مهتاب خواهد شد

ویدا فرهودی

 

سِـترون بسترت ای شب زمَـه سیراب خواهد شد

عقیم  ِ وَهــم، آبستن از آ ن مهتاب خواهد شد

 

اگر یک چند در یغما، فروخفتند اخترها

قیامت گونه بالینت، مزار ِ خواب خواهد شد

 

ستاره با  شهاب ثاقب و با مـَه چو آمیزد

پلاسین معجر یلدا، حریری ناب خواهد شد

 

به هر گامی که بر داری به سوی شهر هشیاری

بدین مژده، ترا فانوس  ِ ره شبتاب خواهد شد

 

به تهدیدی مکن تمکین، ز محصوری مشو غمگین

که گر خواهی! رها سرداب  از ارعاب خواهد شد

 

دمار از مکر ِزندانبان برآرد خسته ی زندان

قفس چون بشکند، باری، پریدن باب خواهد شد

 

و بی پروا به آزادی، کند پرواز چون شادی

دعای تک تک شوریدگان ایجاب خواهد شد

 

عبوس زُهـد در پستو، عطش ها را نخواهد کشت

به حکم عاشقان  میخانه خود محراب خواهد شد

 

در این ابری ترین دوران ،رها سازی اگر حرمان

دل سنگین ماتم هـم، به همت آب خواهد شد

 

و حتا در دل افسانه ها بینی که تهمینه

جوان از دیدن ِ بیداری ِ سهراب خواهد شد

 

بدین شکرانه پس ای شب، خموشی را مـده مهلت

بخوان مه را به بالینت! بخوان! مهتاب خواهد شد

 

ویدا فرهودی

تابستان ۱۳۸۷

برگرفته از:

http://www.asre-nou.net/1387/mordad/23/m-shab.html

 

 

www.perslit.com