تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷

دو شعر و سه گفتار ویدئویی
م. روان‌شید

من در خواب‌های بسیاری زیسته‌ام-
هیزم‌شکن‌های انزلی مرا به یاد دارند
تبرها مرا در خواب‌هایشان
نخل‌ها‌ی بی‌سر
اروندرودِ گم‌شده در خاک
زنانِ تیرخورده‌ی عامری
گاوهای گرسنه در مردنِ گاوبان‌
کوچه‌های خشایار
بن‌بستِ نعمتی در پایتختِ نکیتا...

آه نکیتا!
نکیتا!
من اندوه به اندوه رفته‌ام، زیسته‌ام، زاری کرده‌ام، گریسته‌ام.

قصه‌ها برای فروید خوانده‌ام در بیداری
روایت‌ها کشیده‌ام برای لنین و جواد معروفی-
ها... معروفی خواب‌های طلایی‌اش را برای من نوشت
وقتی دیوانه در خواب‌‌اش رقصیدم.

من در خواب‌های بسیاری راه رفته‌ام
نشسته‌ام، پارو به دست گرفته‌ام
غریق و نجات‌غریق بوده‌ام بارها
بارها
بارها در خوابِ مردگان مرده‌ام، از یاد رفته‌ام، گریخته‌ام از تن.

پسرم مرا به یاد نمی‌آورد اما فروید
قصه‌های مرا شنید و رفت تا مرا به خواب ببیند.

آه نکیتا!
نکیتا!
من بارها در خوابِ مردگان مرده‌ام، از یاد رفته‌ام
اندوه به اندوه...
.......
بامداد 21 آبان 1396

 

من از شعر هم خسته‌ام دیگر

از شعر خسته‌ام
از حوله‌های خیس و چشم‌های خیس و دست‌های خیس از خشونتِ دوران‌ام.
از دوران‌ام خسته‌ام
از دوران‌ام که نمی‌گذرد از این وهله‌ی به‌ناچارِ سنگین و سنگی.
از سنگ‌ها که می‌پرند و می‌خزند و شخم می‌زنند جانِ جهان‌ام را _ خسته‌ام.
از بو‌ی بهاری که هست و نمی‌آید
در این بزنگاهی که من
که من
که من خسته‌ام از این همه شنفتن و گفتن
از این همه لالِ موجهِ  بی‌معنا.

من از بی‌قراری ماهان‌ام خسته‌ام که بی‌هوده می‌گذرند
دست‌ها، قلم‌ها و قیافه‌هایی که از لعابِ زرین گذشته‌اند
که نادیدن و ناشنیدن است
زیبایی در برکه‌ی دوران‌ام.

من از شعر هم خسته‌ام دیگر.
به‌جای قهقه در کوچه
صدای بمب می‌آید.
اینک صدای مهیبِ ماست که درپیچیده در خویش
پژواک می‌شویم.

چه لالِ موجهِ بی‌معنایی‌شده ا‌ست «ما».

3 نوامبر 2017

 

فرهنگ واژه های هم آوا و آموزش درست نویسی

1

2

3

 

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست