دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
    سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۳
تماس سردبیر: gilavaei@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

شعر آفریننده ی زندگی است
علی کریمی

دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۸ نوامبر ۲۰۱۳


شعر رویایی است که از واقعیت چیزها در می گذرد تا حقیقت آنها آشکار شود. و از سویی  خود زندگیست. زندگی آن سان که انسان دوست  می دارد باشد ، اما نیست. معصومیتی دزدیده شده در جهان کالایی.  شعر از شی شدن موجودات پیشی می گیرد و خون پیوستگی در هستی جاری می کند. در جهان نه توی شعر ، هیچ نشانه ی روشن و ثابتی از هیچ چیز جهان نیست،  چرا که در ذات خود به بازنمایی آیینه وار چیزها تن در نمی دهد و در خود تکرار نمی شود . در این وادی زبان دیگر حمال بی مزد و منت،  مابه ازاء مادی و معنوی واژه ها نیست. مشکل  نا مرءی بودن چیزها در پیکره ی کلمات، و عدم ظهور آنها در ذهنیت خواننده،  بازتاب غفلت انسان از تاریخی ندیدن خود چیزها ست که خود حظور بی برو برگرد نکبت بار نظامی قدرتمند با بینشی فرتوت و با تاریخ مصرف گذشته را در آن جامعه ی زبانی برملا می کند. جامعه ای سترون که نوشتن برای هیچ نگفتن یکی از مولفه های آن است و ایستایی را در پس و پشت ، نوشته های پر طول و عرض و بی ژرفا پنهان می کند.  اگر من می توانم شخصیت گذ شته ی شما را راحت بشناسم، بی شک هر دوی ما، در جامعه ی بسته  زیسته ایم. جدایی معنی یا معناها از نشانه های زبانی در شعر، خبر از جدایی انسان از طبیعت اشیاء و حقیقت هستی می دهد. تراژدی گسست انسان از ریشه ی اساطیری خود وتخریب زمانمند رویاهایش را می شود در بی قواره گی و رازواره گی شعر رو به بازار و حتی زبان روزمره ی مردم پی گرفت. دیگر ما آن نستوه ، با هستی یکی بوده نیستیم ، گمشده در جهان از ریشه های خود بریده ایم. انسان دیگر از استمرار سکوت و ستم  به ستوه آمده و می بیند که هیچ  چیز را سر جای خودش بند نیست. آنکه از آزادی سخن می گفت- آزار تو را می جست.
 در این بستر شعر نه از زبان ما که از زبان برگ و پرنده و دریا و نیمکت و خیابان و بوق تاکسی و بی حوصله گی و وحشت انسان سخن می گوید که با ادراک و فهم نامتعارف  شاعر بدنبال تبانی با خواننده  و بر هم زدن بند و بست های  و به ویژه خل بازی های سیاسی  است. آنکه حرفی برای گفتن دارد شعر نیست، قصه است. شعر آدم را به گفتن وا می دارد،به رقص،  به سیهه کشیدن در هجوم وجد و اشتیاق. با این بینش شعر از نشمگی فاصله می گیرد.
شاعر ما چرتکه نمی اندازد، می نویسد تا چرت باستانی جا خوش کردگان به فضاهای تخدیر و اعتیاد را پاره کند. نوشتن از جدایی و وصال و درد و سیاست و حتی آزادی و عشق (با همه ی حرمتی که باید داشته باشند)، کار آفرینندگان بید زده ایست که از بد حادثه با ما همعصرند. شعر جلّادی واژه ها یی را می گرید، که رهگذری با بی حالی دارد به ما سلام می کند.
امٌا تکلیف خواننده ای که بار گذشته را گذاشته تا یادش برود که بار است و مثل لولهنگ با خودش تا ینگه دنیا هم می برد، کمی سخت است. او ناچار است گاهی از هم میهن بودنش استعفا بدهد و همشهری جهانی شود. و دور شامورتی بازی های شعر متعارف را خط بکشد که نه آب را به جویبار بر می گرداند ، نه اشک را در دیده ای می خشکاند ، نه نان به سفره ی کسی می آورد، و عشق و آزادی هم که در آن پای نمی گذارد. اینان که مدام از دل و عدالت و آزادی حرف می زنند، هنوز از رعشه ی پس لرزه های عشق در همین سالهای اخیر و در همین نزدیکی، پس افتاده اند. 
در فقدان آزادی سخن از اراده ی آزاد، یک نوع لفاضی و پزهای جلوی دوربین است. این آن حقیقتی است که شعر جار می زند. که راه گسست ما ازهرج ومرج هنگامه ی هستی نه از آسمان، که از خویشتن خویش ماست که می گذرد. منی که زیر پوست ماست و ما به ندیدنش خو کرده ایم.
آنکه از درد می نویسد،شاعرو نویسنده نیست. در بهترین حالت خبرنگاری است راست نویس. آنکه او را درد به نوشتن وا می دارد، شاعر و نویسنده است. نوشته یا نگاره، بیان بی تابی های انسان در عرصه ی پرسش و شعور و شوق در بستر تاریخ است،که تنها رو به سوی حقیقت و آزادی دارد. این حقیقت می تواند، بیان دلشوره ها و دلتنگی های شخص، یا برنتابیدن بیداد و رنج و اندوه همگانی باشد.نوشتن با نپذیرفتن واقعیت های دست کاری شده است که شکل قابل اعتنا و محتوای مورد اعتماد به خود می گیرد. شوریدن و کاویدن و گذر از واقعیت ، جانمایه ی کارهای کسانی است، که شیدا ی کشف و شهود حقیقت بوده اند.... باقی همه یاوه یا مویه های فردی بوده است که با واژه ها رفتاری ناشایست می کنند
علی کریمی-دبی

 

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست