تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۴ اوت ۲۰۱۸

کتاب‌خوان؛ نسل پنجم در کوچه پس کوچه‌های تهران قبل از انقلاب

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۸

تهران قدیم'باغ رویان' علاوه بر داستانی که روایت می‌کند ترسیم روایتی داستانی است از تحولات اجتماعی تهران به خصوص در سال‌های منتهی به انقلاب

در دسته‌بندی‌های نسلی داستان‌نویسان ایران، اگر نسل چهارم داستان‌نویسانی بودند که همگام با داستان‌نویسی، روزنامه‌نگاری ادبی را نیز در نیمه دوم دهه هفتاد رونق دوباره بخشیدند، نسل پنجم داستان‌نویسانی بودند که دستکم برخی چهره‌های شاخص آن‌ها از گذر روزنامه‌نگاری ادبی به خانه داستان‌نویسی رسیدند و در آن مقیم شدند.

فقدان پایگاه‌های ریشه‌دار و در عین حال پایدار نقد ادبی اغلب باعث شده کسانی که می‌نویسند همان‌هایی باشند که نقد می‌کنند و برعکس. اما آسیب‌هایی که در این میان به خلاقیت در نویسندگی، به خصوص در عرصه زبان وارد می‌شد، سبب شد تا نویسندگانی که دل در گرو داستان داشتند به مرور تمرکز و توان خود را بر معشوق اصلی خود یعنی داستان بگذارند.

نتیجه آن که از میان متولدان اواخر دهه پنجاه و اوائل دهه شصت نیز به تدریج نویسندگانی برآمد که حالا دیگر می‌توان برخی از آن‌ها را داستان‌نویسانی نسبتا موفق نامید.

نویسندگانی که به نظر می‌رسد در عین حال که از آسیب‌های زبانی روزنامه‌نگاری در کتاب‌هایشان خبر چندانی نیست، آن بخش از تجربه‌های شخصی را که در وسعت نگاه و نظرگاه یک روزنامه‌نگار می‌توان یافت، در آثارشان به خدمت گرفته‌اند. هرچند، آنچه به داستان اعتبار بیشتر می‌بخشد، بیش از زبان و وسعت نظرگاه، ژرفای نگاه داستان‌نویس و بازتاب تجربه زیست ذهنی او در انواع قصه‌ها و ماجراهاست

 

پیشخان

باغ رویان

باغ رویان

جواد ماه‌زاده از داستان‌نویسان نسل پنجم است و رمان «باغ رویان» با در نظر گرفتن دو رمانی که برای رده سنی نوجوان نوشته است، پنجمین رمان اوست که شاید برخلاف دو رمان بزرگسال دیگر او یعنی «خنده را از من بگیر» و «لال‌مونی» بتواند جای پای او را در میان نویسندگان هم‌نسل خود محکم‌تر کند، البته به دلایل بیرون‌متنی.

ماه‌زاده اولین رمانش را در سال ۱۳۸۴ نوشت که اجازه چاپ پیدا نکرد. در سال ۱۳۸۷ رمان «خنده را از من بگیر» را با موضوع حاشیه‌های شهری جنگ ایران و عراق در نشر هیلا منتشر کرد اما التهابات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ و به خصوص بازداشت و زندانی شدن خود او مانع دیده شدن این کتاب شد.

پس از خروج از زندان، او رمان «لال‌مونی» را برای انتشار به نشر افق سپرد، اما این کتاب نیز که داستان نوجوانی لال و فقیر را روایت می‌کرد که به قصد شفایافتن به امامزاده‌ای فرستاده می‌شود، موفق به دریافت مجوز از وزارت ارشاد نشد.

این بار ماه‌زاده آن را به نشر تاک در افغانستان سپرد. نشر تاک از معتبرترین انتشاراتی‌های افغانستان است که چاپ آثار نویسندگانی چون آصف سلطان‌زاده و عتیق رحیمی را هم می‌توان در کارنامه‌اش دید، اما دشواری توزیع داخلی کتاب‌هایی که خارج از ایران چاپ شده باشد، باعث شد این اثر نیز آنچنان که باید آشنای اهل ادبیات نشود.

اکنون به نظر می‌رسد طلسم جواد ماه‌زاده با انتشار رمان «باغ رویان» شکسته شده باشد. رمانی ۴۳۷ صفحه‌ای درباره یک زندانی سیاسی محکوم به اعدام به نام مهرداد در دوران پهلوی که خواهرش نیز زندانی است و برادری هم دارد که ساواک در پی اوست.

ساواک مهرداد را در وضعیت انسانی تکان‌دهنده‌ای قرار می‌‌دهد: آزادی خواهرش مشروط است به همکاری مهرداد با ساواک در پیدا کردن و گیر انداختن برادرش. گرهی بزرگ که با ورود مهرداد پس از پانزده سال به کوچه و خیابان شهر، بزرگ‌تر و پیچیده‌تر هم می‌شود.

با این حال همه داستان درباره مهرداد نیست، شخصیت اصلی دیگر این رمان که خواننده به مرور آن را از دل خیالات و خاطرات مهرداد کشف می‌کند، خود شهر تهران است. به طور دقیق‌تر، همراهی خواننده با مهرداد و ماجراهایی که از سر می‌گذراند، به ترسیم روایتی داستانی از تحولات اجتماعی تهران به خصوص در سال‌های منتهی به انقلاب نیز می‌انجامد.

به همین دلیل شاید بتوان گفت رمان «باغ رویان» کتاب آسان‌خوان یا حداقل سریع‌خوانی نیست. با این حال نثر نویسنده، هم در صحنه‌ها و هم در گفت‌وگوها همچون خط اصلی ماجرا آنقدر پرکشش و پرپیچ‌وتاب است که باعث می‌شود به سادگی نتوان آن را کنار گذاشت. رمان «باغ رویان» جواد ماه‌زاده را نشر ثالث کمتر از یک سال پیش منتشر کرده است.

تهرانی‌ها

تهرانی‌ها

امیرحسین خورشیدفر یکی دیگر از روزنامه‌نگارداستان‌نویسان نسل پنجم است که با مجموعه داستان «زندگی مطابق خواسته تو پیش می‌رود» در سال ۱۳۸۵ توجه اهالی ادبیات را به خود جلب کرد، به حدی که جوایز گام اول، روزی روزگاری، مهرگان و گلشیری در آن زمان به خاطر همین کتاب به او رسید.

اما این موفقیت چشمگیر باعث تلاش بیشتر نویسنده برای تألیف آثار دیگری نشد. هوشنگ گلشیری معتقد بود جوان‌مرگی ادبی از عارضه‌های تاریخ داستان‌نویسی ایران است و نویسندگان اغلب بعد از انتشار یک اثر چشمگیر دیگر نمی‌توانند به دلایل گوناگون کتاب مهم دیگری بنویسند، اما امیرحسین خورشیدفر ظاهرا با کنار کشیدن از این حوزه به مدت یازده سال و بازگشت به روزنامه‌نگاری ادبی، اساسا از دایره قضاوت شدن بر پایه این موضوع بیرون قرار گرفت تا سال گذشته که تقریبا هم‌زمان دو اثر داستانی دیگر او را نشر مرکز به بازار کتاب فرستاد: «شرط‌بندی روی اسب مسابقه» که بخش عمده آن گزیده‌ای است از داستان‌های سریالی و قدیمی او در روزنامه اعتماد و رمان «تهرانی‌ها» که اولین رمان اوست.

«تهرانی‌ها» رمانی ۴۵۰ صفحه‌ای است که برخلاف نامش میل چندانی به قرارگرفتن در ردیف داستان‌های مشهور به «رمان شهری» ندارد و بیشتر روایتی است موازی از ماجراهای مجموعه‌ای از شخصیت‌های متنوع و اغلب پای در بند هنر (یک نقاش روشنفکر، سرپرست یک گروه راک قبل از انقلاب، یک انیماتور که به ایران بازگشته و یک نویسنده تازه‌کار) در فضاها و زمان‌هایی بسیار متنوع از تهران و دیگر شهرهای ایران و اروپا و از سال ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۷۵ با مضمونی انتقادی در باب اقتصاد سیاسی و صنعت فرهنگ.

به چاپ سوم رسیدن این رمان حجیم و سنگین در مدت‌ زمانی تقریبا کوتاه از اقبال نسبی مخاطب جدی حکایت دارد. به خصوص که انباشت ذهنی نویسنده در موضوعات گوناگون و اغلب تخصصی که در جای جای رمان سرریز شده، باعث می‌شود این دسته از مخاطبان با ساختار شبکه‌ای این رمان راحت‌تر کنار بیایند. توصیه کردن این کتاب به هرگونه مخاطبی کار ساده‌ای نیست، اما کسانی که به موضوع «جایگاه هنر در صنعت فرهنگ» علاقه‌مندند، در این رمان با هنر در نقش یک شخصیت مفهومی مواجه می‌شوند.

پسخان

چرا ملت‌ها شکست می‌خورند

چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟

این کتاب با زیرعنوان «ریشه‌های قدرت، ثروت و فقر» که چاپ اول آن در سال ۱۳۹۳ منتشر شده بود، در هفته دوم شهریورماه به یک دلیل کاملا سیاسی در ردیف کتاب‌های پرفروش شهرکتاب قرار گرفت.

در هفته اول شهریور، وب‌سایت کلمه با انتشار عکسی از دست‌نوشته میرحسین موسوی در زندان خانگی اعلام کرد که او این کتاب را در روز تولد زهرا رهنورد به وی هدیه داده است.

کتاب «چرا ملت‌ها شکست نمی‌خورند» نوشته دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون، دو اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور آن را در دوران حبس در زندان اوین به فارسی برگرداندند.

مؤلفان در این کتاب ۵۷۰ صفحه‌ای سعی می‌کنند با پرهیز از مباحث تخصصی علم اقتصاد و ضمن رد کردن تأثیر عواملی چون مثل جغرافیا، آب‌وهوا و منابع طبیعی، به این سؤال عمومی پاسخ بدهند که چرا بعضی کشورها روزبه‌روز شکوفاتر می‌شوند و برخی کشورها مسیر سقوط را طی می‌کنند.

ترجمه‌ فارسی کتاب «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند» را نشر روزنه منتشر کرده و هم‌اکنون چاپ هشتم آن در دسترس علاقه‌مندان است.

http://www.bbc.com/persian/arts-45472026

کتاب‌خوان؛ سفری شخصی با نویسنده

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۷ - ۴ سپتامبر ۲۰۱۸

دیوید فاستر والاس

دیوید فاستر والاس، جستارنویس نامدار، در اوج شهرت در سال ۲۰۰۸، خود را به کام مرگ فرستاد

اگر بحث درباره تفاوت جُستار با مقاله در اروپا قدمت چهارصدساله دارد، یعنی زمانی که میشل دومنتنی کلمه Essay را در مقابل Article (مقاله) به کار برد، جستارنویسی در اقلیم فارسی هم‌چنان در حد یک پدیده است و هنوز به یک سنت ادبی تبدیل نشده است.

قدر مسلم فعلا این است که معادل «جستار» برای Essay مقبولیت عام و رواج یافته و در چند سال اخیر، شاهد انتشار کتاب‌هایی اعم از ترجمه و غیرترجمه در این قالب نیز بوده‌ایم.

به تعریف شمیم مستقیمی که از جستارنویسان جوان امروز است، "جستار مقاله نیست، داستان هم نیست؛ نوعی از نوشته است که از خود نویسنده شروع می‌شود. گاهی مستقیم می‌رود و گاهی می‌پیچد به دور خود، به دور خواننده و به دور موضوع. فرمی بدیع است برای ارائه نظرگاهی منحصربه‌فرد به جهان."

وصف داریوش شایگان از جستار نیز قابل توجه است: "در جستار نویسنده آزادتر است و می‌تواند یک مسئله را بیان و آن مسئله را جزئی لاینفک از جهان‌بینی خودش کند؛ یعنی در جستار نوعی آفرینش صورت می‌گیرد. این شیوه نگارش در ایران زیاد باب نیست."

با این تعریف از جستار شاید بتوان گفت که مهم‌ترین خصیصه آن، سفر روایتگرانه‌ نویسنده از یک موضوع شخصی به قصد رسیدن به امور ذهنی و تعمیم‌پذیر است. به همین دلیل معمولا نوعی شور فردی در روح متن دمیده می‌شود که باعث تمایز بیشتر آن با دیگر متونی از این دست می‌شود.

برای درک بهتر این موضوع می‌توان برخی جستار-مقاله‌های شادروان شایگان در کتاب «در جست‎وجوی فضاهای گمشده» را با جستارهای نویسنده‌ای صاحب‌سبک چون محمد قائد مقایسه کرد.

پیشخان

درهای نیمه‌باز

درهای نیمه‌باز

مجله همشهری داستان را می‌توان نخستین نشریه ادبی معرفی کرد که با انتشار پیوسته جستارهایی از معروف‌ترین جستارنویسان آمریکایی و نیز انتشار جستارهایی از برخی نویسندگان ایرانی، به این قالب نوشتاری در ادبیات فارسی رسمیت بخشید.

شمیم مستقیمی، نویسنده و روزنامه‌نگار و کارگردان جوان، شماری از جستارهایش را در همشهری داستان منتشر کرد و کتاب «درهای نیمه‌باز» او مجموعه‌ای از جستارهای اوست که در سال ۹۵ در انتشارات حرفه‌هنرمند به طور مستقل منتشر شد. پانزده جستار در ۱۶۰ صفحه با موضوعاتی متنوع، از مهاجرت و فیلم مستند و تهران گرفته تا سال ۸۸ و...

اما آنچه باعث می‌شود این جستارها در عین استقلال در موضوع، روحی تقریبا یکپارچه نیز داشته باشند، نظرگاه معطوف به سن نویسنده است که گویی همه چیز را از منظر یک متولد دهه شصت خورشیدی نظاره و روایت می‌کند. دهه‌ای که آن را می‌توان از زبان مؤلف کتاب این گونه خلاصه کرد: "تلخ بود اما ما را نکشت. اشک به چشممان آورد اما لبخند را نتوانست از ما بگیرد."

فقط روزهایی که می‌نویسم

البته شمیم مستقیمی خود متولد ۱۳۵۸ است، اما بازتاب زندگی هشیارانه او در پرحادثه‌ترین دهه انقلاب در کنار نثر شیرین و روان او که «شور فردی» لازمه جستار نیز در آن موج می‌زند، باعث شده است کتاب «درهای نیمه‌باز» به نمونه‌ای قابل توجه برای جستارنویسی در ادبیات فارسی تبدیل شود. هم‌چنان‌که نویسنده کتاب ظاهرا اولین کسی هم هست که به آموزش تخصصی جستارنویسی در ایران اقدام کرده و کارگاهی برای تمرین این گونه ادبی برگزار کرده است.

فقط روزهایی که می‌نویسم

همان‌طور که اشاره شد، مجله همشهری داستان اولین نشریه‌ای بود که توجه اهل ادبیات در ایران را به جستارنویسی به عنوان یک قالب ادبی و هنری جلب کرد، به خصوص با انتشار ترجمه جستارهایی از آرتور کریستال و دیوید فاستر والاس که هر دو از جستارنویسان نامدار آمریکایی‌اند.

با تغییراتی که پس از مدتی در گروه سردبیری این مجله رخ داد، سردبیر سابق این مجله با تأسیس یک انتشاراتی به طور متمرکز و تخصصی به پیگیری این موضوع یعنی جستار روایی در قالب انتشار کتاب پرداخت؛ کاری که به دلیل نامطمئن بودن سودآوری آن، کمتر ناشری به سراغش می‌رود.

از میان این کتاب‌ها کتاب «فقط روزهایی که می‌نویسم» اثر آرتور کریستال از خوش‌اقبال‌ترین آنها بوده است که سال گذشته نشر «اطراف» آن را با ترجمه‌ احسان لطفی در ۱۲۰ صفحه منتشر کرد و اکنون به چاپ پنجم رسیده است.

«فقط روزهایی که می‌نویسم» مجموعه پنج جستار درباره نوشتن و خواندن است به قلم آرتور کریستال که با مطالعه آن درمی‌یابید نویسنده‌اش نه از هنر داستان‌نویسان چیزی کم دارد نه از دانش برخی فیلسوفان و نه از دقت نظر بعضی نظریه‌پردازان.

یکی از پنج جستار این کتاب با عنوان «دیگر کتاب نمی‌خوانم»، روایتی خلاقانه و در عین حال بسیار دقیق درباره عوامل افول رمان در دوره معاصر است: "پنجاه سال قبل، وضعیت به گونه دیگری بود. انگار نمی‌دانستیم مرز میان ما و کتاب‌ها کجاست. کتاب‌ها آب‌وهوای ما بودند، محیط زیست ما بودند، پوشش و پوشاک ما بودند. ما فقط کتاب‌ها را نمی‌خواندیم؛ ما به آن‌ها تبدیل می‌شدیم. ما کتاب‌ها را به درون‌مان می‌بردیم و آن‌ها را به سرگذشت خودمان بدل می‌کردیم."

این هم مثالی دیگر

این هم مثالی دیگر

دیوید فاستر والاس، جستارنویس نامدار دیگری است که خوانندگان ایرانی پیش از انتشار کتاب «این هم مثالی دیگر»، او را با جستار کوتاه معروفش «آب این است» به یاد می‌آوردند.

برخلاف موضوع کتاب آرتور کریستال، این کتاب مجموعه‌ چهار جستار روایی درباره حقایق زندگی روزمره است که آن را نیز نشر اطراف با ترجمه معین فرخی در ۱۲۰ صفحه منتشر کرده و به چاپ چهارم رسیده است.

دیوید فاستر والاس در اوج شهرت و محبوبیت نسبی، در سال ۲۰۰۸، خودش را به کام مرگ فرستاد. بهت ناشی از خبر خودکشی او در ۴۶سالگی، اکنون با چند سال تاخیر به جامعه کتابخوان ایرانی رسیده و آنان را مشتاق کرده است تا از طریق روایت‌هایش به دنیای ذهنی او قدم بگذارند و به کشف و نظاره اموری بپردازند که به عادی‌ترین شکل ممکن در اندام زندگی روزمره‌شان تنیده است.

شاهد عینی (٩١): شوخی بی‌پایان دیوید فاستر والاس

پسخان

روزها در راه، در سوگ عشق و یاران

روزها در راه

همان‌گونه که در مقدمه اشاره شد، در ادبیات معاصر می‌توان جستارهایی نیز یافت که به قصد جستار نوشته نشده‌اند. از جمله در حیرت‌انگیزترین کتاب شادروان شاهرخ مسکوب با عنوان «روزها در راه» که مجموعه خاطرات و یادداشت‌های شخصی او از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۶ است.

کتاب «روزها در راه» را نشر خاوران در سال ۱۳۷۹ در پاریس در ۷۴۰ صفحه منتشر کرد و هنوز اجازه انتشار در ایران نیافته است، اما کپی آن را علاقه‌مندان مسکوب از بازار زیرزمینی کتاب در محدوده میدان انقلاب تهیه می‌کنند.

شاهرخ مسکوب را اغلب با ترجمه‌ها و پژوهش‌هایش می‌شناسند اما این کتاب شخصیتی را به ما معرفی می‌کند که مهمترین ویژگی‌اش نظرگاه‌ها‌ی گاه بی‌بدیل او به موضوعات روزمره فردی، اجتماعی و سیاسی است.

از نثر کم‌نظیر مسکوب در این کتاب و برخی روزنوشت‌های تکان‌دهنده آن که بگذریم، برخی پاره‌های آن را شاید بتوان با اغماض یک جستار درباره یک موضوع خاص قلمداد کرد؛ آن‌چنان که حسن کامشاد یادداشت‌های مسکوب با موضوع مادرش را گرد هم آورد و در سال ۸۶ در قالب کتاب «سوگ مادر» در نشر نی منتشر کرد.

«در سوگ و عشق یاران» نیز دیگر کتاب شاهرخ مسکوب است که امسال با مقدمه حسن کامشاد در ۱۰۸صفحه در انتشارات فرهنگ جاوید منتشر شد. مسکوب در این یادداشت‌ها به تعبیر کامشاد "زار نمی‌زند، سوگواری نمی‌کند، اما مرگ را با قلم به چهارمیخ می‌کشد تا جایگاهش را در بیدادگری یا معنابخشی به زندگی مشخص کند."

http://www.bbc.com/persian/arts-45395594

کتاب‌خوان؛ دودی که به چشم مخاطب می‌رود

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه، 6 شهریور ماه 1397/ 28-08-2018

 

کتابآشفته‌بازار ترجمه در ایران بیش از آنکه ریشه در سیاست‌های دولتی و عمومی داشته باشد، تا حد زیادی به رفتار ناشرانی مربوط می‌شود

فقط بازار اقتصاد و سیاست در ایران نیست که آشفته به نظر می‌رسد، بازار کتاب و به خصوص بازار ترجمه هم ساختار و سازمانی تا حدی آشفته پیدا کرده است. اما آشفته‌بازار ترجمه در ایران بیش از آنکه ریشه در سیاست‌های دولتی و عمومی داشته باشد، تا حد زیادی به رفتار ناشرانی مربوط می‌شود که انتشار ترجمه به هر قیمت و کیفیت ممکن را بهترین راه درآمدزایی برای خود برگزیده‌اند.

انتشار هم‌زمان چند ترجمه از یک کتاب در کمترین فاصله از انتشار آن در زبان اصلی، افت کیفیت شمار قابل‌توجهی از ترجمه‌ها و ترجمه گروهی برخی کتاب‌ها برخی از جلوه‌های آشفتگی در این بازار است که دود آن اغلب مستقیما به چشم مخاطب می‌رود.

در چنین اوضاعی، اعتماد به ناشران معتبر و مترجمان نامدارتر و آنهایی که امتحان خود را پس داده‌اند، بهترین راه فرار از افتادن به دام خرید و مطالعه کتاب‌هایی است که معلوم نیست در فرایند ترجمه چه بلایی بر سر اصل آن آمده است و روشن نیست نثر فارسی آنها قرار است چه بلایی بر سر زبان فارسی بیاورد.

با این وصف، اگر نام مترجمانی چون گلی امامی یا آبتین گلکار بر کتابی باشد، حداقل می‌توان بابت کیفیت ترجمه خیالی راحت داشت.

پیشخان

عشق با حروف کوچک

عشق با حروف کوچک

«عشق با حروف کوچک» نوشته فرانسس میرالس تازه‌ترین کتابی است که با ترجمه گلی امامی منتشر شده است. میرالس که علاوه بر رمان‌نویس، مترجم و موسیقیدان هم هست، نویسنده‌ای اهل بارسلون است که جوایز بسیاری برده و این کتاب موفق‌ترین کتاب اوست که به چندین زبان دیگر هم ترجمه شده است.

ترجمه گلی امامی از رمان «عشق با حروف کوچک» یادداشت کوچکی در ابتدا دارد از پرویز دوایی، نویسنده و مترجم مشهور، که اشتیاق مخاطب را برای خواندن رمان میرالس بیشتر برمی‌انگیزد.

دوایی در این یادداشت چنین آورده است: "کتاب عشق با حروف کوچک بنده را که بسیار گرفت. سه بار تقریباً پیاپی خواندمش، چون که - روی خاصیت هر کتاب خوبی - آدم را به بازخوانی‌اش مجبور می‌کرد. طرف ترجمه‌اش نرفتم، چون که دیگر توانش را ندارم. شما که ترجمه کرده باشید انگار که بنده به آرزویم رسیده‌ام."

پرویز دوایی در این یادداشت که احتمالا نامه‌ای به گلی امامی بوده، درباره جذابیت خود رمان هم نظرش را گفته است: "نویسنده خوب بلد است بدون تراشیدن وقایع محیرالعقول خواننده را به وجهی واقعا هیپنوتیزم‌کننده بکشاند به داخل ماجرای ظاهرا ساده‌ای که موتور محرکه اولیه‌اش دیداری کاملا تصادفی و گذرا با دخترکی است که راوی از پنج‌سالگی عاشق او بوده و حالا بعد از سی سال هنوز عاشق او مانده است، که یعنی یک چیز بسیار بسیار شرقی و ..."

گلی امامی (با نام اصلی گلرخ ادیب محمدی) که به‌تازگی ۷۶ ساله شده است از معدود مترجمان کهنه‌کار و در عین حال گزیده‌کار ایرانی است که آثار مشهوری همچون «حباب شیشه‌ای» سیلویا پلات و «جستارهایی در باب عشق» آلن دو باتن را با ترجمه او خوانده‌ایم.

«عشق با حروف کوچک» را انتشارات نیلوفر در ۲۶۸ صفحه منتشر کرده است.

رمانی با یک طوطی

رمانی با یک طوطی

«رمانی با یک طوطی» تیتر مطلب نیست، دقیقا نام رمان است و وقتی پای آبتین گلکار در میان باشد، ناگفته معلوم است که اثری است از یک نویسنده روسی. آندری وُلوس از داستان‌نویسان مهم امروز روسیه است که کتاب‌خوانان ایرانی اولین بار است با او آشنا می‌شوند. نویسنده‌ای زاده «دوشنبه» یا آن‌گونه که خودش در اولین رمانش این شهر را نامیده، «خرم‌آباد».

«رمانی با یک طوطی» رمانی ۱۶۸ صفحه‌ای است که اغلب ماجراهای آن در یک کتابخانه می‌گذرد و موضوع اصلی نیز همین کتابخانه است که فعالیت آن با موانعی روبه‌روست، اما نه به دلایل ایجابی خاص که فقط به این خاطر که دولت هیچ اهمیتی به این کتابخانه و ساختمان آن نمی‌دهد. رمانی طنازانه اما به شدت منتقدانه و پرطعنه نسبت به فضای اجتماعی روسیه و ‌به طور خاص جدال میان پول و فرهنگ که می‌توان آن را به خیلی از جوامع دیگر از جمله ایران نیز تعمیم داد.

اگر بدانیم که آندری ولوس کتابی مهم نیز دارد به نام «بازگشت به پنج‌رود» که روایتی خیالی از زندگی «رودکی» است و اتفاقا بخش عمده‌ای از شهرت و اعتبارش در روسیه را مدیون همین کتاب است، علاقه‌مندی‌مان برای آشنا شدن با او بیشتر می‌شود. خصوصا وقتی که قرار باشد واسطه این آشنایی آبتین گلکار باشد که نه تنها در تسلط به زبان روسی شهره است که از انگشت‌شمار مترجمان امروز است که تسلطش به زبان فارسی و خوش‌ذوقی‌اش نیز زبانزد است.

همچنانکه در ترجمه همین کتاب، به دلیل نامفهوم بودن کنایه موجود در اسم اصلی رمان برای مخاطب ایرانی، عنوان فرعی آن را برگزیده است. آبتین گلکار در نخستین جایزه ابوالحسن نجفی که در سال ۱۳۹۴ برگزار شد به خاطر ترجمه کتاب «آشیانه‌ اشراف»‌ ایوان تورگنیف عنوان بهترین مترجم سال را دریافت کرد.

«رمانی با یک طوطی» را نشر ماهی در سال ۱۳۹۶ منتشر کرده است.

پسخان

طرح تابستانه کتابطرح تابستانه کتاب تا هشتم شهریور در اغلب شهرهای ایران با ۱۵درصد تخفیف برای کتاب‌های ترجمه و ۲۵درصد تخفیف برای آثار غیرترجمه ادامه دارد

یک هیچ به نفع غیرترجمه

تابستان به دلیل کاهش چشمگیر خرید کتاب، همواره بدترین فصل برای ناشران و کتابفروشان بوده است. طرح تابستانه فروش کتاب از جمله برنامه‌هایی است که چندین سال است در سراسر ایران برای جبران این کاستی اجرا می‌شود.

امسال این طرح با یک تفاوت نسبت به دوره‌های قبل در حال اجراست؛ ده درصد تخفیف بیشتر برای کتاب‌های تألیفی یا همان غیرترجمه. این نخستین بار است که وزارت ارشاد به پیشنهاد «انجمن صنفی داستان‌نویسان» به حمایت از آثار ایرانی در مقابل انبوه آثار ترجمه پرداخته است که سهم اصلی در فروش کتاب متعلق به آن‌هاست.

این اقدام در عین حال که رضایت گروهی از نویسندگان ایرانی را به همراه داشت، واکنش‌های منفی قابل توجهی را هم برانگیخت. معدودی از منتقدان نفس هرگونه تفاوت در ارائه تخفیف به خریداران کتاب را دون شأن نویسندگان ایرانی تلقی کردند، اما برخی نقدها و واکنش‌ها نیز غیرمستقیم متوجه تأثیری بود که این طرح می‌تواند بر فروش بیشتر آثار ترجمه و در نتیجه کاهش سود برخی ناشران بگذارد.

درآمد حاصل از فروش کتاب‌هایی که به دلیل نپیوستن ایران به کنوانسیون برن، اغلب بدون اجازه مؤلفان آنها در ایران ترجمه و چاپ می‌شود، به اندازه‌ای هست که نتوان به راحتی از آن چشم پوشید. اما به گفتة آبتین گلکار "نباید در این ماجرا وارد بحث سود و زیان شد، زیرا بزرگ‌ترین ضربه این عضو نبودن، ضربه اخلاقی است."

طرح تابستانه کتاب تا هشتم شهریور در اغلب شهرهای ایران با ۱۵درصد تخفیف برای کتاب‌های ترجمه و ۲۵درصد تخفیف برای آثار غیرترجمه ادامه دارد.

http://www.bbc.com/persian/arts-45321574

کتاب‌خوان؛ گلی ترقی و بانوان زردپوشی که عربده می‌کشند

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار

سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۱ اوت ۲۰۱۸

گلی ترقیترقی گویی از زمان‌های دور همیشه بوده است . یادگاری‌هایش فقط از جنس داستان نیست، «خاطره‌های پراکنده‌»‌اش همان‌قدر طرفدار دارد که داستان‌هایش و همان‌قدر که فیلم «درخت گلابی» بر اساس داستانی از او.

بعضی نویسنده‌ها به میز یادگاری خانه‌ها می‌مانند؛ میز کوچکی در گوشه‌ خانه با ترمه‌ای گران‌بها روی آن که در گذر زمان، قاب‌عکس‌ها و اشیای ذی‌قیمت تازه روی آن می‌نشیند.

جای میز در خانه همیشه محفوظ است و همیشه به نظر می‌رسد بخشی ساکت و قدیمی و جدایی‌ناپذیر از خانه است. و البته هر بار که بنشینی جلوی آن، می‌توانی از نو بنشینی یک دل سیر به سیاحت و تأمل و لذت بردن، چه رسد به اینکه متاع تازه‌ای هم به آن اضافه شده باشد.

گلی ترقی از این دست نویسندگان ایرانی است که تعدادشان هم زیاد نیست. ترقی گویی از زمان‌های دور همیشه بوده است (مجموعه‌داستان «من هم چه‌گوارا هستم»، سال ۱۳۴۸). یادگاری‌هایش فقط از جنس داستان نیست، «خاطره‌های پراکنده‌»‌اش همان‌قدر طرفدار دارد که داستان‌هایش و همان‌قدر که فیلم «درخت گلابی» بر اساس داستانی از او.

با انتشار هر کتابش نه غوغایی رسانه‌ای به پا می‌شود نه هیجانی مخاطب‌محور، با این حال هر کتابش خیلی زود پرفروش می‌شود. اغلب ساکت است و آرام، اما با حضوری پررنگ و نیز تازه‌شونده در خاطره‌ی چند نسل از اهل ادبیات. این‌ها همه از او یک میز یادگاری ساخته است که سبب می‌شود با انتشار رمان تازه‌اش «بازگشت»، همه دوباره با احترام برگردند پای میز و بنشینند به مطالعه‌ دوباره اثری به قلم نویسنده‌ای که در آستانه‌ هشتاد سالگی است.

پیشخان

بازگشت

بازگشت

همان طور که انتظار می‌رفت، ناشر رمان «بازگشت» گلی ترقی هم انتشارات نیلوفر است. رمانی ۱۶۰ صفحه‌ای با تصویری از یکی از آثار مارک شاگال بر روی جلد آن که نسبت غریب و قریبی با مضمون رمان دارد.

«بازگشت» به تازگی منتشر شده و پیش‌بینی این که به زودی در ردیف پرفروش‌ها جا خواهد گرفت، اصلا کار سختی نیست. همچون بیشتر داستان‌های گلی ترقی، شخصیت اصلی رمان زنی است در ورطه‌ مهاجرت، اما این بار بازگشت به تهران به قصد ماندن.

اگر گلی ترقی در کتاب‌هایی مثل «خاطره‌های پراکنده» خواننده را به تهران دل‌انگیز قدیم می‌برد و با نثر و لحنی سهل و ممتنع و در عین حال گزارش‌گونه، شبه‌داستان‌هایی کم‌نظیر با موضوع تهران می‌آفریند، در رمان «بازگشت» دوباره به تهران پرداخته است.

این بار اما مواجهه با تهرانی که در توصیف آن می‌توان از تعبیر خودش بهره گرفت و گفت "تهران جرثقیل‌ها یا بانوان زردپوشی که شب‌ها به مهمانی تهران می‌آیند، عربده می‌کشند،‌ جشن می‌گیرند و همه جا را خراب می‌کنند."

بازگشت برای ماندن، تصمیمی است که بخشی از آن را خودِ شهر می‌گیرد نه کسی که پس از ۲۵ سال دوری از ایران به آن بازگشته است. تلاش برای درک و شناخت دوباره‌ تهران مهمترین کشمکشی است که رمان «بازگشت» حول محور آن شکل می‌گیرد.

طبعا تجربه‌ زیسته‌ گلی ترقی در این موضوع همچون آثار قبلی‌اش به جذابیت این رمان افزوده است، هم برای آن‌ها که از تهران دور شده‌اند و هم برای آنان که روند تبدیل شدن این شهر به تهران جرثقیل‌ها را از نزدیک مشاهده و لمس کرده‌اند و با آن روزگار می‌گذرانند.

اتفاق

اتفاق

اگر از رمان «خواب زمستانی» (۱۳۵۴) بگذریم، رمان «اتفاق» را می‌توان اولین رمان گلی ترقی قلمداد کرد که جای پای او را در میان زنان رمان‌نویس استوار کرد.

«اتفاق» پس از چند سال معطلی برای دریافت مجوز در دوره‌ دولت احمدی‌نژاد، در سال ۱۳۹۳ منتشر شد. یک رمان ۳۰۰ صفحه‌ای که انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرد و توانست در این چند سال با فروش حداقل ۱۶۵۰۰ نسخه در فهرست پرمخاطب‌ترین آثار ادبی ایرانی در دهه‌ی ۹۰ جا بگیرد.

در این فهرست، مثلا «پاییز فصل آخر سال است» نوشته‌ی نسیم مرعشی با ۵۸۵۰۰ نسخه در ردیف‌های بالایی قرار دارد و «آدم‌ها» نوشته‌ی احمد غلامی با ۱۰هزار نسخه در پایین‌ترین ردیفِ پرفروش‌ترین‌هاست.

رمان «اتفاق» روایت زندگی متلاطم یک خواهر و برادر است از کودکی تا شصت‌سالگی. با همه‌ی ضعف‌های تکنیکی که برخی منتقدان در مورد این رمان برشمرده‌اند، می‌توان آن را ادامه‌ منطقی و طبیعی نویسنده‌ای دانست که انتشار هیچ کتابی از او یک اتفاق ادبی خاص محسوب نمی‌شود، ولی از چنان جایگاهی در خانه‌ دل مخاطب برخوردار است که خواننده سعی می‌کند از همان نثر روان و زبان سهل و ممتنع آن لذت ببرد و آن را به گنجینه‌ روی میز یادگاری اضافه کند.

خاطره‌های پراکنده و دو دنیا

خاطره‌های پراکنده

اغلب دوستداران گلی ترقی، او را بیشتر با این دو کتاب می‌شناسند. «خاطره‌های پراکنده» اولین بار در سال ۱۳۷۳ منتشر شد؛ مجموعه‌ای از داستان‌های خاطره‌ای با موضوع تهران قدیم که نخستین بازگشت ترقی به بازار کتاب ایران پس از سال‌ها سکوت و دوری بود. استقبال از این مجموعه چنان بود که او جلد دوم آن را نیز با عنوان «دو دنیا» در سال ۱۳۸۳ منتشر کرد.

رمز و راز موفقیت هر دو کتاب در آن دهه، به تعبیر حسن میرعابدینی، سادگی روایت و نیروی حیاتی منتشرشده در صحنه‌ها بود که به داستان‌ها جان می‌بخشید و حداقل در داستان‌نویسیِ آن دوره‌ کمیاب بود.

جایی دیگر و درخت گلابی

مگر می‌شود از گلی ترقی و داستان‌هایش گفت و از «درخت گلابی» در مجموعه‌ «جایی دیگر» یاد نکرد که یکی از بهترین اقتباس‌های سینمایی را هم داریوش مهرجویی از آن ساخت.

البته کتاب را که شامل شش داستان از گلی ترقی بود، نشر نیلوفر در سال ۱۳۷۹ منتشر کرد و نزدیک یک دهه بعد، در دهمین دوره‌ جایزه‌ منتقدان مطبوعات که در سال ۸۸ برگزار شد، این کتاب موفق شد در زمره بهترین مجموعه‌داستان‌های یک دهه قرار بگیرد و هم‌ردیف کتاب‌های معروفی بنشیند از جمله «بلبل حلبی» محمد کشاورز و «پوکه‌باز» کوروش اسدی و «هتل مارکوپولو» خسرو دوامی.

میز یادگاری گلی ترقی حالا دیگر، هم پر و پیمان است و هم رنگارنگ. از خاطره و داستان کوتاه تا رمان و داستان خاطره‌ای. بی سروصدای خاص و جملگی در دسترس اهل کتاب.

پسخان

من عزتم، بچه‌ سنگلج

آقای بازیگر

کتاب «آقای بازیگر: زندگی و آثار عزت‌الله انتظامی» نخستین کتابی بود که با موضوع این بازیگر محبوب در سال ۱۳۷۶ چاپ شد. کتابی چهارصدصفحه‌ای در قالب سرگذشت‌نامه به قلم هوشنگ گلمکانی که نشر روزنه کار آن را منتشر کرد و به چاپ دوم هم رسید، اما نسخه‌ تازه‌ای از آن در بازار کتاب نیست.

اما سهم عزت‌الله انتظامی در بازار کتاب فقط این نبود. در زمستان ۱۳۹۲ سرگذشت‌نامه‌ دیگری منتشر شد که غزاله سلطانی گردآورنده‌ آن بود، این بار با این تفاوت که پای خود آقای بازیگر هم در تالیف کتاب در میان بود و حاصل دو سه سال گفت‌وگو و جمع‌آوری عکس و نگارش خاطرات شخصی انتظامی تبدیل شد به کتابی در زمره‌ کتاب‌های گران‌قیمت در ۲۴۰ صفحه از انتشارات سخن. ب

دیهی است که قیمت ۲۵۰هزار تومانی این کتاب، آن هم در سال ۱۳۹۲، سبب شد مخاطب نتواند به بازار فروش آن رونق ببخشد. اما کسانی که حسرت خواندن این کتاب بر دلشان مانده بود، پس از درگذشت عزت‌الله انتظامی با این خبر خوشایند مواجه شدند که قرار است بهروز رضوی، گوینده معروف ایرانی، آن را در یک برنامه‌ رادیویی شبانه بازخوانی کند و خبر خوشتر آنکه اعلام شده است پس از پخش رادیویی، برای دانلود نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

http://www.bbc.com/persian/arts-45257921

کتاب‌خوان؛ صدهزار سال تا 'انسان خردمند'

مجید پاکزاد / روزنامه‌نگار
انسان خردمند

مجازات آتئیست و بی‌خدا بودن در ایران مرگ است، اما بسیاری از کسانی که خود را بی‌دین معرفی می‌کنند خود را آتئیست نمی‌دانند و به تعبیر عرفان کسرایی، پژوهشگر مطالعات علم، "برخی نیز موقعیت خود را جایی میان خداناباوری و ندانم‌گرایی می‌دانند."

با این حال رونق گرفتن انتشار و فروش کتاب‌هایی که می‌توان آن‌ها را به طور کلی و در مواردی با مسامحه، کتاب‌های آتئیستی خواند، موضوعی است که در بازار کتاب ایران در سال‌های اخیر کاملا به چشم می‌آید؛ کتاب‌هایی که یا نویسندگان آن‌ها از آتئیست‌های معروف دنیا هستند یا موضوع و مضمون آن‌ها زیربنای فرگشتی (تکاملی) با رویکرد تاریخی دارد.

انتشار کتابچه‌ «اراده‌» اثر عصب‌شناس معروف، سام هریس و بازنشر کتاب «ساعت‌ساز نابینا» اثر مشهور ریچارد داوکینز پس از یک دوره توقیف و نیز پرفروش شدن آثار تازه‌ای چون «انسان خردمند» اثر یووال نوح هراری، نشانه‌های نیاز جامعه کتاب‌خوان ایرانی به آثار علمی و حتی شبه‌علمی‌ای است که دنبال چشم‌اندازهای تازه‌ای در افق اندیشه می‌گردد.

پیشخان

انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر

«انسان خردمند» اثر یووال نوح هراری که دکترای تاریخ دارد و در دانشگاه عبری اورشلیم تدریس می‌کند، شهرت جهانی دارد و از سال ۲۰۱۴ که منتشر شد تا کنون به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده است.

ترجمه فارسی این کتاب را نشر نو در تابستان ۹۶ منتشر کرد و در کمتر از یک سال ۱۲ بار تجدید چاپ شده است. این که رابطۀ تاریخ و زیست‌شناسی چیست، آیا عدالتی در تاریخ یافت می‌شود و آیا در مسیر تاریخ مردمان سعادتمندتر شده‌اند، سؤالاتی است که حتی خوانندگان عادی هم به پاسخ‌های روشنی در این کتاب برای آنها می‌رسند.

اقبال عمومی از این کتاب به حدی رسید که حتی سبب شد برخی برچسب عامه‌پسند بودن به آن بزنند؛ برچسبی که به سختی قابل الصاق به این کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای است.

بخشی از موفقیت این کتاب را می‌توان به لحن روایی آن نسبت داد که توانسته است داستان زندگی حداقل شش گونه‌ی انسانی را از صد هزار سال پیش روایت کند تا به انسان خردمند امروزی برسد. این کتاب همچنان در جدول پرفروش‌های اغلب کتابفروشی‌های ایران است.

انسان خداگونه

انسان خداگونه؛ تاریخ مختصر آینده

با موفقیت کتاب «انسان خردمند» در بازار کتاب، بلنداقبالی کتاب دیگر یووال نوح هراری یعنی «انسان خداگونه» دور از انتظار نبود. این کتاب را نیز نشر نو حدود یک ماه پیش منتشر کرد و اکنون به چاپ سوم رسیده است.

هراری پس از پاسخ دادن به این سؤال که از کجا آمده‌ایم، در این کتاب به این سؤال پرداخته است که به کجا می‌رویم. به اعتقاد او، انسان فردا ناگزیر است که در دوره‌های زمانی چنددهه‌ای خود را بازآفرینی کند تا قادر به ادامه حیات به شکل طبیعی باشد. «انسان خداگونه» نیز کتابی حجیم است (۵۵۰ صفحه) و مباحث آن آنقدر تازگی دارد که همچون دیگر اثر او خوانندگان بیشتری را جذب کند.

ریچارد داوکینز و باز هم ریچارد داوکینز

انتشار مجدد کتاب «سرگذشت شگفت‌انگیز حیات روی زمین: دلایل فرگشت جانداران» اثر پایه‌ای ریچارد داوکینز در تیراژ کم (با ترجمه دکتر محمدرضا توکلی صابری در انتشارات معین) شاید چندان به چشم نیاید، ولی انتشار تقریبا هم‌زمان کتاب «ساعت‌ساز نابینا» اثر جنجالی داوکینز در انتشارات مازیار‌ بعد از چندین سال اجازه چاپ نداشتن رویدادی نبود که به چشم نیاید.

ساعت‌ساز نابینا

ساعت‌ساز نابینا

مسئله داروینیسم در ایران غالبا با سوءبرداشت مطرح شده است. یکی از دلایل این امر به کمبود آثار مهم ترجمه با موضوع فرگشت مربوط می‌شود و ریچارد داوکینز در کتاب «ساعت‌ساز نابینا» دقیقا کوشیده است تا به همین سوءبرداشت‌ها پاسخ بدهد.

آنچه باعث جذابیت بیشتر این کتاب علمی شده است، علاوه بر لحن شوخ‌طبع داوکینز، روش او در ارائه مثال‌های ملموس و طرح‌واره‌های قابل درک برای همگان است و نیز شناخت دقیقی که وی از عموم مخاطبان بالقوه این کتاب دارد.

همچنان که خود می‌گوید: کسانی هستند که ناامیدانه تلاش در نپذیرفتن داروینسم دارند. اول آنهایی که صرفا به دلایل مذهبی می‌خواهند تکامل دروغ باشد. دوم آنهایی که دلیلی برای انکار تکامل نمی‌یابند ولی اغلب بنا به دلایل سیاسی یا عقیدتی داروینیسم و روال کار آن را موافق طبع خود نمی‌بینند. سوم کسانی که در بعضی رسانه‌ها کار می‌کنند و دنبال چیزهای پرهیاهو و حاشیه‌سازی برای جذب بیننده بیشتر هستند.»

ساعت‌ساز نابینا نخستین بار در سال ۱۳۹۱ در انتشارات مازیار با ترجمه زنده‌یاد دکتر محمود بهزاد (زیست‌شناس نامدار ایران) و شهلا باقری منتشر شد و در همان زمان تجدید چاپ آن متوقف شد و فایل دانلود آن از اینترنت سردرآورد تا سال ۹۶ که مجوز چاپ این کتاب مجددا صادر شد.

ژن خودخواه

ژن خودخواه

با این حال ماجرای داوکینز در ایران به همین جا ختم نشد؛ به فاصله کمی از انتشار «ساعت‌ساز نابینا»، انتشارات مازیار اجازه پیدا کرد ترجمه کتاب «ژن خودخواه» او را هم منتشر کند که کتاب قبلی داوکینز است.

نکته قابل توجه این که بخشی از کتاب «ساعت‌ساز نابینا» پاسخ مؤلف به نقدهایی است که بر کتاب «ژن خودخواه» او نوشته بودند. داوکینز صادقانه و به صراحت عنوان کرده است که این کتاب را نه تنها به جهت متقاعدکردن خواننده از اینکه جهان‌بینی داروینی درست است، بلکه از این جهت نوشته که تنها نظریه شناخته‌شده‌ای است که در اصل قادر به حل مشکل وجود داشتن ماست.

پسخان

موفقیت در سایه سرقت!

بعضی مسائل فرهنگی در ایران همواره در حد مسئله باقی می‌مانند، از جمله مسئله حق مؤلف، کپی‌رایت، و حاشیه‌های آن که سال‌های سال است مطرح است و همچنان حل‌ناشده باقی مانده است.

اما با رونق گرفتن بازار ترجمه در سال‌های اخیر و رقابت تعداد زیادی از ناشران ایرانی در چاپ سریع‌السیر ترجمه آثار پرفروش دنیا به هر کیفیتی و در کنار آن تضعیف شدید انتشار آثار مؤلفان ایرانی، این مسئله حاشیه‌های جدیدی پیدا کرده است.

از یک سو ناشران برای کسب درآمد بیشتر تمرکز خود را بر چاپ و فروش آثار ترجمه‌ای گذاشته‌اند که به دلیل نپیوستن ایران به کنوانسیون بِرن هیچ هزینه‌ای جز حق ترجمه اغلب اندک نمی‌پردازند و از طرف دیگر، دولت نیز در حمایت از صنعت نشر هیچ تفاوتی میان آثار مؤلفان ایرانی و غیرایرانی قائل نیست.

نتیجه این روند گسترش بی‌توجهی بیشتر نسبت به نویسندگان ایرانی و آثار ایشان است که در نوعی احساس بی‌مسئولیتی ناشران در قبال آثار ایرانی به لحاظ تیراژ، تلاش برای تبلیغ و فروش آثار و حق تألیف ناچیز نمایان می‌شود.

حسین سناپور

حسین سناپور درباره حق مولف در ایران: ما از چشم ناشران خارجی به عنوان یک کشور دزد شناخته می‌شویم

در آستانه برگزاری همایشی که انجمن صنفی داستان‌نویسان با عنوان «حق مالکیت ادبی؛ گفته‌ها و ناگفته‌ها» قرار است برگزار کند، اظهارنظر نویسندگان درباره این موضوع مجددا داغ شده است. از جمله حسین سناپور که در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا به شدت از رفتار ناشران گلایه کرده و نپیوستن به کپی‌رایت جهانی را عامل ایجاد بلبشوی فرهنگی عنوان کرده است. به گفته سناپور، "در شرایط فعلی ناشر احتیاج چندانی به تولید نویسنده ندارد و اگر نویسنده نخواهد شرایط بد قرارداد ناشری را بپذیرد، ناشر هم به راحتی از این کار امتناع و در عوض کتاب‌های خارجی منتشر می‌کند."

سناپور با اشاره به تخریب وجهه فرهنگی و ملی ایران در دنیا گفته است: "ما از چشم ناشران خارجی به عنوان یک کشور دزد شناخته می‌شویم. یعنی نوعی راهزنی فرهنگی. ما اجازه داده‌ایم که به نفع ناشران ایرانیِ کتاب‌های خارجی، مؤلفان داخلی متضرر بشوند."

طبیعی است که در این بحث و جدل‌ها، برخی ناشران و مترجمان در طرف مقابل قرار بگیرند، اما باید دید نتیجه این بحث‌ها و همایش‌ها بر اقدامی که به دولت جمهوری اسلامی مربوط می‌شود چه تأثیری می‌گذارد و جدا از آن، آیا باعث تغییر رفتار ناشران ایرانی خواهد شد یا این مسئله همچنان به شکل یک مسئله باقی خواهد ماند.

.http://www.bbc.com/persian/arts-45167007
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست