تماس با سردبیر > perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده سیاسی  بیانیه ها و برنامه ها کتابخانه صدا و ویدئو ادبیات بومی هنر داستان شعر

متن قدرت رسمی، نوروزبل را بالا آورد
فریده صامتی درگاه

از همان نخستین سال برگزاری دوباره نوروزبل، این جشن امری سیاسی بود. نه تنها به دلیل اصکاک میان برگزارکنندگان و نهادهای قدرت رسمی[ 1 ]، بلکه هم به دلیل ماهیت خود و ماهیت برگزارکنندگانش. چه که نوروزبل از اساس دعوت از شهروندان گیلک بوده و هست برای حضور در عرصه‌ی عمومی و هم نوروزبل به عنوان امری نمادین، بازتابنده‌ی صف‌آرایی فرهنگ ملت‌های در حاشیه (موسوم به اقوام) در مقابل فرهنگ رسمی (موسوم به ملت ایران) بوده و هست.
نوروزبل در درون خود نیز تضاد حاشیه و متن را حمل می‌کند. از دومین سال برگزاری دوباره، دو خوانش متفاوت از این جشن آغاز سال نو گیلکی ارائه شد. خوانشی که رسمیت و تمرکز گرد تریبون رسمی را تبلیغ می‌کرد و خوانشی دیگر که همگی نشانه‌های حاشیه بودن را داشته و اصراری در تبدیل به متن شدن نداشت. این میانه البته خوانش سومی هم بوده که گاه به میخ و گاه به نعل می‌زده است. در پنجمین سال برگزاری اما خوانش سوم ناگزیر به تعیین موضع خویش شد. یا می‌بایست به خوانش رسمی می‌پیوست و نوروزبل را برگزار نمی‌کرد، یا خوانش دوم را می‌پذیرفت و نوروزبل را درمی‌یافت.
برگزاری مستقل نوروزبل توسط صفرعلی رمضانی در دهستان ملکوت، نمونه‌ی همین انتخاب است. و خوانش رسمی نیز تصمیم خودش را گرفته بود: نوروزبل نباید برگزارشود!
مسأله‌ی آتش و شباهت این آیین به زرتشتی‌گری و شیطانی بودن یا طاغوتی بودن آن، همه و همه بهانه‌های ابلهانه‌ای‌ست که متاسفانه گاه مقبول کسانی از طرف مقابل نیز می‌افتد و با این تصور که با برگزاری نوروزبل به عنوان نمادی از گذشته‌ی درخشان باستانی ایرانی/زرتشتی در مقابل عده‌ای تاریک‌اندیش و چند اداره و ارگان بی‌اطلاع قرار گرفته‌اند. حال آن‌که نه نوروزبل نسبتی با زرتشتی‌گری و ملت سرفراز کوروش کبیر دارد و نه آن‌ که آتش نوروزی را خاموش می‌کند چندان بی‌اطلاع است.
پیش‌تر درجایی خوانده بودم که قدرت رسمی با هر امر جدیدی ابتدا برخود سلبی دارد و وقتی که بی‌خطر بودن آن برایش روشن شد، آن‌گاه سعی در سلطه بر آن می‌کند. تلاش می‌کند که آن امر را در خود هضم کند.
به طور دقیق برخورد مخالفی که در سال نخست با نوروزبل –به عنوان امری ناشناخته و مبهم- شد و سپس برخورد سلطه‌گرانه‌ای که در سه سال بعدی شد مثالی برای همین نظر است. قدرت رسمی تلاش در هضم نوروزبل داشت تا آن را نیز همچون صدها مراسم و همایش حکیم‌فرموده به ارگان‌واره‌ی خویش وصل کند.
نوروزبل امسال اما مرحله‌ی سومی بود برای خوانش رسمی. قدرت رسمی با جمعیت انبوهی از جوانان و خانواده‌های شهری روبه‌رو شد که به محل برگزاری نوروزبل هجوم می‌آوردند. جمعیت زیادی که به احتمال زیاد نسبت نزدیکی با شعارها و خواسته‌های رسمی نداشتند و برای شنیدن سخنرانی مدیران و مسئولان نیامده بودند و علاقه‌ای هم به زبان‌بازی‌های تریبون رسمی نداشتند.
فریب مسئولان البته کارگر افتاد. تا آن‌جا که به بهانه‌ی نوروزبل مردم را تا آن ارتفاع (خسیب دشت املش) کشاندند و پس از پایان گرفتن برنامه‌های رسمی اعلام کردند که نوروزبلی وجود ندارد و برگردید!
اما خوانش غیررسمی کارخودش را کرده بود. حضور این جمعیت حتی بی هیچ شعله‌ی آتشی و حضور محسوس نیروهای امنیتی درمحل برگزاری جشنی که تا آن زمان یک اتفاق سنتی و فرهنگی صرف به نظر می‌رسید، نوروزبل را به مازاد خودش تبدیل کرد.
برگزاری مستقل نوروزبل درملکوت و نیز روشن نمودن آتش و برگزاری نوروزبل توسط گروهی دیگر در نزدیکی همان منطقه نقطه‌ی تاکیدی شد بر همین مازاد. خوانش رسمی و خوانش حاشیه راه خود را ازهم جدا کردند. ارگان‌واره‌ی رسمی عضو پیوندی جدید را پس زد و قدرت رسمی درهضم نوروزبل موفق عمل نکرد و نوروزبل را بالا آورد.

اکنون نوروزبل به عنوان جشن آغاز سال نو گیلکان، حتی توجه روشنفکران لیبرال را نیز جلب کرده است. چرا که برای اینان، سیاسی بودن جز تقابل نخ‌نمای مردم و پلیس نیست.
به هر روی، دیگر همه چیز نوروزبل مسأله‌ساز است. نه تنها گرد هم آمدن جمعیتی، بلکه حتی آتش آن نیز تبدیل به امری خاص شده است.
واقعیت این است که نوروزبل تمامی ویژگی‌های لازم برای آموختن تمرین حضور در عرصه‌ی عمومی، آن هم با ویژگی‌های بومی را دارد. حضوری که با انواع روش‌های جهان‌وطنانه میسر نشد.
گرچه شاید این امر برای روشنفکران جهان‌وطنی که از شکل‌گیری خواسته‌ها و حرکت‌هایی با تبار قومی درمیان مردم‌شان هراسانند زیاد جالب نباشد؛ اما نوروزبل اکنون چنان ظرفیتی دارد که می‌تواند تبدیل به نماد آزادی‌خواهی و سیاست‌ورزی گیلکان امروز شود.

[ 1 ] آن گونه که در منابع و به ویژه در نشریه گیله‌وای همان سال ثبت شده است، در آن سال تا آخرین لحظه –علی‌رغم اقبال اهالی بومی دهستان ملکوت- ازسوی مقام‌های رسمی و نیروی انتظامی محلی مخالفت جدی با برگزاری جشن وجود داشت.

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست