دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

شعر «آزادی » از پل الوار
ترجمه ای از : بامداد حمیدیا
وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰


شعر آزادی سروده ی پل الوار پیش از این دو بار به فارسی برگردانده شده است ، نخست در شماره ی ۶ ام مجله ی گلچرخ در اردیبهشت ۷۲ با ترجمه و نگارش دکتر جعفر معین فر و پس از آن نیز در کتاب “تنهایی جهان” که گزینه ای از اشعار الوار به ترجمه ی محمدرضا پارسایار است و نشر هرمس آن را به طبع رسانیده. دکتر معین فر در توضیح شعر آزادی چنین می نویسد:
“قطعه ی آزادی را پی الوار در سال ۱۹۴۱ ، در بحبوحه ی اشغال فرانسه توسط آلمان سروده است. بنا به گفته ی خود شاعر ، در ابندای تنسیق کلمات آن ، شعری بوده است صرفا ً عاشقانه ، مسمّی یه “یک اندیشه ی تنها Une Seule Pensee “ و در مورد زنی که او را دوست می داشته؛ اما به مرور که ستایش عاشقانه در آن توسعه می یافت ، شاعر به این واقعیت پی می برد که شعرش نمی تواند تنها مختص یک انسان باشد که در آن ، نام محبوبش را می نگارد ، بلکه تمام انسانهای در بند را در این جهان شامل می شود که در حالت اسارت ، هر یک ، نام عشق خویش را می نویسند و همه ی این نامها در نام “آزادی” خلاصه می شود.”



“آزادی”

بر روی دفتر های مشق ام
بر روی درخت ها و میز تحریرم
بر برف و بر شن
می نویسم نامت را.

روی تمام اوراق خوانده
بر اوراق سپید مانده
سنگ ، خون ، کاغذ یا خاکستر
می نویسم نامت را.

بر تصاویر فاخر
روی سلاح جنگیان
بر تاج شاهان
می نویسم نامت را.

بر جنگل و بیابان
روی آشیانه ها و گل ها
بر بازآوای کودکیم
می نویسم نامت را.

بر شگفتی شبها
روی نان سپید روزها
بر فصول عشق باختن
می نویسم نامت را.

بر ژنده های آسمان آبی ام
بر آفتاب مانده ی مرداب
بر ماه زنده ی دریاچه
می نویسم نامت را.

روی مزارع ، افق
بر بال پرنده ها
روی آسیاب سایه ها
می نویسم نامت را.

روی هر وزش صبحگاهان
بر دریا و بر قایقها
بر کوه از خرد رها
می نویسم نامت را.

روی کف ابرها
بر رگبار خوی کرده
بر باران انبوه و بی معنا
می نویسم نامت را.

روی اشکال نورانی
بر زنگ رنگها
بر حقیقت مسلم
می نویسم نامت را.

بر کوره راه های بی خواب
بر جاده های بی پایاب
بر میدان های از آدمی پُر
می نویسم نامت را.

روی چراغی که بر می افروزد
بر چراغی که فرو می رد
بر منزل سراهایم
می نویسم نامت را.

بر میوه ی دوپاره
از آینه و از اتاقم
بر صدف تهی بسترم
می نویسم نامت را.

روی سگ لطیف و شکم پرستم
بر گوشهای تیز کرده اش
بر قدم های نو پایش
می نویسم نامت را.

بر آستان درگاه خانه ام
بر اشیای مأنوس
بر سیل آتش مبارک
می نویسم نامت را.

بر هر تن تسلیم
بر پیشانی یارانم
بر هر دستی که فراز آید
می نویسم نامت را.

بر معرض شگفتی ها
بر لبهای هشیار
بس فراتر از سکوت
می نویسم نامت را.

بر پناهگاه های ویرانم
بر فانوس های به گِل تپیده ام
بر دیوار های ملال ام
می نویسم نامت را.

بر ناحضور بی تمنا
بر تنهایی برهنه
روی گامهای مرگ
می نویسم نامت را.

بر سلامت بازیافته
بر خطر ناپدیدار
روی امید بی یادآورد
می نویسم نامت را.

به قدرت واژه ای
از سر می گیرم زندگی
از برای شناخت تو
من زاده ام
تا بخوانمت به نام:
آزادی.

Liberté
Paul Eluard (1895-1952)Sur mes cahiers d’écolierSur mon pupitre et les arbresSur le sable sur la neigeJ’écris ton nomSur toutes les pages luesSur toutes les pages blanchesPierre sang papier ou cendreJ’écris ton nomSur les images doréesSur les armes des guerriersSur la couronne des roisJ’écris ton nomSur la jungle et le désertSur les nids sur les genêtsSur l’écho de mon enfanceJ’écris ton nomSur les merveilles des nuitsSur le pain blanc des journéesSur les saisons fiancéesJ’écris ton nomSur tous mes chiffons d’azurSur l’étang soleil moisiSur le lac lune vivanteJ’écris ton nomSur les champs sur l’horizonSur les ailes des oiseauxEt sur le moulin des ombresJ’écris ton nomSur chaque bouffée d’auroreSur la mer sur les bateauxSur la montagne démenteJ’écris ton nomSur la mousse des nuagesSur les sueurs de l’orageSur la pluie épaisse et fadeJ’écris ton nomSur les formes scintillantesSur les cloches des couleursSur la vérité physiqueJ’écris ton nomSur les sentiers éveillésSur les routes déployéesSur les places qui débordentJ’écris ton nomSur la lampe qui s’allumeSur la lampe qui s’éteintSur mes maisons réunisJ’écris ton nomSur le fruit coupé en deuxDur miroir et de ma chambreSur mon lit coquille videJ’écris ton nomSur mon chien gourmand et tendreSur ces oreilles dresséesSur sa patte maladroiteJ’écris ton nomSur le tremplin de ma porteSur les objets familiersSur le flot du feu béniJ’écris ton nomSur toute chair accordéeSur le front de mes amisSur chaque main qui se tendJ’écris ton nomSur la vitre des surprisesSur les lèvres attentivesBien au-dessus du silenceJ’écris ton nomSur mes refuges détruitsSur mes phares écroulésSur les murs de mon ennuiJ’écris ton nomSur l’absence sans désirSur la solitude nueSur les marches de la mortJ’écris ton nomSur la santé revenueSur le risque disparuSur l’espoir sans souvenirJ’écris ton nomEt par le pouvoir d’un motJe recommence ma vieJe suis né pour te connaîtrePour te nommerLiberté

http://www.vazna.ir/?p=121

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست