تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

زن بودن خوب است و دو سرودۀ دیگر
از پوران کاوه

پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۴ - ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵

چقدر زن بودن خوبست 
چقدر روبه روی آینه ایستادن 
و سقط جنین رابطه ها را دیدن خوبست 
دیوانگی موهای به حبس افتاده 
نعره های در گلوی گرهء روسری را شنیدن خوبست 
چقدر زن بودن خوبست 
مثل تنهائی شمعدانی 
در گلدان پوسیدهء کنار پنجره 
مثل مهار ِ بهار
روی دستان زمستانی یخ زده 
مثل تنظیم زیپ ِ زمان بر لب ها
مثل هفت اقلیم پا به ماه روی دیوارها
چقدر بوی نای اطلسی های دور ِ باغچه همسایه خوبست

هر روز خلوت کردن با تنهائی خود 
مردهء متحرک بودن برای حفظ آبرو
بی ذره ای خم به ابرو
مثل "هیس" درخشنده
قافیه را باختن 
تا انتهای هرجا و هر سو
در روزهای پا در هوا 
در خواب های خرگوشی ما 
جنازه را پشت جنازه دیدن خوبست

هرشب آویزان شدن از سقف خاطره ها 
نه بلوغ نوری بر دل 
نه خنده ای بر لب
نه دهن دره ای کنار شولای سیاه 
نه راهی به فتح کاریزهای ریخته ء تباه

چقدر زن بودن خوبست .

2

در چارديواري دورگهء صدايت ماندم
اتو كشيدم رگ ها را 
از ميان دهليزهاي خاك گرفته 
جوانه زد گياه تن 
ماهي هاي كوچك ِ بي تاب
از متن به نقطه ها آمدند
دور زدند پرانتزها را 
سرك كشيدند 
از عرياني رگ هاي عمودي 
به سمت دريائي در حاشيه 
حمام گرفتند 
در بوي بهارنارنج نفس هايت 
ضرب گرفتند 
روزمره گي ميان تهي زندگي را 
سكوت ماسيد بر لب ها 
مثل توپي تيپا خورده 
تقسيم شدم روي كلمه ها 
سر به هوا 
قد كشيدم تا ارتفاع ايوان ات 
با اعتراف هائي نخ نما
در ضرب العجلي 
خون رقصيد به سمت تازه ها 
بهار كِش آمد با من 
تا آخرين ايستگاه 
"تو"

3

"دوستت دارم" را
برايت با الفبائي تازه نوشتم 
مثل انسان هاي اوليه 
با زباني بيگانه وُ
با صدائي عاشقانه 
هي نوشتم وُ نوشتم 
همچون كودك هفت ساله اي 
كه مشق ِ شب اش را....
تا مردم از عشق ما چيزي نفهمند
اما 
شرابي شد
براي آنهائي كه 
لذت مستي را نمي دانستند.

برگرفته از صفحۀ خانم پوران کاوه در فیسبوک

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست