تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  

« جان می رود »
دکتر ناتل خانلری

 

هر چه با خود داشتم از من گریزان می رود 
راحت دل می رود، دل می رود، جان میرود

بامدادان خوشدلی یار سفر بربست و رفت 
 اینک امید از پی اش زار و پریشان می رود

بام و روزن نیز گویی پر گرفت از شوق راه 
کوی و برزن می خزد بر خاک و بی جان می رود

باد را اینک سرود از دور می آید به گوش 
  زار می خواند به ره کاین می رود آن می رود

می روم کز همدمی یابم نشان وز ماتمم
سایه پیشاپیش من افتان و خیزان می رود 

هر چه گرد خویش می بینم وفاداری نماند 
ای شب غم پایدار اکنون که جانان می رود

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست