تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

بیانیۀ کانون نویسندگان ایران به مناسبت هفدهمین سالگرد قتل نویسندگان آزادی­خواه،
محمد مختاری و جعفر پوینده

در هفدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و جعفر پوینده، یاد عزیز آن جان باختگان راه آزادی را گرامی می­داریم. مرگ جانگداز آن جان­های عاشق با گذشت این همه سال هنوز بر جسم و جان آزادی­خواهان ایران و جهان آتش می­زند. سهل است، حتی یادآوری این داغ شرربار روح و روان انسان­های آزاده را می سوزاند، و ای بسا برخی کسان، از همین رو، مصلحت را در دم فروبستن و سوختن و ساختن با این داغ بدانند. اما کانون نویسندگان ایران، هم به عنوان مدافع پیگیر آزادی بیان و ادامه دهنده­ی راه پوینده و مختاری و همه­ی رهروان راه آزادی وهم در مقام جوینده­ی حقیقتِ کل قتل­های سیاسی - عقیدتیِ موسوم به زنجیره­ای، نه تنها سوختن دراین داغ را به جان می­خرد و بر این فاجعه­ی اجتماعی چشم نمی­بندد بلکه درعین مقاومت در برابر هرگونه ستم و سرکوب با صدایی هرچه رساتر برای ستمدیدگان این فاجعه دادخواهی می کند. کانون بر آن است تا زمانی که این غده­ی سرطانی همچنان در دل جامعه­ی ایران جا خوش کرده و جولان می دهد، تا زمانی که صداهای دادخواهانه و اعتراضی همچنان با داغ و درفش و سرکوب و خفقان رو به رو می­شوند، هیچ انسانی نمی­تواند خود را آزادی­خواه بنامد مگر آن که برای جراحی و از میان برداشتن این غده­ی انسان سوز و دیگر بسترهای آزادی ستیزی در جامعه ی ایران به پا خیزد.
فاجعه­ی قتل­های سیاسی - عقیدتی در این سال­ها بی­شک از برخی جهاتِ مهم مورد اعتراض و نقد و ریشه یابی قرارگرفته است. اما زوایای پنهان و کتمان شده­ی آن به علت فضای سنگین سرکوب و اختناق همچنان ناروشن باقی مانده، و آنان که جرأت ورود به این زاویه­ها را به خود داده­اند، از جمله ناصر زرافشان عضو کانون نویسندگان ایران و وکیل خانواده­های قربانیان این قتل­ها، متحمل هزینه­هایی بس گزاف شده­اند. رئیس وقتِ کمیسیون اصل نود مجلس بر همین زاویه­ی کتمان شده انگشت گذاشت آن گاه که اعلام کرد: ما در بررسی قتل­های زنجیره­ای به جایی رسیدیم که جلوتر از آن نمی­توانستیم برویم. کانون نویسندگان ایران در این سال­ها همواره بر چند نکته­ی مهم و کلیدی تأکید کرده که می­تواند این زوایای پنهان را تا حدود زیادی روشن کند. نخست این که شمار قتل­های زنجیره­ای بسی بیش از آن است که به کشتار چهار نفر یعنی  پروانه اسکندری، داریوش فروهر، محمد مختاری و جعفر پوینده محدود شود. از آن زمان به بعد، علاوه بر ده­ها نام دیگر، از این نام­ها نیز به عنوان قربانیان قتل­های زنجیره­ای یاد شده است: غفار حسینی، احمد میرعلایی، علی اکبر سعیدی سیرجانی، احمد تفضلی، ابراهیم زال­زاده، مجید شریف، پیروز دوانی، حمید حاجی­زاده  و فرزند خردسالش، کارون. افزون بر این، قرار بود شمار دیگری از نویسندگان را با اتوبوس به اعماق دره پرتاب کنند، کشتاری دسته جمعی که البته ناکام ماند. نکته­ی دیگر آن که آمران این قتل­ها را باید در رده­هایی بالاتر از رده­ی مأموران دست چندمی از نوع سعید امامی و مصطفی کاظمی و امثال آنها جست و جو کرد. همان مقدارِ بس ناچیز از اعترافات متهمان که به بیرون درز کرد نشانگر این حقیقت بی چون و چراست  که تصمیم گیری در مورد این قتل­ها فراتر از اختیارات کسانی بوده که به عنوان متهم معرفی شدند. اما وجه مهم دیگری که کانون بر آن تأکید کرده و همچنان می­کند این است که خفه کردن مختاری و پوینده نه قتل معمولی بلکه جنایتی مضاعف است، به این معنا که در جریان آن علاوه بر سلب حق حیات از دو انسان، آزادی­خواهی و دگراندیشی نیز به مسلخ کشیده شده است. به یاد داریم که اندکی پس از قتل­های آذر 1377، دادستان سازمان قضایی نیروهای مسلح به عنوان مرجع رسیدگی به پرونده اعلام کرد متهمان درباره­ی مقتولان ادعاهایی دارند که باید آنها را با استناد به ماده ی 226 قانون مجازات اسلامی اثبات کنند. ماده ی 226 قانون پیشینِ مجازات اسلامی چنین مقرر کرده بود: «قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعاً مستحق کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل باید استحقاق  قتل او را طبق موازین در دادگاه اثبات کند.» به این ترتیب، به گفته­ی مرجع رسیدگی به پرونده، قاتلان ادعا کرده بودند که پوینده و مختاری و فروهرها را به دلایل شرعی کشته­اند. این ادعا هیچ معنایی نداشت و ندارد جز آن که این انسان­ها را به دلیل عقاید دگراندیشانه و فعالیت­های آزادی­خواهانه شان کشته­اند. یادآور می­شویم که برخی از متهمان در دادگاه همین ادعای «استحقاق کشته شدن» را درباره­ی مقتولان مطرح کردند، و این با وجود تمام تلاش­ها و ترفندهایی بود که پنهان کنندگانِ حقیقتِ قتل­ها برای انصراف متهمان از طرح این ادعا به کار بستند، چرا که می­خواستند و همچنان می­خواهند مواد قانونی از نوع ماده­ی فوق را، که به توحش و آدم کشی جنبه ی قانونی می دهند، محفوظ نگه دارند تا با استناد به آنها بتوانند به طور قانونی نیز صدا­های آزادی­خواهانه­ را در گلو خفه کنند. پنهان سازیِ عامدانه­ی همین حقیقت است که، به نظر کانون نویسندگان ایران، جنایتی است دیگر – علاوه بر جنایت سلب حق حیات – در حق قربانیان قتل­های زنجیره­ای، از جمله دو نویسنده­ی آزادی­خواه و دو عضو صادق و پیگیر کانون نویسندگان ایران، محمد مختاری و جعفر پوینده. و ما همچنان دوره خواهیم کرد داستان روشنگرانه، هرچند دردناکِ، این جنایت مضاعف را بر سر هر کوی و برزن، تا آن زمان که پرده برافتد، ابعاد پنهان این جنایت برای مردم ایران و جهان سراسر آشکار شود، آمران و عاملان آن به سزای اعمال ننگین شان برسند و زمینه­ی تکرار این توحش انسان ستیزانه از جامعه­ی ایران رخت بربندد.
در هفدهمین سالگرد قتل وحشیانه و تبهکارانه­ی جعفر پوینده و محمد مختاری، روز جمعه 13 آذر 1394 ساعت 5/2 بعد از ظهر مزار آن جان باختگان راه آزادی را در امام­زاده طاهرِ کرج گلباران می­کنیم.

                                                                                     کانون نویسندگان ایران
10 آذر 1394

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست