تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید یکشنبه، 26 فروردین ماه 1397 / 15-04-2018

تجلیل از ۱۴۰ سالگی تولد صدرالدین عینی در تاجیکستان

صدرالدین عینی

اهالی فرهنگ و ادب تاجیکستان با برگزاری مراسمی، از جمله یک همایش بین‌المللی علمی، از یکصد و چهلمین سالگرد تولد صدرالدین عینی، از پایه‌گذاران فرهنگ و ادبیات نوین تاجیکستان، تجلیل کردند.

در این همایش که روز شنبه ۲۵ فروردین (۱۴ آوریل) در فرهنگستان علوم تاجیکستان برپا شد، در کنار نمایندگان دولت و فرهنگیان تاجیک پژوهشگران از کشورهای مختلف آسیای میانه‌، روسیه و اروپا نیز شرکت و در باره فعالیتهای "استاد عینی" در عرصه های زبان و ادبیات، فرهنگ و سیاست و آموزش و پرورش سخنرانی کردند.

عبدالجبار رحمان‌زاده، یاور (مشاور) رئیس جمهوری تاجیکستان در بخش روابط عمومی، در این همایش گفت: "خدمت عینی همچون شخصیت ناتکرار و چهره برجسته تاریخی، نهایت ارزشمند و بزرگ است. استاد عینی توانست که با آثار گرانبهای خود در تاریخ، رشد ادبیات، فرهنگ، علم ادبیات‌شناسی، نقد ادبی و زبان‌شناسی نقش نهایت بزرگ را اجرا کند."

صدرالدین عینی از پایه‌گذاران و اولین رئیس فرهنگستان علوم تاجیکستان (۱۹۵۱-۱۹۵۴) بود. آکادمیسین باباجان غفوروف، تاریخدان و از رهبران وقت جمهوری شوروی تاجیکستان در دهه ۱۹۵۰، او را "پدر ملت" خوانده بود.

عبدالجبار رحمان زاده، مشاور رئیس جمهوری تاجیکستان (وسط) به همراه نوه های صدرالدین عینی (در طرف راست و چپ)

عبدالجبار رحمان زاده، مشاور رئیس جمهوری تاجیکستان (وسط) به همراه نوه های صدرالدین عینی (در طرف راست و چپ)

در مراسم تجلیل از یکصد و چهلمین سالگرد تولد صدرالدین عینی برخی از محققان آثار او از شهرهای سمرقند و بخارا هم شرکت داشتند. پرفسور اصل‌الدین قمرزاده، استاد دانشگاه دولتی سمرقند، گفت که استاد عینی اگرچه متولد بخارا است، ولی بیشتر عمر خود را در سمرقند سپری کرده و مهم ترین آثارش را در آنجا نوشته است.

وی در صحبت با بی بی سی گفت: "امروز هم در سمرقند، عموماً در حوزه تاجیکان ازبکستان، عینی را همچون استاد خود می‌دانند و احترام می‌کنند. در کتابهای درسی که به زبانهای تاجیکی و ازبکی در ازبکستان نوشته می‌شود، آثار عینی هم درج شده و آموخته می‌شود. در سمرقند خانه استاد عینی که وجود داشت، به آثارخانه تبدیل یافت."

اصل‌الدین قمرزاده، استاد دانشگاه دولتی سمرقند

'در ردیف امیل زولا'

پژوهشگران می گویند که تا زمان جنگ جهانی دوم بسیاری در ایران هم با آثار عینی آشنایی داشته اند، زیرا آن زمان مانعی در مبادله کتب و نشریات بین شوروی و ایران وجود نداشته است. اما پس از جنگ ارتباطات فرهنگی این دو کشور گسسته شده و کتابهای منتشر شده در تاجیکستان دیگر به ایران نمی‌رسیده است.

فرانسیس ریشار

این در حالی است که به گفته فرانسیس ریشار، پژوهشگر تاریخ و ادبیات فارسی در فرانسه، آن زمان ترجمه‌های آثار عینی در اروپا به عنوان یک رمان‌نویس رئالیست شوروی در برابر آثار نویسندگانی چون امیل زولا پرخاننده بوده است.

آقای ریشار در صحبت با بی بی سی گفت: "یادم هست که وقتی جوان بودم، در آن مجموعه کتابهای جیبی فرانسه که همه جا فروخته می‌شد، رمانهای عینی هم ترجمه شده بود، و زیاد خریداری می‌شد. اسم صدرالدین عینی در کنار گورکی و دیگران از اسامی معروف مؤلفان شوروی وقت بود."

در سالهای اخیر، برخی از آثار مهم صدرالدین عینی، از جمله کتاب "نمونه ادبیات تاجیک" که در امر هویت سازی تاجیکان در اوایل دوران شوروی نقش بارزی داشته، در ایران منتشر شده اند. این کتاب نخست در سال ۱۹۲۵ به خط فارسی منتشر شد. نسخه سیریلیک آن تنها پس از ۸۰ سال با حمایت بنیاد سوروس در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.

در آستانه یکصد و چهلمین سالگرد تولد عینی بنای آثارخانه او در شهر دوشنبه بازسازی و یک لوح یادگاری به آن اضافه شد. استاد عینی سالهای واپسین عمر خود را در دهه ۱۹۵۰ با خانواده‌اش در این خانه در شهر دوشنبه گذرانده است. این خانه چهل سال پیش به آثارخانه صدرالدین عینی تبدیل شده بود.

'قهرمان تاجیکستان'

باغ استاد عینی و آرامگاهش هم که در حومه شمال شهر دوشنبه وافع است، شش ماه پیش بازسازی شد. برای یادآوری از نقش بارزی که در پایه‌گذاری دولت و هویت تاجیکان داشت، تندیس جدید عینی هم در گوشه ای از این باغ گذاشته شده است. صدرالدین عینی اولین شخصیتی است که ۲۰ سال پیش عنوان "قهرمان تاجیکستان" به او اعطا شد.

یادبود صدرالدین عینی

صدرالدین عینی از نویسندگان معروف تاجیکستان است که در سال ۱۸۷۸ در یکی از روستاهای نزدیک شهر بخارا متولد شده است. وی نخست در مکتب روستای خود و سپس در برخی از مدارس بخارا تحصیل علم کرده است.

در پایان دوره امارت بخارا، وی به خاطر ارتباط با جریان جدیدیه مدتی زندانی شده و ۷۵ دره یا شلاق خورده است. پس از پیروز‌ی انقلاب اکتبر وی از سرآمدان ادبیات شوروی تاجیک شناخته شد.

صدرالدین عینی از اولین نویسندگان رومان‌نویس در آسیای میانه ‌به شمار می‌رفت و بیشتر آثار وی به انعکاس زندگی مردم در امارت بخارا، انتقاد از جهالت منصبداران و گسترش فقر و فساد در آن زمان اختصاص یافته‌اند.

یادبود صدرالدین عینی

رمانهای "داخونده" و "غلامان" و داستانهای "مرگ سودخور"، "یتیم"، "مکتب کهنه" و "یادداشتها" عینی از مهمترین آثار ادبی وی به شمار می‌آیند. عینی در کنار تألیف آثار بدیعی به پژوهشهای علمی تاریخ و فرهنگ و ادب گذشته نیز مشغول بود و در سال ۱۹۵۱ اولین رئیس فرهنگستان علوم تاجیکستان انتخاب شد. وی در سال ۱۹۵۴ درگذشت.

.http://www.bbc.com/persian/world-43773418

صدرالدین عینی و شعر نو فارسی

اسفندیار آدینه / دوشنبه
  • 16 آوریل 2009 - 27 فروردین 1388

صدرالدین عینی

صدرالدین عینی هرچند اشعار زیادی هم سروده، اما به عنوان یک نویسنده شناخته شده است

پانزدهم آوریل یکصد و سی و یکمین سالگرد زادروز صدرالدین عینی، از شخصیتهای مهم در ادبیات، فرهنگ، سیاست و اجتماع صد سال اخیر در تاجیکستان است.مردم تاجیک صدرالدین عینی را آغازگر ادبیات نو یا به اصطلاح ادبیات شوروی در این کشور می دانند و نقش او را در بنیاد جمهوری تاجیکستان مهم ارزیابی می کنند.

شاید به همین دلیل است که وی در کنار آکادمیسین باباجان غفورف، نصرتالله مخسوم و چند نفر دیگر عنوان "قهرمان تاجیکستان" را گرفته است و بسیاری از خیابانها، موسسات فرهنگی، یک تئاتر و یک ناحیه به نام او اسم گذاری شده اند.

هرچند صدرالدین عینی در آغاز فعالیتهای فرهنگی خود در بخارا اشعاری هم با تخلصهای سفلی، مهتاجی و جنونی نوشته است، ولی او بیشتر به عنوان یک نویسنده و فعال اجتماعی در تاجیکستان و برخی از کشورهای همسایه شناخته شده است.

پس از استقلال تاجیکستان و گسترش روابط فرهنگی با ایران برخی از پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که چندی از نخستین اشعار عینی را می توان "مقدمه شعر نو در زبان فارسی" نامید.

در محافل ادبیات شناسی نیما یوشیج به عنوان آغازگر سبک نو یا "سبک نیمایی" در شعر معاصر ایران شناخته می شود. این نوع شعر بعد از نیما و شاعران دیگر ایرانی، البته در کشورهای دیگر فاارسی زبان، مانند تاجیکستان و افغانستان نیز بتدریج رایج شد.

"مقدمه شعر نو"

ادبیات مرز ندارد، ولی سخن شناسان معمولا آثار ادبی مربوط به این یا آن ملت را در چهارچوب مرزهای سیاسی بررسی می کنند. مثلا اگر سخن از شعر نو فارسی در میان باشد، منظور شعر نو در ایران است، هرچند زبان فارسی از مرز این کشور فراتر می رود.

به همین دلیل، امروز شاید کمتر کسانی در ایران با صدرالدین عینی و آثار او آشنایی داشته باشند. ولی برخی پژوهشگران می گویند که وی از جمله نخستین کسانی بود که در پایه گذاری سبک نو در شعر فارسی نقش مهمی داشتند.

رستم وهابنیا

آقای وهابنیا می گوید بسیاری از اشعار عینی را می توان "مقدمه شعر نو فارسی" خواند

از جمله علی اصغر بوندی شهریاری، از پژوهشگران جوان ایرانی که با ادبیات تاجیکستان آشنایی دارد، در یکی از مقالات خود به بررسی اشعار عینی پرداخته و او را نخستین پایه گذار شعر نو فارسی خوانده است.

رستم وهابنیا، استاد ادبیات در دانشگاه دولتی تاجیکستان، نیز می گوید، هرچند پایه گذار مکتب شعر نو در ایران نیما یوشیج است، ولی برخی از اشعار صدرالدین عینی را نیز می توان "مقدمه شعر نو فارسی" تلقی کرد.

به گفته وی، این اشعار عینی در اوایل قرن بیستم میلادی، سالها پیشتر از شعر معروف "افسانه" نیما یوشیج، ولی تقریبا به همان سبک نیمایی، سروده شده بودند.

آقای وهابنیا افزود: "هنوز در ابتدای دهه 1900 است که استاد عینی نخستین نمونه هایی را می نویسد که با معیارهایی که بعد تعین شدند، آنها را می توان از نمونه های شعر نو یا عروض نو به شمار آورد. مثلا شعر مشهوری از او این است که می گوید:

سبحان الله! امروز به ما حادثه سعب رسید، از گردش چرخ فلک دولابی. پرسند ز سال، آه بیپایان کش، برگو بدحال...

هم از نظر قافیه بندی و هم از نظر آنکه در ابتدای شعر مصرع تنها از یک رکن عبارت اشت، این شعر نمونه بسیار ملموس و مشخص آن چیزی است که ما بعدتر به آن "شعر نو" یا "شعر نیمای" می گوییم."

الهام از "مارسی"

صدرالدین عینی متولد شهر بخارا بود، شهری که قرنهای متمادی خاستگاه ادبیات و فرهنگ فارسی به شمار می رفت و اکنون بیرون از مرزهای تاجیکستان باقی مانده است. بخارا در اوایل قرن بیست میلادی از مراکز عمده فرهنگی و سیایاسی در آسیای میانه بود.

مومن قناعت

آقای قناعت می گوید "مارش حریت" عینی به پایه شعر نو فارسی نمی رسد

صدرالدین عینی که اول از بخارا و بعد از تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان در دوشنبه (استالین آباد) به سر می برد، آغازگر ادبیات نو یا "ادبیات شوروی" در تاجیکستان محسوب می شود.

ادبیات شناسان شعر معروف او به نام "مارش حریت" را که در سال 1918، دو سال پیشتر از انقلاب بخارا، سروده شده بود، آغاز شعر و ادبیات نوین فارسی در تاجیکستان می دانند:

ای ستم دیدگان، ای اسیران، وقت آزادی ما رسید! مژدگانی دهید، ای فقیران در جهان صبح شادی دمید. تا به کی غصه خوردن به حسرت، بعد از این شادمانی نما! بس جفا، بس ستم، ای عدالت، در جهان حکمرانی نما! انتقام، انتقام، ای رفیقان، ای جفادیدگان، ای شفیقان! بعد از این در جهان حکمران باد حریت، عدالت، مساوات! (رنجبر، برزگر، باتفاق)

در برخی از مسرعهای این شعر نابرابری ارکان بصراحت مشاهده می شود که نشان می دهد صدرالدین عینی شاید به خاطر آهنگ انقلابی آن عمدا به این کار دست زده بود.

به گفته خود عینی وی در سرودن این شعر از آهنگ "مارسی"، سرود انقلابیان فرانسه در قرن 18 میلادی، الهام گرفته بود.

عینی و مشروطه خواهان

مومن قناعت، شاعر سرشناس تاجیک، می گوید که سرودن "مارش حریت" برای عینی یک ضرورت تاریخی بود و این شعر در بیداری مردم بخارا در اوایل قرن 20 نقش موثری داشت.

صدر الدین در تاجیکستان آغازگر شعر و ادبیات نو محسوب می شود

وی افزود: "ایجاد "مارش حریت" یک نیاز تاریخی بود و می بایست زحمت کشان را به تحولات وادارد. استاد عینی در این شعر عمدتا از سرود "مارسلیز" انقلابیان فرانسه و همچنین یک سرود مرشی دیگری از مشروطه خواهان ایرانی که با مطلع "برادران، برادران، غزا کنیم" شروع می شود، الهام گرفته بود."

ولی آقای قناعت مطمئن نیست که این شعر را می توان شعری نو از جنس اشعار نیمایی در ایران تلقی کرد: "این همان وزن معمولی رمل است، ولی استاد عینی آن را گرفتند و یک تفعیلش را نو کردند، یعنی فاعلون، فاعلون، فاعلاتون که بیانگر ضرب موسیقی و مرش یا صدای گامبرداری است. این تنها یک شعر مرشی و سیاسیست، یعنی شعری نیست که بگوییم مال هنر باشدف چون هیچ کشفیات تازه ای ندارد و به آن پایه ای نیست که شاعران ایرانی در شعر نو به وجود آورده اند.

به این ترتیب، به اعتقاد مومن قناعت، شعر "مارش حریت" عینی بیشتر به اشعار دوران مشروطه خواهی ایران شباهت دارد تا به شعر نیمایی. این در حالیست که پژوهشگران می گویند که شاعران عهد مشروطه ایران از قوالب سنتی شعر فارسی بیرون نرفته اند.

رستم وهابنیا در این باره می گوید: "شعر مشروطه ایران یا در زمینه تصنیفهای مردمی سروده می شد یا اگر در عروض سروده می شد، کاملا در قالب سنتی عروض بود. تنها درونمایه آن شعر تازه بود و آهنگ مطنطن داشت. اینکه روی ترکیب رکنها تازه کاری شده باشد، نبود."

تبدیل ارکان عروضی

این دانشمند تاجیک معتقد است که برخلاف شعر دوران مشروطه صدرالدین عینی ضمن سرودن "مارش حریت" با مداخله در وزن ارکان عروضی را کم و زیاد کرده است. و این تقریبا همان کاریست که نیما در شعر ایران انجام داد، هرچند تفاوتهایی در کار آنها وجود دارد.

عینی

صدرالدین عینی رومان نویسی را وسیله بهتری برای بازتاب زندگی مردم می دانست

"آن چیزی که توجه محققان را به شعر "افسانه" نیما بیش از همه معطوف داشته است، همین ندرت وزن آن است که در ادبیاتما سابقه نداشته است. همین وزن است که استاد عینی "سرود آزادی" را سروده است، ولی با این تفاوت که وی با کم کردن یک رکن در مسرع قدم فراتری به سوی نواوری گذاشته است که ما این را در "افسانه" نمی بینیم."

حالا اگر بپذیریم که صدرالدین عینی تلاش کرده است شعر نو گوید، پس سوال مطرح این است که چرا وی به نو گراییهای خود در شعر ادامه نداده و این نوگرایی را مانند نیما یوشیج به یک سبک جدید تبدیل نساخته است؟

آقای وهابنیا در پاسخ به سوال به شرایط سیاسی و اجتماعی آغاز دهه سال 1920 در آسیای میانه اشاره می کند و می گوید که عینی در آن زمان رمان نویسی را وصیله بهتری برای بازتاب زندگی مردم می دانست.

خود عینی در پیشگفتار یکی از مجموعه های اشعار خود به نام "یادگاری" در سال 1934 نوشته بود: "چارچوب وزن و قافیه برای افاده مضمونهایی که انقلاب الهام می کرد، تنگی نمود و یا اینکه قابلیت شعری من از افاده آن مضمونها در لباس شعر عاجز آمد و درامدم به نثر نویسی."

از سوی دیگر، صدرالدین عینی با توجه به نقشی که در تاسیس جمهوری تاجیکستان و شکلگیری ملت تاجیک در اوایل دوران شوروی داشت، ظاهرا برای شعر نویسی و بنیاد یک سبک تازه در شعر دیگر فرصت کافی تا آخر عمر پیدا نکرده است.

لاهوتی و شعر نو

ولی به گفته پزوهشگران، خود عینی در یک نامه اش به میرزا ترسونزاده نوشته بود که می خواهد تحقیقات مفصلی در زمینه نو کردن سیستم عروض فارسی انجام بدهد. برخی از اشعار او در زمان جنگ جهانی دوم درواقع بیانگر همین سبک بود:

خیست بر دفع تعدی فاشیسم عسکر ما، عسکر صفدر ما، عسکر سرخ شررپیکر ما عسکر سرخ شرر پیکر جنگآور ما.

لاهوتی

شمس لنگرودی، پژوهشگر ایرانی آغاز شعر نو در ایران را به لاهوتی ارتباط می دهد

به گفته پژوهشگران، صدرالدین عینی در این زمینه از قالبها و وزنهایی کار گرفته است که در سنتی سابقه نداشت، ولی ریشه در فولکلور محلی داشتند. شبیه چنین کارهای عینی را دیرتر در آثار شاملو، از پیشگامان دیگر شعر نو در ایران نیز می توان دید.

بحث و گفتگوها در باره آغازگر شعر نو فارسی قبلا در ایران نیز مطرح بوده و مثلا شمس لنگرودی، ادبیات شناس معروف، در تحقیقات خود به عنوان "تاریخ تحلیل شعر نو" ابوالقاسم لاهوتی را نخستین شاعری می داند که شعر نو فارسی را سروده است.

ولی به نظر وی، فعالیتهای سیاسی و انقلابی لاهوتی و مهاجرت بعدی وی به اتحاد شوروی از آغاز یک مکتب جدید در شعر فارسی به وسیله او مانع شده است. ضمنا، لاهوتی سالهای زیادی از عمر خود را در تاجیکستان به سر برده و با عینی روابط نزدیکی داشت.

با این حال، پژوهشگران معتقدند که بازیافتهای تازه به هیچ وجه جایگاه نیما یوشیج را به عنوان نظریه پرداز و آغازگر یک سبک جدید در شعر فارسی کمرنگ نخواهد کرد، ولی به نظر می رسد که پیش از او نیز برخی شاعران ابتکاراتی در زمینه شروع کرده بودند.

http://www.bbc.com/persian/arts/2009/04/090416_em-ea-aini

نگاهی به یادداشت‌های صدرالدین عینی

بشیر سخاورز / شاعر و نویسنده افغان در سویس
  • 29 ژوئن 2014 - 08 تیر 1393

عینی یادداشت‌های خود را هنگام پیری و پس از پیروزی انقلاب سویالیستی اتحاد جماهیر شوروی نوشته است

یادداشت های صدرالدین عینی، یادداشت‌های جامعه‌ای است که عینی در آن می‌زیسته و تفاوت زیادی با یادداشت‌نگاری‌هایی که تنها زندگی فردی را برمی‌تابند، دارد.منظورم این نیست که عینی، کلی‌نویسی کرده و از آنچه بر خود او اتفاق افتاده، دوری جسته است، بلکه می‌خواهم بگویم که او خود را در نفس جامعه دیده و احوال خود را در اجتماع آن روز نگریسته است.

این یادداشت‌ها در حقیقت اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بازتاب می‌دهند و چنان ارزشی دارند که می‌توان گفت بدون خواندن آنها از بخش مهمی از تاریخ بخارای آن روزگار بی‌اطلاع مانده‌ایم. فساد اداری، فقر و قرارداد‌های بی‌ارزش اجتماعی، ابزار سخن برای او شده‌اند و نویسنده توانسته است با مهارتی ویژه تصویر آن زمان را به پرده بکشد و قلم‌موی نقاشی او به باریکترین مسائل برسید.

عینی سرگذشتش را در چهار کتاب آورده است و در ظاهر چنان می‌نماید که بنا بر حجم کتاب، شاید نویسنده عین رویدادها و یا رویدادهای مشابه را، به تکرار نوشته باشد. چنین نیست؛ توانایی عینی هنگامی آشکار می‌شود که او خواننده را با خود کوچه به کوچه شهر بخارا می‌برد و آنچه را که در این کوچه‌ها و خانه‌هایی که در این کوچه‌ها هستند، می‌گذرد، به خواننده‌ای که بیننده می‌شود، می‌نمایاند.

هنگام گردش در این کوچه‌ها، دیوار‌ها می‌غلطند و گردشگر همه چیزی را که در پشت این دیوار‌ها اتفاق می‌افتد، می‌بیند. انگار بخارا یک نمایش است و نمایشنامه‌نویس توانسته است از سویی فرمانروا، اهل دربار، قاضی و مستوفی را روی پرده بیاورد و از سوی دیگر مردانی را که در فقر می‌زیستند، مانند سلمان‌ها، کفاش‌ها، کشاورز‌ها.

نویسنده انقلابی

این یادداشت‌ها در حقیقت اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بازتاب می‌دهند و چنان ارزشی دارند که می‌توان گفت بدون خواندن آنها از بخش مهمی از تاریخ بخارای آن روزگار بی‌اطلاع مانده‌ایم.

عینی یادداشت‌های خود را هنگام پیری و پس از پیروزی انقلاب سویالیستی اتحاد جماهیر شوروی نوشته است. این موضوع را از جایی درمی‌یابیم که او آنچه را که در زمان فرمانروایی امیر بخارا رخ داده است، بیان می‌کند و در آخر، دوران امارت امیر را با زمان برپایی قدرت شوروی در بخارا مقایسه می‌کند. در این که عینی هنگام اتفاق افتادن این رویداد‌ها، دفترچه‌ای را همیشه در کنارش داشته است و واقعات را درج می‌کرده، نباید تردید کرد، چون که او همه چیز را به تفصیل بیان می‌کند.

عینی نه به خاطر این که دولت شوری را با نوشته‌های ضد امیر، خوش نگهداشته باشد، بلکه به خاطر رنجی که او در زمان امیر دیده است، از طرفداران جدی دولت شوری به شمار می‌آید. او دولت امیر را حتا در گسترش بیماری‌ها ملامت می‌کند. یکی از بیماری‌هایی که در زمان امیر مردم را به ستوه آورده بود و بسیاری از آنها پس از مبتلا شدن به این بیماری، معیوب می‌شدند، به وسیله کرمی به بدن انتقال می‌یافت که این کرم در حوض‌های آلوده‌ای که به فرمان امیر ساخته بودند، پیدا می‌شد. عینی دولت امیر را برای این که در کار پاک کردن این حوض‌ها غفلت می‌کرد، ملامت می‌کند.

او داستان مبتلا شدن خودش را به این بیماری چنین بیان کرده است:

"ملا روزی (نام شخص) از آب خام نوشی هم مرا منع کرد، گفت: در شدت تب، نوشیدن آب خام سبب هلاک شود. موذن مدرسه را فرمود که از سماوار آب جوش آورده دهد. بیگاهانی ملا روزی و ملا سلیمان آمده بدنم را از عرق پاک کرده، خشکانده، لباس تازه پوشاندند. تب طاقت‌سوز و تشنگی بی‌اندازه زیاد بود. آب جوش در وقت نوشیدن حلق را تر می‌کرد، اما تشنگی را نمی‌شکست ... در مدت یازده روز گذشته من غیر از تربوز چیز دیگری نخورده بودم. "

مهم‌تر از همه توانایی عینی در قصه گفتن است

تدبیری برای جلوگیری از مبتلا شدن به این بیماری در مردم نیست. کسانی که چشم بسته معتقد به دین هستند، چنین می انگارند که همه این مصائب اراده خداست و هیچ ارتباطی با آب آلوده حوض‌ها ندارد، برای نمونه در یک خانه کسی به بیماری گرفتار شده است و کسی دیگر نشده، در حالی که هر دو آب یک حوض را نوشیده‌اند. این مردم به جای رفتن به طبیب، نزد دعاخوان می روند که تا بیماری‌شان را با دعا علاج کند:

"حتی از این عقیده مردم ساده دل بعضی کسان فریبگر بیرونی فایده برده، یک سال کیسه خود را با تنگه‌های مفت پر کردند. ذاتا مردم بخارا که از بیماری‌های گوناگون بسیار عذاب کشیده از طبیبان و دعاخوانان خودی (بخارایی) فایده‌ای نمی‌دیدند، به اطراف کسی که از بیرون، از جاهای دور دست و مملکت‌های بیرونه آمده خود را طبیب یا دعاخوان اعلان کند، زود غون[جمع] می‌شدند. بنابراین از سوداگران، چای‌فروشان و تیل‌فروشان پشاور بعضی‌شان خود را طبیب و بعضی‌شان خود را دعاخوان وانموده با این راه هم محنت‌کشان بی‌سواد بخارا را تاراج می‌کردند.”

عینی شیرین کلام

این مجموعه از نقطه نظر زبان هم ارزش دارد. می‌دانیم که در واژه‌نامه مفصل زبان انگلیسی چاپ آکسفورد که هر سالی تجدید می‌شود، واژه‌های نو، واژه‌های گویشی که پیشتر دیده نشده‌اند و واژه‌هایی که در کشور‌های دیگری که زبان اول‌شان انگلیسی است، گنجانیده می‌شود و حجم واژه‌نامه هر سال ضخیم‌تر می‌گردد. دریغ که در زبان پارسی برعکس آن اتفاق افتاده است.

هنگام گردش در این کوچه‌ها، دیوار‌ها می‌غلطند و گردشگر همه چیزی را که در پشت این دیوار‌ها اتفاق می‌افتد، می‌بیند. انگار بخارا یک نمایش است و نمایشنامه‌نویس توانسته است از سویی فرمانروا، اهل دربار، قاضی و مستوفی را روی پرده بیاورد و از سوی دیگر مردانی را که در فقر می‌زیستند، مانند سلمان‌ها، کفاش‌ها، کشاورز‌ها.

هنگامی که می‌گوییم زبان تاجیکی، دری و پارسی، هر سه زبان پارسی اند، باید واژه‌هایی که مردم تاجیکستان و افغانستان به کار می‌برند و پارسی هستند را در فرهنگ واژه‌های پارسی ببینیم. این باعث می‌شود تا گویش‌ها در افغانستان و تاجیکستان حفظ شوند، چون که تاجیکی "نغز" می‌گوید و "گپ زدن" مردم افغانستان هم شیرین است. باری واژه‌ها و ترکیب‌هایی که عینی تاجیک‌تبار در کتاب خود به کار برده چنان نغز هستند که اگر نمونه‌شان را اینجا نیاوریم، این مقال نتوانسته است دین خود را در برابر زیبایی کلام عینی ادا کند.

پورته کی گویی = راست‌گویی

پره داشتن = خود را مهم جلوه دادن

آلفته گان = درویشان

غون شدن = گرد هم جمع شدن

سپارش = سفارش، سفارش کردن

یراق = اسلحه

یساولباشی = مهتر

شوشه‌های یخ = بلورهای یخ

هنگامی که شاگرد مکتب بودم، با ادبیات کلاسیک غرب که بخشی از آموزش بود، آشنا شدم. ای کاش وزارت معارف آن زمان نمونه‌هایی از نثر تاجیکستان را هم در کتاب‌های پارسی می‌گنجاند تا از نثر کشور همسایه آگاه می‌شدیم. من با نثر عینی خیلی دیرتر، در دانشگاه جامعه ملیه در هندوستان معرفت پیدا کردم، وقتی که عمرم از چهل بالا رفته بود. صدرالدین عینی، محمد تقی بهار و محمود طرزی هم عصر یکدیگر هستند و باید شعر و نثر این سه مرد بزرگ در کتاب‌های تدریسی هر سه کشور فارسی‌زبان گنجانده شود، تا شاگردان با ادبیات آن دوره؛ دوره‌ای که شناخت‌اش بر ما واجب است، آشنا شوند.

قصه‌های عینی

صدرالدین عینی، محمد تقی بهار و محمود طرزی هم عصر یکدیگر هستند و باید شعر و نثر این سه مرد بزرگ در کتاب‌های تدریسی هر سه کشور فارسی‌زبان گنجانده شود، تا شاگردان با ادبیات آن دوره؛ دوره‌ای که شناخت‌اش بر ما واجب است، آشنا شوند.

مهم‌تر از همه توانایی عینی در قصه گفتن است. این کتاب چنان کششی دارد که خواننده عادی را که به دنبال پژوهش در زبان و یا تاریخ نیست مجذوب می‌کند که کتاب را تا آخر بخواند و کسی که دنبال تحقیق در تاریخ و زبان است، این کتاب را از دیدگاه پژوهشی ارزش خواهد داد و مزید بر آن از خواندن داستان‌هایش لذت خواهد برد.

اما رویداد‌های تکان دهنده‌ای را هم در این کتاب می‌یابیم. برای نمونه ملا‌ها ارابه‌کشی را به جرم کفرگویی، سنگسار می‌کنند. خشونت این ملاها علیه ارابه‌کش تا حدی است که جسد او را بر شتر می‌بندند، کوچه به کوچه می‌گردانند تا مردم بر جسد سنگ بزنند و به این ترتیب ثواب کسب کنند. ولی مردم پس از آن که ارابه‌کش سنگسار شده است درمی‌یابند که ملاها بالای پول کرایه با ارابه‌کش دعوا کرده‌اند و ارابه‌کش به آن ها دشنام داده است. ملا ها با جعل کردن داستان و حکم تکفیر او و سپس سنگسار این مرد، آن هم به شکل بسیار وحشیانه، از این مرد بی گناه انتقام می گیرند. همین طور داستان پهلوانی با نام خادم تکان دهنده است.

http://www.bbc.com/persian/afghanistan/2014/06/140625_fm_sadruddin_ayni_dairies_shakhawarz
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست