تماس با سردبیر > perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده سیاسی  بیانیه ها و برنامه ها کتابخانه صدا و ویدئو ادبیات بومی هنر داستان شعر

ممنوعیت نوروزبل، نمایش نوروزبل را تعطیل می کند.
مرضیه چگامی


1 ) آتش را خاموش کردند. آنها آتش را خاموش کردند. آنها آتش ما را خاموش کردند. این سرآغاز فصلی تازه در حیات نوروز بل است:
بیایید از ذکر تاریخچه ی طولانی و باستانی نوروزبل در این نوشته بگذریم و مطالعه ی آن را به متون علمی و کتابها و مصاحبه های ارزشمندی که در این زمینه وجود دارد محول کنیم. به جای آن نوروزبل را در بازه ی زمانی بسیار نزدیکتر ببینیم، مثل چند سال اخیر.
در این بازه ی زمانی چندسال فراموشی نوروزبل وجود دارد که سبب شد که نوروزبل در خاطره ی مردمی که تا همین اواخر آن را برگزار می کردند باقی بماند و به سمت فراموشی بنشیند. سپس یک دوری 4ساله وجود دارد  که اگر اصرار به نامگذاری باشد می توانیم آن را "احیاء و باززنده سازی" نوروزبل نام دهیم. احیاء و باززنده سازی یا نوعی تنفس مصنوعی. در این دوره  عمده ترین تلاش ها  به سمت معرفی و شناساندن نوروزبل به مردم گیلان و تشویق آنها برای شرکت در جشن جهت گیری کرد و به تدریج میراث فرهنگی استان گیلان در اجرای نوروزبل وارد شد. در این دوره به طور کلی 2 آلترناتیو در نگاه برگزار کنندگان جشن دیده می شد:
اولی نگاهی بود که معتقد به حضور و برگزاری جشن و در راستای هویت خواهی قومی بود که این نگاه مهم ترین سهم را در دوباره زنده کردن نوروزبل داشت. با این حال این دیدگاه در یکی، دو سال اخیر به صورت حاشیه ای در نوروزبل دیده می شد.
نگاه دوم نگاهی بود که جشن را در قالب یک رویداد نمایشی می دید و با آن مانند گوشه ای از گذشته برخورد می کرد. این نگاه که نماینده ی بلامنازع آن میراث فرهنگی است جشن را در قالب یک پروژه مردم نگاری می بیند و به طبع به بخش نمایشی آن متمایل تر است. این نگاه به نمادین سازی نوروز بل پرداخت و هر سال پررنگ تر شد.

دوره ی بعدی دوره ممنوعیت است. نوروزبل امسال حیات دگرگونه ای را آغاز کرد. آنچه در نوروزبل امسال اتفاق افتاد نشان دهنده ی این است که نظم نمادین به کل از خیر مصادره ی نوروزبل و اعمال کنترل بر آن گذشت و ترجیح داد آن را حذف کند و ندیده بگیرد. این کور ترین نوع برخورد است که در منطقه ما سابقه ای تاریخی دارد. این کوری دیوانه بار نمی بیند که با خاموش کردن آتش خود را در برابر آنهایی قرار می دهد که آتش را از آن خودشان می دانند. آتش مال ماست. آتش ما را خاموش کردند. آنها آتش ما را خاموش کردند. آنها با ما یکی نیستند. آنها در برابر ما هستند. آنها نوروزبل ما را دوست ندارند!
بیایید به تاریخ رو بیاوریم. مهم ترین رمز ماندگاری نوروز چه بود؟ مگر حمله ی اعراب و مغول و اصرار آنها به اعمال قدرت نبود که آن را تثبیت کرد؟ چه چیزی جز برتری سیاسی بیگانگان و تلاش آنها برای اعمال قدرت و میل به مردم برای حفظ تمایز در برابر آنها بود که نوروز را که اتفاقا ممنوع هم بود به اندازه ای قدرت بخشید که بیگانگان هم سر آخر آن را بپذیرند.چه چیز جز ممنوعیت، جز بیرون انداخته شدن از عرصه ی قانونی و مشروع نظم نمادین می تواند به کمک آتش نوروزبل بیاید؟ چه چیز بیشتر از خاموش کردن آتش می تواند دسته های آتش افروز را در برابر دسته های خاموش کننده ی آتش قرار دهد و آنها را در برپایی آتش مصمم تر کند؟ این ما و آنها به نفع کیست؟ به نفع قدرت که نیست! آفرین به این کوری. این کوری سبب شد نوروزبل مرحله ای تازه در حیات خود آغاز کند. ممنوعیت. از این پس نوروزبل نه صرفا آتشی به جا مانده از پیشینیان، و نه صرفا نشانه ای برای میل به هویتی خاص، که نشانه ای از تمایز ما و آنهاست. آنها که قدرت دارند و به زور می خواهند آتش ما را خاموش کنند. این انگیزه فانتزی ما را قوام می بخشد و از آنجا که این "آنها" نه یک قوم و نه یک فانتزی دیگر که  دسته ای نظامی ست متعلق به قدرت سیاسی حاکم، حتی امکان انحراف آن را نیز کمتر می کند.

2 ) حضور/ نمایش:
تا قبل از حضور نوروزبل، آنچه درباره آن می خوانی و می دانی تنها اطلاعاتی انتزاعی است که دانش تو را زیاد می کند اما حسی را در تو برنمی انگیزد یا کمتر بر می انگیزد. تا قبل از حضور در نوروزبل، نوروزبل تنها یک اسم است. اسمی با یک مازاد نسبت به جشنی دیگر، مازادی به نام بل یا ول. نوروزبل آتش دارد. ول می کشد.
بعد از اینکه حاضر شدی و تجربه کردی، می توانی پدیدار شناسی کنی، شاید درختی را به یاد بیاوری و جمعی و آهنگی و خاطره ای و نگاهی و ... کسی که در نوروزبل شرکت می کند از آن خاطره دارد. او میل به بازآفرینی آن تجربه و به وجود آمدن خاطره ای جدید دارد. او میل به یاداوری آن خاطره را هم در خود دارد. او به عکس هایش به عنوان نشانه هایی از آن خاطره می نگرد.
کسی که نمایش را نگاه می کند خسته می شود. برای بار دوم نمایش تکراری ست. عکس ها همه تکه هایی از نمایش هستند و از آنجا که تجربه ای را یادآوری نمی کنند پس از مدتی آنها نیز کسالت بار می شوند. آتش هم اگر چه زیباست، اما مال همان چوقا پوش های دور و برش است و حس مالکیتی را در تماشاگر بر نمی انگیزد.
ممنوعیت نوروزبل، نمایش نوروزبل را تعطیل می کند. تعطیلی نمایش نوروزبل، یعنی یا حضور داشته باش و یا نه. نگاه کردن ممنوع شده. اگر هرجایی آتش روشن کنی، می دانی ممنوع است و می دانی می خواهی به صورتی ممنوع حاضر باشی. ممنوعیت را می پذیری و میل به نمایش به حداقل می رسد. عکسی اگر هست ثبت حضور و یادآوری خاطره ات هست و یا دهن کجی ای به "آنها" که آتش را خاموش می کنند و اصرار به عدم وجود آن دارند. حضور تو هم سیاسی است. چیزی شبیه همان شعارهای "ما همه با هم هستیم" یا " ما هستیم".

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست