دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

ترانه‌های مشروطیت و نوسازی موسیقی ایران

محمود خوشنام

کارشناس موسیقی

جمعه 05 اوت 2011 - 14 مرداد 1390

اهمیت عارف قزوینی و تصنیف هایش از اندیشه‌‌های انقلابی او و شهامت در ابراز آن‌ها برخاسته است

جنبش مشروطیت که اینک صد و پنج سال از عمرش می‌گذرد، به موازات دگرگون سازی در نهادهای سیاسی و اجتماعی، در ساختارهای فرهنگی و هنری از جمله ساخت و پرداخت موسیقی ایران نیز تاثیر نهاد، آن را تکانی داد و از تنگناهای دست و پا گیر سنتی رهائی داد.

در دوره قاجار- تا پیدایش جنبش مشروطه- نه موسیقی ارزش کیفی گذشته‌های دور را داشت و نه موسیقیدان در صدر می‌نشست و قدر می‌دید.

جز واقعه مهم گردآوری و تدوین موسیقی دستگاهی، به وسیله اعضای خاندان هنر- هیچ نشانه‌ای از حرکت‌های زندگی ساز، در جامعه موسیقی ایران به چشم نمی‌خورد. همه جهانگردان اروپائی که در آن زمان در ایران بوده‌اند، از رکود و جمود موسیقی و بی‌اعتباری و انزوای موسیقیدانان یاد کرده‌اند. نوای موسیقی بیشتر در "دربار" طنین انداز می‌شد تا بزم‌های شاهانه رونقی بگیرد.

رابطه با دربار اگر نمی‌بود، شاید خاندان هنر نیز نمی‌توانست کار بزرگ خود را به انجام برساند. جنبش مشروطیت این معیارها و رابطه‌ها را به هم ریخت.

موسیقی از بارگاه‌های خصوصی به در آمد و در کوچه و بازار طنین انداز شد و بخش بزرگی از تنگناهای سنتی از میان برخاست و راه برای سر بر آوردن موسیقی تازه‌ای که با مزاج زمانه سازگار باشد، هموار شد.

مهم‌ترین دستاورد جنبش شاید این باشد که نوعی موسیقی سیاسی- اعتراضی پدید آمد که همچنان تا زمان ما باقی مانده است.

"رابطه با دربار اگر نمی‌بود، شاید خاندان هنر نیز نمی‌توانست کار بزرگ خود را به انجام برساند. جنبش مشروطیت این معیارها و رابطه‌ها را به هم ریخت"

جنبش ملی و اعتراضی، موسیقی سازگار خود را می‌طلبید. نیاز به برانگیختن و سر بلند کردن داشت و نه نالیدن و سر به گریبان فرو بردن.

اهمیت "عارف قزوینی" و تصنیف‌هایش، پیش از آن که ناشی از شیوه آهنگسازی و شاعری او باشد- که لنگی‌های بسیار نیز دارد- از اندیشه‌‌های انقلابی او و شهامت در ابراز آن‌ها برخاسته است.

عارف حق دارد به کار خود غره باشد و بگوید هنگامی به سراغ ترانه‌های وطنی رفته است که اکثریت مردم خیال می‌کرده‌اند وطن همان روستائی است که آدم در آن زاده می‌شود.

و در جای دیگری بگوید که زمانی به ساختن ترانه‌های جدی و میهنی پرداخته که دیگران برای زنان هرزه دربار و "گربه شاه شهید" تصنیف می‌ساخته‌اند.

عارف را به این ترتیب باید نخستین دگرگون ساز محتوای ترانه‌ها به شمار آورد. ریتم‌ها و ملودی‌های او اگر چه به همان مدار قدیمی سنتی‌ها شکل می‌گیرد ولی خط سیر ملودی‌ها تغییر می‌کند و طراوت ویژه‌ای به آن‌ها می‌بخشد.

بیشترین تغییر را باید در متن‌های شعری عارف جستجو کرد. هم حرفی که برای گفتن دارد چیز دیگری است، و هم شیوه گفتن او تفاوت دارد.

نقش درویش

غلامحسین درویش معروف به درویش خان

تاثیر حضور عارف تنها در دستاوردهای خودش (بیست و نه تصنیف) بازنتابیده، دست کم تا بیست سال پس از بر پائی جنبش، یعنی تا سال‌های دهه اول قرن جاری خورشیدی، تصنیف سازی ایران را به راهی دیگر برده است.

دیگران نیز از راهی که او گشوده بود عبور کردند و به سهم خود بر ظرفیت راه افزودند.

در این میان "غلامحسین درویش" معروف به "درویش خان" نقش یک دگرگونساز برجسته و آگاه را ایفا کرده و همکاری با "محمد تقی بهار" او را نیز به یک "آهنگساز متعهد" تبدیل کرده است.

شش ترانه مشترک این دو، علاوه بر پیوند سازگار شعر و موسیقی، هر کدام پیامی انسانی و متعهدانه را در خود می‌پرورد.

درویش علاوه بر آن، با تکیه بر آگاهی‌هائی که از سفرهای اروپائی به دست آورده بود، و با بهره گیری از ریتم‌های اروپائی، قطعات جذابی برای سازهای ایرانی آفرید. آهنگ‌ها و ترانه‌هائی که برای اجرای آن‌ها از ارکستر بزرگ یاری می‌گرفت.

او در ارکستر "انجمن اخوت"- که سرپرستی آن را بر عهده داشت- سازهای ایرانی را در کنار سازهای سازگار غربی می‌نشانید. کاری که در جامعه موسیقی ایران تابو به شمار می‌آمد.

از زمان عارف و درویش آزادی انسانی هنرمندان گسترده‌تر شد. رابطه ارباب و رعیتی از میان آنان و اعیان و اشراف برخاست و "عمله طرب" جای خود را به نوازنده بخشید. از همین زمان رفته رفته موسیقی از زیر قیمومیت مرد سالاری نیز به در آمد و زنان نیز جایگاهی معتبر پیدا کردند.

زنان مسلمان نیز در کنار زنان ارمنی توانستند ذوق و توانائی خود را در عرصه موسیقی بیازمایند. آنان با این کار، ظرافت و طراوت زنانه به موسیقی تا آن زمان مردانه، تزریق کردند و فرایند پیشرفت و نوآوری را در جامعه موسیقی ایران شتاب بخشیدند.

شتاب در نوسازی

"زنان مسلمان نیز در کنار زنان ارمنی توانستند ذوق و توانائی خود را در عرصه موسیقی بیازمایند. آنان با این کار، ظرافت و طراوت زنانه به موسیقی تا آن زمان مردانه، تزریق کردند و فرایند پیشرفت و نوآوری را در جامعه موسیقی ایران شتاب بخشیدند"

در همین دوره بیست ساله مشروطیت بود که "علینقی وزیری" نیز وارد میدان شد.

او از موسیقی در همه عرصه‌ها تجربه اندوخته بود. موسیقی سنتی و تارنوازی را نزد "آقا حسینقلی" آموخته بود.

مبانی موسیقی بین‌المللی را در پاریس و برلین فرا گرفته بود و شور آزادی و میهن پرستی خود را در پیوستن به مجاهدین مشروطیت در جریان استبداد صغیر نشان داده بود.

او اگر چه عارف و درویش و شیوه ترانه‌پردازی آن‌ها را می‌ستود، باز هم به تکرار آن دو بسنده نکرد و به ساخت و پرداخت آهنگ‌ها و ترانه‌هائی که در آن زمان نوتر جلوه می‌کرد، روی آورد.

به همت او الفبای موسیقی به کار گرفته شد و ردیف میرزا عبد الله به کتابت در آمد، شیوه آهنگسازی دو صدائی و چند صدائی در جامعه موسیقی سنتی به میان آمد، سازآرائی درارکسترها اهمیت ویژه پیدا کرد و حتی اپرت و موزیکال پا به عرصه وجود نهاد.

همزمان با وزیری آهنگسازان دیگری نیز به ساختن ترانه‌های نو روی آوردند. از جمله می‌توان از "محمد علی امیر جاهد، مرتضی نی‌داود، اسماعیل مهر تاش و جواد بدیع زاده" یاد کرد.

جنبش مشروطیت با همه ضعف و فتوری که می‌شود در آن پیدا کرد، نقش اساسی در فرایند نوسازی در جامعه موسیقی ایران ایفا کرده است. مجموعه ترانه‌های بازمانده از جنبش که هنوز جاذبه خود را حفظ کرده، بهترین گواه این مدعاست.

 

http://www.facebook.com/home.php#!/

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست