تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵ - ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶

قدرت اجتماعی موسیقی در ایران؛ گفت‌وگو با حسین علیزاده

محمود خوشنام / پژوهشگر موسیقی
علیزاده

حسین علیزاده کوارتت بی کلام خود را با عنوان "زخمه دل" در شهر کلن آلمان و در کلیسای لوتر کینگ برگزار کرد. حدود دو سال پیش همین گروه برنامه ای را در همین شهر برگزار کرد. قطعات آن چنان با ریتم های برانگیزاننده در آمیخته بود که عنوان بداهه در طغیان ریتم را بر آن نهادم.

در کنسرت اخیر ولی ریتم ها بدون آن که جا خالی کنند از خشم و خروششان کاسته شده بود چرا که می خواستند جای برجسته تری به ملودی های علیزاده بدهند. اگر بخواهیم به ملودی های پر و پیمان علیزاده عنوان دیگری بدهیم باید آن را بداهه در رامش جان بنامیم. ملودی ها و شیوه تنیدن آن ها در یکدیگر شنونده را گیج می کند. این گیجی در جریان اجرای بداهه به مرور به نفع ریتم تمام می شود. ریتم ها دوباره وارد صحنه می شوند.

علیزاده علاوه بر این که نوازنده توانایی ست با کارهای اخیر خود نشان داده که آهنگساز قدرتمندی نیز هست. نغمه ها در آثار او چهره درخشانی دارند و بی آن که با گوشه های موسیقی سنتی اختلاف پیدا کنند به تمامیت قطعات کمک می کنند.آن ها فرصت می یابند تا در زلال جاری نغمه ها گرد و غبار سالیان را از چهره بزدایند و هر چه بیشتر شفاف و روشن جلوه کنند. او در این کنسرت آهنگ های محلی را نیز با موسیقی خود می پیونداند از جمله ترانه محلی ربابه جان در این پیوند شنیدنی است.

پیوند موسیقی عامیانه و موسیقی محلی با موسیقی سنتی سابقه نسبتا بلندی دارد. هوشنگ استوار آهنگساز پیشرو ایرانی، یک بار آهنگ عامیانه بابا کرم را در "سوئیت ایرانی" خود به کار گرفت و از نتیجه کار بسیار راضی بود.

نمونه ای دیگر به حمید متبسم برمی گردد. او در قطع "ونوشه" (بنفشه) آهنگ محلی "جونی جونی" را به کار گرفته بود و با واریاسیون های مختلف سوئیت تمام عیاری پدید آورده بود.

اعضای کوارتت علیزاده همه کارآمد و کمال یافته هستند و با خود او هماهنگی بسیار دارند. حسین بهروزی نیا (بربط)، بهنام سامانی (تمبک) و صبا علیزاده (کمانچه) یکی از "آنسامبل" های توانا در موسیقی ایران را به وجود آورده اند.

اغتشاش در مدیریت

جامعه ایران پس از فرو نشستن تب و تاب انقلابی می رفت که به یک دوره آرامش سازنده برسد و عقب ماندگی های خود را جبران کند. چنین نیز شده بود و یا داشت می شد، که حالا می بینیم ورق برگشته است. محدودیت های تازه ای در جامعه موسیقی پیدا شده و رفته رفته می رود که باز مساله حلال و حرام بودن موسیقی مطرح شود. به طور کلی سیاست تازه ای در همه فضاهای موسیقی موج انداخته است. در پایان کنسرت کلن از حسین علیزاده نظرش را درباره این اغتشاش پرسیدم:

حسین علیزاده: این اغتشاش در نبود یا کمبود مراجع موسیقی پدید می آید. در گذشته سازمان هائی بودند که آن ها را می شود مراجع موسیقی به شمار آورد. دانشگاه ها و هنرستان ها بودند که موسیقی را داوری می کردند. حالا این مراجع اختیارات کم تری دارند و به جای آن ها مراجع سیاسی و دولتی درباره مسائل مربوط به موسیقی داوری می کنند. در این سازمان ها کسانی هستند که زمینه هائی درباره موسیقی ندارند.

صبا و حسین علیزاده

صبا و حسین علیزاده

در حال حاضر چون مکان های آکادمیک قدرت لازم را برای تصمیم گیری ندارند کارها به اغتشاش گرایش پیدا می کند. از سوی دیگر رسانه ها و روزنامه ها هم که به دنبال چاپ این گونه مسائل هستند به دست افرادی چاپ و منتشر می شود که هیچ اطلاعی از موسیقی ندارند ولی به راحتی با تیترهای درشت مسائل را بزرگ می کنند و این نکته را پیش می اورند که در جامعه ایران جز اغتشاش چیزی نیست. حال آن که واقعیت امر چنین نیست. در ایران امروز موسیقی قدرت اجتماعی تازه ای پیدا کرده است. اتفاقات خوبی که در موسیقی ایران روی داده نشان می دهد که نسل جوان پتانسیل بنیادی برای پیشرفت دارد.

موسیقی قربانی سیاست

خوشبختانه به نظر می رسد که موسیقی با همه مشکلات توان رویارویی با مسائل حیاتی خود را دارد. تاریخ ایران این گونه پایداری های اجتماعی را به دفعات تایید کرده است.

حسین علیزاده: امروز دیگر دولت ها نیستند که برا ی موسیقی تصمیم می گیرند. تصمیم نهایی با مردم است. آن ها هستند که با پشتیبانی خود آینده موسیقی را تعیین می کنند. ایران امروز هشتاد میلیون جمعیت دارد اقبال اکثریت به موسیقی است. به جز دو ماه دوره عزاداری، جوانان و گروه هایشان چه می کنند؟ تعداد کنسرت ها فوق العاده است. استقبال شگفت انگیز است. امروز مقدار زیادی از قراردادهای موسیقی دولتی است. اگر قرار باشد که موسیقی نباشد با این قراردادها چه می شود کرد. واقعیت این است که این حرف ها به گروه های سیاسی تعلق دارد و موسیقی یکی از قربانیان اختلافات آن هاست.

در یکی از گفت و گوهای قبلی با شما گفته بودید که احترامی که مردم ما برای استادان ردیف قائل هستند یرای این است که این گنجینه را سینه به سینه حفظ می کنند. ولی این سخن بدان معنا نیست که می توانند درباره خلق موسیقی آینده و چند و چون آن نظرات کهنه خود را تحمیل کنند. این کار را باید به جوانان سپرد. حالا فکر می کنید که این گفته شما را روز و شب باید تکرار کرد؟

علیزاده: بله روشن است. این ها خیال می کنند موسیقی ایران تنها همین موسیقی دستگاهی ست. حال آن که موسیقی ایران خیلی وسیع تر و متنوع تر از مجموعه ردیف است. در این سال های اخیر شمار موسیقی دانان درس خوانده خیلی زیاد شده، چه آن ها که در ایران تحصیل کرده اند و چه آن ها که از هنرستان های اروپا برگشته اند.این ها نیروی پتانسیل موسیقی آینده هستند. انواع موسیقی در ایران حضور دارد از جمله موسیقی هنری که امروز خیلی قدرت پیدا کرده است. چیزهای بیهوده که می زنند مربوط می شود به بخش بازاری پسند موسیقی در ایران.

علیزاده

حالا آقای علیزاده ما همچنان در برابر این مسئله قرار گرفته ایم. بالاخره باید تعیین کنند که موسیقی حلال است یا حرام. وقتی ذات موسیقی حرام تلقی شود دیگر صحبت از ویژگی ها آن بیهوده می نماید.

علیزاده: من معتقدم که رفتار دولت با موسیقی آن قدر اهمیت ندارد که برخورد مردم با آن. وقتی موسیقی در دل و جان مردم است نظر هشتاد میلیون مردم اهمیت خیلی بیشتری دارد تا گفتار و رفتار چند مامور دولتی. گفتم که با این وضعیت یک مقدار از انرژی مردم و هنرمندان صرف برخورد با این حرف ها می شود. ایران پر از استعدادهای بزرگ موسیقی ست. از خردسالان تا سالمندان همه در جست و جوی موسیقی برای شنیدن و آموختن هستند. تمایل به موسیقی در میان مردم از همه کشورهای همسایه بیشتر است.

اشکال کار نبودن یک مدیریت با تدبیر است که این ها را رسیدگی کند و نیروها را به کار بگیرد. هم اکنون مقدمات 60 کنسرت فراهم شده که پس از عزاداری دو ماهه به اجرا در خواهد آمد. مردم برای شنیدن موسیقی منتظر اجازه نمی شوند، کار خودشان را می کنند. البته مشکلات زیادی در این کار دارند. من به این دلائل به آینده خیلی خوش بینم.

حالا برگردیم به کنسرت شما در شهر کلن. من در نقدی که برای کنسرت قبلی شما نوشتم آن را بداهه ای در طغیان ریتم نامیده بودم. در کنسرت اخیر به خاطر آن که ملودی نیز دست بالا را داشت آن را بداهه ای در رامش جان نامیده ام. آیا شما با این عنوان موافقید؟

این که می گویید بستگی دارد به این که نقش تنهائی در کنسرت دارم یا کارم کار گروهی ست. اشاره شما در مورد ریتم و ملودی درست است.

حرف آخر حسین علیزاده این است که باید به آینده موسیقی خوشبین بود و به کارکرد آن توجه بیشتری داشت. این حرف او در تاریخ موسیقی ایران بارها به کار بسته شده و نتایج خوبی به بار آورده است. پرداختن به اندوه و کوشش برای برقراری شادی بعدی و امید به استمرار تاریخ نوآوری در نهایت موسیقی را سر پا نگاه داشته است.

بداهه در طغیان ریتم، گفت‌وگو با حسین علیزاده

محمود خوشنام
  • 25 نوامبر 2014 - 04 آذر 139

حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده در ماه نوامبر کنسرت های پژوهشی ویژه ای را در چند شهر اروپایی برگزار کرد. یکی از آن ها در خانه بلژیک در شهر کلن آلمان بود. او در این کنسرت ها کوشید تا شیوه های بداهه پردازی و آهنگسازی خود را به شکلی تحلیلی به مخاطبان خود بشناساند.

کنسرت حسین علیزاده در این تور اروپایی دو ویژگی ممتاز و کارساز داشت. اول آن که قید و بند شعر را از گردن موسیقی برداشته بود و حاضران دو ساعت با وجد به موسیقی بی کلام گوش سپردند.

علیزاده راهی را که خالقی در رشد و پرورش موسیقی بی کلام گشوده بود، هموارتر و گسترده تر می کند.

ویژگی دوم کنسرت علیزاده اعتبار بخشیدن بیشتر به ساز تنها که بهترین وسیله آزمایش مهارت و خلاقیت و احساس موزیکالیته نوازنده است. هنگام بداهه نوازی در ساز است که معلوم می شد نوازنده چند مرده حلاج است.

کار تکنوازی نیز قدمت بسیار دارد ولی هر تکنوازی را توان بداهه پردازی نیست. علیزاده فرصت کنسرت را غنیمت شمرده بود تا کمال یافتگی خود را در عرصه بداهه پردازی نیز از نظر مخاطبان بگذراند.

از او درباره تکنوازی و ارزش آن و تمرکزش بر روی موسیقی بدون کلام پرسیدم.

علیزاده می گوید که موسیقی بدون کلام را از سال‌های قبل از انقلاب شروع کرد و انقلاب که شد موسیقی برگشت به موسیقی با کلام که به گفته او برای این که بودنش با کلمه توجیه می شد.

او می‌گوید: "موسیقی بدون کلام اگر به صورت تکنوازی نباشد، این پرسش را به دنبال دارد که آیا موسیقی ما واقعا ردیف سازی است یا هنوز ترجمه ای در ردیف آوازی است. تمام ضرباهنگ هایی که در شعر است، نقش دارند در اوزان موسیقی بدون کلام. تجربه من در بداهه نوازی این است که موتیف ها فقط روی سیلاب های شعرها نگردند، بلکه موتیف های سازی و تکنیک سازی در بداهه نوازی نقش داشته باشند."

صبا و حسین علیزاده

"سعی من این است که کاملا در قالب موسیقی سازی واقعا موسیقی سازی را ارایه کنم، نه این که دایما ردیف را تکرار کنم. چون ردیف کاملا تحت تاثیر کلام است. البته موتیف های ردیف را برای بداهه نوازی استفاده می کنم."

کنسرت تازه حسین علیزاده را می توان بداهه ای در طغیان ریتم نامید. ریتم ها چون امواج خروشنده و سیال به ساحل می رسند و جای را به موج های بعدی می سپارند.

موسیقی سنتی ایران همین طغیان را تجربه کرده است. علیزاده از آفریده های بداهه خود شیوه کلاسیک تم و واریاسیون را به کار می گیرد و از یک نغمه آشنا مجموعه ای می سازد رنگین شبیه به سوییت و سونات و از این راه غنای بالقوه موسیقی ایران را به نمایش می گذارد.

سازها در جریان تاریخ

علیزاده را در کنسرت اروپایی‌اش، پسرش، صبا (کمانچه) و بهنام سامانی (تمبک) همراهی کردند. او این بار ترجیح داد که با همان سازهای قدیمی بر روی صحنه برود.

علیزاده با آنکه در کنار محمدرضا شجریان از جمله مشهورترین موزیسین‌هایی است که در عرصه طراحی ساز و به کار گرفتن آنها کنسرت‌هایش پا گذاشته‌، سازهای ابداعی را کاملا جایگزین سازهای قدیمی نمی‌داند.

در سال‌های اخیر استفاده از سازهای ابداعی در کنسرت‌های موسیقی سنتی ایرانی مورد بحث و جدل در محافل موسیقایی قرار گرفته است.

محمدرضا شجریان چندین ساز ابداع کرده است

از جمله کنسرت‌های اخیر شجریان در اروپا که با همراهی چندین ساز ابداعی خود او همراه بود با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد.

این سئوال مطرح است که آیا سازهای تازه بر گستره موسیقی سنتی می افزایند و کار آهنگسازی را آسان تر می کنند یا صرفا صدای سازهای موجود را تقویت می کنند؟

به هر روی ورود سازهای تازه در عرصه موسیقی سنتی مخالفان فراوان نیز دارد. در میان دلایل مخالف، یکی دو استدلال پر توان به چشم می خورد که هنوز جوابی نگرفته است. از جمله می گویند موسیقی ایرانی پیش از هر چیز به رنگ و بوی خود شناخته می شود و سازهای تازه این رنگ و بو را از بین می برند و در واقع هویت ملی آن را مخدوش می سازند و آنگونه که علیزاده می گوید کمکی هم به قدرت آفرینشی آن نمی رساند.

علیزاده می گوید که ساز پیشینه‌ای تاریخی می خواهد تا بتوان کوچک ترین تغییری در آن داد و باید همراه با فرهنگ جامعه و تاریخ شکل بگیرد تا معنی پیدا کند.

او می‌گوید: "این ها بیشتر سازهای تجربی است تا شاید بتواند رنگ های بیشتری ایجاد کند. اما ارکستر یک سازمان و اصولی دارد که از نظر وسعت سازها، همان شکلی است که ارکستر سمفونیک در طی تاریخ گرفته و آثاری که آهنگسازان نوشته اند."

"در این سال ها هیچ سازی در ایران ساخته نشده که به جنبه ارکستری موسیقی کمک کرده باشد. فقط تجربه هایی است شخصی. در بسیاری موارد ما حتی آن ها را بد صدا کرده ایم."

علیزاده با دو ساز ابداعی خود، سلانه و شورانگیز چند برنامه‌ اجرا کرده و آلبوم‌هایی منتشر کرده است. با این حال می گوید که سازهای ابداعی جدید هیچکدام روی اصول نبوده‌اند.

"ساز سلانه من هم یک تجربه بود. این ساز نمی تواند جایگزین سازی بشود و یا راهی را باز کرده باشد. قطعا این ها یک تداومی می خواهد. واقعا یک مرکز و عده ای متخصص می خواهد که تخصصی روی این ها نظر داده بشود و رفته رفته اصلاح بشود تا شما ببینید که چه سازی جای چه سازی را می گیرد. من در میان این سازهای تازه ساخت، حتی آن هایی راکه آقای شجریان ساخته اند، فکر می کنم که در کشورهای منطقه که از نظر فرهنگی به ما نزدیک هستند این سازها را به صورت صیقل شده و با صدا دهی با ثبات بیشتری هم دارند."

افراط در نوآوری

وضعیت موسیقی در ایران در سه دهه اخیر تغییرات چشمگیری را نشان می‌دهد. در دهه نخست صحبت از انهدام موسیقی می‌رفت.

در دهه دوم برخی روزنه ها گشوده شد و موسیقی رفته رفته به حالت عادی در می آمد و زمینه را برای تغییرات اساسی دهه سوم فراهم می کرد.

اینک پس از آن همه محدودیت، افراط گرایی در دگرگونی ها سبب نگرانی موسیقی‌دانان سنتی شده است. علیزاده این افراطگرایی در ایران را موضوعی "حاد" می داند و می گوید: "چیزی که نمی توان منکر شد، این است که نسل جوان خواسته‌ی خودش، انرژی و حتی ذوق و شوق خودش را دارد."

"اما موضوعی که در مورد همه مسایل ایران از جمله مسایل فرهنگی و هنری صادق است، مساله هویت است. آیا ما جامعه ای داشتیم یا داریم که تاریخ در آن اهمیت داشته باشد. مثلا از دروره ساسانی تا امروز، به طور دقیق و پیوسته در آن دوره موسیقی چه طور بوده تا به ما رسیده؟ همیشه یک وقفه‌هایی وجود دارد و نسل‌های ما هیچوقت به هم وصل نشدند. قبل از انقلاب اتفاقاتی مثلا در رادیو و تلویزیون یا مرکز حفظ و اشاعه موسیقی افتاد که آگاهانه نسبت به آن‌ها برخورد شد و نسل جوان را به تاریخش وصل می کرد."

"نسل امروز همه امکانات را دارد جز ریشه‌ها و هویت تاریخی. مشکل ما این است. این مساله خود به خود حل نخواهد شد. باید روی آن فکر شود."

موسیقی تلفیقی به جای موسیقی هنری

علیزاده می گوید که در میان جوانان یک سردرگمی وجود دارد و این سئوال را مطرح می کند که "چه کسی می‌خواهد نوآوری کند؟ اگر سنت ها را به یک دیوار تشبیه کنیم، اول باید بدانیم که از کجای این دیوار عبور کنیم. بسیاری از جوان ها هستند که استعداد نوآوری را دارند ولی نمی‌دانند چه چیزی را باید عوض کنند."

علیزاده عقیده دارد که جوان‌ها نمی‌دانند که چه چیز کهنه‌ای را دارند نو می‌کنند و بخشی از این نوآوری "تقلید از کشورهای همسایه یا موسیقی اسپانیولی" می داند. به گفته او "نوعی موسیقی تلفیقی عمدتا جایگزین موسیقی هنری شده است."

..http://www.bbc.com/persian/arts-37678135 - http://www.bbc.com/persian/arts/2014/11/141125_l51_hossein_alizadeh_music_iv
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست