دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
    سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۳
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

اقتصاد سیاسی چپ ؛- محتوا ، شعار و امید .

نصرت شاد

 

انگلس مینویسد که اقتصاد سیاسی ، علمی است تاریخی . شکل سوسیالیستی آن ، علم طبقه کارگر است . محتوای اصلی مارکسیسم – لنینیسم ، اقتصاد سیاسی آنست . اقتصاد سیاسی کمونیستی ، علم طبقاتی پرولتاریاست . لنین میگفت که عمیق ترین و جامع و کامل ترین و دقیق ترین بخش تئوریهای مارکس ، اقتصاد سیاسی آنست و سرانجام در جامعه کمونیستی و غیرطبقاتی ، اقتصاد سیاسی نیز غیرطبقاتی میشود . در اقتصاد سیاسی بورژوایی پیش از مارکس ، در انگلیس آدام اسمیت و ریکاردو از جمله پیشکسوتان و پایه گذاران آن بودند .
موضوع و روش اقتصاد سیاسی چپ ، آموزش آثار مارکس ، انگلس و لنین است . کتاب " سرمایه " مارکس ، نقد اقتصاد سیاسی نظام سرمایه داری در آن زمان بود . آن بعنوان علم تغییر دهنده جهان ، به آموزش و روشنگری میان طبقه کارگر می پردازد و جای تاریخی امپریالیسم را نشان میدهد . نقش اقتصاد سیاسی چپ مبارزه برای طبقه کارگر ، کنار زدن جامعه استثمار کننده کاپیتالیستی ، برقراری نظام کمونیستی است . مارکس و انگلس در آغاز با کمک وحدت ماتریالیسم تاریخی – دیالکتیکی و کمونیسم علمی ، خالق اقتصاد سیاسی شدند .
لنین مینویسد که تئوریهای اقتصادی مارکس بودند که در جای واقعی طبقه کارگر در تمام نظام سرمایه داری را نشان دادند ، چون مارکسیسم علم مبارزه آزادی بخش طبقه کارگر در اقتصاد سیاسی ، منطق و تجزیه و تحلیل دقیق آنست  . با عبور کاپیتالیسم به امپریالیسم ، تئوریهای مارکس و انگلس می بایست از طریق لنین تکمیل و توسعه داده میشوند . اقتصاد سیاسی مارکسیستی – لنینیستی می آموزد که طبقه کارگر زمانی میتواند به حذف استثمار ، ناامنی اجتماعی ، و خطر جنگ نائل آید که مبارزه اش به حذف انقلابی حاکمیت سیاسی و اقتصادی بورژوای منجر شود و سوسیالیسم تشکیل و تاسیس گردد .
بورژوازی و پیشکسوتان فکری اش میکوشند تا خصوصیات طبقاتی اقتصاد سیاسی را انکار کنند و همچون ماکس وبر مدعی هستند که علم باید بی طرف و بدون قضاوت ارزشی و فاقد جانبداری طبقاتی باشد . اشتباه اقتصاد سیاسی بورژوایی در آنجا بود که تولید را فقط محصول انسان و طبیعت میدانست و رابطه انسان با انسان مانند کارگر و سرمایه دار را در تولید فراموش میکرد و متوجه نبود که صاحبان وسایل تولید حاضر نیستند سهم عادلانه کارگران را بپردازند .
اقتصاد سیاسی بورژوایی نیز یک علم ماهیتا طبقاتی است . تا زمانیکه تضادهای طبقاتی میان کارگران و سرمایه داران آشکار نشده بود ، بورژوازی خصوصیت طبقاتی اقتصاد سیاسی را انکار میکرد . مارکس ، سوسیالیست خرده بورژوایی مانند پرودن آنارشیست را که متکی به اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوایی بود ، ریشه تضاد های اجتماعی میان پرولتاریا و بورژوازی را در حوزه اخلاق میدیدند و نه در حوزه اقتصاد . روش تحقیق اقتصاد سیاسی مارکسیست – لنینیستی ، روش ماتریالیسم دیالکتیکی است که ماهیتا انقلابی و انتقادی است . اقتصاد سیاسی مارکسیستی لنینیستی بعنوان علمی اجتماعی ، مشمول قوانین تغییر و تحول و پیشرفت است .
بخشی از مبارزان چپ مدعی هستند که دوره ای که ما در آن زندگی میکنیم در سطح جهانی دوره گذر از سرمایه داری به سوسیالیسم است و در سرمایه داری انحصاری مبارزه طبقاتی به مرحله انقلاب  کارگری وارد میشود . در کاپیتالیسم " خلقی  !" لیبرالها بجای کارگر و سرمایه ، خواهان حکومت تکنوکراتها ، برنامه ریزان و مهندسان اقتصادی هستند . لنین میگفت که  در دوره امپریالیسم ، سرمایه بانکی و سرمایه صنعتی ، سرمایه مالی و الیگارشی مالی را برجود می آورند که بصورت سازمانهای انحصاری حاکم میشوند و هدفشان تقسیم بازار جهانی و صدور سرمایه است و نه تولید کالا در خدمت مردم .  ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی  تنها فلسفه کمونیسم یعنی مارکسیسم – لنینیسم است .
مارکس در فرانسه شخصا با جامعه صنعتی مدرن و طبقه کارگر آشنا شد و جای طبقاتی آنرا کشف نمود . در جامعه سرمایه داری کار در کنار طبیعت سرچشمه ثروت مالی و مادی است و کارگران خالق این ثروت کاپیتالیستی هستند . مارکس در رابطه  با آثار هگل میگفت که نقد باید علمی و انقلابی باشد . بورژوازی و اقتصاد دانانش حتی امروزه مدعی هستند که منافع کارگر و سرمایه دار یکی هستند . مارکس در نامه ای به" یوسف وایده مایر" مینویسد که مورخان اجتماعی بورژوای قبل از او وجود طبقات ، مبارزه طبقاتی را کشف کردند ولی تاکید او بر این بود که مبارزه  طبقاتی الزاما به دیکتاتوری پرولتاریا منتهی خواهد شد .
لنین میگفت که وحدت و سازماندهی مهمترین سلاح طبقه کارگر خواهد بود و جنگ ، سایه و همراه و محافظ امپریالیسم است و امپریالیسم صبحگاه انقلاب اجتماعی کارگران است . لنین میگفت که زیر تاثیر رفرمیسم و رویزیونیسم و اپورتونیسم ، جنبش جهانی کارگران شدیدا ضعیف میشود . رویزیونیستها و اپورتونیستها همیشه همکاری کارگران و بورژوازی را توصیه میکردند . لنین ، پارلامنتاریسم بورژوایی و دموکراتیک گرایی را ، بوروکرات نمودن کارگران نامید که دنباله رو بورژوازی انحصاری شده اند .  

تماس / -Nushad@web.de

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست