد و ستد کردن با آنها همچون اهلِ کتاب پی خواهیم برد. توضیح آنکه نوبخت در کتابِ خود به نامِ " دیوانِ دین " که اگر از مجادلاتِ لغویِ آن بگذریم فی ذاته کتابِ نفیس و مستدلی است ، معتقد است که لفظِ " یس " در قرآن مجید اشاره به " یسنا " کتاب مقدسِ زرتشتیان ( جزیی از کتابِ مقدس زرتشتیان ) و سوره ی " یاسین " در بابِ مقایسه ی این کتاب با کلام خدای بزرگ است. وی می گوید " علمای لغت کلمه یس را لغتی خارجی دانسته اند. بعضی حبشی و برخی سوریانی و گروهی هم زبان طایفه ای از طوایفِ عرب به معنای انسان پنداشته اند یا نامی از نام های پیامبر است و " واو " را در جمله ی والقرآن الحکیم نیز مانند سوره های نظیرِ آن ، بر حسبِ معمول " واو " قسم گرفته اند و کلمه ی یس را با دو آیه ی متوالیِ آن یعنی : یس و القرآن الحکیم انک المرسلین را اینگونه معنا کرده اند که :
*" ای محمد (یا ای آقا) قسم به قرآن حکیم که تو پیغمبر هستی *" 
و این بزرگانِ دانا و صاحبانِ فکرِ توانا اندکی فکر نکرده اند که چقدر مضحک می شود که خدا به پیغمبر خود بگوید : " ای آقا قسم به قرآن که تو پیغمبری ..."
اینجانب* معتقدم که قرآن از این قبیل تفاسیرِ مضحک و از هر گونه ترجمه ای ؛ که از خردمندی دور است ، منزه است و کاملا مبراست. قرآن حکیم از آنچه گمان کرده اند برتر است و بالاتر و والاتر.
اکنون به ترجمه ی کلمه ی " یس " و سوره ی " یاسین " می پردازم و سپس به ایراد دلایل تفسیر خود پرداخته و درین جا آنچه را یاد می کنم ، همانند سایرِ سوره ها تفسیری است که از آیات همین سوره برداشت کرده ام ، و این آیات ، خود می رسانند که " یس " را چه معنایی است ، و از جمله یکی اینکه ، چون به آیات سوره ی " یس " دقت می کنیم بر ما هویدا می گردد که در این سوره بر خلاف تمام سوره های قرآن از پیغمبرانِ بنی اسرائیل هیچ نام و نشانی پیدا نیست ، درباره ی مللِ سامی و عادات و کردارِ ایشان هیچگونه سخنی به میان نیامده است ، و حتی یک کلمه هم در این مورد ایراد نشده است ، و به عکس آنچه در این سوره دیده می شود عموماً مربوط به کردار و رفتار و رسم و راهِ " ناسیون های آریایی " است[4]...
چنانکه کلمه ی " یس " که در آغاز این سوره آمده است نام کتابِ زرتشت است ، که بر حسبِ قرائت " نولدکه " به فتح یاء متمایل به الف و سکون سین و فتح نون خوانده می شود ...[5] و این کلمه یعنی یس و تالی آن یعنی والقرآن الحکیم ، در مجموع عنوانِ این سوره اند و عنوانِ آیات و مقولاتی که در پیرامونِ یسنا و قرآن نازل شده اند.
البته جز این نشاید بودن که گفته شود یسنا و قرآن – یعنی آیاتِ این سوره – عبارتند از مفاهیمی که این دو کتابِ آسمانی هر دو مشعراند و یگانگی و اتحادِ این مفاهیم ، قرآن را با یسنا و یسنا را با قرآن وجه نسبت و قرابت است.
جای دقت و توجه است که قراء معروفِ کلمه ی یس را در قرآن همانطور خوانده اند که زرتشتیان و علمای اوستا ، کلمه ی یسنا را در کتابِ زرتشت و کتبِ پهلوی خوانده اند ؛ و عجیب تر آنکه ، با تمامِ صوری که یسنا در حالتِ صرف پیدا می کند کلمه ی یس از طرفِ قراء خوانده شده است.
کسانیکه یسنا و سایر کتبی را که به زرتشت منسوب است خوانده اند ، شاید بدانند که در زبانِ مدی و باختری که به زبانِ اوستا معروف است ، اسامی صرف می شوند و کلمه ییسن نیز در کتابِ زرتشت و سایر کتاب های پهلوی[6] با حالاتِ و اشکال مختلف خوانده و صرف می شود : " چنانکه اگر فاعل باشد یسنو yasno  و اگر مفعول باشد یا منادی گردد به گونه ی یسنا yasna  و اگر اسم آلت باشد به گونه ی یسن yasn  و اگر مکان باشد به گونه ی یسنه  yasne  و اگر در حالت اضافت باشد به گونه ی یسنای  yasnaye  خوانده می شود ...[7]
حال باید دید که قراء کلمه ی یس را در قرآن به چه صورت هایی تلاوت کرده اند:
شیخ طبرسی در مجمع البیان که یکی از بزرگترین تفاسیر شیعه ی امامیه است ، و فخر رازی در تفسیرِ کبیر و زمخشری در کشاف که این جمله ، بزرگترین مفسرانِ اهل جماعت اند ، درباره ی کلمه ی یس و قرائتِ آن چنین نوشته اند که : " کلبی " ، محدث و قاریِ معروفِ عامه ، یس را به رفعِ نون خوانده است ، یعنی به گونه ی " یسنو " یا به صورت " یاسینو " و این صورت گونه ی فاعلی ِ یسنا است.
" ثقفی " که از قراءِ معروفِ سواد عراق است یس را به فتحِ نون خوانده است ؛ یعنی به گونه ی " یسنَ " [8] و این گونه ی منادا یا حالتِ مفعولیِ کلمه ی یسنا است ... و بر حسبِ روایتِ قواس و بزی و اسمعیل ، ابوجعفر و ابوعمره و حمزه و ابن کثیر و نافع بر خلافِ اظهار نون خوانده اند ، یعنی به گونه ی " یس " ، و این صورتِ مرخمِ کلمه ی یسنا است ...
ابن السمال ، یس را در قرآن به کسرِ نون خوانده است ؛ یعنی به گونه ی " یسنه "[9] و یسنه با این تفسیر اسم مکان است ... بوعلی ، نیکوترین قرائت یاسین را بر این وجه دانسته است که فتحه ی نون را به کسره امالت دهند یهنی به گونه ی " یسنای " و این صورت مظابق است با حالتِ اضافیِ کلمه ی یسنا ... و نیز جمعی از قراء حرفِ اولِ کلمه ی یس را با فتحه خوانده اند و بعضی با الف مقرون ساخته اند و به گونه ی " یاسین " دانسته اند و عده ای دیگر از محدثین ، وجه اول را تأیید کرده و روایت می کنند که پیغمبر این کلمه را به صورت " یسنا " قرائت فرمود.
نافع ، که از قراءِ معروف است نیز بر این عقیده بوده و به گونه ی " یسنه " خوانده است.
درباره ی معنای کلمه ی یسنا آنچه بر نگارنده معلوم است این است که یسنا ، نامِ خداست و مخففِ کلمه ی " یس تانا " می باشد و کلمه ی یزدان است که بر حسبِ باورِ ایرانیانِ عهدِ ساسانی ، نامِ خدای یکتا می باشد.[10]
زرتشت کتابِ خود را به نام خدا نامیده است و آن را یسنا خوانده ، یا خدا به وی الهام کرده است. اما در طولِ زمان این کلمه نامِ خاصِ کتابِ وی شده است و ورودِ آن بر سرِ یکی از سوره های قرآن گویای همین مفهوم است. چراکه آنچه مسلم است این است که جمله ی " یس و القرآن الحکیم " یعنی " یسنا و قرآن " ، به این منظور که آیینِ زرتشت  و آیینِ محمد و نسبتی که در میان این دو دین در نظر است ، و نظریه ای که قرآن را درباره ی کتابِ زرتشت است ، و این دو کتاب آسمانی که یکی معطوف و آن دگری معطوف علیه است در مجموع عنوانِ این سوره اند ، زیرا در این سوره آنچه ذکر شده است مطالب و مناظر و نظریاتی است بر روی افکار و آراء و کاراکترِ نژادِ آریایی ، یا دودمان های ایرانی که همچنین در یسنای زرتشت نیز ایراد شده اند است و در ضمن مفیدِ رسمیتِ زرتشت و کتابِ اوست ، چنانکه ذکرِ تورات رسمیتِ دین موسی است...
(این مکتوب ادامه دارد.)

------------
[1].مقاله ی " آیین در ایران " ، مندرج در یادنامه ی دینشاه ایرانی ، صفحه ی 74.
[2].یادنامه ی دینشاه ایرانی ، مقاله ی انگلیسیِ پروفسور رضوی تحت عنوان " دین اسلام و دین زرتشتی " که ترجمه ی انگلیسی نامه را منتشر کرده است.
[3].رجوع کنید به توحید الائمه ، چاپ دهلی.
*:دکتر فریدون بدره ای ، کوروش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق.
[4].ملل آریایی
[5].یعنی: Yâsna
.
[6].در زبان پهلوی ، اسم صرف مفصل ندارد ، فقط در زبان اوستایی و پارسی باستان است که اسم به هشت گونه صرف می شود.
[7].ما در باب درستی یا نادرستی این مطالب از لحاظ گرامرِ زبان های باستانیِ ایران هیچ گونه اظهار نظری نمی کنیم تنها می گوییم این مطلب پر هم غلط نیست.
[8].  Yasna
.
[9]. .Yasne
[10].کلمه ی Yasna
 تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد ، به معنای " ستایش و پرستش " است. اصل این کلمه معادل است با Yajna  سانسکریت Yazeshn پهلوی ، بنیان کلمه ی یسن فعل ِ Yaz – اوستایی است که با Yaj سانسکریت و Yad فارسی باستان و Yashtan پهلوی برابر است ، یزدان از همین ریشه است.

------------
برگرفته از:
حکمت الهی زرتشت ، تألیف دکتر دالا.
کیانیان و مزدا پرستی در ایران قدیم تألیف ارتور کریستین سن ترجمه ی ذبیح الله صفا ، دانشگاه تهران 1336.
یادنامه ی دینشاه ایرانی
مقاله ی انگلیسیِ پروفسور رضوی تحت عنوان " دین اسلام و دین زرتشتی "
توحید الائمه ، چاپ دهلی
 کتاب کوروش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق.
مذاهب بزرگ ، تألیف امانوئل اژرتر ترجمه ی احمد تاج بخش ، تهران 1328.
یکتاپرستی در ایران باستان ، تألیف سرگرد اورنگ ، چاپ دوم ، تهران 1336.
دین قدیم زرتشتی ، تألیف مولتن.
مجمع البیان فی التفسیر القرآن ، تألیف شیخ طبرسی دو مجلد ، چاپ سنگی.
قرآن مجید ، با ترجمه ی ابوالقاسم پاینده.
تاریخ القرآن المجید ، سید محمد علی تقوی ، تهران.
یسنا ، جلد اول ، تفسیر و تألیفِ پور داوود از نفقه ی پشوتن مارکر ، بمبئی 1938 
مزدا پرستی در ایران قدیم ، تألیف آرتور کریستن سن ، ترجمه ی دکتر ذبیح الله صفا ، دانشگاه تهران 1336.
تفسیر اثنی عشری ، تألیف حسین بت احمد الحسینی الشاه عبدالعظیمی جلد نهم ؛ تهران 1378 قمری.
تفسیر آیات القرآن الحکیم ، به اهتمام کیکاووس ملک منصور ، تهران 1334.
فارسنامه ی ابن البلخی به سعی و اهتمام لسترنج و نیکلسون کمبریج 1921 مسیحی.
دیوان دین ، تألیف حبیب الله نوبخت ، تهران 1334.
پارسیان اهل کتابند ، طاهر رضوی ، بمبئی 1936 مسیحی.

 

نویساد پرس لیت: با سپاس از نویسنده و شاعر خوبمان رضا بی شتاب

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست