تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ - ۱ مارس ۲۰۱۸

ناشناس؛ آوازخوان سرشناسی که هنرش را از پدر پنهان کرده بود

سهراب سیرت / بی‌بی‌سی
ناشناس

"ناشناس" نام هنری آوازخوانی است که وقتی شروع به آوازخوانی کرد، آن را از خانواده‌اش پنهان کرده بود. صادق فطرت "ناشناس" اما به یکی از سرشناس‌‌ترین و محبوب‌ترین آوازخوانان افغانستان مبدل شد.

او متعلق به یک خانواده محافظه‌کار و مذهبی در قندهار در جنوب افغانستان بود و می‌گوید از پدرش که روحانی بود، می‌ترسید. او فکر می‌کرد پدر مانع آوازخوانی‌اش خواهد شد. پدری که سال‌ها بعدش از طرفداران آواز او شد.

در زمانی که "ناشناس" به آوازخوانی شروع کرد و آهنگ‌هایش فقط از طریق رادیو افغانستان پخش می‌شد، موسیقی و آوازخوانی در جامعه سنتی افغانستان از نظر خیلی‌ها تابو و آمیخته با "شرمساری" و "بدنامی" بود.

صادق فطرت ناشناس که حالا ۸۳ ساله است و در لندن زندگی می‌کند، یکی از پرطرفدارترین آوازخوانان افغانستان در میان دو نسل اخیر این کشور است. دکترای ادبیات دارد، موسیقی را در هند فراگرفته است.

او پس از سال‌ها انزوا، با کتابی درباره ترانه‌ها و شعرهایی که بر آن آهنگ ساخته است، در محافل فرهنگی در لندن ظاهر شد.

کتاب او "نیم‌قرن با ترانه‌های ناشناس" در چند روز گذشته در دو برنامه جداگانه در لندن رونمایی شد. یکی از برنامه‌هایش از سوی سفارت افغانستان در لندن و کانون فرهنگی بخارا برگزار شده بود که تعداد زیادی از افغان‌های مقیم بریتانیا در آن شرکت کرده بودند و سالن کوچک بخارا در غرب لندن پر شده بود از کسانی که برخی از آنها سال‌ها منتظر دیدار ناشناس از نزدیک بودند.

ناشناس

ناشناس در یک خانواده سنتی پشتون به دنیا آمد و زبان اولش هم پشتوست ولی به گفته خودش هفتاد در صد آهنگ‌هایش به زبان فارسی است و اگر چه محبوبیتش محدود به طبقه خاصی نیست، بیشتر علاقه‌مندانش هم فارسی‌زبانان هستند.

او در کتابش تمام ترانه‌ها و شعرهای آهنگ‌هایش به زبان‌های فارسی، پشتو و اردو را گردآورده است و درباره مفاهیمی که در شعرها و ترانه‌ها وجود دارد توضیح و حاشیه نوشته است. همچنین در چندین صفحه درباره خاطرات کودکی‌اش در قندهار، شروع کارش و چالش‌هایی که در آغاز راه با آن مواجه بوده نوشته است و سرودهایی از خودش را هم در این کتاب جا داده است.

ناشناس روی اشعار برخی از معروف‌ترین شاعران زبان فارسی از جمله مولانا، حافظ، بیدل و شهریار آهنگ ساخته است.

از زمزمه‌های زنان در قندهار تا اوج شهرت

ناشناس می‌گوید نخستین بار در کودکی زمانی که چهار سال داشته، زمزمه‌های زنان در قندهار را شنیده و از آن زمان به بعد با موسیقی انس گرفته است. زنان به طور سنتی، زمانی که مردان خانواده نمی‌بودند، پشت بام خانه گرد می‌آمدند و با دایره آواز می‌خواندند. این سنت هنوز هم در برخی روستاهای افغانستان مروج است.

آقای ناشناس در باره شروع آوازخوانی‌اش می‌گوید:"روزی با خود زمزمه می‌کردم که مادرم گفت پیشتر چیزی را می‌خواندی همان را دوباره تکرار کن. در مکتب(مدرسه) زمزمه‌هایی می کردم و آهسته آهسته در کنفرانس‌های مکتب شرکت کرده و بعد در رادیو پایم کشانده شد."

پدرش که حافظ قرآن بود و مردم او را "مولوی" (آخند) خطاب می‌کردند، از طریق رادیو به صدای "ناشناس" گوش می‌داد اما نمی‌دانست که او پسر خودش است.

ناشناس

صادق فطرت ناشناس در برنامه رونمایی کتاب "نیم‌قرن با ترانه‌های ناشناس" در لندن با استقبال فراوانی روبرو شد

ناشناس می‌گوید، از پدرش می‌ترسید و فکر می‌کرد پدر مخالف موسیقی است و به همین دلیل از او آوازخوانی‌اش را پنهان کرده بود. روزی در حالی که صدای ناشناس از رادیو بلند بوده، خطاب به صادق آن زمان گفته: "این فرد هر کسی که هست آب هندوستان را خورده است."

آقای ناشناس می‌گوید، بالاخره چهار سال بعد از شروع آوازخوانی‌، پدرش از طریق یکی از همکارانش دریافت که "ناشناس" اوست.

او می‌گوید: "شب که خانه آمد مرا خواست و گفت اول این که چرا راز خانه‌ام را چهار سال بعد یک همکار به من باید بگوید. من گفتم شما مخالف موسیقی هستید و پدرم گفت من مخالف موسیقی نیستم. من مخالف فرهنگ عقب مانده پشتون‌ها و قندهاری‌ها هستم که به خاطر آوازخوانی برایت طعنه می‌زنند و تو آدم حساسی هستی و شب‌ها به خاطر آن خوابت نخواهد برد."

اما ناشناس با پدر استدلال می‌کند و به کارش همچنان ادامه می‌دهد و بالاخره به یکی از معروف‌ترین آوازخوان‌های افغانستان بدل می‌شود.

پس از آن که نخستین بار تلویزیون ملی در سال ۱۳۵۵ خورشیدی به نشرات آغاز کرد، آهنگ‌هایی از او هم در تلویزیون نشر شد و برای نخستین بار مخاطبان ناشناس با چهره او آشنا شدند.

کارنامه و زندگی ناشناس برای آوازخوانانی از نسل‌ امروز موسیقی افغانستان هم الهام‌بخش بوده است.

داوود سرخوش، از آوازخوانان معروف افغانستان می‌گوید زمانی که فقط هفت سال داشت با ناشناس آشنا شد و او از آوازخوانان محبوبش بود. آقای سرخوش ناشناس را آوازخوانی تاثیرگذار در موسیقی افغانستان می‌داند و می‌گوید:"ناشناس از کسانی بود که فضای ذهنی و برداشت مرا نسبت به موسیقی افغانستان تغییر داد. او از هنرمندان محترم افغانستان است."

ناشناس

صادق فطرت "ناشناس" در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ به یکی از سرشناس‌‌ترین و محبوب‌ترین آوازخوانان افغانستان مبدل شد

سرخوش که در سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۱ در پاکستان به سر می‌برد و درگیر کارهای فرهنگی در آنجا بود، می‌گوید آهنگ‌های فارسی، اردو و پشتوی ناشناس نه تنها در افغانستان بلکه در پاکستان هم شنونده داشت و در رادیو پخش می‌شد.

به باور برخی از کارشناسان موسیقی افغانستان، شهرت و محبوبیت ناشناس پس از ظهور آوازخوانان موفق دیگر از جمله احمد ظاهر در دهه ۱۳۵۰ تا حدودی تحت الشعاع قرار گرفت و او دیگر یکه‌تاز میدان نبود.

ناشناس اما بعد از مهاجرتش به بریتانیا هم کار زیادی بیرون نداد و سال‌ها در انزوا به سر برد.

کارنامه آوازخوانی

برای بسیاری‌هایی که در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۷۰ در افغانستان آهنگ‌های صادق فطرت ناشناس را می‌شنیدند و طرفدار سرسخت او بودند، حالا "ناشناس" یک نستالژی است.

اما دلیل این محبوبیت و شهرت پنجاه ساله ناشناس در میان حد اقل دو نسل چیست؟

وحید قاسمی، آوازخوان و آهنگساز مطرح افغانستان که در زمینه موسیقی این کشور تحقیقاتی هم انجام داده است، می‌گوید جدا از این که ناشناس در انتخاب شعر دقت فراوان و سلیقه خوبی داشته است، در اوج شهرت سایگل یک هنرمندی هندی محبوب در افغانستان، به شیوه و حتی تقلید از او به آوازخوانی پرداخت و صدای ناشناس هم به او شباهت زیادی داشت.

ناشناس خودش هم به تاثیرپذیری‌اش از موسیقی هندی معترف است و می‌گوید موسیقی را در هند فراگرفته و بی‌گمان که موسیقی هندی رویش تاثیر زیادی گذاشته است.

آقای قاسمی اما آهنگ‌های ناشناس را به سه‌ بخش دسته‌بندی می‌کند. دسته اول بازخوانی آهنگ‌های هندی اما با اشعار فارسی و پشتو. دسته دوم، آهنگ‌هایی که خودش آن را ساخته است و دسته سوم هم آهنگ‌های سنتی و محلی افغانستان.

وحید قاسمی می‌گوید:"به این اساس کسانی که علاقمند آهنگ‌های هندی بودند هم ناشناس را پسندیدند و گروهی که آهنگ‌های محلی را دوست داشتند، آنها هم به طرفداران ناشناس تبدیل شدند و همچنین کسانی که به شعر و ترانه در موسیقی اهمیت می‌دادند.

وقتی از آقای ناشناس پرسیدم که دلیل این که پس از مهاجرتش به بریتانیا کنسرت‌های زیادی برگزار نکرده، خیلی فعال نبوده و تا حدودی در انزوا به سر می‌برده است چه بوده است. او بدون این که پاسخ ساده‌تری بدهد این دو بیت از بیدل را برایم خواند:

با نگاهی چو شرر قانع پیدایی

باش تا ترا در نظر خلق مکرر نکند

*

وداع خودنمایی کن ز ننگ ذرگی مگذر

چو گم گشتی به چشم هر که آیی آفتاب آیی

.http://www.bbc.com/persian/arts-43214917
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست