تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
چهارشنبه 02 اوت 2006 - 11 مرداد 1385

ارتباط های اجتماعی و جنبش مشروطه خواهی

ناصرالدين پروين
پژوهشگر تاريخ مطبوعات فارسی زبان

 

با جنبش مشروطه، رعيت به ملت تبديل يافت و برای دستيابی به اين هدف، ابزارها و محمل های ارتباطی متعدد گفتاری و نوشتاری و پايدار و گذرا به کار گرفته شد. در خانه و خانواده و بازار و بازارچه و گرمابه، مسجد و قهوه خانه، صحنه تماشا و تقليد و معرکه گيری و پرده خوانی، خبر رسانی و شايعه پراگنی و بحث و گفتگو پيرامون حقوق ملت و لزوم حکومت قانون، بازاری گرم داشت.

عده ای با ساختن تصنيف های سياسی و اجتماعی، استبدادخواهان را به ريشخند می گرفتند و جمع بزرگتری، با وعظ و خطابه، انتشار روزنامه و پراگندن اعلان و شبنامه، به ستيز با خودکامگی می پرداختند. البته، استبداد جويان نيز اين وسيله ها را در دسترس داشتند، اما از آن جا که هيچ رسانه ای بدون پشتوانه اعتماد مخاطب موفق نيست، در اين بازی توفيقی به دست نياوردند.

امروزه، اندازه گيری علمی دامنه کاربرد و تأثير ابزارها و محملهای ارتباطی يکصد سال پيش ناممکن است، اما می توان تصويری تا حدممکن صادق از چگونگی ارتباط و پيامرسانی آن سال ها به دست داد.

افکار عمومی

پيروزی های جنبش مشروطه خواهی دو مرحله اصلی و نقطه برجسته داشت: امضای فرمان مشروطيت (۱۴ مرداد۱۲۸۵) و واﮋگونی استبداد صغير(۲۵ تير۱۲۸۸).

 اگرچه در آثار مربوط به جنبش مشروطه خواهی و بعد از آن، اغلب به افکار عمومی اشاره می شود، اما در واقع، نمونه های ارايه شده را نه به عنوان آيينه افکار عمومی ايرانيان، بلکه راوی «عقايد رايج» ساکنان مناطقی بايد دانست که با درجه هايی، از نظر جغرافيايی و اقتصادی و قومی با يکديگر پيوند دارند

با توجه به اين که موتور هر تحولی در جامعه، افکارعمومی است، بايد ديد اين پديدار چگونه در جامعه آن روزی ايران عمل کرده و درشرايط متفاوت، دوبار به پيروزی آزاديخواهان انجاميده است؟ آيا در آن هنگامه ها، چيزی که به واقع بتوان آن را «افکارعمومی» ايرانيان ناميد وجود داشت؟

پاسخ به اين پرسش منفی است: در اروپای باختری، وسعت اندک کشورها، باسوادی بخش مهمی از مردم و وجود کانال های ارتباطی متناسب، به مردم اجازه داد که به ويژه پس از رفورم مذهبی و رويکرد به صنعتی شدن، دارای افکار عمومی شوند؛ حال آنکه در ايران و کشورهای مشابه، تا اين آخری ها که زمينه های فنی (مثل راديو و تلويزيون) و اجتماعی و به خصوص «تماس» که لازمه مبادله فکر است به وجود آمد، ظهور «افکار عمومی سراسری» ناممکن بود.

هر چند در آثار مربوط به جنبش مشروطه خواهی و بعد از آن، اغلب به افکار عمومی اشاره می شود. در واقع، نمونه های ارايه شده را، نه به عنوان آيينه افکار عمومی ايرانيان، بلکه راوی «عقايد رايج» مردم سامان های همبسته بايد انگاشت. منظور از همبسته، ساکنان مناطقی است که با درجه هايی، از نظر جغرافيايی و اقتصادی و قومی با يکديگر پيوند دارند.

با توجه به حضور توده مردم، به نظر می رسد که اطلاع رسانی دوران مشروطه موفق هم بوده است

آن باورداشت ها، گاهی به صورت خودجوش پديد می آمد؛ اما اغلب با کوشش فعالان جنبش (بيشتر در پايتخت و فارس و مرکز و شمال باختری ايران) انگيخته و هدايت می شد و فعالان ديگری، آنها را در مجموعه سامان های همبسته، به يکديگر ارتباط می دادند.

در هر دو سطح، از همه ابزارها و کانال های کهنه و نوی پيام رسانی استفاده می شد. با توجه به حضور توده مردم، به نظر می رسد که اطلاع رسانی آن دوره، موفق هم بوده است. وانگهی، در سرزمينی با مردم خونگرم و با توجه به اين که در يک جامعه اسلامی انزوای فردی نزديک به محال است، ارتباط به آسانی صورت می گيرد.

سير انديشه، خبر و تبليغ

بديهی است که عدالتجويی و مشروطه خواهی و شور و هيجان های اواخر عصر مظفری تا چندی پس از استبداد صغير، يکی از موضوع ها و گاه، تنها موضوع اصلی سخن مردم شهرهای بزرگ در جشن و سوگ، خانه و بازار بود.

درباره آن رويدادها و انگيزه هايشان، مردم ازمنبريان سخن ها می شنيدند و برای همديگر بازگو می کردند. قشرهای باسواد هم از يک «انفجار مطبوعاتی» بهره مند بودند. افزون بر اين ها، ابزارها و محمل های ارتباطی و پيام رسانی تازه ای هم همچون تئاتر، عکاسی، سينما (به ويژه فيلم های مستند)، ضبط صوت و صفحه های موسيقی وجود داشت که در وهله نخست، به کار روشنگری می آمدند.

  در استبداد صغير، هر روز خبر نابودی و از هم پاشيدگی قيام های تبريز و گيلان و اصفهان از باغشاه (مرکزاستبداد خواهان دربار و ديوان) و مسجدهای پيوستگان به شيخ فضل الله نوری پخش می شد

 

شايعه و شايعه پراکنی

قديمترين رسانه گروهی شايعه است و می دانيم که در نا آرامی های سياسی و اجتماعی- به ويژه اگر انتقال خبر و اطلاع آزاد و آسان نباشد- بازار شايعه داغ می شود.

از دوره خيزش مشروطه، نمونه های پراگندن شايعه های دروغ – حتا به صورت شبنامه و اعلاميه – برجا مانده است. از جمله، در شبنامه ای نوشتند که قرار است «الواط و اشرار شهری متعرض تبعۀ خارجه و ارامنه و يهوديان» شوند. در ذيقعده ۱۳۲۷ اين خبر دروغ را پراگندند که شاه، حاج ميرزا حسين مجتهد مقيم نجف را مسموم کرده است!

هواداران استبداد هم در کار شايعه پراگنی عقب نمی ماندند: سران مشروطه خواه متهم به کفر و شرک و ارتداد و فساد می شدند و در استبداد صغير، هر روز خبر نابودی و از هم پاشيدگی قيام های تبريز و گيلان و اصفهان از باغشاه (مرکزاستبداد خواهان دربار و ديوان) و مسجدهای پيوستگان به شيخ فضل الله نوری پخش می شد.

رسانه هايی با سرشت مذهبی

منبر يک وسيله ارتباطی رايج و موثر و مسجد از مهمترين کانون های پخش پيام بود، اما محمل های ديگری هم با سرشت مذهبی وجود داشت: زيارتگاه، «هيئت»، تکيه، حسينيه، «سفره اندازی»، تعزيه، پرده خوانی و شمايل گردانی، خانقاه....

پيام های سياسی بسيار مهم را منبريان مشروطه خواهی همچون سيد جمال اصفهانی و حاج نصرالله ملک المتکلمين به گوش مردم می رساندند

ارتباط منبری با مخاطبان به ظاهر يک طرفه و در عمل متقابل است. ارجاع های مذهبی واعظ يا خطيب، با اعتقاد قبلی و قلبی مخاطب يکسو است و مومن از سوی سخنران دعوت می شود که ربط آنها را با مسأله ای که عنوان می کند بپذيرد و با تکبير و صلوات تأييد کند.

در عصر مشروطه خواهی، بسياری از آن سخنگويان مذهبی، خود از نزديکان مجتهدان بزرگ به شمار می رفتند. بدين ترتيب، پيام های سياسی بسيار مهم را منبريان مشروطه خواهی همچون سيد جمال اصفهانی و حاج نصرالله ملک المتکلمين به گوش مردم می رساندند و آنها به نوبت خود، سخنان نوشنيده را می پراگندند. در جبهه هواداران مذهبی سلطنت استبدادی هم چنين بود: سيد ريحان الله و آمُلی و مانند آنها همنوای شيخ فضل الله نوری بودند و او، خود نيز گاهی از منبر با طرفدارانش سخن می گفت.

افزون بر اين، نقل نوشتارهای سياسی روزنامه ها بر سر منبر از سويی و بازتاب رهنمودهای واعظان از سوی ديگر، رايج بود. حتی، روزنامه هفتگی الجمال (تهران، محرم ۱۳۲۵- ربيع الاول ۱۳۲۶/ اسفند۱۲۸۵- اردی بهشت ۱۲۸۶) با چنين هدفی و به درخواست هواداران سيد جمال واعظ انتشار يافت.

قهوه خانه

آثار اين دوره، گواه انبوهی شمار قهوه خانه رو ها و افزايش قهوه خانه ها ست که مهمترينشان در تهران، قهوه خانه های عرش و زرگر و قنبر بوده است.

 

در قهوه خانه ها از رويدادها سخن می رفت و پيام هايی که در شکل گيری عقايد عمومی شهر و محل تاثيری بی چون و چرا داشت، رد و بدل می شد

در آنها، از رويدادها سخن می رفت و پيام هايی که در شکل گيری عقايد عمومی شهر و محل تاثير بی چون و چرا داشت، رد و بدل می شد: اعلاميه ها را در قهوه خانه ها می آويختند و «مطالب و معايب ملت و دولت[...] مطرح مذاکره بود» (شبنامه موسوم به «لايحۀ انجمن مخفی»).

روزنامه عاميانه نويس شرافت چاپ تهران، بارها به بحث و گفت و گوی مشتريان قهوه خانه ها درباره مسايل سياسی و اجتماعی روز اشاره کرده است.

تلگراف و تلفن

رايج ترين و سريعترين وسيله ارتباطی از راه دور تلگراف بود که اينک شبکه دوازده هزار کيلومتری آن، سراسرايران را می پوشاند. در کشاکش سياسی، ارزش ارتباطی تلگراف آشکارتر شد و حتی اصل ۲۳ متمم قانون اساسی را به روايی و آزادی آن اختصاص دادند.

محمد علی شاه و دربار و استبداديان از تلگراف بهره می بردند و در عين حال، از کاربرد آن به وسيله آزاديخواهان بيمناک بودند. از اين رو، در هنگامه های مهم و به منظور بريدن رشته ارتباط مشروطه خواهان با يکديگر، سيم هارا پاره می کردند و اگر اين کار در حوزه خط های «کمپانی تلگرافی هند و اروپ» متعلق به انگليسی ها اتفاق افتاده بود، تاوانش را به آن شرکت می پرداختند.

 نيروهای دولتی در هنگامه های مهم برای بريدن رشته ارتباط مشروطه خواهان با يکديگر، سيم هارا پاره می کردند و اگر اين کار در حوزه خط های «کمپانی تلگرافی هند و اروپ» متعلق به انگليسی ها اتفاق افتاده بود، تاوانش را به آن شرکت می پرداختند

در چهارم جمادی الاول ۱۳۲۶، سيم ها را برای فراهم آوردن زمينه کودتای شاه، از هم گسيختند. همان هنگام، شبنامه «زبان ايران به آدميان دنيا» از«قطع مخابرات تلگرافاتی از بعضی نقاط بر خلاف قانون» خبر داد و نوشت که «با وجود اين، ملت نجيب هنوز رشتۀ اتصال خود را قطع نکرده است». چهار روز بعد، سيم ها را به هم پيوستند تا بيانيه تهديد آميز شاه را مخابره کنند.

شبکه های تلفن، در شهرهای تهران و تبريز و مشهد و قزوين وجود داشت و مشروطه خواهان و استبداديان از آنها برای ارتباط با هم انديشان خود بهره ها بردند. علاوه بر تلفن مستقيم و تلفن کردن از تلگرافخانه، تلفنگرام هم مرسوم بود. و آن را «اخبار تلفن» می خواندند.

کتابفروشی و قرائتخانه

در پايتخت، بيش از ۲۰ کتابفروش در کنار بازار حلبی فروش ها و خيابان ناصريه (ناصر خسروی بعدی) وجود داشت. کتابفروشانی که بر احوال آنها آگاهی داريم، آزاديخواه و اصلاح طلب بودند. هفت تن از آنان به انتشار روزنامه نيز دست زدند.

صاحبان کتابفروشی های تربيت در تبريز و شرافت در تهران، نمونه های ياد کردنی کتابفروشانی هستند که فروشنده و وارد کننده و ناشر کتاب، نماينده و توزيع کننده روزنامه های چاپ داخل و خارج از کشور، روزنامه نگار و فعال سياسی بودند. افزون بر اين، کتابفروشی ها، «پاتوق» و محل مبادله فکر و خبر هم بود. به سبب همين فعاليت ها، در ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶، استبداديان تبريز کتابفروشی تربيت را غارت کردند.

برپايی «قرائتخانه» (کتابخانه)، رواج چشميگيری يافت. مهمترين آنها، « کتابخانۀ ملی» در تهران بود (۱۲۷۷خ). آنگاه، به سرعت در پايتخت و شهرهای بزرگ و کوچک قرائتخانه هايی بنياد يافتند و در آنها می شد روزنامه هم مطالعه کرد.

شبنامه ملت و اعلان دولت

اخطارها، زنهارها و دستورهای دربار و ديوان به صورت اعلان رسمی انتشارمی يافت. مبارزان سياسی، وسيله ارتباطی مشابهی را در اختيار داشتند که شبنامه (دربرابر روزنامه که رسانه ای آشکار و ناشرش شناخته شده است) ناميده می شد.

اين نوشتارهای پنهان نوشته و پنهان پراگنده ، انواع متفاوتی داشت. آنها را بيشتر با استفاده از ﮋلاتين چاپ می کردند و به گونه های مختلف می پراگندند. به سبب اهميت چشمگير شبنامه ها در جنبش مشروطه خواهی و تنوعی که دارند، شايسته است از آنها جداگانه سخن بگوييم.

محتوای خبری و عقيدتی روزنامه های دوره مشروطه، از مواد ارجدار تاريخ ايران به شمار می روند؛ اما از نگاه فن روزنامه نگاری، هنوز کاستی های فراوانی در آنها ديده می شود

روزنامه ها

آغاز روزنامه نگاری در ايران، ۱۲۵۲ق (۱۲۱۵خورشيدی/۱۸۳۷ ميلادی) است. از آن تاريخ تا ۱۳۱۴ق (۱۲۷۵خ) که روزنامه ای با امتياز خصوصی انتشار يافت، همه عنوانها دولتی بودند. گرايش به خواست های مردمی از روزنامه های برونمرزی در دوره ناصرالدين شاه همچون اختر (اسلامبول)، حبل المتين (کلکته)، قانون (لندن) و ثريا و حکمت (قاهره) آغاز شد. اما در داخل، آغاز روشنگری روزنامه ها – حتی گاهی روزنامه های دولتی – از دوره مظفرالدين شاه بود.

اين رسانه، در جنبش مشروطه خواهی به صورت يکی ازمهمترين و نافذ ترين ابزارهای پيام رسانی و بسيج نيروهای آزاديخواه درآمد؛ به گونه ای که همزمان تا ۴۹ عنوان به چاپ می رسيد.

محتوای خبری و عقيدتی روزنامه های آن سال ها، از مواد ارجدار تاريخ ايران به شماراند؛ اما از نگاه فن روزنامه نگاری، هنوز کاستی های فراوانی در آنها ديده می شود. از نوآوريها، ظهور روزنامه طنز سياسی و کاريکاتور بود.

گفتنی است که با وجود نبود شبکه پخش کارآمد، روزنامه های مسلکی اين دوره دست به دست می گشتند و در خانه و قهوه خانه و بازارچه و مسجد، کسانی آنها را با صدای بلند برای بی سوادان و کم سوادان می خواندند.

..http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/08/060710_mv-constitution-prvn-social-relations.shtml
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست