تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  

شاعر :مجتبی کاشانی
باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست
 
سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست
باران که شدى، پیاله‌ها را نشمار
 
جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی
 
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
 
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
 
حمد و فلق و نعره‌ى مستانه یکیست
این بى‌خردان، خویش، خدا مى‌دانند
 
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
 
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنى خودت خدا را بینى
درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست
.

 بد نیست نگاهی به شایعه زیر بندازیم که در شبکه های مجازی دست به دست می چرخد :
پروفسور فرانسوی هانری ماسه در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت :
 
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم، و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره‌ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم، و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
 
فردوسی ، سعدی ، حافظ و مولانا
فردوسی ،هم سنگ و همتای هومر یونانی است
 
و برتر از او
سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد
 
و دانا تر از او
حافظ با گوته‌ی آلمانى قابل قیاس است،
 
که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، می شمارد
اما مولانا
در جهان هیچ چهره‌ای را نیافتم ،
 
که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند، او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ،
 
قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید
و من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ،
 
همین چند جمله برایم کافی است چقدر این شعر زیباست …….
باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست
 
سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست
باران که شدى، پیاله‌ها را نشمار
 
جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی
 
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
 
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
 
حمد و فلق و نعره‌ى مستانه یکیست
این بى‌خردان، خویش، خدا مى‌دانند
 
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
 
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنى خودت خدا را بینى
 
درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست