تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
آدینه ۴ دی ۱۳۹۴ - ۲۵ دسامبر ۲۰۱۵

از ۲۸ مرداد تا ۱۱ سپتامبر؛ گفت‌وگو با مهرنوش مزارعی، نویسنده 'انقلاب مینا'

فیروزه خطیبی
روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ و هنر در لس آنجلس

 

مهرنوش مزارعی داستان نویس، فعال حقوق زنان ساکن سن دیگو و یکی از چهره های داستان نویسی در صحنه ادبیات مهاجرت اخیرا نخستین رمان خود به زبان انگلیسی را به نام "انقلاب مینا" (Mina's Revolution) منتشر و طی مراسمی در شهر لس آنجلس رونمایی کرد.

وقایع این کتاب ۲۷۸ صفحه ای با پس زمینه ای تاریخی از یک سال قبل از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران آغاز می شود و با وقایع تروریستی یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا به پایان می رسد.

شخصیت اصلی رمان - مینا شعبانی - که همزمان با وقایع سیاسی دوران دکتر مصدق در شهر کوچکی در جنوب ایران متولد شده و در سال های انقلاب سفید شاه رشد کرده است، با وجود مخالفت پدرو مادر، برای ادامه تحصیلات دانشگاهی راهی تهران می شود.

ورود مینا به محیط دانشگاه همزمان است با شروع مبارزات دانشجویی علیه رژیم شاه. او که بعد از واقعه سیاهکل به جنبش چپ پیوسته است، در اوج به پاخیزی توده های مذهبی هم در حمایت از آیت الله خمینی، به انقلاب اسلامی جلب می شود.

دو هفته پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران، مینا درحالی که فرزند ناخواسته یکی از رهبران انقلابی چپ را در شکم دارد، به امید حفظ زندگی فرزندش، به آمریکا فرار می کند اما در لس آنجلس و دراوج بحران های گروگانگیری، با دشمنی و تبعیض اعضای جامعه میزبان روبرو می شود.

سال ها بعد، پس از رویارویی با یکی از هم رزمان قدیمی، زندگی مینا یکبار دیگر دستخوش تحولاتی می شود که در نتیجه آن باید به انتخاب های تازه ای دست بزند.

خانم مزارعی که داستان های کوتاهش تاکنون به چند زبان ترجمه شده، در مورد نوشتن رمان انقلاب مینا به زبان انگلیسی می گوید: "با اینکه خواننده های اولیه داستان های من زنان هستند و از نوشته هایم استقبال کرده اند اما برای خواندن این کتاب به دنبال مخاطبانی تازه هستم. چرا که انقلاب مینا رمانی است که بیشتر حالت در میان گذاشتن مطلب یا مسئله ای را دارد تا بازگویی وقایع تاریخی، و به همین دلیل هم نمی خواستم محدود به مخاطب ایرانی باشد."

"دراینجا مسائل دیگری هم هست. این که به نظر من جنبش غیرمذهبی و روشنفکری ایران علیه شاه اکثرا برای غیرایرانی ها ناشناخته مانده است. این که افرادی هستند که حتی جغرافیای ایران را هم نمی شناسند و درباره اقوام مختلف و زبان و فرهنگ های گوناگون آن چیزی نمی دانند. مینای داستان من در بچگی از خلیج فارس تا دریای خزر را سفر می کند و شاهد شگفتی های این کشور است."

خانم مزارعی "انقلاب مینا" را وسیله ای می خواند که از طریق آن "نسل های بعدی هم بتوانند شناختی از پیشینه زنان روشنفکر آن دوران داشته باشند."

به نقل از نوشته ای از استفانی ریدز، داستان نویس آمریکایی و استاد میهمان دانشگاه استنفورد، این رمان "بیش از هرچیز، رمانی فمینیستی درباره زنی که هویت گمشده خود را بازیافته به شمار می رود تا یک کتاب سیاسی."

درباره نویسنده

مهرنوش مزارعی، زاده تهران و بزرگ شده شهرهای جنوبی ایران است. از او تاکنون چهار مجموعه داستان کوتاه چاپ شده است. برگزیده داستانهای او سال ۲۰۰۴ در ایران منتشر شد. داستان "غریبه ای در اطاق من" در کتاب "داستان کوتاه در ایران" – کتاب درسی دانشگاهی – به عنوان یک نمونه برجسته داستان مدرن، بررسی شده است.

سنگام داستان کوتاهی از همین مجموعه در همان سال به عنوان یکی از ده داستان برگزیده سال از طرف بنیاد گلشیری انتخاب شد و در مجموعه "نقش ۸۲" هم به چاپ رسید.

مهرنوش مزارعی ویراستار و یکی از بنیانگذاران نشریه ادبی "فروغ" بود. این نشریه که به معرفی ادبیات زنان اختصاص داشت از سال ۱۹۹۱ به مدت ۲ سال به چاپ رسید. همزمان خانم مزارعی برگزیده ای از نمایشنامه های داریوفو را ترجمه و در مجموعه ای به نام "یک زن، تنها" منتشر کرد.

او که متخصص و مشاور تولید و نصب سیستم‌های نرم‌افزاری است، از کوشندگان حرکت های مربوط به حقوق زنان و کودکان به شمار می رود و در انجمن زنان جنوب کالیفرنیا حضوری فعال دارد.

او از بنیان‌گذاران گروه ادبی "دفترهای شنبه" است که از سال ۱۹۹۲ در لس‌آنجلس به فعالیت خود ادامه داده است.

از مهرنوش مزارعی تا امروز سه مجموعه داستان دیگر هم به نام های "بریده های نور" "خاکستری"، "من و کلارا" و "مادام ایکس" به چاپ رسیده است.

 

مهرنوش مزارعی می گوید هنگام نوشتن خود را چه از نظر موضوعی و چه از لحاظ زبانی آزاد می گذارد: "اصولا حرف هایم را می زنم. حتی در داستان هایی که ۲۰ سال پیش نوشته ام. سعی می کنم خودم را سانسور نکنم. چون فکر می کنم به اندازه کافی در داخل مملکت سانسور دولتی و فرهنگی داریم و این وظیفه نویسندگان زن هست که خودشان را به شکلی از شرایط سانسور بیرون بکشند. یعنی خیلی خوب می شود که زن ها بتوانند خودسانسوری را کنار بگذارند."

خانم مزارعی در پاسخ به این سئوال که آیا این آزادی در نوشتن بازتابی است از تفکرات و فعالیت های فمینیستی که او در طول سال ها با آن سروکارداشته، می گوید: " واقعیت این است که من هیچ وقت سعی نکرده ام پرچم چیزی را در دستم بگیرم. اما برای من به طور طبیعی نوشتن یک متن ضد زن سخت است. یعنی چون به ارزش ها و برابری زنان اعتقاد دارم، در درون من اصولا این نوع تفکر وجود ندارد."

مهرنوش مزارعی می گوید: "انقلاب مینا داستانی است که من سال ها با آن درگیر بوده ام. از همان زمانی که بعد ازچندین سال دوری برای اولین بار بعد از انقلاب به ایران بازگشتم و ناگهان یک بار دیگر خاطرات آن دوران برایم زنده شد. در آن زمان فکر می کردم شاید بتوانم با نوشتن، اینها را به صورت یادداشت هایی داشته باشم تا فراموششان نکنم. "

با این حال کتاب تازه خانم مزارعی که چون دیگر داستان های او ظاهرا نزدیک به تجربه های شخصی و برگرفته از زندگی خود نویسنده بنظر می آید بنا برگفته او یک رمان تخیلی است: "انقلاب مینا" به هیچ وجه خاطره نویسی و یا تاریخ نویسی نیست. این ماجرای نسلی از زنان روشنفکر ماست که بعد از انقلاب به کشورهای مختلف از جمله به آمریکا آمدند. در اینجا هم با وجود همه مسائل و مشکلاتی که برایشان وجود داشت بسیار موفق شدند. در حقیقت کاری کردند کارستان. "

سرگردانی میان فارسی و انگلیسی

مهرنوش مزارعی از سرگردانی بین دو زبان فارسی و انگلیسی می گوید: "ما هرچه بیشتر در اینجا می مانیم، هرچقدر هم فارسی حرف بزنیم و کتاب فارسی بخوانیم وقت زیادی از کار و زندگی ما با زبان کشور میزبان است. وقتی شما کتابی را به زبان انگلیسی می خوانید به این علت است که می خواهید دسترسی بیشتری به منابع اصلی داشته باشید. ذهن آدم هم به انگلیسی فکر کردن عادت می کند. هر چند من هنوز هم خیلی به زبان انگلیسی مسلط نیستم، با این حال در برخی از شرایط خودم را به زبان انگلیسی نزدیک تر حس می کنم."

اما یکی از ویژگی های سبک نوشتاری مهرنوش مزارعی، از همان آغاز کار، آمیختن کلمات انگلیسی با متن فارسی زبان داستان ها بوده است.

او در این مورد می گوید: "این لغات به طور طبیعی وارد متن داستان می شود. هروقت محاوره ای با یک آمریکایی بوده، آن را به انگلیسی نوشته ام. درست مثل اینکه در ایران در داستانی ازیک لهجه محلی استفاده بشود. بنظر من اگر ما اینجا هستیم فکر و زبانمان هم باید متعلق به همین جمعیت مهاجر در همین محیط باشد."

خانم مزارعی که در داستان نویسی پیرو سبک ساده نویسی است می گوید: "از نظر فرهنگی گاهی برای ما ایرانی ها سخت است که یک حرف را خیلى ساده به یک نفر بگوییم. باید یک دور بپیچانیم‏اش، طوری بگوییم که بتواند یک مفهوم دوگانه بدهد که اگر یک وقت طرف از حرف ما خوشش نیامد، بتوانیم بگوییم که نه، منظور ما این نبوده است. این یک سابقه تاریخی هم دارد. اصولا ایران کشوری است که سر راه یک سری فرهنگ های مختلف و مهاجمین بوده است. ما همیشه تحت یک نوع کنترل مجبور بوده ایم حرفهایمان را دوگانه بزنیم، سانسور کنیم. حتی در دوران شاه یا در همین ایران امروز. اما من حرفم را می زنم. حتی به نظر من کلمات حتما نباید زیبا باشند. من در این رابطه هم خیلی راحت هستم."

"نوشتن براى من ضمن اینکه یک نوع راحت کردن خودم از نظر روانى است. مقدارى هم به من کمک مى‏کند براى روبرو شدن و شناخت بیشتر از زندگی و رویداد ها و حوادث آن."

چاپ آثار در ایران

برگزیده داستانهای خانم مزارعی در سال ۱۳۸۳ در ایران منتشر شد. همچنین داستان "غریبه ای در اطاق من" در کتاب "داستان کوتاه در ایران" - یک کتاب درسی دانشگاهی در ایران- به عنوان یک نمونه داستان مدرن بررسی شده است.

خانم مزارعی در این باره می گوید: "برایم مهم بود که بعد از این همه سال داستان هایم در ایران به چاپ برسد. هرچند عنوان داستان که در واقع "غریبه ای در رختخواب من بود" سانسور و تبدیل به "غریبه ای در اطاق من " شد. اما خوشبختانه در خود داستان دستی برده نشده است."

http://www.bbc.com/persian/arts/2015/12/151225_l41_books_mazarei_interview

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست