تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷

رضامقصدی
...و اشک می چکد از چشم های آیینه.


زمین
چه تلخ ، چه غمناک
با تو حرف زده ست.
تو ای تبارِ طربناکِ پاکِ دیرینه !
سرودِ سوگِ تو اینک به جانِ باغم ریخت
واشک می چکد از چشم های آیینه.
به سینه ، آتشِ آهت بلند وُ شعله وراست
زمان، به کینه ، فروکُشت خنده هایت را
وآرزوی در ختان ِ باغ ِخوشبویت
فرو خمید وُ به غم، درنشست وُپرپر گشت
وروزگار تو دیگر،گشت.
بگو به خاطره هایت ،درین تباهی وُدرد
سرودِسوگِ ترا بر زمانه، نقش زنند.
بگو به عاطفه هایت،به سینه های سپید
سلامِ سرخِ ترا عاشقانه، نقش زنند.
درین دریغ ِ بلند
کجاست "بی کسِ" شاعر؟
کجاست "شِرکو" یت؟*
که غمگنانه ترین شعر های جانش را
برای عشق تو بنویسد.

............

*زنده یاد "شِرکو بی کس"، شاعر ِکردستان.
.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست