تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید شنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱ آپريل ۲۰۱۸

۵۰ سالگی کانون نویسندگان؛ نهادی که 'کار سیاسی نمی‌کند اما تفکر سیاسی دارد'

مریم زهدی /بی‌بی‌سی

 دوشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۸

کانون نویسندگان ایران امسال پنجاه ساله شد

کانون نویسندگان ایران امسال پنجاه ساله شد

گفته می‌شود که نامه ۱۳۴ نویسنده با عنوان "ما نویسنده‌ایم" برای کانون نویسندگان ایران که این روزها ۵۰ سال شده، نقطه عطفی را رقم زد.

در سال ۷۳، ۱۳۴ نویسنده، شاعر، نمایشنامه و فیلمنامه‌نویس، محقق، منتقد و مترجم عضو کانون نویسندگان ایران، با انتشار متنی از آزادی اندیشه و بیان دفاع و به فضای بسته فرهنگی و سانسور اعتراض کردند. تعدادی از امضاکنندگان بعدا امضای خود را پس گرفتند، برخی به قتل رسیدند برخی دیگر هم در ماجرای اتوبوس ارمنستان تا لب دره رفتند.

انتشار این نامه و تلاش‌های متعاقب آن برای احیای کانون نویسندگان ایران، از دلایل به قتل روشنفکران پنداشته می‌شود.

کانون نویسندگان

نشسته از چپ (ردیف اول): سیمین بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، ابوالحسن نجفی، محمدعلی سپانلو و شهرزاد سپانلو؛ ایستاده: اسماعیل نوری‌ علاء؛ نشسته از چپ (ردیف دوم): نعمت آزرم، حسن پستا، محمود مشرف آزاد تهرانی، سال ۱۳۵۹

کانون نویسندگان؛ فصل اول

کانون نویسندگان ایران به طور رسمی و علنی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۷ اعلام موجودیت و به عنوان نخستین تشکل صنفی و دموکراتیک اهل قلم شروع به فعالیت کرد.

این دوره از فعالیت کانون نویسندگان را می‌توان دوره اول فعالیت این کانون دانست. این نهاد روز اول اردیبهشت سال ۱۳۴۷ با امضای ۴۹ نویسنده تشکیل شد و از اعضای موسس آن می‌توان به جلال آل‌احمد، بهرام بیضایی، داریوش آشوری، محمدعلی سپانلو و اسماعیل نوری‌علاء اشاره کرد.

اعضای کانون نویسندگان، در فاصله سال‌های ۱۳۴۹ تا اواخر سال ۱۳۵۵ به طور پراکنده به فعالیت فرهنگی، هنری و ادبی در انجمن‌ها و محافل ادامه دادند.

رضا خندان

آقای خندان می‌گوید آزادی بیان زمانی محقق می‌شود که قوانین در این زمینه تغییر کنند

کانون نویسندگان؛ فصل دوم

دوره دوم فعالیت کانون نویسندگان از اواخر سال ۱۳۵۵ آغاز شد. در این سال تعدادی از اعضای قدیمی کانون و چند نفر از نویسندگان و پژوهشگران از جمله علی اصغر حاج سید جوادی، باقر پرهام، اسلام کاظمیه، منوچهر هزارخانی وشمس آل احمد توافق کردند که کانون نویسندگان را دوباره فعال کنند.

کانون در سال ۵۶ با انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت دوره دوم فعالیت خود را آغاز کرد. در این نامه که ۴۰ نفر از اهالی قلم آن را امضا کرده بودند، به لزوم رعایت مواد قانون اساسی در رابطه با آزادی اندیشه و بیان و قلم، اشاره شده بود. نامه سرگشاده دیگری هم با امضای ۹۰ نفر از شاعران، نویسندگان، مترجمان و پژوهشگران خطاب به نخست وزیر بعد از آقای هویدا یعنی جمشید آموزگار منتشرشد، با مضمونی مثل نامه قبلی.

احمد میرعلایی

احمد میرعلایی یکی از اعضای کانون نویسندگان که در قتل‌های موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای کشته شد. ایسنا درباره او نوشته: احمد میرعلایی ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۲۱ در اصفهان به‌دنیا آمد و دوم آبان‌ماه سال ۱۳۷۴ در سن ۵۳سالگی به طرز نامشخصی از دنیا رفت.

کانون نویسندگان؛ فصل سوم

دوره سوم فعالیت کانون از سال ۱۳۶۷ آغاز شد. در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ عده ای از اعضای کانون تن به تبعید دادند و برخی که ماندگار شدند یا گوشه‌نشین شدند یا به فعالیت‌های خصوصی‌تر روی آوردند.

اواخر سال ۱۳۶۹ در یک نشست غیر رسمی، طرحی با عنوان "پیش نویس منشور کانون نویسندگان ایران" با حضور تعدادی از شاعران، نویسندگان، مترجمان و پژوهشگران تدوین شد. این طرح به دلیل برخی اختلاف نظرها و فشارها مسکوت ماند تا سال ۷۳ که نامه "ما نویسنده‌ایم" منتشر شد.

با وجود اتفاقاتی که بعد از انتشار این نامه افتاد، کانون نویسندگان ایران ۴ آذر ماه ۱۳۷۸ نخستین مجمع عمومی دوره سوم فعالیتش را با حضور ۱۲۰ شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر و با پیام احمد شاملو و سیمین دانشور آغاز کرد.

آخرین جلسه مجمع عمومی کانون نویسندگان ۱۳ بهمن ماه سال ۱۳۹۶ برگزار شد؛ بعد از اینکه از برگزاری مجمع عمومی سال قبل جلوگیری شد. از آن زمان تاکنون جلسات ماهانه کانون که به آنها جمع مشورتی گفته می‌شود در منزل اعضا برگزار می‌شود.

"کانون نویسندگان کار سیاسی نمی‌کند، فکر سیاسی دارد"

رضا خندان (مهابادی) عضو هیات دبیران کانون نویسندگان در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی گفت کانون تنها تشکیلات مستقل نویسندگان و روشنفکران ایران در نیم قرن اخیر ایران است و تنها تشکیلات مدافع منافع آنها.

آقای خندان گفت: "در بیان میزان اهمیت و تاثیر این کانون همین بس که حاکمیت همواره اعضای این کانون را تحت فشار گذاشته تا جایی که حتی چندنفر از اعضای این کانون را کشته است. طبیعتا اگر این کانون و فعالیت‌هایش بی‌اثر بود کاری به کارش نداشتند؛ چون موثر و معتبر و خوشنام بوده مدام تحت فشار بوده است."

محمد جعفر پوینده و محمد مختاری

محمد جعفر پوینده و محمد مختاری از روشنفکران و اعضای کانون نویسندگان که در دهه ٧٠ به دست نیروهای امنیتی وقت به قتل رسیدند

آقای خندان در پاسخ به این انتقاد که کانون نویسندگان کار سیاسی می‌کند گفت: "اینها تبلیغات منفی است و کسانی که این را می‌گویند و به آن باور دارند که یا کانون را نمی‌شناسند یا گوششان به تبلیغات حکومتی است یا غرض‌ورزند چون کانون بارها اعلام کرده که کار سیاسی نمی‌کند ولی فکر سیاسی دارد."

عضو هیات دبیران کانون نویسندگان در توضیح گفت: "احزاب به این معنا سیاسی هستند که می‌خواهند صاحب قدرت سیاسی بشوند و در حکومت سهم بگیرند. اعضای کانون نه تنها خواهان سهم‌گیری نیستند که افکار سیاسی مشترک هم ندارند، تنها اشتراکشان مبارزه با سانسور و دفاع از آزادی بیان است که لازمه کار ادبی و هنری و صنفی است؛ پس کانون کار سیاسی نمی‌کند اما از این‌ جهت فکر سیاسی دارد که دولت و حاکمیت آزادی بیانی را که کانون خواستار آن است سلب کرده است. به گفته آقای خندان مبارزه با سانسور در ایران با حاکمیت و دولت گره خورده و کانون نویسندگان به این ترتیب، خواه‌ناخواه با نیرویی مواجه است که کار را سیاسی می‌کند.

آقای خندان گفت: "با صدای بلند اعلام می‌کنم که مشکل سیاسی است." او گفت با این که اجازه ندادند کانون نویسندگان تریبون رسمی داشته باشد، کانون با استفاده از حداقل‌ها سرپا مانده است.

"نویسنده اتم مجزا از جامعه نیست"

آقای خندان ضمن تاکید بر اینکه نویسنده، اتم مجزا از جامعه نیست گفت در روزگاری که به عنوان مثال خانه سینما را بستند، صرف حضور کانون مستقل از دولت خودش تاثیرگذار است.

او گفت اعضای کانون حرف انسان قرن بیست و یکم را زدند و برای آن هزینه دادند.

آقای خندان درباره چشم‌انداز آزادی بیان در ایران گفت بعد از خیزش دی ماه احساس می‌شود که فضا تغییر کرده اما تا قانون در حمایت از آزادی بیان و مبارزه با سانسور تغییر نکند، تغییر عملی حاصل نمی‌شود. اگر تغییری بخواهد حاصل شود حاصل توازن قوا در جامعه خواهد بود. اگر نیروهای طرفدار آزادی بیان قدرت بیشتری بگیرند می‌توان به آزادی بیان خوش‌بین بود.

احمد شاملو، غلامحسین ساعدی، باقر پرهام، محسن یلفانی و اسماعیل خویی

احمد شاملو، غلامحسین ساعدی، باقر پرهام، محسن یلفانی و اسماعیل خویی اعضای هیات دبیران کانون در جلسۀ کانون نویسندگان ایران که در مهرماه ۱۳۵۸ منتشرشد

کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای که به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس آن منتشر کرده تاکید کرده که همچنان در کار ستیز با سانسور است.

کانون نویسندگان ایران که همچنان با موانع و محدودیت‌های زیادی برای فعالیت‌های خود مواجه است در بیانیه خود آورده "کانون نیم‌قرن پنجه در پنجه‌ی این توفان که در خیال و کارِ برکندنِ ریشه‌ی آن بوده، بالیده و پیش آمده است، حوادث بسیاری پشت سر گذاشته و فراز و نشیب فراوان دیده و از خیل دام‌های ریز و درشت جستجو اکنون اینجاست، در نخستین روز از اردیبهشت ۱۳۹۷، روز پنجاه‌ سالگی‌اش؛ همچنان در کار ستیز با سانسور و دفاع از آزادی بیان و متشکل کردن نویسندگان."

http://www.bbc.com/persian/arts-43868030

'ما نویسنده‌ایم'؛ بیانیه ۱۳۴ نویسنده ایرانی در سال ۱۳۷۳

  • 9 ژانویه 2014 - 19 دی 1392

در سال ۱۳۷۳ شماری از نویسندگان ایرانی در نامه سرگشاده‌ای به فضای بسته فرهنگی و اعمال سانسور در ایران اعتراض کردند. برخی از آنان بعدتر امضای خود را پس گرفتند. انتشار این نامه و تلاش‌های متعاقب آن برای احیای کانون نویسندگان ایران از دلایل اقدام ماموران وزارت اطلاعات به قتل روشنفکران پنداشته می‌شود.

ما نویسنده‌ایم

اما مسایلی که در تاریخ معاصر در جامعه ما و جوامع دیگر پدید آمده، تصویری را که دولت و بخشی از جامعه و حتی برخی از نویسندگان از نویسنده دارند، مخدوش کرده است، و در نتیجه هویت نویسنده و ماهیت اثرش، و همچنین حضور جمعی نویسندگان دستخوش برخوردهای نامناسب شده است.

ار اینرو ما نویسندگان ایران وظیفه خود می‌دانیم برای رفع هر گونه شبهه و توهم، ماهیت کار فرهنگی و علت حضور جمعی خود را تبیین کنیم.

ما نویسنده ایم، یعنی احساس و تخیل و اندیشه و تحقیق خود را به اشکال مختلف می‌نویسیم و منتشر می‌کنیم. حق طبیعی و اجتماعی و مدنی ماست که نوشته‌مان ـ اعم از شعر یا داستان، نمایشنامه یا فیلمنامه، تحقیق یا نقد، و نیر ترجمه آثار دیگر نویسندگان جهان ـ آزادانه و بی هیچ مانعی به دست مخاطبان برسد. ایجاد مانع در راه نشر این آثار، به هر بهانه ای، در صلاحیت هیچ کس یا هیچ نهادی نیست. اگر چه پس از نشر راه قضاوت و نقد آزادانه دربارۀ آنها بر همگان گشوده است.

هنگامی که مقابله با موانع نوشتن و اندیشیدن از توان و امکان فردی ما فراتر می رود، ناچاریم به صورت جمعی ـ صنفی با آن روبرو شویم، یعنی برای تحقق آزادی اندیشه و بیان و فکر و مبارزه با سانسور، به شکل جمعی بکوشیم، به همین دلیل معتقدیم:

حضور جمعی ما، با هدف تشکل صنفی نویسندگان ایران متضمن استقلال فردی ماست. زیرا نویسنده در چگونگی خلق اثر، نقد و تحلیل آثار دیگران، و بیان معتقدات خویش باید آزاد باشد. همآهنگی و همراهی او در مسایل مشترک اهل قلم به معنای مسئولیت او در برابر مسایل فردی ایشان نیست. همچنان که مسئولیت اعمال و افکار شخصی یا سیاسی یا اجتماعی هر فرد بر عهده خود اوست.

با این همه، غالبأ نویسنده را نه به عنوان نویسنده، بلکه به ازای نسبتهای فرضی یا وابستگیهای محتمل به احزاب یا گروهها یا جناحها می شناسند و بر این اساس دربارۀ او داوری می کنند. در نتیجه حضور جمعی نویسندگان در یک تشکل صنفی ـ فرهنگی نیز در عداد احزاب یا گرایشهای سیاسی قلمداد می شود.

دولتها و نهادها و گروههای وابسته به آنها نیز بنا به عادت، نویسنده را به اقتضای سیاست و مصلحت روز می سنجند، و با تفسیرهای دلبخواه حضور جمعی نویسندگان را به گرایشهای ویژه سیاسی یا توطئه های داخل و خارج نسبت می دهند. حتی بعضی افراد، نهادها و گروههای وابسته، همان تفسیر ها و تعبیرهای خود ساخته را مبنای اهانت و تحقیر و تهدید می کنند.

از این رو تأکید می کنیم که هدف اصلی ما از میان برداشتن موانع راه آزادی اندیشه و بیان و نشر است و هر گونه تعبیردیگری از این هدف، نادرست است و مسئول آن صاحب همان تعبیر است.

مسئولیت هر نوشته ای با همان کسی است که آن را آزادانه می نویسد و امضا می کند. پس مسئولیت آنچه در داخل یا خارج از کشور به امضای دیگران، در موافقت یا مخالفت با ما نویسندگان ایران منتشر می شود، فقط بر عهدۀ همان امضاء کنندگان است.

بدیهی است که حق تحلیل و بررسی هر نوشته برای همگان محفوظ است، و نقد آثار نویسندگان لازمۀ اعتلای فرهنگ ملی است، اما تجسس در زندگی خصوصی نویسنده به بهانۀ نقد آثارش، تجاوز به حریم اوست و محکوم شناختن او به دستاویزهای اخلاقی و عقیدتی خلاف دموکراسی و شئون نویسندگی است. همچنانکه دفاع از حقوق انسانی و مدنی هر نویسنده نیز در هر شرایطی وظیفه صنفی نویسندگان است.

حاصل آنکه

حضور جمعی ما ضامن استقلال فردی ماست، و اندیشه و عمل خصوصی هر فرد ربطی به جمع نویسندگان ندارد. این یعنی نگرش دموکراتیک به یک تشکل صنفی مستقل.

پس اگر چه توضیح واضحات است، باز می گوییم: ما نویسنده ایم. ما را نویسنده ببینید و حضور جمعی ما را حضور صنفی نویسندگان بشناسید.

http://www.bbc.com/persian/iran/2014/01/140109_l45_chain_murders_134_authors

کانون نویسندگان ایران، پنجاه سال مبارزه در راه آزادی بیان

پنجاه سال پیش در ایران کانونی "صنفی" شکل گرفت که بر زندگی سیاسی معاصر تأثیر زیادی گذاشت. کانون نویسندگان همواره از سوی حاکمان در معرض تهدید و فشار بوده، اما هیچگاه میدان مبارزه در راه آزادی فکر و بیان را ترک نکرده است.

Iranischer Schriftstellerverband kritisiert die Atmosphäre der Einschüchterung im Iran (iran-emrooz.net)

کانون نویسندگان ایران پنجاه سال پیش شکل گرفت

کانون نویسندگان ایران انجمنی در اصل "صنفی" است که وظیفه اصلی خود را دفاع از اهل قلم می‌داند، اما این وظیفه حرفه‌ای ناگزیر وجه سیاسی می‌یابد، زیرا آنجا که اختناق و استبداد حاکم است، آزادی آفرینش و بیان، یعنی خلاقیت هنری و ادبی  به خطر می‌افتد.

وجه یا نمود سیاسی به تعبیری همزاد این جمع فرهنگی بود، زیرا در اصل کانون واکنشی اعتراض‌آمیز در تقابل با جمع یا انجمنی بود که دربار پهلوی قصد داشت با گرد آوردن نویسندگان دست‌آموز و گوش به‌فرمان تشکیل دهد. 

نویسندگان مستقل و مردمی که از فشارهای آشکار و پنهان بنیادهای "فرهنگی" رژیم به جان آمده بودند، در اردیبهشت سال ۱۳۴۷ خورشیدی گرد آمدند و در اعتراض به فشار سانسور، که نشر کتاب و مجله و هرگونه فعالیت فرهنگی مستقلی را به تنگنا افکنده بود، بیانیه‌ای منتشر کردند، که در شرایط خفقان برای بسیاری از آنها پیامدهای سنگینی به همراه داشت.

بیشتر جلسات پایه‌گذاری کانون نویسندگان ایران در منزل جلال آل‌احمد و همسرش سیمین دانشور برگزار شد. در این جلسات اولیه هم نویسندگان نامداری مانند داریوش آشوری، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی، اسلام کاظمیه و هوشنگ وزیری شرکت داشتند و هم نویسندگانی که به طیف سیاسی دیگری تعلق داشتند، مانند محمود اعتمادزاده (به آذین)، سیاوش کسرایی و هوشنگ ابتهاج (سایه).

دوره اول کانون عمر زیادی نداشت: رژیم با حملات ایذایی و تنبیهی، دستگیری عده‌ای از نویسندگان مانند به آذین و فریدون تنکابنی از ادامه کار کانون و رشد آن جلوگیری کرد. مرگ آل‌احمد در شهریور ۱۳۴۸ بی‌گمان در افول فعالیت کانون مؤثر بود.

دوره دوم فعالیت کانون، که در سطحی وسیع‌تر و با کیفیتی به مراتب بالاتر صورت گرفت همزمان بود با آغاز و گسترش اعتراضات مردمی که سرانجام به انقلاب ایران انجامید. در این دوره عده زیادی از نویسندگان جوان و تحول‌خواه به کانون پیوستند و از فعالیت‌های آن در راه آزادی عقیده و بیان حمایت کردند، به گونه‌ای که در میانه سال ۱۳۵۶ شمار اعضای کانون به حدود صد عضو رسید.

به ویژه در شرایطی که جامعه از تشکل‌های سیاسی فراگیر برای سمت وسو دادن به حرکت‌های اعتراضی محروم بود، کانون نویسندگان زیر لوای دفاع از آزادی بیان و مبارزه با سانسور، موفق شد در بسیج افکار عمومی علیه دیکتاتوری نقشی بارز ایفا کند. در این دوره کانون، به ویژه در زمانی که به آذین در رأس هیئت دبیران قرار داشت، به سان یک تشکل فعال سیاسی با رژیم گذشته در نبرد بود.

اوج این فعالیت‌ها برگزاری ده شب شعر و سخنرانی بود که در مهرماه ۱۳۵۶ در باغ انجمن ایران و آلمان در شمال تهران برگزار شد و در شکستن فضای هول و ارعاب بسی موثر افتاد. برگزاری آرام این شب‌ها راه‌ها و شیوه‌های تازه‌ای از مبارزه و مقاومت را به مردم نشان داد.

کانون در برابر یورش انحصارطلبان

پس از برپایی جمهوری اسلامی در ایران، یکپارچگی کانون از میان رفت و میان اعضا و مدیران آن اختلافی عمیق پدید آمد. گروهی از نویسندگان چپگرا، که خود را "هوادار خط امام" می‌نامیدند، از کانون جدا شدند و جمعی به نام "شورای نویسندگان و هنرمندان ایران" را تشکیل دادند که هدف اصلی خود را "مقابله با توطئه‌های ضدانقلاب در عرصه فرهنگی" می‌دانست. چندی نگذشت که این نهاد نیز به نوبه خود دستخوش تعرضات و حملات حاکمان انحصارطلب قرار گرفت.

در سال‌های بعد و با گسترش فضای اختناق در جامعه، کانون نویسندگان به جمعی پراکنده و "غیرقانونی" بدل شد که نمی‌توانست در برابر رژیم، که با سازوبرگ و خشونتی بی‌سابقه به میدان آمده بود پایداری کند. در همین راستا بود که برخی از فعالان طراز اول کانون مانند محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، در جریان حملات موسوم به "قتل‌های زنجیره‌ای" جان خود را از دست دادند.

امروزه فشارهای حکومت هزینه عضویت در کانون و همکاری با آن را به شدت بالا برده است، به گونه‌ای که هر نشستی در شرایط نیمه‌مخفی، با شرکت اعضایی فداکار و همراه با ترس و اضطراب انجام می‌گیرد.

با وجود ادامه جو وحشت و ارعاب، کانون می‌کوشد با تشکیل نشست‌های ادواری یا دست‌کم صدور بیانیه‌های اعتراضی حضور و ادامه فعالیت این نهاد پیشرو را به حاکمان گوشزد کند.

آخرین نمود این تلاش، اعلامیه‌ای است که کانون به مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس خود منتشر کرده و در آن بار دیگر بر وفاداری به هدف اصلی خود تأکید کرده است: دفاع همه‌جانبه از آزادی بیان و مخالفت قاطع با سانسور.

.http://www.dw.com/fa-ir/a-43480905

Ali Ashraf Darvishian, iranischer Schriftsteller (DW)

گفت‌وگو با علی‌اشرف درویشیان درباره فعالیت‌ کانون نویسندگان

نویسنده کیواندخت قهاری

تاریخ 19.04.2007

کانون نویسندگان ایران از مهمترین سازمان‌های فرهنگی غیردولتی است که سالهاست به خاطر فعالیت علیه نقض حق آزادی عقیده و بیان زیر فشار است. مصاحبه دویچه وله در سال ۲۰۰۷ با علی اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر درباره کانون.

دویچه‌وله: کانون نویسندگان ایران در حال حاضر چند عضو دارد؟

علی اشرف درویشیان: اعضای فعال کانون نویسندگان ایران، که جمع مشورتی آن هر ۱۵ روز یکبار تشکیل می‌شود، در حدود ۲۵۰ نفر هستند. تعداد اعضای کانون خیلی بیشتر از این است. عده‌ زیادی مهاجرت کرده‌اند به خارج، عده زیادی بخاطر کهولت سن نمی‌توانند در جلسات بطور مرتب شرکت بکنند و همان ۲۵۰ نفر و در مجمع عمومی سالانه‌ی ما اغلب این‌ها نزدیک ۱۵۰ نفر شرکت می‌کنند.

 در سالهای اخیر شاهد بوده‌ایم که جلوی برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان را گرفته‌اند. امسال وضع به چه صورت بوده است؟

ما همیشه تلاش خودمان را برای برگزاری مجمع عمومی سالیانه کانون انجام می‌دهیم و مقدماتش را فراهم می‌کنیم. محلی را که در آنجا جمع می‌شویم، اغلب خانه‌ی دوستان ماست، چون در سالن‌های بزرگتر بهیچوجه به ما مجوز نمی‌دهند که آنجا جمع بشویم. با وجود این آذرماه امسال ۵ سال می‌شود، که مجمع تشکیل نشده است و بنابراین کانون نویسندگان هیئت دبیران هم ندارد. خیلی از کارهایش هم همینطور معوق می‌ماند، بخاطر اینکه هیئت دبیران باید کمیسیونهای فرهنگی، روابط عمومی، پذیرش عضو و این چیزها را انجام بدهد که متاسفانه از این بابت نمی‌توانیم فعالیتی داشته باشیم.

پس فعالیت کانون الان چیست؟

در تمام مواردی که مسئله‌ی آزادی اندیشه و بیان در خطر می‌افتد یا در برابرش سد و مانعی ایجاد می‌شود ما اعتراض می‌کنیم و تمام فعالیت‌هایی که در جامعه‌ی ما فعالیت‌های اعتراضی‌، تحصن‌ها، اعتصاب‌ها که مربوط به آزادی اندیشه و بیان اغلب هستند و اعمال سانسور از طرف حکومت ما در برابرش ایستاده‌ایم و مقاومت می‌کنیم، با تمام اینکه واقعا جایی برای دفتر و دستک‌‌مان یا مجمع عمومی برگزارکردن یا جمع‌شدن نداریم.

کانون، همانطور که اشاره کردید، در مواقع گوناگون و متعددی موضع‌گیری می‌کند. حتا در رابطه با زلزله‌ی بم دیدیم و در مورد اعتصاب کارگران شرکت واحد تهران. این خصوصیت کانون نویسندگان ایران از کجا می‌آید؟

این خصوصیت حاصل حدود ۴۰ سال فعالیت کانون نویسندگان ایران است که در دو رژیم اغلب معترض بوده به نابسامانی‌های جامعه‌ی ما و خب روز به روز روی این مسئله تبحر بیشتری پیدا کرده و دامنه‌ی فعالیت خودش را گسترده کرده است، بخصوص در زمینه‌ی آزادی اندیشه و بیان و مبارزه با سانسور که دوتا از اصول مهم منشور ماست.

آقای درویشیان، تا چه حد در حال حاضر فعالیت‌های کانون نویسندگان در جامعه ایران بازتاب دارد؟

الان در حدود دو سال است که حتا روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم از بیان و نوشتن بیانیه‌های ما خودداری می‌کنند و خیلی خیلی که همت بخرج بدهند، ممکن است یک خط بنویسند که کانون یک بیانیه منتشر کرد. خب بدتر شده. قبل از این بهتر بود، بخاطر اینکه اغلب نشریات حتا بخشهایی از بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های ما را چاپ میکردند. الان بطور کلی اینطور شده که سایت‌ها بسته شده‌اند. سایت کانون را بسته‌اند. ما تمام چشم امیدمان به سایت‌ها و مطبوعات خارجی بخصوص کانون نویسندگان ایران در تبعید است که همیشه یار و یاور ما بودند و بیانیه‌های ما را به اطلاع مردم جهان رسانده‌اند. اما الان نه. واقعا خیلی بازتابش کم است، مگر اینکه بصورتهای مختلف خود بیانیه تکثیر و پخش بشود.

تأثیر فعالیت‌های شما بر جامعه تا چه حد است؟

خب بیانیه‌هایمان که به آن صورت است و الان از پخش‌شان جلوگیری می‌شود و از اطلاع‌‌ رساندن به مردم. اما از طریق آثارمان همین تیراژ کتابهایمان که به هرحال گرچه با سانسور مواجه است، ولی اغلب نویسندگان ایران کتابهایشان با تیراژهای وسیع در بین مردم می‌رود و به این وسیله از لحاظ فرهنگی تاثیر می‌گذارد.

http://www.dw.com/fa-ir/a-2448662
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست