تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید پنجشنبه ۲ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۲ مارس ۲۰۱۸

داریوش شایگان؛ راز ایرانی بودن و ایرانی نبودن

علی جیحون / منتقد هنری

شنبه ۴ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۴ مارس ۲۰۱۸

شایگان

شایگان از همان کودکی با زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون آشنا شد و این محیط چندزبانه و چندتکه، که بعدها با سفر به کشورهای مختلف و آموختن فرهنگ‌های دیگر تکمیل شد، راه‌های زندگی او را شکل داد.

داریوش شایگان که روز پنج شنبه پس از یک دوره بیماری، در هشتاد و سه سالگی در تهران درگذشت، به گفته خودش، نه فیلسوف، بلکه سالک فرهنگ‌های جهان بود.

او از همان کودکی با زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون آشنا شد و این محیط چندزبانه و چندتکه، که بعدها با سفر به کشورهای مختلف و آموختن فرهنگ‌های دیگر تکمیل شد، راه‌های زندگی او را شکل داد.

داریوش شایگان که در بهمن ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد، پدرش تاجر آذربایجانی بود و مادرش از خانواده سرداران بزرگ گرجستان که از فرهنگ روسی-قفقازی تغذیه شده بود و به سه زبان گرجی و روسی و ترکی عثمانی سخن می‌گفت.

خاله و مادر شایگان به زبان گرجی با یکدیگر صحبت می‌کردند، پدر و مادر شایگان به زبان ترکی. شایگان دایه‌ای روس‌ داشت که به روسی با او حرف می‌زد و پدر شایگان نیز اصرار داشت که با پسرش فارسی سخن بگوید. علاوه بر این شایگان به مدرسه‌ای فرانسه‌زبان رفت و زبان فرانسه را بسیار زود آموخت.

با این حال، هویت اصلی شایگان، به زبان فارسی گره خورده بود. او در گفت‌وگو با رامین جهانبگلو در کتاب "زیر آسمان‌های جهان" در این باره می‌گوید: "پدرم نوعی پرستش شبه مذهبی نسبت به این زبان (فارسی) داشت که آن را به من نیز منتقل کرد."

زیر آسمانهای جهان؛ گفتگوی رامین جهانبگلو با داریوش شایگان

زیر آسمانهای جهان؛ گفتگوی رامین جهانبگلو با داریوش شایگان

شایگان در کودکی فقط با زبان‌های مختلف آشنا نشد، بلکه از همان کودکی دریافت که در جهان مذاهب و قوم‌های مختلف وجود دارند و در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.

علاوه بر داشتن پدری شیعه و مادری سنی‌مذهب، شایگان در مدرسه فرانسوی‌زبان سن لوئی که از سوی کشیشان لازاری اداره می‌شد، با ارامنه، آسوری ها و یهودیان هم آشنا شد.

آشنایی با زبان‌ها و قوم‌های مختلف، آشنایی با لهجه‌های گوناگون را در پی داشت و نیز فهمیدن دو تلقی کاملا متضاد از لهجه‌ها: از یک سو، جنبه زیبایی‌شناسی و گوش‌نوازی صداها برایش جالب بود، از سوی دیگر فهمید که لهجه‌ نشانگر طبقه، فرهنگ، تربیت و هر آن چیزی است که می‌تواند قدر انسان را بر اساس مد روز، افزایش دهد یا بکاهد.

شایگان با این که در کودکی، جهان کوچک شده‌ای در پیرامونش داشت، اما از سفر به دور جهان نیز بازنماند. سفر برای شایگان، نوعی "غواصی در جغرافیای روح" بود، زیرا پس از هر سفر درک او به ویژه درک از جهان ایرانی تغییری محسوس می‌کرد. برای شایگان ایرانی بودن مستلزم "شیوه خاصی از بودن" بود، مستلزم "طرز خاصی از دیدن جهان". بنابراین بر اساس عقیده او، ایرانی بودن به معنای "ایرانی بودن و در عین حال ایرانی نبودن" بود.

اولین بار که به خارج از ایران سفر کرد، سال ۱۳۲۹ بود؛ ایتالیا را درنوردید و سپس به سوئیس رفت و سرانجام پاریس را دید. پس از این سفر بود که شایگان دبیرستان را در ایران به پایان نرساند و در پانزده سالگی رهسپار انگلستان شد. خود می‌گوید تجربه زندگی در این کشور، از چند نظر برایش مهم بود. شایگان که در کودکی "در محاصره توجهات بیکران" قرار داشت، در انگلستان بود که آزادی از خانواده و "همه پیوندهای عاطفی" را تجربه کرد.

علاوه بر این، در انگلستان بود که او "روش، یا دقت و وضوح و پایبندی به داده‌ها" را آموخت. همچنین سال‌های انگلستان، دوران آموختن موسیقی بود، گرچه بعدها "کمتر و کمتر" به موسیقی گوش داد و "سکوت را دوست‌تر" داشت.

چهار سال در انگلستان ماند و تابستانها به ایران می‌آمد: "اولین باری که به ایران بازگشتم، تکان ناشی از دیدن تفاوت بین این دو جهان برایم سخت سهمگین بود."

طباطبایی

شایگان با "نمایندگان معنویت ایران" رابطه برقرار کرد: محمدحسین طباطبایی معروف به "علامه طباطبایی"، ابوالحسن رفیعی قزوینی، مهدی الهی قمشه‌ای و جلال‌الدین آشتیانی. با وجود رابطه با این روحانیون، شایگان خود را نه اسلام‌شناس می‌دانست و نه هندشناس، بلکه می‌خواست "متفکری آزاد از بند همه تعلقات حرفه‌ای" باشد

سپس به ژنو رفت تا پزشکی بخواند. اما پس از یک ترم، دریافت که "نه جسارت و میل به این کار و از آن مهمتر، نه شوق و رسالت آن را" دارد. در واقع در اینجا بود که شناخت علوم انسانی و هنر و ادبیات برای شایگان جدی‌تر شد.

شایگان در کلاس‌های مختلف شرکت می‌کرد و "از برکت وجود" خواهرش نیز با جهان باله آشنا شد. همزمان به شعر نیز روی آورد: "در آن زمان شعرهای بسیار بدی می‌سرودم." اما مهمترین تأثیری که شعر بر او گذاشت، تقویت نثر او بود: "این توجه من به شعر، با کشف امکانات نثر فرانسه همراه بود."

آشنایی با ژان هربر، که در آن زمان در دانشگاه درس‌هایی درباره اساطیر هند می‌داد، او را با "نبوغ حماسی هند" آشنا کرد، اما باید هند را "از درون" می‌شناخت. به همین دلیل به مدت دو سال، به کلاس‌های سانسکریت هانری فرای رفت.

در بازگشت به تهران، با برهمن ایندوشکر، استاد زبان سانسکریت دانشگاه تهران آشنا شد. دو سال و نیم نیز نزد او سانسکریت و ادبیات هند خواند. با تلاش برهمن ایندوشکر، زمانی که می خواست ایران را ترک کند، شایگان تدریس سانسکریت در دانشگاه تهران را آغاز کرد. آن زمان شایگان فقط ۲۵ سال داشت.

در همان زمان بود که با هانری کربن آشنا شد و پژوهش وسیعی درباره فلسفه هند آغاز کرد که در سال ۱۳۴۶ در قالب کتابی دوجلدی با عنوان "ادیان و مکتب های فلسفی هند" منتشر کرد. با وجود اهمیت این کتاب در زبان فارسی، خود شایگان در مقدمه تأکید می‌کند که "این کتاب فقط مدخل و مقدمه‌ای برای آشنایی با ادیان و مکتب های حکمی هندی است."

اما پیش از انتشار این کتاب، شایگان یک دوره "استغراق و مراقبه" را پس از اقامت در ژنو در ایران گذرانده بود؛ از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵ که با تحقیقات درباره فلسفه هند آغاز شد و با پژوهش تطبیقی درباره اسلام و هند پایان یافت: "هفت سال تمام از غرب بریدم و فضای سینه‌ام را از هوای جاودانه پیران فرزانه‌مان پر کردم."

در این سالها شایگان با "نمایندگان معنویت ایران" رابطه برقرار کرد: محمدحسین طباطبایی معروف به "علامه طباطبایی"، ابوالحسن رفیعی قزوینی، مهدی الهی قمشه‌ای و جلال‌الدین آشتیانی. با وجود رابطه با این روحانیون، شایگان خود را نه اسلام‌شناس می‌دانست و نه هندشناس، بلکه می‌خواست "متفکری آزاد از بند همه تعلقات حرفه‌ای" باشد.

شایگان همچنین از اواخر دهه چهل با محیط روشنفکری ایران آشنا شد و با برخی از نویسندگان و هنرمندان رابطه دوستانه برقرار کرد. او در جایی از "سرخوردگی اجتناب‌ناپذیری" که گاهی از این دوستی‌ها ناشی می‌شد، سخن گفته است: "آنچه بعدها درباره تقدیر تاریخی تمدن‌هایمان، درباره جنبه تاریک‌اندیشی روشنفکر و درباره نگاه شکسته متفکران‌مان گفته و نوشته‌ام، بی‌تردید از این تجربه برآمده است."

با این حال، شایگان در خانه دوستش، امیرحسین جهانبگلو در جلسات احمد فردید، از چهره‌های جنجالی روشنفکری ایران شرکت می‌کرد: "فردید یک آشوبگر مادرزاد بود، در او جرقه‌هایی از نبوغ و کینه‌ای عمیق وجود داشت که به خلق و خویش جنبه‌ای ترحم‌انگیز می‌بخشید."

بسیاری کتاب "آسیا در برابر غرب" را در ادامه "غربزدگی" جلال آل احمد می‌دانند، که خود از پیروان فردید بود. شایگان در "آسیا در برابر غرب" می‌نویسد: "غربزدگی نه فقط جهل نسبت به غرب و ناآگاهی به تقدیر تاریخی خودمان است، بلکه همراه با بیگانگی از خودمان نیز است." در همین دوران بود که احسان نراقی، از همنسلان شایگان، کتاب "آنچه خود داشت" را منتشر کرد.

شایگان با وجود آنکه چند دوره ‌ پرتلاطم، نظیر شهریور ۲۰، کودتای ۲۸ مرداد و انقلاب را تجربه کرده بود، آن طور که خود گفته، هیچ‌گاه تعهد به مرامی سیاسی نداشت: "مگر در دوران انقلاب ایران که برای یک ماه سیاسی شدم."

رامین جهانبگلو، پژوهشگر، در این باره در گفت‌وگویی گفته است: "انقلاب باعث یک تغییر اساسی در اندیشه‌ی داریوش شایگان شد. پیش از انقلاب، نزدیکی او به بزرگانِ اسلام سنتی باعث شده بود که او بیشتر با سویه‌‌ غیرسیاسی و آرام اسلام آشنا شود. پس از انقلاب او به مطالعه‌ گسترده در آثار طرفداران اسلام سیاسی پرداخت و متوجه تفاوت بنیادین آرای آنها با امثال علامه آشتیانی و طباطبایی شد."

شایگان همچنین گفته بود که در کتاب "انقلاب مذهبی چیست" مسئله ایدئولوژی و رابطه آن با مذهب را بررسی کرد: "این امر به من فرصت داده است تا نه تنها روحیه غیر-عقلانی خودم را، که بر خلاف منافع طبقاتی‌ام عمل می‌کرد، دریابم، بلکه روحیه دوستانم را هم که در همین میدان مغناطیسی گرفتار و مجذوب شدند مطالعه کنم."

شایگان

شایگان که از سال ۱۳۴۶ برای گرفتن دکترایش از سوربن سالی چند بار به اروپا می‌آمد، پس از انقلاب، در دو کشور ایران و فرانسه زندگی می‌کرد. او درباره انتخاب فرانسه گفته بود: "فرانسه را از آن رو برگزیدم که با زبان و فرهنگ فرانسوی نزدیکی بسیار داشتم. این آشنایی تاحدی بار غربتم را سبک می‌کرد."

شایگان که از سال ۱۳۴۶ برای گرفتن دکترایش از سوربن سالی چند بار به اروپا می‌آمد، پس از انقلاب، در دو کشور ایران و فرانسه زندگی می‌کرد. او درباره انتخاب فرانسه گفته بود: "فرانسه را از آن رو برگزیدم که با زبان و فرهنگ فرانسوی نزدیکی بسیار داشتم. این آشنایی تاحدی بار غربتم را سبک می‌کرد."

با این که در فرانسه کتاب‌های او به چاپ می‌رسید و حتی با اهدای مدال فرانکوفونی از او قدرانی شد، اما خود گفته بود که آن احساسی را که در جوانی نسبت به فرانسوی‌ها داشت، بعدها از دست داد. با این حال از انحطاط فرانسه سخن نمی‌گفت، بلکه معتقد بود که اساسا کل اروپا از نظر همزیستی فرهنگ‌ها و نژادها عقب مانده است.

شایگان در سال‌های پس از انقلاب، بار دیگر با کتاب "هویت چهل تکه" بر سر زبان‌ها افتاد. او در این کتاب از پایان مشروعیت اعتقادات دیرینه خبر می‌دهد که مبدل به "غباری از تصورات پراکنده شده‌اند و هم اکنون در فضای فکری جهان شناورند." او می‌گوید که شرق و غرب و شمال و جنوب عمیقا رنگ باخته و جهان "به غایت متلون" شده و "ما خواه ناخواه در شرف تکوین انسان "چهل تکه" هستیم."

شایگان در سالهای پایانی عمر خود، به معرفی شاعران ایرانی به فرانسوی‌زبانان و شاعران و نویسندگان فرانسوی به ایرانیان پرداخت. آخرین کتابی که از او در فرانسه منتشر شد، کتاب "پنج اقلیم حضور" است که شاعرانگی ایرانی را در شعر پنج شاعر بزرگ ایرانی، فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ بررسی کرده است.

آخرین کتابهای شایگان به فارسی نیز کتاب‌هایی است که او درباره بودلر، شاعر بزرگ قرن نوزدهم فرانسه و مارسل پروست، نویسنده بزرگ اوایل قرن بیستم فرانسه نوشته است.

شایگان پیش از آن، مقالاتش درباره هنر را در کتابی با عنوان "در جست‌جوی فضاهای گمشده" منتشر کرده بود. او عمیقا معتقد بود که شناخت راستین یک فرهنگ، صرفا با درک آثار مکتوب و فلسفی و ادبی حاصل نمی‌شود، بلکه هنر جزء لاینفک فرهنگ است و "چه بسا هنرمندان بابصیرتی به مراتب عمیق تر و رساتر، از اسرار و رموز آن فرهنگ پرده برمی‌دارند."

http://www.bbc.com/persian/iran-43517378

داریوش شایگان، اندیشور و فیلسوف ایرانی، درگذشت

داریوش شایگان، یکی از بانفوذترین اندیشمندان ایران معاصر درگذشت. دکتر شایگان هندشناسی نامور بود که در عین احاطه بر فرهنگ و اندیشه غرب، با بنمایه‌های فرهنگ خاورزمین نیز آشنایی عمیق داشت. او هنگام مرگ ۸۴ سال داشت.

Iran Shayegan ist tot (Ilna)

داریوش شایگان هنگام مرگ ۸۴ ساله بود.

داریوش شایگان، ساعت ۷ و نیم بامداد امروز دوم فروردین (برابر ۲۲ مارس) در تهران درگذشت.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران آقای شایگان در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان فیروزگر فوت کرده است.

داریوش شایگان ۵ دی‌ماه در اتاق کارش در منزل خود در شمال تهران دچار سکته مغزی شد و به بیمارستان انتقال یافت و در سی‌سی‌یو زیر نظر قرار گرفت.

شایگان از مهمترین و بانفوذترین اندیشمندان و مؤلفان ایرانی در دهه آخر حکومت پهلوی بود. او بیشتر تحصیلات دانشگاهی خود را در فرانسه گذرانده بود و از کارشناسان معتبر هندشناسی شناخته می‌شد.

او با فرهنگ و تمدن غرب آشنایی نزدیک داشت، در عین حال به "معنویت شرق" دلبسته بود و اعتقاد داشت که کشورهای خاورزمین باید در برابر دنیای مادی غرب بر سنت‌های ارزشمند و ریشه‌های ستبر فرهنگی خود تکیه کنند.

شایگان رهیافت فلسفی خود را در نامدارترین اثر خود به نام "آسیا در برابر غرب" تشریح کرده است. این کتاب مناقشه‌انگیز برای برخی "صلای بازگشت شرق به خویشتن" است، اما برای منتقدان گمراهه‌ایست که شرق را به وادی سنت و تعصب کشاند و راه را برای مخالفت با زندگی و تفکر مدرن باز کرد.

شایگان پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ چندین سال در فرانسه زندگی می‌کرد، اما در سالهای اخیر به ایران برگشته بود.

او که بسیاری از آثار خود را به زبان فرانسوی نوشته است، بیشتر به فلسفه اخلاق توجه داشت؛ در ایران از حرمتی شایان برخوردار بود، اما فاصله خود را از حاکمیت اسلامی حفظ کرده بود و از امور سیاسی دوری می‌کرد.

مراسم تشییع پیکر داریوش شایگان هنوز اعلام نشده است.

داریوش شایگان در بهمن ماه ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمده بود و هنگام مرگ ۸۴ ساله بود.

http://www.dw.com/fa-ir/a-43077149

داریوش شایگان در ۸۳ سالگی درگذشت

۰۲/فروردین/۱۳۹۷

داریوش شایگان، نویسنده و فیلسوف، روز پنج‌شنبه دوم فرودین در ۸۳ سالگی در تهران درگذشت.

داریوش شایگان از پنجم بهمن ‌ماه گذشته که دچار سکته مغزی شد در بیمارستان فیروزگر تهران در اغما بود.

درگذشت این اندیشمند که پس از سال‌ها سکونت در فرانسه، در دهه ۱۳۷۰ به ایران بازگشت با واکنش‌های متعددی در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است. از جمله عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیامی توئیتری نوشت: «دغدغه هویت ایرانی - شرقی در زیست‌بوم جهان مدرن، دغدغه جدی داریوش شایگان بود».

از این نویسنده و فیلسوف ایرانی که ترجیح می‌داد به عنوان «متفکر آزاد» از او یاد شود آثار پرشماری به زبان‌های فارسی و فرانسه منتشر شده است که از جمله آنها می‌توان به «آسیا در برابر غرب»، «ادیان و مکتب‌های فلسفی هند»، «افسون زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار»، «زیر آسمان‌های جهان»، «بت‌های ذهنی و خاطره‌های ازلی»، «انقلاب دینی چیست؟»، «پنج اقلیم حضور»، «در جستجوی فضاهای گمشده»، «نگاه شکسته» و «فانوس جادویی زمان» اشاره کرد.

گفت‌وگوی سمیرا قرائی با رامین جهانبگلو درباره‌ی میراث داریوش شایگان

داریوش شایگان تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه فرانسوی‌زبان سن‌لویی در تهران گذرانده بود که چهر‌ه‌هایی چون صادق هدایت، نیما یوشیج و علی‌اکبر سیاسی نیز در آنجا تحصیل کرده بودند.

او سپس به فرانسه رفت و در سال ۱۹۶۸ از رساله دکتری‌اش درباره آیین هندو و عرفان اسلامی در دانشگاه سوربن پاریس دفاع کرد.

این اندیشمند سرشناس سپس به ایران بازگشت و در دهه ۱۳۵۰ به عنوان استاد هندشناسی‌ و فلسفه تطبیقی در دانشگاه‌ تهران‌ به تدریس پرداخت. او در همین سال‌ها مؤسسه‌ای به نام «مرکز ایرانی مطالعات تمدن‌ها» را نیز بنیان نهاد.

داریوش شایگان پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد اما پس از ۱۲ سال به کشور بازگشت.

داریوش شایگان چندین نشان و جایزه معتبر بین‌المللی کسب کرد که از جمله آنها می‌توان به نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه در سال ۲۰۰۲ و مدال عالی زبان و ادبیات فرانسه در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد.

داریوش شایگان بر این باور بود که «مدرنیته ما را دچار اسکیزوفرنی یا روان‌گسیختگی کرده است» چرا که به گفته او «مدرنیته نظام ارزشی خود را بر ما تحمیل کرده و ما در میان دو جهان بیگانه از یکدیگر به سر می‌بریم».

این دیدگاه و همچنین دیدگاه‌های او درباره تمدن غربی با انتقادهایی روبه‌رو شد. او از نخستین کتاب اصلی‌اش با عنوان «آسیا در غرب» تا یکی از آخرین آثارش «نگاه شکسته» نسبت به «نیهیلیسم نهفته در پسِ تمدن غربی» هشدار می‌داد و با اینکه از مظاهری همچون حکومت قانون، مسئولیت مدنی، آزادی و حقوق فردی ستایش می‌کرد با این حال از نادیده گرفته شدن «علم شهودی و حضوری در تفکر غربی» انتقاد می‌کرد.

به گفته منتقدان اندیشه‌های داریوش شایگان، پاسخ‌های او به بحران فلسفی – اجتماعی غرب و شرق «فاقد ماهیت مشخص» است و اساسا برزخی که او از آن سخن می‌گفت و ویژگی‌های «تفکر» و «تذکر» را که به غرب و شرق نسبت می‌داد از نگاه شماری از منتقدان او غیرفلسفی هستند.

با این حال او در گفت‌وگویی که حدود سه سال پیش از مرگش با نشریه «اندیشه پویا» داشت تصریح کرد: «نسل ما گند زد».

او در این گفت‌وگو ضمن انتقاد از «چپ‌زدگی شدید» و «قهرمان‌گرایی» خود و همفکرانش در دهه‌های چهل و پنجاه گفته بود: «ما از آسیای جنوب شرقی آن موقع جلوتر بودیم، ولی بعد آنها پیش افتادند و موفق‌تر شدند. علت عدم موفقیت ما به نظر من این است که ما شتاب تغییرات را تحمل نکردیم. حالا چرا؟ نمی‌دانم. همچنین ما روشنفکران آن دوره هم پرت بودیم و تحلیل درستی از جایگاه خود در جامعه و جامعه خود در جهان نداشتیم».

با این حال او در همان مصاحبه گفته بود: «نسل کنونی جوانان ایران، شعورشان از نسل ما بسیار بیشتر است، زیرا در دنیای دیگری زندگی می‌کنند. مخصوصاً زنان ایرانی بسیار جهش کرده‌اند».

https://www.radiofarda.com/a/29114874.html

نویسنده 'آسیا در برابر غرب' و 'پنج اقلیم حضور' درگذشت

شایگان

داریوش شایگان

داریوش شایگان، نویسنده، هندشناس و پژوهشگر ایرانی در بهمن ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران متولد شد. پدرش ایرانی و مادرش گرجستانی بود. او در مدرسه سن‌لویی به تحصیل پرداخت و بر زبان فرانسه تسلط کامل پیدا کرد. سپس به خارج از ایران به تحصیل پرداخت و در رشته هندشناسی مدرک دکترا گرفت و در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت.

داریوش شایگان که از پنجم بهمن‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) به علت سکته مغزی در بیمارستان فیروزگر تهران بستری بود، امروز پنجشنبه ۲ فروردین ساعت ۷:۳۰ دقیقه بامداد در همین بیمارستان در ۸۳ سالگی درگذشت.

عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در توییتی به مناسبت درگذشت شایگان نوشته است: هویت ایرانی - شرقی در زیست‌بوم جهان مدرن، دغدغه جدی داریوش شایگان بود.

علی دهباشی روزنامه‌نگار و از دوستان نزدیک شایگان به ایسنا گفته است که مراسم تشییع پیکر شایگان روز دوشنبه ششم فروردین در سرسرای مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار و پیکر او در قطعه هنرمندان به خاک سپرده خواهد شد.

از هستی‌شناسی ایران تا پل ارتباط تفکر شرق با غرب

داریوش شایگان از نظریه‌پردازان مهم در زمینه پیوندها و ارتباطات میان اندیشه‌های شرقی به خصوص هویت ایرانی و مفاهیم غربی بود.

آثار او هم به زبان فارسی و هم به زبان فرانسه از کتاب‌های مهم در زمینه فلسفه شرق و غرب و همچنین ادبیات به شمار می‌رود.

فرج سرکوهی، روزنامه‌نگار درباره در مقاله‌ای برای بی‌بی‌سی درباره داریوش شایگان می‌گوید: شایگان در دهه های چهل و پنجاه با انتشار دو کتاب آسیا در برابر غرب" و "بت‌های ذهنی و خاطره ازلی" از چهره های معروف موجی بود که در دو دهه آخر سلسله پهلوی به گرایش "بازگشت به سنت و هویت" معروف شد و در آماده کردن زمینه های نظری و فرهنگی انقلاب اسلامی نقشی موثر داشت.

شایگان

شایگان در مراسم ختم سیمین بهبانی در سال ۱۳۹۳

"پنج اقیلم حضور" هم از کتاب‌های مهم اوست. شایگان در کتاب "پنج اقلیم حضور" به پنج شاعر بزرگ فارسی زبان (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ) پرداخته است و از دید کارشناسان، در این کتاب بیشتر به بنیان‌های فکری این شاعران پرداخته است.

شایگان در این کتاب می‌گوید:"این پنج شاعر هر یک به تناسب نبوغ خاص خود، نماینده تبلور یک جریان بزرگ تبارشناسی فکری است که سبک و سیاق و شیوه منحصر به فرد را در بازتاب نحوه ویژه جهان‌شناسی خود در پیش می‌گیرد."

به باور او، "هر یک از این پنج شاعر بلندآوازه بازتابنده یکی از وجوه روح ایرانی است و منظومه‌ متشکل از مجموعه آنان که بر کل زندگی و جهان‌بینی ایرانی سایه گسترده، میان او و یک یک اقالیم حضورِ برساخته این شاعران، ارتباط پیوندی اسرارآمیز برقرار کرده است.»

رامین جهانبگلو، پژوهشگر فلسفه و سیاست که با بسیاری از شخصیت‌های سرشناس فلسفه و سیاست در جهان گفتگو کرده و بخش‌هایی از آنها را به صورت کتاب منتشر کرده، گفتگوی مفصلی با داریوش شایگان انجام داده است. کتاب این گفتگو در فارسی به نام زیرآسمان‌های جهان منتشر شده است. این کتاب سیر اندیشه آقای شایگان را نشان می‌دهد و درباره علاقه اوست به فلسفه، سنت و مذهب در شرق و ایران.

آقای جهانبگلو حدود یک ماه پیش که خبر سکته آقای شایگان منتشر شد، درباره تاثیر اندیشه‌های آقای شایگان بر فرهنگ به بی‌بی‌سی فارسی گفت که داریوش شایگان یکی از آخرین فلاسفه ایرانی است که پیوند میان سنت و تجدد را برقرار کرده و در همه آثار، نوشته‌ها و حضورش در جامعه فرهنگی غرب و جامعه روشنفکری ایران، با نگاهی چندبعدی، پل ارتباطی فرهنگ ایران با جهان بوده است.

شایگان

از راست: مجابی، محمود دولت‌آبادی و شایگان سال ۱۳۸۸

علاوه بر آثاری که به قلم شایگان نوشته شده، درباره او و دیدگاه و آثارش هم کتاب‌ها و مقالاتی به چاپ رسیده است.

از جمله سروش دباغ در نخستین مقاله کتاب "ترنم موزون حزن" با عنوان "داریوش شایگان، نقـد ایـدئولوژی و گفـت وگو در فراتاریخ" به برخی مفاهیم مطرح‌شده در آراء داریوش شایگان، از جمله مفاهیم "گفت و گو در فراتاریخی، هویت چهل تکه و ایدئولوژی شدن سنت" را بررسی کرده است.

آخرین کتاب داریوش شایگان سال گذشته با عنوان "فانوس جادویی زمان" به فارسی منتشر شد. این کتاب درباره مارسل پروست، نویسنده فرانسوی و کتاب او (در جست‌وجوی زمان از دست رفته) است و در تهران منتشر شد.

شایگان در مقدمه این کتاب گفته است که، هدفش از نوشتن این کتاب "تشریح و تفسیر تاملات پیچیده مارسل پروست در شاهکارش، رمان در جستجوی زمان از دست رفته" است.

آثار مهم داریوش شایگان

  • فانوس جادویی زمان
  • پنج اقلیم حضور
  • آسیا در برابر غرب
  • ادیان و مکتب‌های فلسفی هند
  • بت‌های ذهنی و خاطره‌های ازلی
  • تصوف و هندوئیسم
  • در جستجوی فضاهای گمشده
  • آمیزش افق‌ها
  • انقلاب دینی چیست؟
  • افسون‌زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار
  • نگاه شکسته
  • سرزمین سراب‌ها
  • در جستجوی فضاهای گمشده
  • بینش اساطیری
  • آسیا در برابر غرب
  • جنون هشیاری (ترجمه)
  • زیر آسمان‌های جهان (گفتگوی رامین جهانبگلو و شایگان)

شایگان

داریوش شایگان در سن ۸۳ سالگی درگذشت

جوایز مهم و افتخارات

  • مدال معتبر فرانکو فونی در فرانسه
  • جایزه فرانکو فونی، از آکادمی فرانسه
  • جایزه انجمن نویسندگان فرانسوی را به خاطر رمان سرزمین سراب‌‎ها
  • مدال عالی زبان و ادبیات فرانسه
  • نشان عالی دولت فرانسه با امضای فرانسوا اولاند، رییس جمهور وقت فرانسه
  • نشان شوالیه فرانسه
  • جایزه مجمع نویسندگان فرانسوی زبان
  • جایزه گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌های دانشگاه آرهوس دانمارک
http://www.bbc.com/persian/arts-43500124

داریوش شایگان درگذشت

دکتر داریوش شایگان که در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان فیروزگر بستری بود، در ساعت هفت ونیم بامداد امروز دوم فروردین درگذشت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، ‌دکتر داریوش شایگان ساعت هفت ونیم بامداد امروز دوم فروردین درگذشت.

او پنجم دی ماه در اتاق کارش در منزل دچار سکته مغزی شد و بلافاصله به بیمارستان‌ منتقل شد و در سی سی یو تحت نظر قرار گرفت.

مراسم تشییع پیکر داریوش شایگان متعاقبا اعلام می‌شود.

.https://www.ilnanews.com/6/606155

داریوش شایگان (۱۳۱۴ / ۱۹۳۵م) فیلسوف و اندیشمند ایرانی.

«من فیلسوف نیستم. من متفکری آزادم.

«پیر که می‌شوی و احساس می‌کنی به اواخر عمرت نزدیک شده‌ای، عشق دوران بچگی و جوانی سراغت می‌آید.
«مجموعه شاعرانِ ایران در ذهنِ ایرانی‌ها منظومه‌ای ساخته‌اند که باوجود تفاوت زمانی هفتصد ساله با شاعری مانند حافظ هیچ‌گاه متوجه این تفاوت زمانی نیستیم و با آن‌ها رابطه‌ای عبادی و فراسویی داریم.
«من شاعر نبودم، اما شاعران را خیلی دوست دارم. البته شاعران ایران که معلوم است، خیام و حافظ و مولوی و اخیراً هم خیلی به سعدی علاقه‌مند شده‌ام که یکی از بزرگان ماست و من معتقدم به او بی‌انصافی شده و تحت‌الشعاع دیگران قرار گرفته است. بله من از بودلر خیلی چیز یادگرفتم مخصوصاً دربارهٔ شهر. والتر بنیامین یک کتاب دارد دربارهٔ بودلر که می‌گوید بودلر واقعاً شاعر مدرنیته است. از شاعران ایران با سپهری دوست بودم و با کمک خودش اشعارش را به فرانسه ترجمه کردم.
«ما ایرانی هستیم و همیشه ایران از قدیم امپراتوری بوده؛ همچنین همیشه بین تمدن‌های بزرگ بوده است، یعنی همواره یک نگاه به آسیای دور داشته و یک نگاه هم به بین‌النهرین و غرب. از این‌رو ایرانی‌ها همیشه بین دو دنیا قرار داشتند و پل ارتباطی بوده‌اند. این عجیب است که امپراتوری‌های ایران همه پل ارتباطی بوده‌اند. مثلاً امپراتوری هخامنشی، از هند هست تا آسیای میانه و یونان و این نقش را امپراتوری‌های دیگر مثل اشکانیان و ساسانیان هم کم و بیش بازی کرده‌اند. پس رسالت تاریخی ایرانی‌ها این است که در ارتباط فرهنگ‌ها پیشقدم شوند.
«من دایم در تحولم، فکرم ایستا نیست. البته در ایران پذیرش «تحول فکری» برای هموطن‌های ما بسیار مشکل است، برای همین هنوز حافظ و مولوی می‌خوانیم و هنوز بزرگ‌ترین متفکران ما مربوط به صدها سال پیش هستند. برای من خیلی عجیب است که هنوز بزرگ‌ترین متفکران ما، شاعران‌مان هستند و تازه جدیدترین‌شان که حافظ باشد هفتصد سال با ما فاصله دارد. البته نه اینکه اینها آدم‌های بزرگی نباشند، سوءتفاهم نشود.
«من خودم همیشه گاندی را دوست داشتم. او را انتخاب کردم چون آدمی است که فکر می‌کند، هر وسیله‌ای توجیه‌کننده هدف نیست. یعنی نمی‌توان گفت چون هدف والایی دارم، می‌توانم از هر وسیله‌ای استفاده کنم. باید بین هدف و وسیله، نوعی تطابق و تجانس کیفی وجود داشته باشد، مثلاً نمی‌توان از راه کشتن به نتیجه خوب رسید.
«در یک دوره‌ای آدم اصلاً نمی‌تواند سیاسی نشود، چرا که همه چیز سیاسی است. یک زمانی می‌شد از سیاست دور ماند. مثلاً قبل از انقلاب من هیچ وقت چپ نبودم، که آن هم دلیل دارد: مادر من از خانواده قدیم گرجی بود که بلشویک‌ها آنها را نابود کرده بودند، این بود که ما از بچگی ضدبلشویک بار آمدیم. بالاخره اینها همه روی آدم تأثیر می‌گذارد…
«مسئله دیگر ما این است که ذهنیت ایرانی هنوز که هنوز است اسطوره‌ای است. برای همین هنوز بزرگ‌ترین متفکران ما فردوسی، حافظ، مولوی و سعدی‌اند. انگار همه جواب‌ها را قدما داده‌اند و انسان فرزانه امروز، تنها باید آن جواب‌ها را بیابد، پس ما آزادانه فکر نمی‌کنیم و مسئله‌ای طرح نمی‌کنیم. من به این مسایل اندیشیده‌ام و پروژه من همیشه اپیستومولوژیک بوده است، یعنی طریقه شناخت، طریقه فکر کردن. اینکه ایرانی‌ها چطور فکر می‌کنند، آلمانی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها چطور. درست است که یک فرهنگ مشترک اروپایی وجود دارد اما تفاوت‌هایی در تفکر ملت‌های بزرگ اروپا هست. آلمانی‌ها جنبه متافیزیکی دارند، انگلیسی‌ها خیلی تجربی‌اند و فرانسوی‌ها خیلی دیالکتیسین هستند. به ایرانی‌ها که فکر می‌کردم، دیدم مسایل من، همه از خودم و از تناقضاتی که همه‌مان داریم بیرون آمده است.
«در ایران ترجمه‌ها آنقدر در هم ریخته است که حتی اصطلاحات یکی نیستند. مترجمان خوب هم کم هستند.
«متفکران ما همه نسخه می‌نویسند و به دست ما می‌دهند، پیش از آنکه بیماری را تشخیص و نشان دهند.
«زمانی که به فارسی می‌نویسید، باید کوک‌های ذهنی‌تان را عوض کنید… اما من دوست دارم سبک ساده و روان به کار ببندم تا مخاطبان منظورم را به‌سادگی درک کنند. فکر می‌کنم علت این امر این باشد که من به زبان‌های دیگر مثل فرانسه و انگلیسی نیز نوشته‌ام. وقتی شما به زبان‌های اروپایی می‌نویسید، نمی‌توانید زیاد لفاظی کنید و باید مطالب را فشرده‌تر و روشن‌تر بنویسید. در نتیجه وقتی به فارسی می‌نویسم، از ایجاز و صراحت بهره می‌گیرم.
«من خودم را فیلسوف نمی‌دانم. من خودم را یک متفکر آزاد می‌دانم، زیرا در فرهنگ‌های مختلف سیر و سلوک کرده‌ام.
«امروز جوانان ایرانی خیلی تفاوتی با جوان‌های سایر نقاط دنیا ندارند. وقتی با آنها صحبت می‌کنید، می‌بینید که دغدغه‌های فکری‌شان وسیع‌تر از مسائل کنونی ایران است.
«مرگ برای آدم مدرن امروز هم چنان یک مسئله است چون نسبت به آنچه با آن می‌آید ناآگاه است و همین ناآگاهی است که دلشوره و اضطراب می‌آورد. اما می‌توان همه این نگرانی‌ها را هم کنار زد و خیامی زندگی کرد و دم را غنیمت شمرد. من به چنین نگاهی بسیار اعتقاد دارم و خیامی ام. می‌توان هم چون خیام و رواقیون، با مرگ بسیار راحت کنار آمد. البته آن‌هایی که اهل عرفان هستند، معتقدند که اگر به مقام فنا فی الله و بقا بالله برسید، جاویدان شده‌اید اما من نه عارفم و نه به حد مولانا رسیده‌ام.
اصلاً نمی‌خواهم جوان شوم. در این سن افق‌ها برایم بازند اما در جوانی اصلاً افقی گشوده نیست. در یک گردابی به سر می‌بری که نمی دانی چه می‌شود و به کجا خواهی رسید. به محض این که به سن ما برسید گویی سناریو را یک بار خوانده‌اید. می‌دانید آخرش چیست. تکرار دوباره صحنه‌ها حوصله می‌خواهد. این که جوانی بازگردد و درس بخوانم و آینده‌ام چه بشود و ….. این که آن ترس‌ها و دلهره‌ها باز تکرار شوند برایم هولناک است….. در سنین ۵۵–۶۰ دلهره‌ها و اضطراب‌ها می‌رود. چرا باید به دوره دلهره‌ها و اضطراب‌ها بازگشت؟
«شاید تنها آرزوی من که شخصی هم نیست این باشد که وضعیت مملکتم بهتر شود. ایران را دوست دارم و فکر می‌کنم مردم ما سزاوار تغییر شرایطند.
«آنچه که به آن معنویت می‌گویند، الزاماً دینی خاص نیست. معنویت حضوری در دنیاست که از عمق وجود انسان نشئت می‌گیرد و تا دنیا دنیاست، این ساحت انسان وجود خواهد داشت.»
«در جستار نویسنده آزادتر است و می‌تواند یک مسئله را بیان و آن مسئله را جزیی لاینفک از جهان‌بینی خودش کند. یعنی در جستار نوعی آفرینش صورت می‌گیرد.»

«تمدن‌های آسیایی خواه ناخواه مقهور نیروی نابود کننده‌ای هستند که در صدور و تکوینش کوچکترین دخالتی نداشته‌اند. علت این که این جریان یعنی نیهیلیسم در متن تمدن غربی متحقق گشت به تدریج قوت یافت و سرانجام جهان گیر شد تصادفی نیست. زیرا نطفهٔ این دگرگونی از همان آغاز طلوع این تفکر در دوگانگی مضمر در ساخت بنیادی اش نهفته بوده است. آگاهی یا ناآگاهی تمدن‌های آسیایی از ماهیت تفکری که بر آنان تسلط یافته است در سرنوشتشان مؤثر است. حتی اگر معتقد باشیم نیهیلیسم مصنوع ذهن متفکران خیال پرداز است باز مطرح کردن آن برای ما ضروری است.»

fa.wikiquote.org/wik

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست