تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۴ اوت ۲۰۱۸

کتاب‌خوان؛ تیغ سانسور و 'بچه‌ای که باید ادب شود'

مجید پاکزادروزنامه‌نگار
  • 2 اکتبر 2018 - 10 مهر 1397
زندگی در پیش رو اثر رومن گاریزندگی در پیش رو اثر رومن گاری

صورت مسئله رایج میان نویسندگان و مترجمان در مورد سانسور، همیشه این نیست که با آن کنار بیایند یا نیایند، گاهی یا شاید بیشتر اوقات مسئله این است که چگونه با آن کنار بیایند. به خصوص که سانسور کتاب در ایران هیچگاه نه فرآیندی ثابت داشته نه روندی یکسان و به همین دلیل هیچگاه پیش‌بینی‌پذیر نبوده است.

در نتیجه‌ همین وضعیت است که گاه کتابی در چاپ چندم ناگهان توقیف می‌شود و گاه کتابی پس از سال‌ها توقیف، با اندکی تغییرات یا به گفته اداره کتاب وزارت ارشاد "اصلاحات" منتشر می‌شود.

حتی نویسندگان و مترجمانی که ادعا می‌کنند با سانسور کنار نمی‌آیند، اغلب در عمل ترجیح می‌دهند به حداقلی از "اصلاحات" تن بدهند. نهایت اینکه برخی از آنان به جای تسلیم کامل، در حد توان می‌کوشند با مقاومت در برابر لیست‌های بلندبالای موارد سانسوری، تیغ آن را کندتر کنند. این همان چگونه کنار آمدن است.

با این حال، برخی آثار اصطلاحا اصلاحیه نمی‌خورند و اساسا غیرقابل چاپ اعلام می‌شوند یا در بعضی موارد چاپ جدید آنها مجوز نمی‌گیرد.

برای مثال، از دسته اول می‌توان کتاب «زوال کلنل» محمود دولت‌آبادی را نام برد که حتی با تغییر دولت‌ها نیز مجوز انتشار آن صادر نشد و نهایتا نسخه جعلی آن (ترجمه از نسخه‌ آلمانی) از بازار قاچاق کتاب سردرآورد.

این اتفاق برای کتاب‌های گروه دوم، به خصوص آنهایی که هنگام چاپ با اقبال مواجه شده‌اند، بیشتر می‌افتد. سال‌های سال است که انواع کتاب‌های مشهور توقیف‌شده پس از چاپ را می‌توان به راحتی در بازار دستفروش‌ها پیدا کرد.

یک روی سکه سانسور، زندانی شدن بخشی از ادبیات و فرهنگ مکتوب است. روی دیگر آن، با چاپ زیرزمینی و عرضه به شکل قاچاق، آسیب گسترده‌ای است که به نویسنده یا مترجم و یا ناشر وارد می‌شود.

پیشخان

زندگی در پیش رو

زندگی پیش رو، نشر ثالث

انتشار ترجمه لیلی گلستان از رمان «زندگی در پیش رو» اثر مشهور رومن گاری، در مواجهه با سانسور، داستان درازی به اندازه چهل سال دارد.

انتشارات امیرکبیر این ترجمه را اوائل انقلاب منتشر کرد. پس از مصادره انتشارات امیرکبیر، «زندگی در پیش رو» نیز زیر تیغ رفت و از گلستان خواستند "بچه بی‌تربیت کتاب ادب شود." شخصیت اصلی داستان همچنان بی‌ادب ماند و کتاب توقیف شد.

حدود یک دهه بعد مجددا مجوز گرفت و نشر بازتاب نگار چندین بار آن را چاپ کرد تا سال ۱۳۸۸ که این رمان تحسین‌شده رومن گاری دوباره در محاق توقیف افتاد و جمع‌آوری شد و پس از آن بود که نسخه افست آن راهی بازارکتاب شد.

این نسخه نیز تا سال‌ها از پروفروش‌های قاچاق بود تا هفته اخیر که سرانجام لیلی گلستان از صدور مجوز آن خبر داد و گفت: "الان بچه این داستان خیلی باادب نیست اما کمتر از آن‌چه فکر می‌کردم تعدیل صورت گرفت." تعدیل اصطلاح دیگری است که برای سانسور استفاده می‌شود.

رومن گاری این رمان را در سال ۱۹۷۵ با نام مستعار منتشر کرد تا بتواند بخت خود برای گرفتن دوباره جایزه گنکور فرانسه را امتحان کند، که موفق هم شد.

داستانی که از زبان "بچه‌ای بی‌ادب" به نام محمد (مومو) درباره زندگی‌اش در جوار یک پیرزن سابقا فاحشه خوش‌قلب روایت می‌شود. بچه‌ای که "می‌بیند، خوب هم می‌بیند، تیز هم می‌بیند و همه را هم ضبط می‌کند.

رومن گاریرومن گاری، پاریس، ۱۹۷۴

هم‌صحبت‌هایش یک پیرمرد مسلمان عاشق قرآن و عاشق ویکتور هوگوست و یک زن پیر دردمند. هرچند با بچه‌ها حرف می‌زند و بازی می‌کند، با آنها یکی نمی‌شود. در مجاورت آن‌ها بچه نمی‌شود. او بچه‌ای‌ است ساخته‌ نویسنده، اما بچه‌ای به شدت پذیرفتنی و دوست‌داشتنی.

این جمله از کتاب که از زبان مومو گفته می‌شود، شاید هیچ‌وقت از یاد خواننده نرود: زندگی می‌تواند زیبا باشد، اما هنوز کسی آن را زیبا ندیده و فعلا باید سعی کنیم که خوب زندگی کنیم.

نسخه جدید ترجمه لیلی گلستان از رمان «زندگی در پیش رو» را هفته پیش نشرثالث در ۲۳۱ صفحه به بازار کتاب فرستاده است.

منشأ

منشأ

پای دین در ادبیات داستانی که به میان بیاید، شمشیر سانسور آخته می‌شود. فرقی نمی‌کند دین اسلام باشد و نویسنده‌اش سلمان رشدی یا مسیحیت باشد و نویسنده‌اش دن براون.

رمان «رمز داوینچی» که دن براون آن را در سال ۲۰۰۳ منتشر کرد و جزو کتب ممنوع واتیکان شد، به همان اندازه که در دنیا با اقبال مواجه شد و شهرت براون را جهانی کرد، در ایران نیز تا مدت‌ها از پرفروش‌ترین رمان‌های ترجمه بود.

رمانی در ژانر پلیسی معمایی اما به گونه‌ای تلفیقی که از یک سو نگاهش به تاریخ است و از سوی دیگر متکی به روان‌شناسی و در عین حال ضدکاتولیک، در قالب ماجراجویی‌های شخصیتی داستانی به نام رابرت لنگدون.

پس از ماجراجویی‌های لنگدون، استاد نشانه‌شناسی دانشگاه هاروارد، در رمان‌های بعدی دن براون، یعنی «نماد گمشده» (نشر افق، ترجمه حسین شهرابی) و «دوزخ» (کتابسرای تندیس، ترجمه حسین شهرابی)، حالا نوبت ماجراهای او در رمان «منشأ» است که سال گذشته به طور همزمان در سیزده کشور منتشر شد. عجیب آنکه مترجمان این رمان به مدت دوماه در خانه‌ای در بارسلونا محبوس بودند و حتی اجازه استفاده از ساعت مچی هم نداشتند!

«منشأ» در ایران نیز تقریبا بلافاصله ترجمه شد، اما پنج ماه در اداره کتاب منتظر مجوز ماند تا اینکه در خرداد امسال مدیر انتشارات بهنام از توقیف آن خبر داد.

از توضیح پشت کتاب شاید بتوان فهمید که دلیل ممنوعیت چه بوده است: "پروفسور لنگدون از طرف دانشجوی سابقش به مراسمی مرموز دعوت می‌شود. در این مراسم قرار است ادموند شاهد پاسخ به دو کهن‌پرسش بشر باشد: از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌رویم؟"

دن براون

دن براون در حال تبلیغ کتاب تازه‌اش، منشأ در نمایشگاه کتاب فرانکفورت

این بار موضوع رمان براون، چالش برآمده از رویدادهای روز میان نهاد دین و علم است، با داستانی کاملا جذاب که ارزش آن ممکن است به پای «رمز داوینچی» نرسد، اما ظاهرا از دو رمان قبلی او فراتر است.

اگر سمت نگاه دن براون از مسیحیت و به طور خاص کاتولیک به سمت اساس دین چرخیده باشد، حتی اگر در قالب یک رمان پلیسی معمایی دیگر باشد، ممکن است مایه نگرانی «بررسان کتاب» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شود. «بررس کتاب» اصطلاحی است رسمی که برای سانسورچی کتاب استفاده می‌شود.

با این حال، هفته پیش مدیر انتشارات بهنام از رفع توقیف این کتاب خبر داد و اعلام کرد ترجمه رمان «منشأ» که هفتمین اثر دن براون ۵۴ ساله است، اکنون در دسترس شیفتگان او در ایران است. البته وی هیچ اشاره‌ای به اصلاحیه‌های احتمالی برای کسب مجوز نکرده است.

«منشأ» با ترجمه سوگند رجبی‌نسب در ۶۳۲ صفحه منتشر و هفته‌ پیش توزیع شده است.

پسخان

یولسیز (اولیس) جیمز جویس به فارسی

دست‌نوشته‌هایی از کتاب اولیس جیمز جویس

دست‌نوشته‌هایی از کتاب اولیس جیمز جویس

سه چهار سال دیگر، اثر نامدار جیمز جویس صدساله می‌شود. به همان اندازه که خود این اثر جنبه افسانه‌ای پیدا کرده، داستان ترجمه آن به فارسی نیز به افسانه شباهت پیدا کرده است.

منوچهر بدیعی در سال ۱۳۷۱ خبر از ترجمه این رمان سخت‌خوان و پر از پیچیدگی‌های زبانی جویس داد اما فقط فصل هفدهم آن را منتشر کرد و پس از مدتی، ضمن اظهار سرخوردگی از واکنش سرد مخاطبان، اعلام کرد که "انتشار و ترجمه فارسی کامل آن به عمر من وصال نخواهد داد." و در توضیح دلیل آن گفت "مشکل ترجمه فارسی اولیس در ایران دقیقا همان مشکلی است که نود‌وسه سال پیش برای انتشار اولیس در آمریکا و انگلیس پیش آمد و دوازده، سیزده سال ادامه پیدا کرد. این یک مشکل اجتماعی مربوط به قواعد شرم و حیاست که در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، متفاوت است."

اشاره بدیعی احتمالا بیشتر به فصلی از این رمان است که اساسا ارائه آن به وزارت ارشاد برای اخذ مجوز بیهوده به نظر می‌رسد.

با این وصف، هفته پیش دکتر اکرم پدرام‌نیا، نویسنده و مترجم مقیم کانادا، اعلام کرد که چندین سال است روی ترجمه این اثر مشغول کار است و جلد اول آن نیز "با حاشیه‌نویسی‌های مفصل و پی‌نوشت‌های لازم و بسیار" در ۸۰۰ صفحه اکنون آماده انتشار است، اما برای پرهیز از هرگونه سانسور قصد دارد آن را در خارج از ایران منتشر کند. به نظر می‌رسد برای پدرام‌نیا در مورد این اثر، صورت مسئله کنارنیامدن با سانسور باشد نه چگونه کنار آمدن با آن.

http://www.perslit.com/majidpakzad14aug18.html

کتاب‌خوان؛ از هشدار در تیر ۵۹ تا محرمانه‌های عملیات مروارید

مجید پاکزاد . روزنامه‌نگار
  • 25 سپتامبر 2018 - 03 مهر 1397
جنگ

ایران، هم صاحب ادبیات است در گونه‌های متفاوت و هم طولانی‌ترین جنگ متعارف در قرن بیستم را از سر گذرانده است.

همین دو برای هر کشوری کافی است تا ادبیات جنگ در آن بالیده شود. سی سال از آن جنگ می‌گذرد، اما امروزه ادبیات جنگ هر اندازه که در شاخه معروف به «خاطره‌نویسی» انبانی آکنده دارد، در شاخه اصلی آن یعنی «ادبیات داستانی» سیر نزولی و افول داشته است.

بیش از یک دهه است که دیگر رمان قابل توجهی با موضوع جنگ، نه در ردیف آثاری از نویسندگان اصطلاحا متعهد چون «سفر به گرای ۲۷۰ درجه» احمد دهقان یا «گنجشک‌ها بهشت را می‌فهمند» حسن بنی‌عامری و نه در ردیف آثاری از نویسندگان روشنفکر همچون «زمین سوخته» زنده‌یاد احمد محمود یا «عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک» حسین مرتضاییان آبکنار، نوشته یا حداقل منتشر نمی‌شود.

سال‌های دراز است که خواننده ایرانی دیگر نه رمانی درخشان و نوگرایانه با موضوع جنگ مثل «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده خوانده است و نه حتی رمان ضدجنگی چون «حیاط خلوت» فرهاد حسن‌زاده که سرشار از دیالوگ‌ها و صحنه‌پردازی‌های کم‌نظیر است.

فقط نویسندگان روشنفکر نبوده‌اند که از این حوزه پا پس کشیده‌اند، سال‌هاست که نویسندگان انقلابی نیز کمتر به سراغ این عرصه می‌روند.

عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک

تغییر تدریجی رویکرد نویسندگان از ادبیات ستایشگر جنگ به ادبیات ضدجنگ امری طبیعی است، اما قرائت رسمی حکومت از جنگ همچنان با اهرم سانسور دست بالا را دارد و به نظر می‌رسد موجب شده است نویسندگان از هر دو طیف اساسا آفرینش در این عرصه را وابگذارند.

در مقابل، شاخه «خاطره‌نویسی» در ادبیات جنگ به ‌خصوص در همین یک دهه اخیر به شاخه‌ای تنومند تبدیل شده است.

گردآوری و بازنویسی خاطرات جنگ، به خصوص با مرکزیت حوزه هنری، سابقه سی ساله دارد، اما نماد برجسته و عمومی آن کتاب ۹۰۰ صفحه‌ای «دا»ست که نخستین چاپ آن درست ده سال پیش منتشر شد و اکنون چاپ صد و پنجاه ‌و هفتم آن در بازار کتاب است.

گذشته از انواع حمایت‌های علنی و غیرعلنی نهادهای حکومتی از این کتاب، کتاب «دا» که بازنوشته خاطرات یک زن از روزهای آغاز جنگ در خرمشهر است، توجه عموم اهل کتاب را به این دست آثار جلب کرد.

نهادها و مراکز متولی تدوین و انتشار این شاخه از ادبیات جنگ تقریبا به تعداد نهادهای نظامی و انقلابی است اما در کنار آثار پرشمار و گاه درخشان دفتر ادبیات مقاومت و انتشارات سوره مهر، و به رغم دیرتر پیوستن ارتش به قافله خاطره‌نویسی نسبت به سپاه به دلیل محرمانگی تشکیلاتی، اکنون دیگر به نظر می‌رسد منظومه‌ای گسترده از خاطرات جنگ و روایت‌های گاه مخالف هم پدید آمده است.

آنچنان که پژوهشگر مشهور و منتقدی چون جعفر شیرعلی‌نیا بی آنکه خود در جنگ حضور داشته باشد، همه جزئیات و مستندات مقالات خود را از دل همین منظومه پرشمار استخراج کرده است و می‌کند. نمونه برجسته‌اش کتاب «دایرة‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق» از همین مؤلف (نشر سایان، ۱۳۹۲) که روایتی است دقیق، منسجم و خطی برای مرور حوادث جنگ.

پیشخان

شب‌های بی‌مهتاب

شب‌های بی‌مهتاب

خاطره‌نویسی نیروهای ارتش با کمی تأخیر شروع شد، اما برخی از جذاب‌ترین و در عین حال هولناک‌ترین کتاب‌های این عرصه از میان خاطرات ایشان است که دست به دست می‌شود.

«شب‌های بی‌مهتاب» از این دست آثار است؛ ۲۵۰ صفحه خاطرات سرهنگ شهاب‌الدین شهبازی، اسیر آزادشده ایرانی، از نخستین روزهای جنگ و ده سال اسارت. اما آنچه کتاب خاطرات او را به لحاظ تحلیلی بیشتر حائز اهمیت می‌کند، روایت مشاهدات او از آغاز جنگ و به طور خاص از روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ است.

شریفی ژاندارمی انقلابی است که از دو سه ماه پیش از شروع جنگ همه تلاشش را می‌کند برای ارسال انواع گزارش‌های هشدار به فرماندهان. "در تیر ۱۳۵۹ گزارش دادم که عراقی‌ها حدود سه لشکر زرهی و پیاده در فاصله سه یا چهار کیلومتری از مرز برای حمله به ایران متمرکز کرده‌اند و ما به نیروی کمکی نیاز داریم."

سپس از گزارش‌های روزانه‌اش می‌گوید تا به آن‌جا می‌رسد که: "پس از آن همه گزارش و درخواست و هشدار، تنها ۴۸ ساعت قبل از شروع جنگ فراگیر و تحمیلی عراق علیه ایران، به نیروهای رزمی و نظامی آماده‌باش دادند و ما به وضعیت آماده‌باش کامل در مراکز خدمتی‌مان در هویزه و سوسنگرد درآمدیم."

کتاب «شب‌های بی‌مهتاب» را محسن کاظمی برای انتشارات سوره مهر تدوین کرده و تا کنون هفت بار تجدیدچاپ شده است.

ما چهار نفر بودیم

ما چهار نفر بودیم

در هفتم آذرماه ۱۳۵۹، ارتش عملیاتی به نام «مروارید» (لؤلؤ) را اجرا کرد که ضربه‌ای سهمگین به ارتش عراق در حوزه دریایی وارد کرد.

عملیاتی که فقط چهار درجه‌دار نیروی دریایی ارتش در آن شرکت داشتند و اکنون فقط یک نفر آن‌ها زنده است، یعنی ناوسروان سید احمد علوی که روایت او از این عملیات و انفجار سکوی استراتژیک «الامیه»، پنج سال است که با نگارش محمدرضا بیرنگ به صورت کتاب درآمده است.

این عملیات که شهرت جهانی نیز پیدا کرد، چنان نامتعارف و بی‌سابقه بود که هنوز جنگ به پایان نرسیده، دستمایه رسول ملاقلی‌پور شد تا فیلم پرفروش «افق» را بسازد، هرچند به روایت خود و بدون تعهد به جزئیاتی که عموم از آن اطلاعی نداشتند.

در کنار جذابیت آنچه سروان علوی از عملیات مروارید روایت می‌کند، ناگفته‌های محرمانه و غیرمحرمانه آن نیز نخستین بار در این کتاب منتشر شده است. از جمله تمرین چندین باره عملیات به طور عملی و کامل بر پایه‌ - به تعبیر ناوسروان علوی - این اعتقاد نظامیان ارتش که «در مرحله آموزش باید عرق ریخت تا در جبهه خون ریخته نشود.»

کتاب «ما چهار نفر بودیم» را خود ارتش در سال ۱۳۹۲ در ۱۴۴ صفحه منتشر کرد، اما ظاهرا به دلیل در اختیار نداشتن امکانات گسترده‌ای که دیگر ناشران این قبیل آثار از آن بهره‌مندند، اقبالی در فروش نیافت. با این حال، بعید است کتاب‌خوانان علاقه‌مند به موضوع جنگ از مطالعه این کتاب پشیمان شوند.

پسخان

ایران در جنگ؛ از چالدران تا جنگ تحمیلی

"ایرانیان کشورشان را به ققنوس تشبیه می‌کنند که در طول تاریخ بارها و بارها از خاکستر خویش برخاسته تا تمامیّت، استقلال و فرهنگ خود را در طول سده‌ها حفظ و از آن دفاع کند."

این تعبیر را کاوه فرخ، نویسنده و مدرس تاریخ دانشگاه بریتیش کلمبیا، در مقدمه کتاب «ایران در جنگ؛ از چالدران تا جنگ تحمیلی» آورده است؛ کتابی که ترجمه فارسی آن به تازگی در اختیار علاقه‌مندان ایرانی قرار گرفته است.

دکتر کاوه فرخ به نگارش کتاب‌های تاریخی درباره ایران مشهور است و این کتاب او در واقع دنباله‌ای است بر کتاب تقدیرشده «سایه‌های صحرا؛ ایران باستان در جنگ» که ترجمه فارسی آن در سال ۱۳۹۱ در نشر ققنوس منتشر شده بود.

کتاب «ایران در جنگ» شامل شش بخش است: از بررسی تاریخی با موضوع جنگ در دوره صفویان آغاز می‌شود؛ سپس به نادرشاه و لشکرکشی‌های او و جنگ با امپراتوری عثمانی می‌پردازد؛ پس از آن وضعیت نظامی و ارتش ایران در دوره زندیه بررسی می‌شود؛ سپس نوبت به دوره پرآشوب قاجاریه می‌رسد و جنگ‌های ویرانگر ایران و روسیه تا جنگ جهانی اول؛ بعد از آن اوضاع ایران با محوریت جنگ در دوره پهلوی تبیین می‌شود و حوادث گوناگونی که سرانجام آن انقلاب اسلامی و ظهور پاسداران است؛ بخش پایانی نیز به طور مستقل به جنگ ایران و عراق اختصاص دارد که در مجموع ۱۲۰ صفحه از این کتاب ۷۷۶ صفحه‌ای را شامل می‌شود.

نسخه اصلی این کتاب به زبان انگلیسی در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و نویسنده آن تلاش کرده است ضمن بررسی نحوه شکل‌گیری روابط ایران با غرب تحت تأثیر جنگ، به تحولات در فناوری و ساخت جنگ‌افزار نیز بپردازد تا تاریخ کاملی از ایران در جنگ برای خواننده ترسیم کند. کتاب «ایران در جنگ؛ از چالدران تا جنگ تحمیلی» را نیز نشر ققنوس با ترجمه شهربانو صارمی منتشر کرده است.

http://www.bbc.com/persian/arts-45638822

کتاب‌خوان؛ انقلاب هم حریف عاشقانه‌ها نشد

مجید پاکزاد . روزنامه‌نگار

چهارشنبه، 28 شهریور ماه 1397/19-09-2018

عاشقانهانیگما اثر آنری بلری دوفونتان

وقوع انقلاب اسلامی هم مانع نشد که تألیف یا ترجمه و نشر داستان‌های عاشقانه در ایران دچار افول شود.

پس از چهل سال، «رمانس» در ایران همچون همه جای دنیا همچنان پرمخاطب‌ترین گونه‌ی داستان است که در دو شکل متفاوت جریان دارد و پیش می‌رود؛ چه در قالبی باشد که اصطلاحا آن را «پاورقی» یا «عامه‌پسند» می‌خوانند و چه از نوعی که «ادبی» یا «جدی» نامیده می‌شود.

از رونق تاریخی و همیشگی دسته‌ اول که بگذریم، رمان «چشم‌هایش» بزرگ علوی را، که حالا ۶۶ سال از نخستین انتشار آن می‌گذرد، شاید بتوان سرآغاز رمان عاشقانه جدی ولو در بستری از ادبیات پلیسی قلمداد کرد. بر اساس آمار خانه کتاب ایران، این رمان که به تعبیر سپانلو "یک زن در مرکز آن با همه احساسات و اندیشه‌هایش جای دارد"، حتی در تابستان امسال نیز در ردیف پرفروش‌ترین رمان‌های ایرانی بوده است.

در دو زیرشاخه‌ اصلی «رمانس»، یعنی رمانس «عاشقانه» و رمانس «خانوادگی»، رمان «چشم‌هایش» علوی نمونه‌ای شاخص از رمانس عاشقانه است.

چشمهایش

در یک تعریف قراردادی، مضامین اصلی در رمانس خانوادگی، اغلب جدایی، خیانت و دیگر پیامدهای پس از وصل و تشکیل خانواده از جمله مسئله «زن» و جایگاه و حقوق تازه‌یافته اوست.

در این زیرژانر ادبی، از میان آثار معاصر جدی می‌توان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» زویا پیرزاد را شاخص قرار داد و آثار نویسندگانی چون فریبا وفی یا سارا سالار را هم زیرمجموعه آن تعریف کرد که اتفاقا همه آن‌ها علاوه بر ارزش ادبی قابل اعتنا، از کتاب‌های خوش‌اقبال در بازار رمان نیز بوده‌اند و هستند.

اما برخلاف رمانس خانوادگی، رمانس عاشقانه ایرانی هر مقدار که در ساحت ادبیات معروف به عامه‌پسند در تولید و فروش پررونق باقی مانده، نوع ادبی و جدی آن در چهار دهه اخیر دچار گسست در تألیف و انتشار شده است.

به تعبیر دیگر، رمانس خانوادگی به خصوص به قلم زنان نویسنده، هم در کیفیت و هم در کمیت، پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده است که دلیل آن را شاید بتوان در اهمیت یافتن موضوع خانواده به طور کلی و موضوع زن به طور خاص در دوره معاصر جست‌وجو کرد. اما به همان میزان، خواننده ایرانی از خواندن رمانس «عاشقانه» ایرانی جدید محروم مانده است.

این گسست، که نمی‌توان همه دلیل آن را در سانسور خلاصه کرد، باعث شده است مخاطب ایرانی یا همچنان به معدود آثار قدیمی مثل «چشم‌هایش» بزرگ علوی مراجعه کند یا نیاز خود را با رمانس‌های عاشقانه ترجمه و غیرایرانی برطرف سازد. به همین دلیل است که بازار این دست رمان‌های غیرایرانی، از رمان‌های جوجو مویز گرفته تا حتی رمانی چون «ملت عشق» الیف شافاک، همیشه گرم بوده و هست.

پیشخان

تصرف عدوانی

تصرف عدوانی

عنوان این رمان ظاهرا ربطی به رمانس عاشقانه ندارد، اما همان گونه که در زیرعنوان آن آمده، داستانی است درباره‌ عشق از یک نویسنده سوئدی به نام لنا آندرشون که ترجمه فارسی آن در کمتر از دو سال به چاپ بیست و ششم رسیده است.

این رمانس عاشقانه درباره‌ رابطه‌ای است که میان یک زن ۳۱ ساله روزنامه‌نگار با یک مرد مستندساز شکل می‌گیرد، به همین سادگی. باقی داستان هم شاید به همین سادگی باشد؛ مرد داستان نمی‌خواهد یا نمی‌تواند مثل زن عاشق داستان دل ببازد، اما او را هم به طور کامل از خود نمی‌راند، و این یعنی درافتادن به دام عشقی کورکننده و رابطه‌ای شدیدا بیمارگونه که حاصلی جز نیستی و قربانی شدن عاشق ندارد. کیست که این وضعیت یا مشابه آن را در زندگی خود از سر نگذرانده باشد؟

با این حال، «تصرف عدوانی» در سال ۲۰۱۳ که منتشر شد، معتبرترین جایزه ادبی سوئد را نصیب نویسنده‌اش لنا آندرشون کرد. گریزهای پیاپی نویسنده به انواع مسائل روز جامعه از زاویه‌ دید شخصیت‌های روشنفکر داستان و رویکردهای روان‌شناختی او در توصیف‌های ذهنی، به خصوص نگرش عمیق و دقیق به موضوع زبان و روان‌شناسی زبان از جمله دلایلی است که در موفقیت این رمان بی‌تاثیر نبوده است.

«تصرف عدوانی» را نشر مرکز در ۱۷۶ صفحه با ترجمه سعید مقدم در سال ۱۳۹۵ منتشر کرد و اکنون چاپ بیست و ششم آن در بازار کتاب در دسترس عاشقان رمان‌های عاشقانه است. نکته قابل توجه در ترجمه این کتاب این است که سعید مقدم از ایرانیان مقیم سوئد است و رمان «تصرف عدوانی» مستقیما از زبان سوئدی به فارسی برگردانده شده و ناصر زراعتی، نویسنده ایرانی مقیم سوئد، نیز ویراستار آن بوده است.

سیر عشق

سیر عشق

جادوی رمان عاشقانه سرانجام آلن دوباتن را هم واداشت تا پس از ۲۳ سال پس از نوشتن «جستارهایی در باب عشق»، باز هم سروقت این ژانر محبوب جهانی برود و در سال ۲۰۱۶ رمان «سیر عشق» را بنویسد تا به تعبیر یک منتقد آمریکایی، افسانه «و سپس خوشبخت با یکدیگر زندگی کردند» را به زمین واقعیت بکوبد.

ربیع یک معمار ۳۱ ساله عاشق‌پیشه لبنانی آلمانی است که در ادینبرو عاشق صاحب‌کارش کرستن می‌شود. ازدواج می‌کنند و صاحب دو فرزند هم می‌شوند و یکی از آن‌ها وارد رابطه‌ای خارج از ازدواج می‌شود. و این تازه اصل داستان عاشقانه دوباتن است.

ترجمه فارسی این رمان را نشر چترنگ در سال ۱۳۹۵ با برگردان زهرا باختری منتشر کرد و به ‌تازگی از چاپ هیجدهم هم گذشته است.

نگاهی گذرا به برخی عناوین فهرست این رمان ۲۵۰ صفحه‌ای هم کافی است تا متوجه رویکرد ضدرمانتیک دوباتن در متن یک رمان عاشقانه شویم: رمانتیسم، شیدایی‌ها، شروع مقدس، عاشق، هم‌آغوشی و عشق، درخواست ازدواج، مسائل احمقانه، ‌مهار ذهن، انتقال عواطف،‌ حدومرزهای عشق، شأن خانه‌داری، ‌خائن، تمایلات ناسازگار، فراتر از رمانتیسم، نظریه دلبستگی بلوغ و...

رمان «سیر عشق» در واقع واکاوی احساسات در روابط عاشقانه و کند و کاوی است در آنچه پس از آغاز عشق روی می‌دهد. و نتیجه این کندوکاو، به تعبیر مترجم در مقدمه کتاب، داستانی فلسفی و روانکاوانه است. به همین دلیل است که خواننده با یک داستان عاشقانه سرراست مواجه نیست.

دوباتن از هر موقعیت ذهنی یا احساسی استفاده می‌کند برای گریز زدن به ناداستان و یادداشت‌نویسی و ترکیب کردن آن با داستان تا بتواند تحلیل‌های علمی و شبه‌علمی را به ورطه‌ داستان عاشقانه برای عموم مخاطبان بکشاند. و همه این‌ها در خدمت توضیح دشواری‌های اغلب پیچیده رابطه‌ عاشقانه بلند‌مدت به عنوان یک دوره قرار می‌گیرد؛ همان که در عنوان کتاب هم جلوه‌گر شده و متن کتاب را نیز مشحون گزین‌گویه‌های فلسفی و در عین حال دلپسند کرده است: "تنها کسانی که ممکن است به ‌نظر ما عادی و در نتیجه جذاب بیایند، کسانی هستند که آن‌ها را خیلی خوب نمی‌شناسیم. بهترین درمان عشق این است که آن‌ها را بهتر بشناسیم.

 

پسخان

بالکان اکسپرس

در بخش پسخان این شماره از کتاب‌خوان، نه تنها خبری از عشق نیست، که ناگزیرم از جنگ بگویم. در هفته‌ای که گذشت، خشایار دیهیمی توجه اهل مطالعه را به کتاب «بالکان اکسپرس» جلب کرد و نوشت این کتاب به قلم اسلاونکا دراکولیچ "با ترجمه بسیار خوب سونا انزابی‌نژاد گزارشی است درباره‌ی جنگ‌های داخلی حوزه‌ بالکان. با توجه به تشدید مسائل قومی در ایران، خواندن این کتاب را اکیداً توصیه می‌کنم."

کتاب «بالکان اکسپرس» مجموعه‌ای از روایت‌های یک نویسنده‌ کروات است که آن‌ها را در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ نوشته است. کسی که در فرسنگ‌ها فاصله با هر جنگی که در تلویزیون دنبال می‌کند، ناگهان خود را در خانه‌اش در زاگرب در میانه‌ جنگ می‌یابد.

جنگی با بیش از ۲۰۰هزار کشته در دل اروپای مدرن که تلقی جامعه اروپا از آن به یک منازعه قومی تقلیل می‌یابد و نهایتا به آنجا می‌رسد که به تعبیر نویسنده کتاب "اسطوره تعلق ما به خانواده و فرهنگ اروپا، حتی به اسم خویشاوندانی فقیر، در هم شکسته است. ما مانده‌ایم استقلال تازه‌یافته‌مان، دولت‌های تازه‌مان، نهادهای تازه‌مان، رهبران مستبد تازه‌مان، بی‌آنکه اصلا طعم دموکراسی را چشیده باشیم. ما مانده‌ایم ایستاده بر خاکی لغزنده از خون..."

«بالکان اکسپرس» یکی از کتاب‌های مجموعه «تجربه و هنر زندگی» است که نشر گمان آن را در ۲۲۴ صفحه منتشر کرده است. خوانندگان ایرانی، نویسنده‌ این اثر را با دو کتاب «کافه اروپا» و «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» نیز به یاد می‌آورند که در همین مجموعه منتشر شده و چندین بار تجدیدچاپ شده‌اند.

http://www.bbc.com/persian/arts-45548553

کتاب‌خوان؛ نسل پنجم در کوچه پس کوچه‌های تهران قبل از انقلاب

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۸

تهران قدیم'باغ رویان' علاوه بر داستانی که روایت می‌کند ترسیم روایتی داستانی است از تحولات اجتماعی تهران به خصوص در سال‌های منتهی به انقلاب

در دسته‌بندی‌های نسلی داستان‌نویسان ایران، اگر نسل چهارم داستان‌نویسانی بودند که همگام با داستان‌نویسی، روزنامه‌نگاری ادبی را نیز در نیمه دوم دهه هفتاد رونق دوباره بخشیدند، نسل پنجم داستان‌نویسانی بودند که دستکم برخی چهره‌های شاخص آن‌ها از گذر روزنامه‌نگاری ادبی به خانه داستان‌نویسی رسیدند و در آن مقیم شدند.

فقدان پایگاه‌های ریشه‌دار و در عین حال پایدار نقد ادبی اغلب باعث شده کسانی که می‌نویسند همان‌هایی باشند که نقد می‌کنند و برعکس. اما آسیب‌هایی که در این میان به خلاقیت در نویسندگی، به خصوص در عرصه زبان وارد می‌شد، سبب شد تا نویسندگانی که دل در گرو داستان داشتند به مرور تمرکز و توان خود را بر معشوق اصلی خود یعنی داستان بگذارند.

نتیجه آن که از میان متولدان اواخر دهه پنجاه و اوائل دهه شصت نیز به تدریج نویسندگانی برآمد که حالا دیگر می‌توان برخی از آن‌ها را داستان‌نویسانی نسبتا موفق نامید.

نویسندگانی که به نظر می‌رسد در عین حال که از آسیب‌های زبانی روزنامه‌نگاری در کتاب‌هایشان خبر چندانی نیست، آن بخش از تجربه‌های شخصی را که در وسعت نگاه و نظرگاه یک روزنامه‌نگار می‌توان یافت، در آثارشان به خدمت گرفته‌اند. هرچند، آنچه به داستان اعتبار بیشتر می‌بخشد، بیش از زبان و وسعت نظرگاه، ژرفای نگاه داستان‌نویس و بازتاب تجربه زیست ذهنی او در انواع قصه‌ها و ماجراهاست

 

پیشخان

باغ رویان

باغ رویان

جواد ماه‌زاده از داستان‌نویسان نسل پنجم است و رمان «باغ رویان» با در نظر گرفتن دو رمانی که برای رده سنی نوجوان نوشته است، پنجمین رمان اوست که شاید برخلاف دو رمان بزرگسال دیگر او یعنی «خنده را از من بگیر» و «لال‌مونی» بتواند جای پای او را در میان نویسندگان هم‌نسل خود محکم‌تر کند، البته به دلایل بیرون‌متنی.

ماه‌زاده اولین رمانش را در سال ۱۳۸۴ نوشت که اجازه چاپ پیدا نکرد. در سال ۱۳۸۷ رمان «خنده را از من بگیر» را با موضوع حاشیه‌های شهری جنگ ایران و عراق در نشر هیلا منتشر کرد اما التهابات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ و به خصوص بازداشت و زندانی شدن خود او مانع دیده شدن این کتاب شد.

پس از خروج از زندان، او رمان «لال‌مونی» را برای انتشار به نشر افق سپرد، اما این کتاب نیز که داستان نوجوانی لال و فقیر را روایت می‌کرد که به قصد شفایافتن به امامزاده‌ای فرستاده می‌شود، موفق به دریافت مجوز از وزارت ارشاد نشد.

این بار ماه‌زاده آن را به نشر تاک در افغانستان سپرد. نشر تاک از معتبرترین انتشاراتی‌های افغانستان است که چاپ آثار نویسندگانی چون آصف سلطان‌زاده و عتیق رحیمی را هم می‌توان در کارنامه‌اش دید، اما دشواری توزیع داخلی کتاب‌هایی که خارج از ایران چاپ شده باشد، باعث شد این اثر نیز آنچنان که باید آشنای اهل ادبیات نشود.

اکنون به نظر می‌رسد طلسم جواد ماه‌زاده با انتشار رمان «باغ رویان» شکسته شده باشد. رمانی ۴۳۷ صفحه‌ای درباره یک زندانی سیاسی محکوم به اعدام به نام مهرداد در دوران پهلوی که خواهرش نیز زندانی است و برادری هم دارد که ساواک در پی اوست.

ساواک مهرداد را در وضعیت انسانی تکان‌دهنده‌ای قرار می‌‌دهد: آزادی خواهرش مشروط است به همکاری مهرداد با ساواک در پیدا کردن و گیر انداختن برادرش. گرهی بزرگ که با ورود مهرداد پس از پانزده سال به کوچه و خیابان شهر، بزرگ‌تر و پیچیده‌تر هم می‌شود.

با این حال همه داستان درباره مهرداد نیست، شخصیت اصلی دیگر این رمان که خواننده به مرور آن را از دل خیالات و خاطرات مهرداد کشف می‌کند، خود شهر تهران است. به طور دقیق‌تر، همراهی خواننده با مهرداد و ماجراهایی که از سر می‌گذراند، به ترسیم روایتی داستانی از تحولات اجتماعی تهران به خصوص در سال‌های منتهی به انقلاب نیز می‌انجامد.

به همین دلیل شاید بتوان گفت رمان «باغ رویان» کتاب آسان‌خوان یا حداقل سریع‌خوانی نیست. با این حال نثر نویسنده، هم در صحنه‌ها و هم در گفت‌وگوها همچون خط اصلی ماجرا آنقدر پرکشش و پرپیچ‌وتاب است که باعث می‌شود به سادگی نتوان آن را کنار گذاشت. رمان «باغ رویان» جواد ماه‌زاده را نشر ثالث کمتر از یک سال پیش منتشر کرده است.

تهرانی‌ها

تهرانی‌ها

امیرحسین خورشیدفر یکی دیگر از روزنامه‌نگارداستان‌نویسان نسل پنجم است که با مجموعه داستان «زندگی مطابق خواسته تو پیش می‌رود» در سال ۱۳۸۵ توجه اهالی ادبیات را به خود جلب کرد، به حدی که جوایز گام اول، روزی روزگاری، مهرگان و گلشیری در آن زمان به خاطر همین کتاب به او رسید.

اما این موفقیت چشمگیر باعث تلاش بیشتر نویسنده برای تألیف آثار دیگری نشد. هوشنگ گلشیری معتقد بود جوان‌مرگی ادبی از عارضه‌های تاریخ داستان‌نویسی ایران است و نویسندگان اغلب بعد از انتشار یک اثر چشمگیر دیگر نمی‌توانند به دلایل گوناگون کتاب مهم دیگری بنویسند، اما امیرحسین خورشیدفر ظاهرا با کنار کشیدن از این حوزه به مدت یازده سال و بازگشت به روزنامه‌نگاری ادبی، اساسا از دایره قضاوت شدن بر پایه این موضوع بیرون قرار گرفت تا سال گذشته که تقریبا هم‌زمان دو اثر داستانی دیگر او را نشر مرکز به بازار کتاب فرستاد: «شرط‌بندی روی اسب مسابقه» که بخش عمده آن گزیده‌ای است از داستان‌های سریالی و قدیمی او در روزنامه اعتماد و رمان «تهرانی‌ها» که اولین رمان اوست.

«تهرانی‌ها» رمانی ۴۵۰ صفحه‌ای است که برخلاف نامش میل چندانی به قرارگرفتن در ردیف داستان‌های مشهور به «رمان شهری» ندارد و بیشتر روایتی است موازی از ماجراهای مجموعه‌ای از شخصیت‌های متنوع و اغلب پای در بند هنر (یک نقاش روشنفکر، سرپرست یک گروه راک قبل از انقلاب، یک انیماتور که به ایران بازگشته و یک نویسنده تازه‌کار) در فضاها و زمان‌هایی بسیار متنوع از تهران و دیگر شهرهای ایران و اروپا و از سال ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۷۵ با مضمونی انتقادی در باب اقتصاد سیاسی و صنعت فرهنگ.

به چاپ سوم رسیدن این رمان حجیم و سنگین در مدت‌ زمانی تقریبا کوتاه از اقبال نسبی مخاطب جدی حکایت دارد. به خصوص که انباشت ذهنی نویسنده در موضوعات گوناگون و اغلب تخصصی که در جای جای رمان سرریز شده، باعث می‌شود این دسته از مخاطبان با ساختار شبکه‌ای این رمان راحت‌تر کنار بیایند. توصیه کردن این کتاب به هرگونه مخاطبی کار ساده‌ای نیست، اما کسانی که به موضوع «جایگاه هنر در صنعت فرهنگ» علاقه‌مندند، در این رمان با هنر در نقش یک شخصیت مفهومی مواجه می‌شوند.

پسخان

چرا ملت‌ها شکست می‌خورند

چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟

این کتاب با زیرعنوان «ریشه‌های قدرت، ثروت و فقر» که چاپ اول آن در سال ۱۳۹۳ منتشر شده بود، در هفته دوم شهریورماه به یک دلیل کاملا سیاسی در ردیف کتاب‌های پرفروش شهرکتاب قرار گرفت.

در هفته اول شهریور، وب‌سایت کلمه با انتشار عکسی از دست‌نوشته میرحسین موسوی در زندان خانگی اعلام کرد که او این کتاب را در روز تولد زهرا رهنورد به وی هدیه داده است.

کتاب «چرا ملت‌ها شکست نمی‌خورند» نوشته دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون، دو اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور آن را در دوران حبس در زندان اوین به فارسی برگرداندند.

مؤلفان در این کتاب ۵۷۰ صفحه‌ای سعی می‌کنند با پرهیز از مباحث تخصصی علم اقتصاد و ضمن رد کردن تأثیر عواملی چون مثل جغرافیا، آب‌وهوا و منابع طبیعی، به این سؤال عمومی پاسخ بدهند که چرا بعضی کشورها روزبه‌روز شکوفاتر می‌شوند و برخی کشورها مسیر سقوط را طی می‌کنند.

ترجمه‌ فارسی کتاب «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند» را نشر روزنه منتشر کرده و هم‌اکنون چاپ هشتم آن در دسترس علاقه‌مندان است.

http://www.bbc.com/persian/arts-45472026

کتاب‌خوان؛ سفری شخصی با نویسنده

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۷ - ۴ سپتامبر ۲۰۱۸

دیوید فاستر والاس

دیوید فاستر والاس، جستارنویس نامدار، در اوج شهرت در سال ۲۰۰۸، خود را به کام مرگ فرستاد

اگر بحث درباره تفاوت جُستار با مقاله در اروپا قدمت چهارصدساله دارد، یعنی زمانی که میشل دومنتنی کلمه Essay را در مقابل Article (مقاله) به کار برد، جستارنویسی در اقلیم فارسی هم‌چنان در حد یک پدیده است و هنوز به یک سنت ادبی تبدیل نشده است.

قدر مسلم فعلا این است که معادل «جستار» برای Essay مقبولیت عام و رواج یافته و در چند سال اخیر، شاهد انتشار کتاب‌هایی اعم از ترجمه و غیرترجمه در این قالب نیز بوده‌ایم.

به تعریف شمیم مستقیمی که از جستارنویسان جوان امروز است، "جستار مقاله نیست، داستان هم نیست؛ نوعی از نوشته است که از خود نویسنده شروع می‌شود. گاهی مستقیم می‌رود و گاهی می‌پیچد به دور خود، به دور خواننده و به دور موضوع. فرمی بدیع است برای ارائه نظرگاهی منحصربه‌فرد به جهان."

وصف داریوش شایگان از جستار نیز قابل توجه است: "در جستار نویسنده آزادتر است و می‌تواند یک مسئله را بیان و آن مسئله را جزئی لاینفک از جهان‌بینی خودش کند؛ یعنی در جستار نوعی آفرینش صورت می‌گیرد. این شیوه نگارش در ایران زیاد باب نیست."

با این تعریف از جستار شاید بتوان گفت که مهم‌ترین خصیصه آن، سفر روایتگرانه‌ نویسنده از یک موضوع شخصی به قصد رسیدن به امور ذهنی و تعمیم‌پذیر است. به همین دلیل معمولا نوعی شور فردی در روح متن دمیده می‌شود که باعث تمایز بیشتر آن با دیگر متونی از این دست می‌شود.

برای درک بهتر این موضوع می‌توان برخی جستار-مقاله‌های شادروان شایگان در کتاب «در جست‎وجوی فضاهای گمشده» را با جستارهای نویسنده‌ای صاحب‌سبک چون محمد قائد مقایسه کرد.

پیشخان

درهای نیمه‌باز

درهای نیمه‌باز

مجله همشهری داستان را می‌توان نخستین نشریه ادبی معرفی کرد که با انتشار پیوسته جستارهایی از معروف‌ترین جستارنویسان آمریکایی و نیز انتشار جستارهایی از برخی نویسندگان ایرانی، به این قالب نوشتاری در ادبیات فارسی رسمیت بخشید.

شمیم مستقیمی، نویسنده و روزنامه‌نگار و کارگردان جوان، شماری از جستارهایش را در همشهری داستان منتشر کرد و کتاب «درهای نیمه‌باز» او مجموعه‌ای از جستارهای اوست که در سال ۹۵ در انتشارات حرفه‌هنرمند به طور مستقل منتشر شد. پانزده جستار در ۱۶۰ صفحه با موضوعاتی متنوع، از مهاجرت و فیلم مستند و تهران گرفته تا سال ۸۸ و...

اما آنچه باعث می‌شود این جستارها در عین استقلال در موضوع، روحی تقریبا یکپارچه نیز داشته باشند، نظرگاه معطوف به سن نویسنده است که گویی همه چیز را از منظر یک متولد دهه شصت خورشیدی نظاره و روایت می‌کند. دهه‌ای که آن را می‌توان از زبان مؤلف کتاب این گونه خلاصه کرد: "تلخ بود اما ما را نکشت. اشک به چشممان آورد اما لبخند را نتوانست از ما بگیرد."

فقط روزهایی که می‌نویسم

البته شمیم مستقیمی خود متولد ۱۳۵۸ است، اما بازتاب زندگی هشیارانه او در پرحادثه‌ترین دهه انقلاب در کنار نثر شیرین و روان او که «شور فردی» لازمه جستار نیز در آن موج می‌زند، باعث شده است کتاب «درهای نیمه‌باز» به نمونه‌ای قابل توجه برای جستارنویسی در ادبیات فارسی تبدیل شود. هم‌چنان‌که نویسنده کتاب ظاهرا اولین کسی هم هست که به آموزش تخصصی جستارنویسی در ایران اقدام کرده و کارگاهی برای تمرین این گونه ادبی برگزار کرده است.

فقط روزهایی که می‌نویسم

همان‌طور که اشاره شد، مجله همشهری داستان اولین نشریه‌ای بود که توجه اهل ادبیات در ایران را به جستارنویسی به عنوان یک قالب ادبی و هنری جلب کرد، به خصوص با انتشار ترجمه جستارهایی از آرتور کریستال و دیوید فاستر والاس که هر دو از جستارنویسان نامدار آمریکایی‌اند.

با تغییراتی که پس از مدتی در گروه سردبیری این مجله رخ داد، سردبیر سابق این مجله با تأسیس یک انتشاراتی به طور متمرکز و تخصصی به پیگیری این موضوع یعنی جستار روایی در قالب انتشار کتاب پرداخت؛ کاری که به دلیل نامطمئن بودن سودآوری آن، کمتر ناشری به سراغش می‌رود.

از میان این کتاب‌ها کتاب «فقط روزهایی که می‌نویسم» اثر آرتور کریستال از خوش‌اقبال‌ترین آنها بوده است که سال گذشته نشر «اطراف» آن را با ترجمه‌ احسان لطفی در ۱۲۰ صفحه منتشر کرد و اکنون به چاپ پنجم رسیده است.

«فقط روزهایی که می‌نویسم» مجموعه پنج جستار درباره نوشتن و خواندن است به قلم آرتور کریستال که با مطالعه آن درمی‌یابید نویسنده‌اش نه از هنر داستان‌نویسان چیزی کم دارد نه از دانش برخی فیلسوفان و نه از دقت نظر بعضی نظریه‌پردازان.

یکی از پنج جستار این کتاب با عنوان «دیگر کتاب نمی‌خوانم»، روایتی خلاقانه و در عین حال بسیار دقیق درباره عوامل افول رمان در دوره معاصر است: "پنجاه سال قبل، وضعیت به گونه دیگری بود. انگار نمی‌دانستیم مرز میان ما و کتاب‌ها کجاست. کتاب‌ها آب‌وهوای ما بودند، محیط زیست ما بودند، پوشش و پوشاک ما بودند. ما فقط کتاب‌ها را نمی‌خواندیم؛ ما به آن‌ها تبدیل می‌شدیم. ما کتاب‌ها را به درون‌مان می‌بردیم و آن‌ها را به سرگذشت خودمان بدل می‌کردیم."

این هم مثالی دیگر

این هم مثالی دیگر

دیوید فاستر والاس، جستارنویس نامدار دیگری است که خوانندگان ایرانی پیش از انتشار کتاب «این هم مثالی دیگر»، او را با جستار کوتاه معروفش «آب این است» به یاد می‌آوردند.

برخلاف موضوع کتاب آرتور کریستال، این کتاب مجموعه‌ چهار جستار روایی درباره حقایق زندگی روزمره است که آن را نیز نشر اطراف با ترجمه معین فرخی در ۱۲۰ صفحه منتشر کرده و به چاپ چهارم رسیده است.

دیوید فاستر والاس در اوج شهرت و محبوبیت نسبی، در سال ۲۰۰۸، خودش را به کام مرگ فرستاد. بهت ناشی از خبر خودکشی او در ۴۶سالگی، اکنون با چند سال تاخیر به جامعه کتابخوان ایرانی رسیده و آنان را مشتاق کرده است تا از طریق روایت‌هایش به دنیای ذهنی او قدم بگذارند و به کشف و نظاره اموری بپردازند که به عادی‌ترین شکل ممکن در اندام زندگی روزمره‌شان تنیده است.

شاهد عینی (٩١): شوخی بی‌پایان دیوید فاستر والاس

پسخان

روزها در راه، در سوگ عشق و یاران

روزها در راه

همان‌گونه که در مقدمه اشاره شد، در ادبیات معاصر می‌توان جستارهایی نیز یافت که به قصد جستار نوشته نشده‌اند. از جمله در حیرت‌انگیزترین کتاب شادروان شاهرخ مسکوب با عنوان «روزها در راه» که مجموعه خاطرات و یادداشت‌های شخصی او از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۶ است.

کتاب «روزها در راه» را نشر خاوران در سال ۱۳۷۹ در پاریس در ۷۴۰ صفحه منتشر کرد و هنوز اجازه انتشار در ایران نیافته است، اما کپی آن را علاقه‌مندان مسکوب از بازار زیرزمینی کتاب در محدوده میدان انقلاب تهیه می‌کنند.

شاهرخ مسکوب را اغلب با ترجمه‌ها و پژوهش‌هایش می‌شناسند اما این کتاب شخصیتی را به ما معرفی می‌کند که مهمترین ویژگی‌اش نظرگاه‌ها‌ی گاه بی‌بدیل او به موضوعات روزمره فردی، اجتماعی و سیاسی است.

از نثر کم‌نظیر مسکوب در این کتاب و برخی روزنوشت‌های تکان‌دهنده آن که بگذریم، برخی پاره‌های آن را شاید بتوان با اغماض یک جستار درباره یک موضوع خاص قلمداد کرد؛ آن‌چنان که حسن کامشاد یادداشت‌های مسکوب با موضوع مادرش را گرد هم آورد و در سال ۸۶ در قالب کتاب «سوگ مادر» در نشر نی منتشر کرد.

«در سوگ و عشق یاران» نیز دیگر کتاب شاهرخ مسکوب است که امسال با مقدمه حسن کامشاد در ۱۰۸صفحه در انتشارات فرهنگ جاوید منتشر شد. مسکوب در این یادداشت‌ها به تعبیر کامشاد "زار نمی‌زند، سوگواری نمی‌کند، اما مرگ را با قلم به چهارمیخ می‌کشد تا جایگاهش را در بیدادگری یا معنابخشی به زندگی مشخص کند."

http://www.bbc.com/persian/arts-45395594

کتاب‌خوان؛ دودی که به چشم مخاطب می‌رود

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه، 6 شهریور ماه 1397/ 28-08-2018

 

کتابآشفته‌بازار ترجمه در ایران بیش از آنکه ریشه در سیاست‌های دولتی و عمومی داشته باشد، تا حد زیادی به رفتار ناشرانی مربوط می‌شود

فقط بازار اقتصاد و سیاست در ایران نیست که آشفته به نظر می‌رسد، بازار کتاب و به خصوص بازار ترجمه هم ساختار و سازمانی تا حدی آشفته پیدا کرده است. اما آشفته‌بازار ترجمه در ایران بیش از آنکه ریشه در سیاست‌های دولتی و عمومی داشته باشد، تا حد زیادی به رفتار ناشرانی مربوط می‌شود که انتشار ترجمه به هر قیمت و کیفیت ممکن را بهترین راه درآمدزایی برای خود برگزیده‌اند.

انتشار هم‌زمان چند ترجمه از یک کتاب در کمترین فاصله از انتشار آن در زبان اصلی، افت کیفیت شمار قابل‌توجهی از ترجمه‌ها و ترجمه گروهی برخی کتاب‌ها برخی از جلوه‌های آشفتگی در این بازار است که دود آن اغلب مستقیما به چشم مخاطب می‌رود.

در چنین اوضاعی، اعتماد به ناشران معتبر و مترجمان نامدارتر و آنهایی که امتحان خود را پس داده‌اند، بهترین راه فرار از افتادن به دام خرید و مطالعه کتاب‌هایی است که معلوم نیست در فرایند ترجمه چه بلایی بر سر اصل آن آمده است و روشن نیست نثر فارسی آنها قرار است چه بلایی بر سر زبان فارسی بیاورد.

با این وصف، اگر نام مترجمانی چون گلی امامی یا آبتین گلکار بر کتابی باشد، حداقل می‌توان بابت کیفیت ترجمه خیالی راحت داشت.

پیشخان

عشق با حروف کوچک

عشق با حروف کوچک

«عشق با حروف کوچک» نوشته فرانسس میرالس تازه‌ترین کتابی است که با ترجمه گلی امامی منتشر شده است. میرالس که علاوه بر رمان‌نویس، مترجم و موسیقیدان هم هست، نویسنده‌ای اهل بارسلون است که جوایز بسیاری برده و این کتاب موفق‌ترین کتاب اوست که به چندین زبان دیگر هم ترجمه شده است.

ترجمه گلی امامی از رمان «عشق با حروف کوچک» یادداشت کوچکی در ابتدا دارد از پرویز دوایی، نویسنده و مترجم مشهور، که اشتیاق مخاطب را برای خواندن رمان میرالس بیشتر برمی‌انگیزد.

دوایی در این یادداشت چنین آورده است: "کتاب عشق با حروف کوچک بنده را که بسیار گرفت. سه بار تقریباً پیاپی خواندمش، چون که - روی خاصیت هر کتاب خوبی - آدم را به بازخوانی‌اش مجبور می‌کرد. طرف ترجمه‌اش نرفتم، چون که دیگر توانش را ندارم. شما که ترجمه کرده باشید انگار که بنده به آرزویم رسیده‌ام."

پرویز دوایی در این یادداشت که احتمالا نامه‌ای به گلی امامی بوده، درباره جذابیت خود رمان هم نظرش را گفته است: "نویسنده خوب بلد است بدون تراشیدن وقایع محیرالعقول خواننده را به وجهی واقعا هیپنوتیزم‌کننده بکشاند به داخل ماجرای ظاهرا ساده‌ای که موتور محرکه اولیه‌اش دیداری کاملا تصادفی و گذرا با دخترکی است که راوی از پنج‌سالگی عاشق او بوده و حالا بعد از سی سال هنوز عاشق او مانده است، که یعنی یک چیز بسیار بسیار شرقی و ..."

گلی امامی (با نام اصلی گلرخ ادیب محمدی) که به‌تازگی ۷۶ ساله شده است از معدود مترجمان کهنه‌کار و در عین حال گزیده‌کار ایرانی است که آثار مشهوری همچون «حباب شیشه‌ای» سیلویا پلات و «جستارهایی در باب عشق» آلن دو باتن را با ترجمه او خوانده‌ایم.

«عشق با حروف کوچک» را انتشارات نیلوفر در ۲۶۸ صفحه منتشر کرده است.

رمانی با یک طوطی

رمانی با یک طوطی

«رمانی با یک طوطی» تیتر مطلب نیست، دقیقا نام رمان است و وقتی پای آبتین گلکار در میان باشد، ناگفته معلوم است که اثری است از یک نویسنده روسی. آندری وُلوس از داستان‌نویسان مهم امروز روسیه است که کتاب‌خوانان ایرانی اولین بار است با او آشنا می‌شوند. نویسنده‌ای زاده «دوشنبه» یا آن‌گونه که خودش در اولین رمانش این شهر را نامیده، «خرم‌آباد».

«رمانی با یک طوطی» رمانی ۱۶۸ صفحه‌ای است که اغلب ماجراهای آن در یک کتابخانه می‌گذرد و موضوع اصلی نیز همین کتابخانه است که فعالیت آن با موانعی روبه‌روست، اما نه به دلایل ایجابی خاص که فقط به این خاطر که دولت هیچ اهمیتی به این کتابخانه و ساختمان آن نمی‌دهد. رمانی طنازانه اما به شدت منتقدانه و پرطعنه نسبت به فضای اجتماعی روسیه و ‌به طور خاص جدال میان پول و فرهنگ که می‌توان آن را به خیلی از جوامع دیگر از جمله ایران نیز تعمیم داد.

اگر بدانیم که آندری ولوس کتابی مهم نیز دارد به نام «بازگشت به پنج‌رود» که روایتی خیالی از زندگی «رودکی» است و اتفاقا بخش عمده‌ای از شهرت و اعتبارش در روسیه را مدیون همین کتاب است، علاقه‌مندی‌مان برای آشنا شدن با او بیشتر می‌شود. خصوصا وقتی که قرار باشد واسطه این آشنایی آبتین گلکار باشد که نه تنها در تسلط به زبان روسی شهره است که از انگشت‌شمار مترجمان امروز است که تسلطش به زبان فارسی و خوش‌ذوقی‌اش نیز زبانزد است.

همچنانکه در ترجمه همین کتاب، به دلیل نامفهوم بودن کنایه موجود در اسم اصلی رمان برای مخاطب ایرانی، عنوان فرعی آن را برگزیده است. آبتین گلکار در نخستین جایزه ابوالحسن نجفی که در سال ۱۳۹۴ برگزار شد به خاطر ترجمه کتاب «آشیانه‌ اشراف»‌ ایوان تورگنیف عنوان بهترین مترجم سال را دریافت کرد.

«رمانی با یک طوطی» را نشر ماهی در سال ۱۳۹۶ منتشر کرده است.

پسخان

طرح تابستانه کتابطرح تابستانه کتاب تا هشتم شهریور در اغلب شهرهای ایران با ۱۵درصد تخفیف برای کتاب‌های ترجمه و ۲۵درصد تخفیف برای آثار غیرترجمه ادامه دارد

یک هیچ به نفع غیرترجمه

تابستان به دلیل کاهش چشمگیر خرید کتاب، همواره بدترین فصل برای ناشران و کتابفروشان بوده است. طرح تابستانه فروش کتاب از جمله برنامه‌هایی است که چندین سال است در سراسر ایران برای جبران این کاستی اجرا می‌شود.

امسال این طرح با یک تفاوت نسبت به دوره‌های قبل در حال اجراست؛ ده درصد تخفیف بیشتر برای کتاب‌های تألیفی یا همان غیرترجمه. این نخستین بار است که وزارت ارشاد به پیشنهاد «انجمن صنفی داستان‌نویسان» به حمایت از آثار ایرانی در مقابل انبوه آثار ترجمه پرداخته است که سهم اصلی در فروش کتاب متعلق به آن‌هاست.

این اقدام در عین حال که رضایت گروهی از نویسندگان ایرانی را به همراه داشت، واکنش‌های منفی قابل توجهی را هم برانگیخت. معدودی از منتقدان نفس هرگونه تفاوت در ارائه تخفیف به خریداران کتاب را دون شأن نویسندگان ایرانی تلقی کردند، اما برخی نقدها و واکنش‌ها نیز غیرمستقیم متوجه تأثیری بود که این طرح می‌تواند بر فروش بیشتر آثار ترجمه و در نتیجه کاهش سود برخی ناشران بگذارد.

درآمد حاصل از فروش کتاب‌هایی که به دلیل نپیوستن ایران به کنوانسیون برن، اغلب بدون اجازه مؤلفان آنها در ایران ترجمه و چاپ می‌شود، به اندازه‌ای هست که نتوان به راحتی از آن چشم پوشید. اما به گفتة آبتین گلکار "نباید در این ماجرا وارد بحث سود و زیان شد، زیرا بزرگ‌ترین ضربه این عضو نبودن، ضربه اخلاقی است."

طرح تابستانه کتاب تا هشتم شهریور در اغلب شهرهای ایران با ۱۵درصد تخفیف برای کتاب‌های ترجمه و ۲۵درصد تخفیف برای آثار غیرترجمه ادامه دارد.

http://www.bbc.com/persian/arts-45321574

کتاب‌خوان؛ گلی ترقی و بانوان زردپوشی که عربده می‌کشند

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۱ اوت ۲۰۱۸

گلی ترقیترقی گویی از زمان‌های دور همیشه بوده است . یادگاری‌هایش فقط از جنس داستان نیست، «خاطره‌های پراکنده‌»‌اش همان‌قدر طرفدار دارد که داستان‌هایش و همان‌قدر که فیلم «درخت گلابی» بر اساس داستانی از او.

بعضی نویسنده‌ها به میز یادگاری خانه‌ها می‌مانند؛ میز کوچکی در گوشه‌ خانه با ترمه‌ای گران‌بها روی آن که در گذر زمان، قاب‌عکس‌ها و اشیای ذی‌قیمت تازه روی آن می‌نشیند.

جای میز در خانه همیشه محفوظ است و همیشه به نظر می‌رسد بخشی ساکت و قدیمی و جدایی‌ناپذیر از خانه است. و البته هر بار که بنشینی جلوی آن، می‌توانی از نو بنشینی یک دل سیر به سیاحت و تأمل و لذت بردن، چه رسد به اینکه متاع تازه‌ای هم به آن اضافه شده باشد.

گلی ترقی از این دست نویسندگان ایرانی است که تعدادشان هم زیاد نیست. ترقی گویی از زمان‌های دور همیشه بوده است (مجموعه‌داستان «من هم چه‌گوارا هستم»، سال ۱۳۴۸). یادگاری‌هایش فقط از جنس داستان نیست، «خاطره‌های پراکنده‌»‌اش همان‌قدر طرفدار دارد که داستان‌هایش و همان‌قدر که فیلم «درخت گلابی» بر اساس داستانی از او.

با انتشار هر کتابش نه غوغایی رسانه‌ای به پا می‌شود نه هیجانی مخاطب‌محور، با این حال هر کتابش خیلی زود پرفروش می‌شود. اغلب ساکت است و آرام، اما با حضوری پررنگ و نیز تازه‌شونده در خاطره‌ی چند نسل از اهل ادبیات. این‌ها همه از او یک میز یادگاری ساخته است که سبب می‌شود با انتشار رمان تازه‌اش «بازگشت»، همه دوباره با احترام برگردند پای میز و بنشینند به مطالعه‌ دوباره اثری به قلم نویسنده‌ای که در آستانه‌ هشتاد سالگی است.

پیشخان

بازگشت

بازگشت

همان طور که انتظار می‌رفت، ناشر رمان «بازگشت» گلی ترقی هم انتشارات نیلوفر است. رمانی ۱۶۰ صفحه‌ای با تصویری از یکی از آثار مارک شاگال بر روی جلد آن که نسبت غریب و قریبی با مضمون رمان دارد.

«بازگشت» به تازگی منتشر شده و پیش‌بینی این که به زودی در ردیف پرفروش‌ها جا خواهد گرفت، اصلا کار سختی نیست. همچون بیشتر داستان‌های گلی ترقی، شخصیت اصلی رمان زنی است در ورطه‌ مهاجرت، اما این بار بازگشت به تهران به قصد ماندن.

اگر گلی ترقی در کتاب‌هایی مثل «خاطره‌های پراکنده» خواننده را به تهران دل‌انگیز قدیم می‌برد و با نثر و لحنی سهل و ممتنع و در عین حال گزارش‌گونه، شبه‌داستان‌هایی کم‌نظیر با موضوع تهران می‌آفریند، در رمان «بازگشت» دوباره به تهران پرداخته است.

این بار اما مواجهه با تهرانی که در توصیف آن می‌توان از تعبیر خودش بهره گرفت و گفت "تهران جرثقیل‌ها یا بانوان زردپوشی که شب‌ها به مهمانی تهران می‌آیند، عربده می‌کشند،‌ جشن می‌گیرند و همه جا را خراب می‌کنند."

بازگشت برای ماندن، تصمیمی است که بخشی از آن را خودِ شهر می‌گیرد نه کسی که پس از ۲۵ سال دوری از ایران به آن بازگشته است. تلاش برای درک و شناخت دوباره‌ تهران مهمترین کشمکشی است که رمان «بازگشت» حول محور آن شکل می‌گیرد.

طبعا تجربه‌ زیسته‌ گلی ترقی در این موضوع همچون آثار قبلی‌اش به جذابیت این رمان افزوده است، هم برای آن‌ها که از تهران دور شده‌اند و هم برای آنان که روند تبدیل شدن این شهر به تهران جرثقیل‌ها را از نزدیک مشاهده و لمس کرده‌اند و با آن روزگار می‌گذرانند.

اتفاق

اتفاق

اگر از رمان «خواب زمستانی» (۱۳۵۴) بگذریم، رمان «اتفاق» را می‌توان اولین رمان گلی ترقی قلمداد کرد که جای پای او را در میان زنان رمان‌نویس استوار کرد.

«اتفاق» پس از چند سال معطلی برای دریافت مجوز در دوره‌ دولت احمدی‌نژاد، در سال ۱۳۹۳ منتشر شد. یک رمان ۳۰۰ صفحه‌ای که انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرد و توانست در این چند سال با فروش حداقل ۱۶۵۰۰ نسخه در فهرست پرمخاطب‌ترین آثار ادبی ایرانی در دهه‌ی ۹۰ جا بگیرد.

در این فهرست، مثلا «پاییز فصل آخر سال است» نوشته‌ی نسیم مرعشی با ۵۸۵۰۰ نسخه در ردیف‌های بالایی قرار دارد و «آدم‌ها» نوشته‌ی احمد غلامی با ۱۰هزار نسخه در پایین‌ترین ردیفِ پرفروش‌ترین‌هاست.

رمان «اتفاق» روایت زندگی متلاطم یک خواهر و برادر است از کودکی تا شصت‌سالگی. با همه‌ی ضعف‌های تکنیکی که برخی منتقدان در مورد این رمان برشمرده‌اند، می‌توان آن را ادامه‌ منطقی و طبیعی نویسنده‌ای دانست که انتشار هیچ کتابی از او یک اتفاق ادبی خاص محسوب نمی‌شود، ولی از چنان جایگاهی در خانه‌ دل مخاطب برخوردار است که خواننده سعی می‌کند از همان نثر روان و زبان سهل و ممتنع آن لذت ببرد و آن را به گنجینه‌ روی میز یادگاری اضافه کند.

خاطره‌های پراکنده و دو دنیا

خاطره‌های پراکنده

اغلب دوستداران گلی ترقی، او را بیشتر با این دو کتاب می‌شناسند. «خاطره‌های پراکنده» اولین بار در سال ۱۳۷۳ منتشر شد؛ مجموعه‌ای از داستان‌های خاطره‌ای با موضوع تهران قدیم که نخستین بازگشت ترقی به بازار کتاب ایران پس از سال‌ها سکوت و دوری بود. استقبال از این مجموعه چنان بود که او جلد دوم آن را نیز با عنوان «دو دنیا» در سال ۱۳۸۳ منتشر کرد.

رمز و راز موفقیت هر دو کتاب در آن دهه، به تعبیر حسن میرعابدینی، سادگی روایت و نیروی حیاتی منتشرشده در صحنه‌ها بود که به داستان‌ها جان می‌بخشید و حداقل در داستان‌نویسیِ آن دوره‌ کمیاب بود.

جایی دیگر و درخت گلابی

مگر می‌شود از گلی ترقی و داستان‌هایش گفت و از «درخت گلابی» در مجموعه‌ «جایی دیگر» یاد نکرد که یکی از بهترین اقتباس‌های سینمایی را هم داریوش مهرجویی از آن ساخت.

البته کتاب را که شامل شش داستان از گلی ترقی بود، نشر نیلوفر در سال ۱۳۷۹ منتشر کرد و نزدیک یک دهه بعد، در دهمین دوره‌ جایزه‌ منتقدان مطبوعات که در سال ۸۸ برگزار شد، این کتاب موفق شد در زمره بهترین مجموعه‌داستان‌های یک دهه قرار بگیرد و هم‌ردیف کتاب‌های معروفی بنشیند از جمله «بلبل حلبی» محمد کشاورز و «پوکه‌باز» کوروش اسدی و «هتل مارکوپولو» خسرو دوامی.

میز یادگاری گلی ترقی حالا دیگر، هم پر و پیمان است و هم رنگارنگ. از خاطره و داستان کوتاه تا رمان و داستان خاطره‌ای. بی سروصدای خاص و جملگی در دسترس اهل کتاب.

پسخان

من عزتم، بچه‌ سنگلج

آقای بازیگر

کتاب «آقای بازیگر: زندگی و آثار عزت‌الله انتظامی» نخستین کتابی بود که با موضوع این بازیگر محبوب در سال ۱۳۷۶ چاپ شد. کتابی چهارصدصفحه‌ای در قالب سرگذشت‌نامه به قلم هوشنگ گلمکانی که نشر روزنه کار آن را منتشر کرد و به چاپ دوم هم رسید، اما نسخه‌ تازه‌ای از آن در بازار کتاب نیست.

اما سهم عزت‌الله انتظامی در بازار کتاب فقط این نبود. در زمستان ۱۳۹۲ سرگذشت‌نامه‌ دیگری منتشر شد که غزاله سلطانی گردآورنده‌ آن بود، این بار با این تفاوت که پای خود آقای بازیگر هم در تالیف کتاب در میان بود و حاصل دو سه سال گفت‌وگو و جمع‌آوری عکس و نگارش خاطرات شخصی انتظامی تبدیل شد به کتابی در زمره‌ کتاب‌های گران‌قیمت در ۲۴۰ صفحه از انتشارات سخن. ب

دیهی است که قیمت ۲۵۰هزار تومانی این کتاب، آن هم در سال ۱۳۹۲، سبب شد مخاطب نتواند به بازار فروش آن رونق ببخشد. اما کسانی که حسرت خواندن این کتاب بر دلشان مانده بود، پس از درگذشت عزت‌الله انتظامی با این خبر خوشایند مواجه شدند که قرار است بهروز رضوی، گوینده معروف ایرانی، آن را در یک برنامه‌ رادیویی شبانه بازخوانی کند و خبر خوشتر آنکه اعلام شده است پس از پخش رادیویی، برای دانلود نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

http://www.bbc.com/persian/arts-45257921

کتاب‌خوان؛ صدهزار سال تا 'انسان خردمند'

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار
انسان خردمند

مجازات آتئیست و بی‌خدا بودن در ایران مرگ است، اما بسیاری از کسانی که خود را بی‌دین معرفی می‌کنند خود را آتئیست نمی‌دانند و به تعبیر عرفان کسرایی، پژوهشگر مطالعات علم، "برخی نیز موقعیت خود را جایی میان خداناباوری و ندانم‌گرایی می‌دانند."

با این حال رونق گرفتن انتشار و فروش کتاب‌هایی که می‌توان آن‌ها را به طور کلی و در مواردی با مسامحه، کتاب‌های آتئیستی خواند، موضوعی است که در بازار کتاب ایران در سال‌های اخیر کاملا به چشم می‌آید؛ کتاب‌هایی که یا نویسندگان آن‌ها از آتئیست‌های معروف دنیا هستند یا موضوع و مضمون آن‌ها زیربنای فرگشتی (تکاملی) با رویکرد تاریخی دارد.

انتشار کتابچه‌ «اراده‌» اثر عصب‌شناس معروف، سام هریس و بازنشر کتاب «ساعت‌ساز نابینا» اثر مشهور ریچارد داوکینز پس از یک دوره توقیف و نیز پرفروش شدن آثار تازه‌ای چون «انسان خردمند» اثر یووال نوح هراری، نشانه‌های نیاز جامعه کتاب‌خوان ایرانی به آثار علمی و حتی شبه‌علمی‌ای است که دنبال چشم‌اندازهای تازه‌ای در افق اندیشه می‌گردد.

پیشخان

انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر

«انسان خردمند» اثر یووال نوح هراری که دکترای تاریخ دارد و در دانشگاه عبری اورشلیم تدریس می‌کند، شهرت جهانی دارد و از سال ۲۰۱۴ که منتشر شد تا کنون به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده است.

ترجمه فارسی این کتاب را نشر نو در تابستان ۹۶ منتشر کرد و در کمتر از یک سال ۱۲ بار تجدید چاپ شده است. این که رابطۀ تاریخ و زیست‌شناسی چیست، آیا عدالتی در تاریخ یافت می‌شود و آیا در مسیر تاریخ مردمان سعادتمندتر شده‌اند، سؤالاتی است که حتی خوانندگان عادی هم به پاسخ‌های روشنی در این کتاب برای آنها می‌رسند.

اقبال عمومی از این کتاب به حدی رسید که حتی سبب شد برخی برچسب عامه‌پسند بودن به آن بزنند؛ برچسبی که به سختی قابل الصاق به این کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای است.

بخشی از موفقیت این کتاب را می‌توان به لحن روایی آن نسبت داد که توانسته است داستان زندگی حداقل شش گونه‌ی انسانی را از صد هزار سال پیش روایت کند تا به انسان خردمند امروزی برسد. این کتاب همچنان در جدول پرفروش‌های اغلب کتابفروشی‌های ایران است.

انسان خداگونه

انسان خداگونه؛ تاریخ مختصر آینده

با موفقیت کتاب «انسان خردمند» در بازار کتاب، بلنداقبالی کتاب دیگر یووال نوح هراری یعنی «انسان خداگونه» دور از انتظار نبود. این کتاب را نیز نشر نو حدود یک ماه پیش منتشر کرد و اکنون به چاپ سوم رسیده است.

هراری پس از پاسخ دادن به این سؤال که از کجا آمده‌ایم، در این کتاب به این سؤال پرداخته است که به کجا می‌رویم. به اعتقاد او، انسان فردا ناگزیر است که در دوره‌های زمانی چنددهه‌ای خود را بازآفرینی کند تا قادر به ادامه حیات به شکل طبیعی باشد. «انسان خداگونه» نیز کتابی حجیم است (۵۵۰ صفحه) و مباحث آن آنقدر تازگی دارد که همچون دیگر اثر او خوانندگان بیشتری را جذب کند.

ریچارد داوکینز و باز هم ریچارد داوکینز

انتشار مجدد کتاب «سرگذشت شگفت‌انگیز حیات روی زمین: دلایل فرگشت جانداران» اثر پایه‌ای ریچارد داوکینز در تیراژ کم (با ترجمه دکتر محمدرضا توکلی صابری در انتشارات معین) شاید چندان به چشم نیاید، ولی انتشار تقریبا هم‌زمان کتاب «ساعت‌ساز نابینا» اثر جنجالی داوکینز در انتشارات مازیار‌ بعد از چندین سال اجازه چاپ نداشتن رویدادی نبود که به چشم نیاید.

ساعت‌ساز نابینا

ساعت‌ساز نابینا

مسئله داروینیسم در ایران غالبا با سوءبرداشت مطرح شده است. یکی از دلایل این امر به کمبود آثار مهم ترجمه با موضوع فرگشت مربوط می‌شود و ریچارد داوکینز در کتاب «ساعت‌ساز نابینا» دقیقا کوشیده است تا به همین سوءبرداشت‌ها پاسخ بدهد.

آنچه باعث جذابیت بیشتر این کتاب علمی شده است، علاوه بر لحن شوخ‌طبع داوکینز، روش او در ارائه مثال‌های ملموس و طرح‌واره‌های قابل درک برای همگان است و نیز شناخت دقیقی که وی از عموم مخاطبان بالقوه این کتاب دارد.

همچنان که خود می‌گوید: کسانی هستند که ناامیدانه تلاش در نپذیرفتن داروینسم دارند. اول آنهایی که صرفا به دلایل مذهبی می‌خواهند تکامل دروغ باشد. دوم آنهایی که دلیلی برای انکار تکامل نمی‌یابند ولی اغلب بنا به دلایل سیاسی یا عقیدتی داروینیسم و روال کار آن را موافق طبع خود نمی‌بینند. سوم کسانی که در بعضی رسانه‌ها کار می‌کنند و دنبال چیزهای پرهیاهو و حاشیه‌سازی برای جذب بیننده بیشتر هستند.»

ساعت‌ساز نابینا نخستین بار در سال ۱۳۹۱ در انتشارات مازیار با ترجمه زنده‌یاد دکتر محمود بهزاد (زیست‌شناس نامدار ایران) و شهلا باقری منتشر شد و در همان زمان تجدید چاپ آن متوقف شد و فایل دانلود آن از اینترنت سردرآورد تا سال ۹۶ که مجوز چاپ این کتاب مجددا صادر شد.

ژن خودخواه

ژن خودخواه

با این حال ماجرای داوکینز در ایران به همین جا ختم نشد؛ به فاصله کمی از انتشار «ساعت‌ساز نابینا»، انتشارات مازیار اجازه پیدا کرد ترجمه کتاب «ژن خودخواه» او را هم منتشر کند که کتاب قبلی داوکینز است.

نکته قابل توجه این که بخشی از کتاب «ساعت‌ساز نابینا» پاسخ مؤلف به نقدهایی است که بر کتاب «ژن خودخواه» او نوشته بودند. داوکینز صادقانه و به صراحت عنوان کرده است که این کتاب را نه تنها به جهت متقاعدکردن خواننده از اینکه جهان‌بینی داروینی درست است، بلکه از این جهت نوشته که تنها نظریه شناخته‌شده‌ای است که در اصل قادر به حل مشکل وجود داشتن ماست.

پسخان

موفقیت در سایه سرقت!

بعضی مسائل فرهنگی در ایران همواره در حد مسئله باقی می‌مانند، از جمله مسئله حق مؤلف، کپی‌رایت، و حاشیه‌های آن که سال‌های سال است مطرح است و همچنان حل‌ناشده باقی مانده است.

اما با رونق گرفتن بازار ترجمه در سال‌های اخیر و رقابت تعداد زیادی از ناشران ایرانی در چاپ سریع‌السیر ترجمه آثار پرفروش دنیا به هر کیفیتی و در کنار آن تضعیف شدید انتشار آثار مؤلفان ایرانی، این مسئله حاشیه‌های جدیدی پیدا کرده است.

از یک سو ناشران برای کسب درآمد بیشتر تمرکز خود را بر چاپ و فروش آثار ترجمه‌ای گذاشته‌اند که به دلیل نپیوستن ایران به کنوانسیون بِرن هیچ هزینه‌ای جز حق ترجمه اغلب اندک نمی‌پردازند و از طرف دیگر، دولت نیز در حمایت از صنعت نشر هیچ تفاوتی میان آثار مؤلفان ایرانی و غیرایرانی قائل نیست.

نتیجه این روند گسترش بی‌توجهی بیشتر نسبت به نویسندگان ایرانی و آثار ایشان است که در نوعی احساس بی‌مسئولیتی ناشران در قبال آثار ایرانی به لحاظ تیراژ، تلاش برای تبلیغ و فروش آثار و حق تألیف ناچیز نمایان می‌شود.

حسین سناپور

حسین سناپور درباره حق مولف در ایران: ما از چشم ناشران خارجی به عنوان یک کشور دزد شناخته می‌شویم

در آستانه برگزاری همایشی که انجمن صنفی داستان‌نویسان با عنوان «حق مالکیت ادبی؛ گفته‌ها و ناگفته‌ها» قرار است برگزار کند، اظهارنظر نویسندگان درباره این موضوع مجددا داغ شده است. از جمله حسین سناپور که در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا به شدت از رفتار ناشران گلایه کرده و نپیوستن به کپی‌رایت جهانی را عامل ایجاد بلبشوی فرهنگی عنوان کرده است. به گفته سناپور، "در شرایط فعلی ناشر احتیاج چندانی به تولید نویسنده ندارد و اگر نویسنده نخواهد شرایط بد قرارداد ناشری را بپذیرد، ناشر هم به راحتی از این کار امتناع و در عوض کتاب‌های خارجی منتشر می‌کند."

سناپور با اشاره به تخریب وجهه فرهنگی و ملی ایران در دنیا گفته است: "ما از چشم ناشران خارجی به عنوان یک کشور دزد شناخته می‌شویم. یعنی نوعی راهزنی فرهنگی. ما اجازه داده‌ایم که به نفع ناشران ایرانیِ کتاب‌های خارجی، مؤلفان داخلی متضرر بشوند."

طبیعی است که در این بحث و جدل‌ها، برخی ناشران و مترجمان در طرف مقابل قرار بگیرند، اما باید دید نتیجه این بحث‌ها و همایش‌ها بر اقدامی که به دولت جمهوری اسلامی مربوط می‌شود چه تأثیری می‌گذارد و جدا از آن، آیا باعث تغییر رفتار ناشران ایرانی خواهد شد یا این مسئله همچنان به شکل یک مسئله باقی خواهد ماند.

.http://www.bbc.com/persian/arts-45167007
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست