تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
مهرشید ۲۹ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۷ آوریل ۲۰۱۶

نواى مهرميهن

   منوچهر برومند م ب سها 

   
   چو مى لغزد نگاهم بر تن دشت
  تن عريان اين دشت ِتب آلود 
 كه مى پيچد به تن پوشاكى از دود
 نشان بى نشان عشق بيند.
 كه از خاك سيه دامان اين دشت
به عشق اخگرى اِنگشت ١ چيند.
شعاعِ  زر نشانى كز پس ابر 
  بر آفاق ِجهان لرزنده  تابد
  فراز جلگه اى سيراب از خون  
 فروغ و تابشى سوزنده  يابد

كران تا بيكران دشت پيداست

بهر سو بنگرى خونابه برجاست
بهر سو مدفن گردى سلحشور
زرخشان  چشمه ى  خورشيد ، پرنور

به هر سو شرزه شيرى خفته در خاك

به هر سو سينه اى ازتيغ پر چاك 
سرشكم بى امان لغزد به رخسار
شود آن  آتشين دردم  پديدار   
نسيمى بر وزد نالان بر آتش
  نوايى آيدم در گوش دلخش:
 براين دشت ِنژندِ آرمان سوز
 هراسان بنگر ولرزان نظر دوز
ازين جنگاوران ِمرگ چالاك
عروج عزّ ايران شد بر افلاك
زسيمين سينه هاى خفته درخاك
نواى مهر ميهن كرده پژواك !

خرمشهر ارديبهشت ماه ١٣٦٨ 



       ١-انگشت : به فتح اول وكسر ثانى به معنى اخگر كشته ، زغال و سوخته اشجار ست
 
 


 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست