تماس با سردبیر > perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده سیاسی  بیانیه ها و برنامه ها کتابخانه صدا و ویدئو ادبیات بومی هنر داستان شعر

پناهی: مجبور بودم ساعت ها برهنه در سرما بایستم

دانشجونیوز: کارگردان ایرانی جعفر پناهی ماه ها در زندان مخوف اوین بود. حالا آزاد شده – و حرف می زند.

وِلت: آقای پناهی، شما را با فیلم «آکاردئون» به جشنوارۀ ونیز دعوت کرده بودند. اما شما اجازه نداشتید ایران را ترک کنید. به چه دلیل؟

پناهی: ده ماه پیش گذرنامه ام را گرفتند. از آن زمان به بعد اجازه ندارم به خارج بروم. با این وجود خیلی امیدوار بودم که بتوانم به ونیز بیایم. تا چهارشنبه چمدانم را هم بسته بودم، فکر کردم گذرنامه ام را پس می گیرم و می توانم در جشنواره شرکت کنم.

ولت: چه کسی به شما می گوید چه چیز ممنوع است و چه چیز نه؟

پناهی: وکیلم شش ماه پیش با یک قاضی صحبت کرد. قاضی به وکیل توصیه می کند اصلاٌ صلاح نیست تقاضا کنم گذرنامه ام را پس بدند. اما بعد از طریق اشخاص دیگر با نهادهای رسمی تماس گرفتیم، متأسفانه تاکنون بی نتیجه بوده است.

ولت: چه چیز باعث شد گذرنامه تان را توقیف کنند که در نتیجه نه در فوریه توانستید به جشنوارۀ برلین بروید و نه در مه به جشنوارۀ کن...

پناهی: همه چیز اینطور آغاز شد که من در سپتامبر سال گذشته به «جشنوارۀ فیلم دوموند» در مونترال دعوت شدم و در آنجا شال سبزی به گردن داشتم...

ولت: ... نماد جنبش آزادی خواهی در ایران بعد از انتخابات دستکاری شدۀ ریاست جمهوری در ژوئن ۲۰۰۹.

پناهی: بعد از بازگشتم به تهران چند سفر دیگر در نظر داشتم. اواسط اکتبر قرار بود برای طرحی به پاریس بروم، بعد به بمبئی که در آنجا قرار بود عضو هیئت داوران باشم. اما در روزی که می خواستم به پاریس پرواز کنم گذرنامه ام را در فرودگاه گرفتند – بدون هیچ توضیحی، بدون حتی یک کلمه حرف. فقط کاغذی به من دادند که طبق آن می بایستی خود را به «ساختمانِ سنگی» معرفی کنم – در این ساختمان دفتر مقام های مهم جمهوری اسلامی قرار دارد. از آنجا من را مستقیم به دادگاه انقلاب فرستادند.

ولت: کیفرخواستی علیه شما صادر شد – و بویژه به چه دلیل؟

پناهی: صحبتی از کیفر خواست نکردند. اصلاٌ حرف مشخصی نزدند، من را به واقع فقط معطل کردند - تا اول مارس موقع ساخت فیلم بازداشتم کردند. در فیلم صحبت از اتفاق های تازۀ ایران بود، انتخابات ریاست جمهوری و نا آرامی های بعد از آن. می خواستم خانواده ای را نشان دهم که پسرشان در جریان نا آرامی ها بازداشت می شود. این فیلم را همراه با کارگردان جوان محمد رسول اف ساخته ام.

ولت: تحت چه شرایطی بازداشت شدید؟

پناهی: عده ای به خانه ام حمله کردند و هرکس را که بود بازداشت کردند – در مجموع ۱۷ نفر. در این جمع هم دست اندرکاران فیلم و هم همسر و دختر ۲۰ ساله ام بودند. بعد از دو روز آنها را آزاد کردند و من را در زندان نگه داشتند.

ولت: شما در زندان اوین در تهران بودید ...

پناهی: بله، تمام مدت. ۱۴ روز اول انفرادی بودم بعد با سه نفر دیگر در یک سلول. مسئولان دیوار بین دو سلول انفرادی را برداشته بودند و ما چهار نفر در آنجا بودیم.

ولت: به شما علت بازداشتتان را گفتند؟

پناهی: هنگام بازداشت چیزی دربارۀ اتهامِ من گفته نشد. در زندان چندین جمله شنیدم: از مصاحبه هایی شروع کردند که شرکت کرده بودم تا فیلمی که می خواستم بسازم.

ولت: چگونه می توان به شما دربارۀ فیلمی اتهام زد که هنوز تمام نشده است؟

پناهی: دقیقاٌ همین سؤال را کردم.

ولت: در اوین به شما چه گذشت؟

پناهی: تجربۀ تلخی بود.

ولت: شکنجه شدید؟

پناهی: نه، تقریبآ هیچ تماس بدنی وجود نداشت. یکبار متهمم کردند که کوشیده ام در سلول فیلم بگیرم – بعد از من بازرسی بدنی شد و مجبور بودم ساعت ها در سرما سرپا بایستم. اما بهتر است که خیلی از دوران زندان صحبت نکنیم.

ولت: چگونه مؤفق شدید چند بار در زندان موضع گیری کنید؟

پناهی: هر بار که با خانواده ام تلفنی حرف می زندم مطالبی را گفتم.

ولت: در ماه مه که در جشنوارۀ کن خیلی جایتان خالی بود اعلام کردید دست به اعتصاب غذا می زنید. اینگونه بود که از زندان درآمدید؟

پناهی: دو موضوع آزادی من را تسریع کرد: اعتصاب عذا و ابراز همبستگی همکاران از سراسر جهان. بسیار تأثیر گذار بود.

ولت: در کن که قرار بود داور باشید پیوسته یک صندلی خالی با اسمتان بازداشت شما را به یادها می آورد. حمایت اهل سینما دل گرمتان کرد؟

پناهی: خیلی. دقیقاً در زندان برایم قوت قلبی بود که بدانم با بزرگواری از من حمایت می شود. پی بردم با وجود همۀ اختلاف های فرهنگی، کارگردانان و دوستداران فیلم از سراسر جهان با همند و با یک صدا صحبت می کنند. درست در جریان اعتصاب غذا این فکر کمک زیادی به من کرد. افتخار می کنم که به چنین جمعی تعلق دارم. اولین بار بود که فیلم سازان – نه فقط فیلم سازانِ مستقل بلکه آنهایی هم که در هالیوود کار می کنند – همراه شدند زیرا می خواستند به اتفاق برای آزادی من تلاش کنند.

ولت: باید وثیقه می سپردید؟

پناهی: بله، دویست میلیون تومان، حدود ۱۵۰ هزار یورو.

ولت: پول را چگونه تهیه کردید؟

نقد پرداخت نکردم بلکه سند خانه ام را گرو گذاشتم. از آن به بعد اجازه دارم خانه ام را ترک کنم، حتی مسافرت بروم، فقط خارج اجازه ندارم.

ولت: گفته می شود چند بار در هفته شماره تلفنتان را عوض می کردید...

پناهی: این مطلب حالا مهم نیست.

ولت: ممکن است این مصاحبه باز شما را به خطر بیندازد؟

پناهی: اگر قرار باشد حرف نزنم، اگر قرار باشد فیلم نسازم، اگر قرار باشد به هیچ شکل نظرم را نگویم در اینصورت دیوانه می شوم و می میرم. می خواهم به خودم و شغلم وفادار بمانم.

ولت: در تازه ترین اظهارات خود می گویید: «به حقِ فیلم ساز برای آزادی عقیده باور دارم.» در ونیز می شد فیلم کوتاه شما «آکاردئون» را دید: دو بچه با زدن ساز در خیابان روزی خود را در می آورند. وقتی جلوی یک مسجد ساز می زنند سازهایشان را می گیرند. «آکاردئون» یک فیلم سیاسی است؟

پناهی: نه. کلاٌ فیلم سیاسی نمی سازم، فیلم اجتماعی می سازم.

ولت: فیلم دربارۀ اجتماع خود به خود سیاسی نیست؟

پناهی: می توان این نظر را داشت، اما به باور من تفاوت بسیار بزرگی وجود دارد. فیلم های سیاسی همواره جانب می گیرند، حکم می دهند که چی درست و چی نادرست است. فیلم اجتماعی هرگز این کار را نمی کند. به جای جستنِ علت ریشه های یک پدیده فقط آن را نشان می دهد.

ولت: بچه ها در فیلم تصادفی آکاردئون خود را پیدا می کنند. اما به جای معرفی دزد همراه او ساز می زنند. به این نتیجه می رسند: «احتمالاٌ او به پول بیش از ما نیاز دارد.»

پناهی: مهمترین پیام فیلم عدم خشونت است. عدم خشونتی که جامعۀ ایران بعد از انتخابات سال ۲۰۰۹ شاهدش بود. مردم چیز جدیدی کشف کردند: اینکه ممکن است با آرامش به چیزی دست یابند. این پیام جهانی است زیرا همه جا در جهان جامعه ها هر چه بیشتر راه عدم خشونت را پیش می گیرند. انسان ها دیگر نمی خواهند بجنگندند بلکه می خواهند در صلح زندگی کنند. عدم خشونت یعنی انسانیت. و این عدم خشونت است که انسانیت را ایجاد می کند.

ولت: چه در انتظارتان است؟

پناهی: ۲۶ سپتامبر روز محاکمۀ من است.

ولت: از محاکمه می ترسید؟ از احتمالاٌ بی عدالتی یا خود سری.

پناهی: نه، فقط باید صبر کنم که چه اتفاقی می افتد و از من چه می خواهند. باید راهم را بروم.

* مصاحبه از: ناتاشا رایس/ در: ولت آنلاین / مترجم:ح.پدرام (از آلمانی)
منبع: ايران در جهان

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست