تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

سالگرد درگذشت مشکاتیان؛ 'موسیقی آینده پر‌ و پیمان‌تر از گذشته'

محمود خوشنام

پژوهشگر موسیقی

سه شنبه 16 سپتامبر 2014 - 25 شهریور 1393

پرویز مشکاتیان در شهریور ۱۳۸۸ در ۵۴ سالگی درگذشت

پرویز مشکاتیان سنتور نواز و آهنگساز سنتی که پایان شهوریور امسال پنج سال از درگذشت او می‎گذرد، یکی از پایمردان جامعه موسیقی ایران در دوره بحران به شمار می‌رود.

او و چند تن دیگر از همتایان او، در تاریک ترین دوره تاریخ موسیقی ایران از هر روش و رفتار ممکن بهره گرفتند تا از قطع جریان موسیقی جلوگیری کنند.

در سال های نخست پس از انقلاب که بسیاری از کلاس ها و هنرستان‌های موسیقی بسته شد و کما بیش تا پایان دهه شصت این مخالفت داشت، غالبا گمان می رفت موسیقی ایران تا چند سال بعد یک هنر منقرض به شمار خواهد رفت. ولی در پس آن دیوار بلند سکوت، جوانانی ایستاده بودند که آرام آرام زمینه خیزشی همگانی را فراهم می آورند.

پرویز مشکاتیان یکی از آنان بود که در آغاز با نهایت احتیاط با چند سرود پر هیجان سر برآورد و گام به گام در راه رهایی موسیقی از بحران پیش رفت. چیزی نگذشت که فرصتی یافت که در"بیداد" سکوت محتاطانه خود را به فریاد تبدیل کند.

او در سال های بحران هیچ گاه امید خود را به آینده از دست نداد. در اثر پایداری های او و همتایانش موسیقی ایران نه تنها به مسیر اصلی خود بازگشت که فرصتی نیز برای نوآوری به دست آورد.

سه چهار سالی پس از کاسته شدن از محدودیت ها دیدار و گفتگویی با مشکاتیان داشتم. او بر این باور بود که موسیقی آینده پُر و پیمان تر از گذشته در راه است.

مشکاتیان موسیقی ایران را با وجود همه زخم هایی که خورده بود و محدودیت هایی که تحمل کرده بود در راه تکامل می دید. وجود دوره های اختناق را هم جزیی از فرایند تکامل می کرد:"من با توجه به حرکتی که موسیقی امروز ایران به سوی تکامل دارد و در همه زمینه ها از نواختن و ساختن گرفته تا کتابت و نقد و تدوین فعال شده است، دلم خیلی برای آینده روشن است."

مشکاتیان موسیقی ایران را در همه تاریخ درگیر با باید و نباید ها می دید. ولی معتقد بود که این موسیقی همیشه در برابر دشمنان خود متناسب با شرایط زمان مقاومت کرده است، چون می خواسته خودش را نگاه دارد.

مشکاتیان با تاکید بر آمار، وضعیت امیدوار کننده موسیقی را در ایران امروز تصویر می کرد:

"هنرستان های موسیقی پر از هنرجوست...اسقبال از کلاس ها فوق العاده است. ۱۵۰ هزار هنرجو در تهران به تحصیل مشغولند، در اصفهان نزدیک به ۱۵ هزار نفر...کمتر خانه ای را می توان پیدا کرد که حداقل یک ساز موسیقی در آن نباشد...وضعیت طوری شده که کمبود ساز پیش آمده. هر کس بخواهد شروع کند باید ماه ها در انتظار ساز بماند."

مشکاتیان این تقاضای روز افزون موسیقی را زندگی‌ساز می دانست:

"تقاضایی که اگر به موانع جدی برخورد نکند حجم عرضه را به شکل چشم گیری بالا خواهد برد. حالا پس از بیست سال که از برگزاری گفتگو می گذرد تحقق پیش بینی او را می توانیم گواهی کنیم. با همه محدودیت های هنوز موجود و دشمنی هایی که با اهل موسیقی می ورزند، فعالیت آن ها به شدت افزایش یافته و هر هفته و هر ماه در درون و برونمرز سی دی های تازه ای به بازار می آید و نشان می دهد جوش و خروش موسیقی فضاهای بیشتری را برای ترویج و اشاعه پیدا کرده است."

در این جا سخن از ارزش‌های موسیقایی نیست. صحبت از تمایل و گرایش به موسیقی، به ویژه در میان جوانان است. پیش آمدن همین موقعیت ممتاز بود که مشکاتیان را به آینده خوشبین می ساخت.

مشکاتیان می گفت که در عین آن که دلش برای آینده موسیقی ایران روشن است، یک نگرانی بزرگ نیز دارد:

"مبادا این تحول پدید آمده شتاب نامناسب پیدا کند. چون می تواند همه رشته ها را پنبه کند. شتاب بیش از حد هرج و مرجی در پی می آورد که به آسانی قابل مهار کردن نیست."

از او در مورد همتایانش پرسیدم.

"علیزاده سال هاست به کار مشغول است و نگرش اجتماعی و موسیقایی خود را حفظ کرده است. لطفی هم در این راه خیلی زحمت کشیده ولی نتیجه کارش مثل علیزاده شسته و رفته نیست. او بیشتر به سنت متمایل است تا بدعت. بعد باید از کسانی چون محمد رضا درویشی، هوشنگ کامکار و کامبیز روشن روان یاد کرد که همه کوشیده اند به راه درست بروند."

مشکاتیان از یک سو انتقادی به سنت گرایان داشت که دست از سر سنت خالص بر نمی دارند:

"اگر قرار باشد سنت خالص را شب و روز به یک شکل اجرا کنیم، دیگر نیازی به تلاش شبانه روزی آهنگسازان نداریم. یک نفر کافی خواهد بود برای تغذیه کل جامعه."

او از طرف دیگر نوآوران افراطی را نیز مورد انتقاد قرار می داد: "این ها برای آن که بگویند نوآوری کرده اند همه شکل و قالب کار را به هم می ریزند و به محتوا کم تر می اندیشند." محمود خوشنام

 

نو آوران سنتی؛ پرویز مشکاتیان

محمود خوشنام

کارشناس موسیقی

جمعه 08 اکتبر 2010 - 16 مهر 1389

حسین علیزاده کار اجرایی موسیقی را از پانزده سالگی آغاز کرد

گفته بودیم که از نوآوران سنتی، بیشتر به نغمه پردازان نسل جوان‌تر نظر داریم. آن‌ها که در دهه پنجاه و یا در سال‌های نخستین انقلاب به بار آوری رسیده‌اند و در شرایط دشوار، با نواختن و ساختن، بدنه موسیفی سنتی را از گزند روزگار در امان نگاه داشته‌اند.

آهنگسازان زمان انقلاب و پس از آن، بر خلاف گمان رایج به بند تعصبات سنتی در نیامدند و در حد مقدور و امکان کوشیدند تا جلوه‌های تازه‌ای به موسیقی ببخشند و در عین پای بندی به اصالت‌های بومی، فرم‌های کما بیش نوآورانه‌ای برای بیان هنری خود پیدا کنند. این کوشش مستمر هم در شیوه نواختن آن‌ها باز می‌تابید و هم در آن چه که می‌آفریدند. اینان در سال‌های اول چاره‌ای جز آن نداشتند که به اقتضای زمان سرودهای به اصطلاح انقلابی بسازند. سرودهائی که البته تاریخ مصرف داشت. ولی به هر حال آهنگسازان جوان را در عرصه نگاه می‌داشت.

تب انقلابی که فروکش کرد، اینان نیز با احتیاط محدوده کار را وسعت دادند و به ساختن آهنگ روی مجموعه‌های شعر کلاسیک به ویژه بخش عرفانی آن پرداختند. آهنگسازان جوان از سوی دیگر رفته رفته ریتم‌های برانگیزاننده‌ای را که ظاهرا غیر مجاز به شمار می‌آمد به کار گرفتند و از ترکیب آن‌ها با موضوعات عرفانی تحرکی در موسیقی سنتی به وجود آوردند.

با گذشت زمان باز هم دریچه‌ها گشوده‌تر شد و آهنگسازان به شعر نو نیز روی آوردند و طبعا گزیری نداشتند که موسیقی خود را با تم‌ها و شیوه‌های نوآورانه شعر نو هماهنگ سازند. همه این کوشش‌ها سبب شد که موسیقی سنتی که می‌رفت که به رکود مطلق برسد، نشاط و سر زندگی تازه‌ای به دست بیاورد. پیش از این از دو تن از این آهنگسازان دوره انقلاب، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده سخن گفتیم، در این جا نوبت به پرویز مشکاتیان رسیده که گروه عارف را بنیاد نهاد و در عمر کوتاه خود در راه سر زنده نگاه داشتن موسیقی سنتی کوشش‌های بسیار به کار زد.

سنتور؛ نخستین ساز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در شهر نیشابور زاده شد و از شش سالگی نواختن سنتور را نزد پدر آغاز کرد. او پس از به پایان بردن تحصیلات دبیرستانی، پای در بخش موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نهاد و به طور جدی به فراگیری موسیقی سنتی پرداخت.

در آغاز ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی خان برومند آموخت و هم زمان از دانش و تجربه استادان دیگری چون عبدالله دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن و محمد تقی مسعودیه بهره برد. پرویز مشکاتیان همراه با حسین علیزاده، در سال ۱۳۵۴، یعنی یک سال پس از بنیاد گروه شیدا از سوی محمد رضا لطفی، گروه دیگری را به نام عارف پدید آورد.

در مجموعه 'نوآوران سنتی' به زندگی، نظرها و آفریده‌های چند تن از آهنگسازان ایرانی پرداخته می شود که در روزهای آینده در همین صفحه منتشر می شود. این برنامه از روز پنجشنبه، هفتم اکتبر از رادیوی فارسی بی بی سی نیز پخش می شود.

این هر سه در سال ۱۳۵۸ گروه‌های خود یعنی شیدا و عارف را دریکدیگر ادغام کرده و گروه بزرگ‌تر " چاووش" را به وجود آوردند. چاووش که از همکاری و مشاوره هوشنگ ابتهاج، شاعر معروف نیز برخوردار بود، چهار سالی دوام آورد ولی در سال ۱۳۶۲ در برابر دشواری‌ها از پای در آمد.

مشکاتیان با این همه از پای ننشست و از نو به گروه عارف سر و سامانی داد و با آن گشت و گذار هنری خود را در برون مرز با همکاری خوانندگان شهره‌ای چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری آغاز کرد. او در میان جمع شنوندگان برونمرزی نیز به عنوان نوازنده و آهنگسازی پر جاذبه شهرت یافت.

از میان آفریده‌های مشکاتیان می‌توان از جمله از "شورانگیز"، "آستان جانان"، " کرد بیات"، " دل انگیزان"، "گلنوش"، " صبح است ساقیا"، " افسرده حال"، " مقام صبر" و " یاد باد" یاد کرد. او قطعات ضربی و چهار مضراب‌های سخت برانگیزاننده‌ای نیز آفرید که چهار مضراب در بیداد همایون برای سنتور و ارکستر در صدر آن‌ها نشست.

گفت و شنودی با مشکاتیان

ما در یکی از گشت و گذارهای هنری گروه عارف در اروپا، در سال ۱۳۷۲ ، با پرویز مشکاتیان به گفت و گو نشستیم و پیش از هر چیز از او درباره موسیقی پس ازانقلاب پرسیدیم و او با احتیاطی قابل فهم پاسخ داد:

" موسیقی بعد از انقلاب چند تا تموج داشته. سال‌های اول انقلاب، مورد قهر قرار گرفته بود. سازها را شکستند، یک مقدار بی مهری کردند.... بعد یک دوره ایستا را طی کرد و بعد که این موج‌ها خوابید باید بگویم که توجه به موسیقی به حد مطلوب در آمد. از آن جا که هیچ وقت با یک نگاه معقول و مطلوب به موسیقی نگاه نشده، حرکت آن قائم به ذات شده است!... حالا به هر حال نتیجه آن سال‌های فترت این شده که توجه به همه ارکان موسیقی بیشتر شده است.... هنرستان‌ها داوطلب بسیار پیدا کرده و کلاس‌های خصوصی هم همینطور. تا آن جا که بی ساز می‌مانند!... الآن طبق آماری که خودمان تهیه کرده‌ایم تنها تهران بیش از یکصد و پنجاه هزار هنر جوی موسیقی دارد، در اصفهان نزدیک به پانزده هزار نفر....یکی از عوامل شدت یافتن این علاقه، همان رفتارهای نفی کننده سال‌های اول انقلاب است. بعد هم چون بچه‌ها هیچ امکان تفریحی ندارند، بهتر می‌دانند که در خانه بنیشنند و سازی بزنند! از سوی دیگر چون هیچ وقت نوازنده‌های مطلوب خود را در رادیو تلویزیون پیدا نمی‌کنند، مجبور می‌شوند بروند در گوشه خانه‌ای نوار آن‌ها را گوش کنند و طبعا آن‌ها را با دقت بیشتری گوش می‌کنند..."

از آن جا که پرویز مشکاتیان برای اجراهای ارکستری بزرگ نیز موسیقی نوشته بود، از او درباره سازآرائی‌های ترکیبی ( میان سازهای ملی و بین‌المللی) پرسیدیم و او در پاسخ گفت:

" ساز یک وسیله است و هدف نیست. شما اگر پیام یا احساسی را که دارید به وسیله مثلا ترومبون بتوانید راحت‌تر بیان کنید، در استفاده از آن اصلا مسئله‌ای پیش نمی‌آید.. و به جائی بر نمی‌خورد، فقط باید نتیجه کار، زیبا باشد... اشکال کار دراین است که بعضی از بچه‌ها برای آن که فقط نوآوری کرده باشند، شکل را به هم می‌ریزند و به محتوا کاری ندارند. ولی اگر محتوائی غنی در کار باشد با هر شکل، و به همان شکل دلپذیری که مورد نطر شماست، همان چیزی می‌شود که همه ما به دنبالش هستیم. مثلا من خودم با ویولن مسئله‌ای ندارم... ولی اگر در همین گروه عارف ما یکی دو تا ویولن هم باشد، لهجه‌اش کاملا مشخص می‌شود. مگر این که کار، آرانژه و آرمونیزه شده باشد و بیست تا ویولن در اجرای آن شرکت داشته باشند. بعد هم این بیست تا ویولن، چهار تا ویولن سل و دو تا کنتر باس می‌خواهد که مجموعه را کامل کند. در حالی که اگر ما فقط دو تا ویولن تنها را در میان سازهای ملی بگذاریم، به همان ویولن بی حرمتی کرده‌ایم!..."

پرویز مشکاتیان بر روی شعر شاعران نو چون نیما، سایه، اخوان، سپهری و مشیری نیز آهنگ نهاد. آخرین پرسش ما از او نیز درباره همین پیوند موسیقی سنتی، با شعر امروز ایران بود. او پاسخ داد:

" من فکر می‌کنم موسیقی سنتی ایران بالقوه توانائی کار روی شعر نو را دارد. ولی در این مورد باید بگویم که همان طور که شکل شعر امروز ما با غزلیات کهن متفاوت است، شکل موسیقی پیوندی با آن نیز باید متفاوت از پیوند‌های پیشین باشد، البته شکل نه محتوا. چون شعر نو، شیوه بیان متناسب با خودش را می‌خواهد..."

پرویز مشکاتیان با کار روی شعر " قاصدک" از مهدی اخون ثالث، یکی از بهترین نمونه‌های پیوند موسیقی سنتی و شعر نو را پدید آورد.

شوربختانه فضای بسته ایران پس از انقلاب، به ویژه تشدید محدودیت‌های فرهنگی در سال‌های اخیر پرویز مشکاتیان را نیز به سر خوردگی‌های مرگ‌آور رسانید و جامعه موسیقی سنتی ایران را از حضور هنرمندی اندیشمند و نوآور محروم ساخت.

او در سال ۱۳۸۸ در سن پنجاه و چهار سالگی در تهران درگذشت.

 

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140916_l51_meshkatian_anni_music.shtml

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست