تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید آدينه، 4 خرداد ماه 1397 / 25-05-2018

مه ۶۸: رستاخیز نویسنده در عصر مرگ مؤلف

رضا نوری / روزنامه نگار
فرانسهپنجاه سال پیش در چنین روزهایی، فرانسه شاهد حوادثی بود که تأثیرات عمیقی بر اجتماع و سیاست این کشور گذاشت. در ابتدای ماه مه ۱۹۶۸ هیچ کس تصور نمی‌کرد که یک اعتراض دانشجویی به یک بحران اجتماعی تبدیل شود و اعتصابات بی‌سابقه، با دست‌کم هفت میلیون اعتصاب‌کننده، پایه‌های قدرت را در این کشور بلرزاند.

این مقاله از مجموعه مطالبی است که بی بی سی فارسی به مناسبت پنجاهمین سالگرد مه ۶۸ منتشر می‌کند. در سال ۱۹۶۸ کشورهای مختلف صحنه اعتراضات گسترده‌ای بودند و در ماه مه اعتصابات سراسری، کنترل دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها و دیگر اماکن عمومی به تغییر کابینه فرانسه منجر شد.

پنجاه سال پیش در چنین روزهایی، فرانسه شاهد حوادثی بود که تأثیرات عمیقی بر اجتماع و سیاست این کشور گذاشت. در ابتدای ماه مه ۱۹۶۸ هیچ کس تصور نمی‌کرد که یک اعتراض دانشجویی به یک بحران اجتماعی تبدیل شود و اعتصابات بی‌سابقه، با دست‌کم هفت میلیون اعتصاب‌کننده، پایه‌های قدرت را در این کشور بلرزاند.

در این حوادث که از آن به عنوان "انقلاب گفتار" (révolution de la parole) نیز یاد شده، نویسندگان و شاعران چه نقشی داشتند و اساسا این انقلاب گفتار چه تأثیری بر "نوشتار" و ادبیات گذاشت؟

بوریس گوبیل، پژوهشگر فرانسوی در تازه‌ترین کتاب خود با عنوان "مه ۶۸ نویسندگان"، واکنش نویسندگان فرانسه به این جنبش را به سه دسته تقسیم کرده است: یک گروه از موضع‌گیری علنی اجتناب کردند و از این جنبش فاصله گرفتند، گروهی دیگر به نقد یک جزء، اجزا یا کلیت این جنبش پرداختند، اما به صورت انفرادی و موردی، و دسته سوم اما، نویسندگانی بودند که به صورت فعال، جمعی و مداوم در این جنبش حضور داشتند.

بوریس گوبیل تأکید می‌کند که موضع‌گیری این دسته از نویسندگان را نباید فقط در چارچوب تعهد روشنفکری آنان تحلیل کرد، بلکه بیشتر به نوع فعالیت آنان (یعنی ادبیات) و "وجود" اجتماعی‌شان مربوط است.

به عبارت دیگر، نوع حضور و موضع‌گیری نویسندگان در جنبش مه ۶۸ با حضور دیگر روشنفکران، فیلسوفان، محققان و روزنامه‌نگاران متفاوت است.

از چند سال پیش از مه ۶۸، بحث‌هایی درباره "بحران ادبیات" و جایگاه نویسنده مطرح شده بود و دقیقا یک سال قبل از آن، رولان بارت، منتقد ادبی، در مقاله معروف خود که اولین بار به زبان انگلیسی منتشر شد (The Death of the Author)، "مرگ مؤلف" را اعلام کرده بود.

بارت در سال ۱۹۶۸ نیز در مقاله "نوشتار حادثه"، وقایع آن سال را متنی دانست که به سه روش نوشته شد: گفتار، نماد و خشونت.

در حالی بارت از "گفتار وحشی" در جنبش مه ۶۸ سخن می‌گفت که ژاکلین پیاتیه، منتقد ادبی و بنیانگذار ضمینه ادبی روزنامه لوموند، در مقاله‌ای که روز اول ژوئن ۱۹۶۸ منتشر کرد، شاعران گمنامی را که روی دیوارها شعار می‌نویسند ستود و جملات قصار روی اعلامیه‌ها را "شاعرانه-سیاسی" توصیف کرد.

همچنین دو سال پیش از مه ۶۸، کتاب‌های مهم ساختارگرایان منتشر شد: از "نوشته‌ها"ی ژاک لاکان که او را به شهرت بسیار رساند، تا "مجازها" اثر ژرار ژنت، منتقد ادبی.

کتاب "واژه‌ها و چیزها" نوشته میشل فوکو نیز در همین موقع منتشر شد که بین آوریل تا دسامبر ۱۹۶۶ بیش از بیست هزار نسخه به فروش رسید.

فوکو در این کتاب نوشت که "چیزها دیگر یکسر بیرون دایره معرفی شدن و بیانگری و دلالت قرار گرفته‌اند" و از این پس هیچ‌گونه مناسبتی میان چیزها و واژه‌ها (لفظ و معنا) نمی‌توان یافت. به عقیده این فیلسوف فرانسوی، ادبیات و زبان دیگر ارزش معرفتی یا شناختی ندارند.

پیش از فوکو نیز موریس بلانشو، نویسنده و منتقد فرانسوی، از "محو شدن ادبیات" سخن گفته و پیشگویی کرده بود: "سکوت به ما نزدیک است. فرهنگ نوشتاری و کتاب از میان خواهد رفت..."

در چنین شرایطی که علم و ادبیات بیش از هر زمان دیگری به هم پیوند خورده و از "دانش نوشتار" سخن گفته می‌شد، جنبش مه ۶۸ برای برخی از نویسندگان آوانگارد فرصتی فراهم کرد تا علیه این "دیکتاتوری ساختارگرایان" قیام کنند و با بازگرداندن تاریخ و سیاست به صحنه ادبیات، آنان را به چالش بکشند.

چرخش تاریخی نشریه ادبی "تل‌کل" در مه ۶۸ نمونه‌ای از این قیام ادبی است؛ نشریه‌ای که هشت سال پیش از آن، از سوی نویسندگان جوان، با محوریت آوانگاردهایی چون فیلیپ سولرس - که در آن زمان مائوئیست بود - بنیان گذاشته شد.

این نشریه تلاش داشت تا فرمولی را ابداع کند از آمیزش "مارکسیسم-لنینیسم" که آن زمان در حزب کمونیست فرانسه تجلی داشت، و رگه‌هایی از نظریه ادبی ساختارگرایی که در "رمان نو" دیده می‌شد.

اما خط مشی ادبی جاه‌طلبانه "تل‌کل"، با اتفاقات مه ۶۸ دچار بحران شد. این نشریه در تابستان ۶۸ در بیانیه‌ای با عنوان "انقلاب، اینجا، اکنون" نوشت که تئوری مارکسیسم-لنینیسم "تنها تئوری انقلابی زمان ماست."

در واقع، این نویسندگان پیشرو می‌خواستند که اعتراض ادبی را با اعتراض سیاسی تلفیق کنند. اما خود فیلیپ سولرس سال‌ها بعد با تأکید بر "تناقض میان هنر و تعهد سیاسی"، گفت که "ما خودمان به خودمان پایان دادیم، سرنوشتی که برای همه آوانگاردهای غربی در قرن بیستم رخ داد."

آنتوان کمپانیون، استاد ادبیات معاصر فرانسه در کلژ دو فرانس در این زمینه می‌گوید: "ما در سال ۱۹۶۸ شاهد سرنگونی نویسنده هستیم، به معنی گذار از ساختارگرایی سیستماتیک به پساساختارگرایی شالوده‌شکن، همراه با شورش ضداقتدار".

میشل دو سرتو، فیلسوف فرانسوی، نیز با اشاره به تصرف زندان باستیل از سوی انقلابیون در زمان انقلاب فرانسه می‌گوید که در جریان جنبش مه ۶۸ تلاش شد زبان سمبلیک، همچون دژی محکم تصرف، و در عوض، "زبان اجتماعی" بنا شود.

در همان اولین حمایت‌ها از جنبش مه ۶۸، نامه میشل لیریس، نویسنده و شاعر فرانسوی و از نزدیکان ژان پل سارتر که روز هفتم مه در روزنامه لوموند منتشر شد، شاید سرنوشت‌سازتر بود. از فردای انتشار این نامه بود که نویسندگان و روشنفکران مشهور مثل سیمون دوبووآر و ژان پل سارتر بسیج شدند و دیگر روشنفکران و حتی کارگران را به حمایت از این جنبش فراخواندند.

سارتر که پیشتر از تعهد نویسنده سخن گفته بود، در گفت‌وگویی که در روز بیستم مه ۱۹۶۸ در شماره ویژه "لو نوول ابسرواتور" منتشر شد، گفت: "چیزی که در اقدام شما جالب است، قدرت بخشیدن به تخیل است. شما مثل همه تخیل محدود دارید، اما نسبت به بزرگترانتان ایده‌های بیشتری دارید... این همان چیزی است که من آن را گسترش بستر امکانات می‌نامم. از آن دست نشویید."

بارتاگر به گفته رولان بارت، نویسنده در دورن متن مرده بود، اما جنبش مه ۶۸ موجب شد که دیگر "مرگ نویسنده" بیرون از متن اتفاق نیافتد

روبر مرل، نویسنده معروف فرانسوی نیز که در بحبوحه جنبش مه ۶۸، استاد دانشگاه نانتر (محل شروع اعتراضات دانشجویی) بود رمان "پشت شیشه" را نوشت. این رمان زندگی روزانه دانشجویان در این دانشگاه و همچنین لحظه به لحظه روز تاریخی ۲۲ مارس ۱۹۶۸ را که نقطه آغاز جنبش بود، شرح می‌دهد.

همچنین رمان "ناانقلاب" نوشته پاسکال لنه، نویسنده فرانسوی، یک سند ادبی ماندگار از مه ۶۸ است که جایزه مدیسیس را برای نویسنده به ارمغان آورد.

بوریس گوبیل، در کتاب "مه ۶۸ نویسندگان" می‌نویسد یکی از ویژگی‌های جنبش مه ۶۸، ایجاد نهادهای صنفی بود که گرچه ساختار اجرایی مشخصی نداشتند، اما بر اساس اصل اساسی آزادی بیان به وجود می‌آمدند.

در هجدهم مه، "کمیته اقدام دانشجوان-نویسندگان" در سوربن بنیان گذاشته شد. این اولین بار بود که نویسندگان دخیل در جنبش مه ۶۸ گردهم می‌آمدند. این کمیته با هرگونه اقتدارگرایی، حتی اقتدارگرایی نویسنده مخالف بود و خواستار "کمونیسم نوشتار" شد.

سه روز بعد، "اتحادیه نویسندگان متحد با دانشجویان و کارگران" با تصرف مقر "جامعه ادبیان"، از سوی نویسندگانی چون میشل بوتور، ناتالی ساروت، ژان پل سارتر، مارگریت دوراس و برنار پینگو بنیان گذاشته شد. پینگو سال‌ها بعد، ریاست "خانه نویسندگان" در پاریس را بر عهده گرفت.

این نزدیکی نویسندگان به کارگران، موجب شد که با تشکیل اتحادیه‌های جدید، نویسندگان در جهت احقاق حقوق مادی و صنفی خود به عنوان نویسنده تلاش کنند.

در واقع، اگر به گفته رولان بارت، نویسنده در دورن متن مرده بود، اما جنبش مه ۶۸ موجب شد که دیگر "مرگ نویسنده" بیرون از متن اتفاق نیافتد.

تلاش‌های نویسندگان در مه ۱۹۶۸، چند سال بعد به ثمر نشست و دولت فرانسه در سال ۱۹۷۵ طرحی را در زمینه تأمین اجتماعی نویسندگان به تصویب رساند.

بوریس گوبیل در پژوهش خود نتیجه‌گیری می‌کند که مه ۶۸ برای نویسندگان، فرصتی برای بازاندیشی درباره نوشتار، اعتماد به قدرت کلمات و ابراز نگرانی نسبت به حقوق نویسنده بود.

.http://www.bbc.com/persian/vert-fut-44256184
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست