دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
    سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۳
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

سیمین بهبهانی در سی‌سی‌یو
سیمین بهبهانی در بخش سی‌سی‌یو بستری شد.

علی بهبهانی – پسر این شاعر – در این‌باره به ایسنا گفت: صبح یکشنبه (10 شهریور) که از بوداپست برگشتیم، حال خانم بهبهانی بحرانی شد و ایشان را به بیمارستان رساندیم. فشردگی برنامه‌های سفر خیلی فشار آورد. در حال حاضر، ضربان قلب‌شان نامنظم است و مقداری خون‌ریزی دارند.
او ابراز امیدواری کرد، این شاعر تا پس‌فردا (چهارشنبه) به بخش عمومی منتقل شود.
سیمین بهبهانی به تازگی جایزه‌ی «یانوس پانونیوس» را که عمدتا در حوزه‌ی شعر اهدا می‌شود، در بوداپست و از گزاسوچ – دبیرکل انجمن قلم مجارستان – دریافت کرده است.
این شاعر هم‌اکنون در بخش سی‌سی‌یوی بیمارستان آراد تهران بستری است.

2

چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۲ تهران ۲۳:۲۴ - ۴ سپتامبر ۲۰۱۳
این خبر از صفحۀ انتشارات بوتیمار برگرفته ایم:

وضعیت جسمی سیمین بهبهانی بانوی غزل خوب است
دوستان امروز موفق شدیم با منزل خانم سیمین بهبهانی تماس بگیریم، دختر ایشان پاسخ دادند و گفتندخوشبختانه حال بانوی یگانه غزل فارسی پس از مرخص شدن از بیمارستان و استراحت در منزل بهبود مشهودی پیدا کرده و خوشبختانه ایشان در حال حاضر اوضاع جسمی پایداری دارند.
این خبر را جهت اطلاع کلیه علاقه مندان که این روزها به دلیل وخیم شدن وضعیت جسمی خانم بهبهانی پس از بازگشت از سفر نگرانی هایی داشتند اعلام کرده ایم.
به همراه شعری از ایشان.
*
شانه‌ي فيروزه خواهد گيسوي همچون کمانم
گرچه اکنون قصه سازِ «جُم جُمک برگ خزانم»
شانه‌ي فيروزه بنگر دوستانم با چه آيين
- تا بترکد چشم دشمن- مي فرستند ارمغانم.
گل فشاني هاي ما را کور دل معنا نداند
من به راه عاشقان همراه گل دل مي فشانم.
بوسه بخشي هاي ما را آفتابي باعث آمد
پوست مي تَرْکد زشادي، مي پراشد ناردانم.
هيچ ظلمت، هيچ تهمت در حريمم ره ندارد
نوربخش و پاکدامن، آفتاب و آسمانم
تاجي از دل هاي عاشق بر سرِ گيسو نهادم
زان که خود عاشق ترين در حلقه‌ي عاشق ترانم
از پي دل رفتم و دنبال هر باطل نرفتم
هرچه دل گفت: «آن بگو» نا گفته آمد بر زبانم
عشق در من کرده گُل، گر سنگسارم کرد بايد
تن هدف کردم؛ بيا تا سنگ را در گُل نشانم.
گرچه مي داند که خواهندش بُريد امروز و فردا
شانه‌ي فيروزه خواهد گيسوي همچون کمانم

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست