تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  

دنيای زن
شهلا آقاپور

 

(1)

در سراپرده ِ حيات،
آنکه با گياه و آب می آيد
منم... زن،
زنی، که
رقص ِ آفرينش را می داند
و
ستاره ی چشمانش
بُغض ِ مرغکان را
در گلويت آرام می کند
و هزار و يک
غزل ِ اقيانوس ها را 
می خواند
آی ... مرد
لحظه ای نگاه کن
به دنيای ِ حرير ِ سپيد ِ زن
به فانوس ِ فروزان ِ شب
همان ياقوت ِ روشنا يی
که نهان بود در قلبِ بودا
عنصری که تابان بود
در آشتیِ
رنگين کمان ِ پروانه ها

منم ، زن،
از نطفه ی آغوش ِ مهر
پرورده،... غو غا شدی
از
تَرنُم ِ نفس هايم
و
مرواريد ِ انديشه هايم
ره ِ زيستن جُستی،
يافتی صدف ِ نيم کمان ِ
دريای زندگی را
آه
در سراپرده ِ حيات،
آنکه با گياه و آب می آيد
منم ، زن،
منم ، زن...
دنيای زن

 

(2)

آی 
نيمه ی همسفرم
در ياب
ژرف اندرونم را ،
دنيای زنانه ام
که مَخزن ِ بيکران ِ
کمال ِ پندار است
و
اکليل ساقه های خيالم
که تصوير ِ
حضور ِ کهکشان ،
همواره
بر شانه هايم 
هزار و يک
کوله بار ِ اقاقی ها
رويان ست
و
در دلم هزار و يک
عطر ِ سيب ِ پنهان،
آی مردِ من،
نيمه ی همسفر م،
هستی ی تو
با من در جاذبه ی
حلقه ها ی پيدايش
آغشته به شور ِ
جهان است

من... چو ن تو
درين سفر ِ روزگار
تشنه ی بودنم ، شدنم، رفتنم
گر چه امروز غريبانه
از ورق ِ تاريخ حذ فم می کنی

گرچه قهروار
حصارم... می کشی،
دردم... می دهی،
سنگم ... می زنی
اما فردا
بيدادِ زخم های آزرده ام
چو نان صبوری ِ سنگها
آرام،
به ا وج بُلند ترين قله ها
می رسد
دانی که مرا
هرگز
در بندی نيست...
آ ی
نيمه ی همسفرم
دلهره ی انگشاتت را
در خطوط ِ
دستهای افسونم بسپا ر
تا شجاعت ِ پرستو ها را
به ميهما نی ِ
خرد ِ جغدها ببريم
و خشم ِ مردانگی ات را
در خاکدان ِ کهنه ی
زمين مدفون کنيم

من زنم، زن...
زنی ، که اکنون
مشعل ِ خورشيد دارد به دست
پر ِ طوق ِ آزاد ه دارد به گردن
من زنم، زن...

از دفتر مرواريد سياه2006 يونی

شهلا آقاپور
shahla@aghapour.de
www.aghapour.de

 

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست