دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
    سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۳
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

جخ امروز از مادر نزاده ام

احمد شاملو

جخ امروز از مادر نزاده ام

نه
عمر جهان بر من گذشته است.
نزدیک ترین خاطره ام خاطره ي قرن هاست.
بارها به خون مان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دست آورد کشتار
نانپاره ي بی قاتق سفره ي بی برکت ما بود.
اعراب فریب ام دادند
برج موریانه را به دستان پر پینه ی خویش بر ایشان در گشودم،
مرا و همه گان را بر نطع سیاه نشاندند و
گردن زدند.
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که رافضی ام دانستند.
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آ نگاه قرار نهادند که ما و برادران مان یک دیگر را بکشیم و
این
کوتاه ترین طریق وصول به بهشت بود!
به یاد آر
که تنها دست آورد کشتار
جلپاره ي بی قدر عورت ما بود.
خوش بینی برادرت تُرکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهت من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همه گان را گردن زدند.
یوغ ورزاو بر گردن مان نهادند.
گاوآهن بر ما بستند
بر گُرده مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند
که بازمانده گان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچ غریب را به یاد آر
از غُربتی به غُربت دیگر،
تا جست وجوي ایمان
تنها فضیلت ما باشد.
به یاد آر:
تاریخ ما بی قراري بود
نه باوري
نه وطنی.

نه،
جخ امروز
از مادر
نزاده ام.

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست