تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

رضا مقصدی

      

  بهمنِ بیدادگر !

باز ، تو باز آمدی
ظلمتِ آن خاک وُ خِشت !
باز، نمی خواهمت
بهمنِ خونین سرشت !
 
با نفَسِ سرد تو
شاخه ی شادم شکست.
غم، به سراپرده ام
خیمه زدوُ  ریشه بست.
 
با من وُ نیلوفرم
حرفِ تو از برف بود.
با دلِ گُلرنگِ من
گفتگو از برف بود.

کینه ی دیرینه ای !
سنگِ هر آیینه ای !
 
زندگی،از دستِ تو
اینهمه، فریاد گر.
باز، نمی خواهمت
بهمن بیدادگر!

 

2

چکامه ی تاریک

بعد از تو هرچه خنده که در هر شکوفه بود
درپیش رویِ چشم ما از باغ ما گریخت.

آنگاه
من ماند م وُچکامه ی تاریکِ شامگاه
من ماند م وُ " قصیده ی لبخندِ چاک چاک "
من ماند م وُ سیاه ترین آه.

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست