تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
یکشنبه ۸ آذر ۱۳۹۴ - ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵

'آقا مهدی چیز دیگری است'؛ بیست و پنجمین سالمرگ خالدی

محمود خوشنام
پژوهشگر موسیقی

نهم آذر امسال بیست و پنجمین سالگرد درگذشت مهدی خالدی٬ آهنگساز و نوازنده ویولن زبده ایرانی می‌گذرد.

در تاریخ موسیقی ایران ابوالحسن صبا درخششی ویژه دارد. او در تمام حوزه های موسیقی کار می کرد. همانقدر تردستانه می نواخت که بزرگوارانه می آموخت.

آموزه هائی که از صبا باقی مانده مکتبی فراگیر را به نام او به وجود آورده است. شاگردان او چون خود او به مهارت و کمال دست یافته اند. برخی شان حتی از حد او نیز فراتر رفته اند و نوازندگانی در نواختن ویولن شده اند. این شاگردان یک تفاوت بزرگ با استاد خود داشتند، جهان ترانه پردازی را رنگ و رونق بسیار بخشیدند.

در واقع از سال ۱۳۲۰، سرآغاز دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی فضای ترانه سازی نیز تکانی خورد و جاذبه های تازه ای به دست آورد. آن چه این جاذبه ها را شکل می داد ذوق و سلیقه شاگردان صبا بود که هر کدام ارکسترهای تازه ای را بنیاد کردند و با آفریدن ترانه های نوآورانه، البته با کمک ترانه سرایان، فرم و محتوای ترانه را دگرگون ساختند.

در این میان مهدی خالدی در صدر نشسته است. علاوه بر آن که آرشه کشی بی وقفه او زبانزد همگان است، در عرصه ترانه، ملودی ساز قهاری است. و این همان چیزی است که ایرانیان را مجذوب خود می سازد. خالدی در واقع آغازگر جنبشی است که در کار ترانه های سنتی از سال های بیست به وجود آمد.

خالدی کار ترانه سازی را احتمالا پس از تنظیم ترانه محلی ربابه جان با نشاط آغاز کرده باشد که به آمد نو بهار معروف شد.

همین دو نام نشانه ای بود که ترانه پردازی ایران دارد از ورطه غم و غصه های کلیشه ای بیرون می آید. نشاط واقعا نشاط آور بود و آمدن بهار را بشارت می داد. بهاری که ریتم ویژه دو چهارمی محور تاکید آن شده بود. محتوای آن را اسماعیل نواب صفا برای تولد فرزند خالدی که نامش را نشاط گذاشته بودند، سروده بود و همه را به جنبش و حرکت دعوت می کرد. شاید از مشروطیت تا آن زمان چنین بهار شادمانه ای تجربه نشده بود.

آمد نوبهار/ طی شد هجر یار/ مطرب نِی بزن/ ساقی مِی بیار/

نوبهار خالدی آن چنان جاذبه ای پیدا کرد که سی سال تمام در نخستین روز فروردین از رادیو ایران پخش می شد. پس از آن خالدی که از هیجان نوبهار رها شده بود به آهنگ های رومانسی روی آورد که باب طبع ایرانیان است .

او "به کنارم بنشین" را در مایه همایون و در پیوند با شعر تغزلی رهی معیری آفرید. این ترانه را دلکش با صدای رسا و در عین حال عاشقانه خود تفسیر می کرد. خالدی دستمایه موسیقی خود را از گوشه و کنار همایون گرفته و ترانه را در سراسر دستگاه عبور داده و سیراب از عشق و دلدادگی به درآمد فرود آمده است.

ترانه های خالدی دیگر از تزئینات گل و بلبلی رنج نمی برد. همکاران متن نویس او از ورطه های کلیشه ای به در آمده بودند. عاشقانه ها را بی ندبه و زاری پیش می بردند. صدای دلکش هم که ذاتا متحرک و برانگیزاننده بود در پیوند میان این سه، آهنگ، شعر و آواز روح تازه آی به ترانه ها می بخشید.

آرشه سازگار با پنجه

ترانه های معروف دیگر او عبارتند از: نا امید، رفتی و رفتم، همراز دل، دل غافل، و سوگ ترانه ای که در مرگ استاد خویش ابوالحسن صبا ساخته و با صدای سازگار بنان به یادگار مانده است.

مهدی خالدی نیز چون صبا رغبت بسیار به الهام گیری از مایه های موسیقی بومی داشت. لابلای ترانه های بازمانده از او شماری ترانه بومی تنظیم شده نیز به چشم می خورد از جمله: مریم جان، رعنا جان، ربابه جان و قطعه امیری از شمال ایران. در این میان ربابه جان بیش از دیگران به شهرت رسیده است.

مهدی خالدی در نواختن ویولن سبکی ویژه داشت. در واقع پس از حسین یاحقی و ابوالحسن صبا سومین سبک شاخص ویولن نوازی ایرانی را پدید آورد که پس از او نیز از سوی دیگران پیروی می شد. و هنوز نیز سبک مورد پسند و عمل برخی از نوازندگان است.

در این سبک آرشه (کمان) بیش از پنجه مورد توجه قرار می گیرد. ظرافت آرشه کشی در کار خالدی کم نظیر بود. شنونده به سختی می توانست لحظات تعویض آرشه ها و قطع و وصل ها را دریابد.

او با هرگونه بند بازی و آکروبات که در دوره او مد روز نیز شده بود مخالف بود و می کوشید هماهنگ با کیفیت عرفانی موسیقی ملی جوهر آرام بخش و اندیشه برانگیز آن را با ایجاد تعادل میان آرشه و پنجه به شنونده منتقل سازد.

ترانه های خالدی نیز چون نواخته های او از ابتکار و ویژگی برخوردار است. او برای ترانه (تصنیف) در اجرای موسیقی ملی اهمیت بسیار قائل بود و به همین جهت جای عرضه آن را گسترش داد. ترتیب قدیمی پیش درآمد- آواز- چهار مضراب- تصنیف- رنگ را به صورت تصنیف- آواز- چهار مضراب- تصنیف درآورد. خالدی با این ابتکار کوشید از ملال ناشی از تکرارهای سنتی بکاهد و توجه نسل جوان تر را نیز به سوی موسیقی ملی بکشاند.

تصنیف های او به این ترتیب از پوسته زنگار خورده قدیمی خود در می آمد، در پیوند شعرهای تازه تر حال و هوای امروزی پیدا کرد و در پوشش سازآرائی های جذاب با ارکسترهای بزرگ اجرا می شد.

مهدی خالدی در سال ۱۳۶۳ به سکته مغزی گرفتار شد٬ اما زنده ماند هرچند که پنجه هایش دیگر قدرت نواختن را از دست داده بود. چند سالی بعد سرطان نیز به سراغ او آمد. سرطان حنجره سرانجام او را در نهم آذر ماه سال ۱۳۶۹ در هفتاد و یک سالگی خاموش کرد.

ابوالحسن صبا در میان شاگردان خود علاقه ویژه ای به مهدی خالدی داشت. یک بار در جمعی از هواخواهان خود گفته ب"د ؛من همه شاگردانم را دوست دارم ولی آقا مهدی چیز دیگری است."

http://www.bbc.com/persian/arts/2015/11/151129_l51_khaledi_music_anni

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست