ارسال مطالب تماس با سردبیر کتابخانه سیاسی همه چیز همه جا پیوندکده ادبیات بومی صدا و ویدئو هنر داستان شعر
به سرای هنر و ادبیات پرس لیت خوش آمدید October 4, 2016

صفحه ویژه شاعر، نقاش و مجسمه ساز معاصر شهلا آقاپور

برای آگاهی بیشتر از آثار شهلا آقاپور بویژه بزبان آلمانی به سایت شخصی ایشان مراجعه فرمایید

فیلمی از آثار شهلا آقاپور در نمایشگاه مشترک گروه 7 در برلین

ویدئو کلیپ شعر و تصاویر اختصاصی از شهلا آقاپور با صدای شاعر ، ویدئو یک ، ویدئو دو ، ویدئو سه ، ویدئوچهار

همه چیز از همه جا

-تعفن فرهنگ قهقرایی حکومت اسلامی تا کجا باید باشد! ، گیل آوایی

- نامه ی نیک کردارانه و نیک اندیشانه ی دکتر حسین لاجوردی به شاهزاده رضا پهلوی

-یادداشتی بر سخنرانی آقای علی عمویی محمد امینی

-شش روز زندگی در چاه

-جنایتکاران اسلامی يک زن را در سومالی سنگسار کردند

-پاسارگاد در محاصره ماموران امنيتی جمهوری اسلامی

ادامه

سرفصل تازه ترین خبرها در رسانه های بین المللی

- شخصی که جنازه صدام حسین را در گور گذاشت گفته است که پیرک او پس از اعدام با چاقو قطع قطعه شده بود.

- وزیر امور خارجه برزیل برای آماده نمودن زمینه نشست مشترک برزیل و ایران وارد تهران شده است

- یک مقام رسمی اعلام نمود که دولت برزیل اپیشنهاد کرده است که احمدی نژاد از کشورهای امریکای جنوبی در سال تازه دیدار نماید

- عراق پلیس بیشتری به منطقه مرزی با روسیه اعزام می کند

- عراق 15 میلیارد دلار به بازسازی عراق اخصاص داد

- بیم جنگ تازه در آبخازیا، گرجستان - روسیه

ادامه

در پی اقدام اقای عباس امیر انتظام و ارسال نامه همراه با طرحی به سازمان ملل، کسانی که مایلند از این طرح پشتیبانی نمایند همینجا کلیک کنند

سایت رسمی آقای عباس امیر انتظام

با معرفت ها
رضا بایگان
جوان بودم خیلی جوانتر از آنچه امروز هستم ، دهِ چهل بود و مجله ای چاپ می شد که ما با خرید آن می توانستیم که ژست روشنفکرانه انه بگیریم .روزی در آن مجله مقاله ای دیدم بنام « علمای بی معرفت » . نمی دانم چرا اولش فکر کردم که این مقاله ربطیدارد >>> ادامه

دعوت به زن ستیزی، یادداشتی بر فیلم "دعوت" از حاتمی کیا
شیدا >>> ادامه

کانون نویسندگان ایران در تبعید

روشنگری در مورد استعفاء خانم فریبا مرزبان>>> ادامه

یحیی خزاائیه : یک عدد مصاحبه با خودم

زن در اوستا
اشکان رضوی
درسرود سي گاتا مي خوانيم :
( .واين است آموزشهايم بشنويد اينك سخنان را با انديشه ي روشن بنگريد . مرد وزن بايستي خود با رايزني خرد برگزينند.)
ادامه

ملاها و آدمها همراه با دو مقاله دیگر

از ناصر پاکدامن

کتابشناسی غلامحسين ساعدی
مجموعه داستان
خانه‌‏های شهر ری ، تبريز ۱۳۳۴
شب نشينی باشکوه
۱۳۳۹
عزاداران بيل
۸ داستان پيوسته ۱۳۴۳>>>ادامه

مجموعه سروده های معینی کرمانشاهی

گزیده هایی از دیوان ملک الشعرای بهار

منشور حقوق بشر کوروش بزرگ موسوم به استوانه کوروش استوانه‌ای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته شده و دور تا دور آن مجموعه‌ای از سخنان و دستورات شاهنشاه به خط میخی بابلی نقش گردیده است. این استوانه که به عنوان «اولین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته می‌شود، در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده بوده است. >>>ادامه

'گلیمباف' داستان رنج زنان افغان
احمد شکیب بزرگ امید
تقی واحدی، داستان نویس افغان، با رمان "گلیمباف" خود به شکل جدی وارد گونه ادبی داستان نویسی شده است.
ادامه

سعید حقیقی: سال زبانها؛ نگاهی به برخی زبانهای رایج افغانستان -1-

زندگی زبانها (2) زبان نورستانی

اردشیر محصص : من‌ آنچه‌ را می ‌بينم‌ می‌کشم‌؛ به‌ نظر من‌ کاريکاتورها اسناد يک‌ عصرند

کتاب در هفته گذشته؛ خويشاوندی پنهان دوستدار و رمان گربه
فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)
خويشاوندی پنهان
ادامه

آثار تحقیقی و بسیار ارزنده اقای احمد رناسی - فراگشایی تاریخ معاصر ایران

1- 2 - 3 - 4 - 5 - 6 -

جنبشهای مترقی ایران

29 اسفند ملی شدن صنعت نفت

توجه
مجموعه های زیر  به کتابخانه پرس لیت افزوده شده است:
1- داستانها و پیامهای نظامی گنجوی
2- زنان محمد، تاریخنامه طبری
3- گزیده های طنز عبید زاکانی
4- هفت پیکر نظامی

5-مجموعه توفیق که در سال 1349 منتشر شده است
ادامه

نام ژان‌ماری گوستاو لوکلزی، رمان‌نویس قرانسوی،‌ امروز –پنج‌شنبه ۱۸ مهر- به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۸ میلادی اعلام شد. این نویسنده ۶۷ ساله در ۴۵ سال فعالیت ادبی، ۳۶ رمان نوشته است
ادامه

یاد پایدار
اردشیر محصص


(19 شهریور 1317 ـ 18 مهر 1387 / 9 سپتامبر 1938 ـ 9 اکتبر 2008)
27 مهر 1387 /  18 اکتبر 2008
اردشیر محصص، چهرۀ درخشان فرهنگ و هنر ایران معاصر درگذشت. محصص در جهان طراحی و طرح‌پردازی نامی شناخته بود و منتقدان و صاحبنظران  او را از طراحان بزرگ معاصر به شمار می‌آوردند.>> >ادامه

گزارش فرهنگی: «سرزمین زنان نامرئی» روایتگر زندگی زیر لوای وهابیت استادامه

خواننده ایرانی در کنار ستارگان اپرای جهان
میرعلی حسینی (پاریس)
ادامه

بيانيه ۷۰ تن از اهل قلم
ما، عزيزی بنی طرف را می شناسيم

بیانیه پایانی نشست همگانی انجمن قلم ایران (در تبعید)
هیئت دبیران در اولین جلسه خود پس از پایان نشست همگانی در تقیسم کار درونی خود، بهرام رحمانی را به عنوان دبیر اول، فریبا مرزبان را معاون دبیر اول و گلمراد مرادی را به عنوان مسئول دبیرخانه و خزانه دار انجمن انتخاب کرد.
ادامه

بیانیه کانون نویسندگان ایران
مردم آزاده!ادامه

برنامه و اطلاعیه ها

-فستیوال موسیقی در شهر دلفت هلند با شرکت جمعی از جوانان هنرمند

-هم میهنان
در آستانه دهمین سالگرد فاجعه قتل های سیاسی آذر هزاروسیصد هفتادوهفت  یاد جانباختگان این جنایت ها ، داریوش و پروانه فروهر ، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را به همراه یاد یکایک قربانیان قتل های سیاسی در ایران گرامی می داریم . >>> ادامه

-پيام نويسندگان، هنرمندان و فعالين فرهنگي و اجتماعی برای
29 اکتبر 7 آبان روز کورش بزرگ

-برنامه ادبی در شهر اوترخت-هلند ،

برنامه هاي  ادبي و فرهنگي
بنياد فرهنگي پازند.
شعر و داستان
لیلی گلزار، نسیم خاکسار و گیل آوایی>>> ادامه

 

فستیوال تئاتر ایرانی در کلن آلمان ، برای دریافت مشروح برنامه که در دو فورمات پی دی اف می باشد بروی شماره های زیر کلیک کنید : 1 - 2

-مهرگان شاد باد ،کمیته بین المللی نجات پاسارکاد

-اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در تبعید
در مورد انتشار کتاب سال2009 کانون

-کانون نویسندگان ایران به مناسبت چهل سالگی کانون، فراخوانی خطاب به اهل قلم برای بزرگداشت چهلمین سال فعالیت این کانون منتشر کرده است ادامه

کلیپهای ویدئو و موسیقی

-فیلمی از نخستین موزه ایران ، برایی دیدن آن همینجا کلیک کنید

- قره تللر، آوازی خاطره انگیز و قدیمی با صدای ماندگار بولبول، خواننده آذربایجانی

- یار بیزا گوناخ گلاچک با همراهی پیانو و صدای گیرای لطفی یارممدوف

شهر خاموش، کاری بسیار ستودنی از کیوان کلهر،

همگان را به شنیدن این اثر ماندگار فرامی خوانیم
شهر خاموش از سوی سانگلاینز، نامی ترین مجله بین المللی موسیقی بعنوان بهترین اثر در سال 2008 بر گزیده شده است. کیوان کلهر این اثر را به کودکان حلبچه که در بمباران شیمیایی جان باختند، پیشکش کرده است. برا ی شنیدن آهنگ بروی همین نوشته کلیک کنید

جای دوست و دشمن
ابوالفضل اردوخانی

حمزه فرزند کوچک خانواده اش ، پسر حاج عزیزاله روز عید قدیر به دنیا آمده بود، برای همین هم حاج حمزه صدایش می کردند. حاجی عزیزاله پدر حاج حمزه وضع مالیش خوب بود، یک خانه بزرگ در خیابان نایب السلطنه داشت با مقداری ملک و املاک که وقتی فوت کرد پسرهای دیگرش ، حسن و حسین وقتی اموال پدر را تقسیم کردند ، تنها یک دکان و خانه ای   که همه اش صد متر می شد، در کوچه دردار، نبش کوچه درختی به حاج حمزه رسید  که با مادر پیر زمین گیرش زندگی می کرد.>>>ادامه

پیوند دو شهر با دو فرهنگ

 آگهی گشایش نمایشگاه "تهران ـ فرانکفورت/فرانکفورت ـ تهران" در شهر فرانکفورت آلمان . آثار سه هنرمند ایرانی در نمایشگاهی با عنوان "تهران ـ فرانکفورت/فرانکفورت ـ تهران" به‌نمایش گذاشته‌ شده‌اند. وجه مشترک این کارها در یک اصل خلاصه می‌شود: تسلط به تکنیکی قوی و مهارت در پرداخت زیبایی‌شناسانه مضامین مستقل.>>>ادامه

گفتگو با بهمن شعله ور؛ چون کشتی بی لنگر
الیاس احمدی ، روزنامه نگار

بهمن شعله ور نامی است که در همه کتاب هایی که به تاریخ داستان و رمان نویسی معاصر ایران پرداخته اند، از او و رمان "سفر به شب" اش نیز یاد کرده اند، نویسنده ای مهم اما غایب از فضای ادبی ایران. او ۴۲ سال پیش پس از نوشتن رمانش از ایران مهاجرت کرد، مهاجرتی که انتخابی ناگزیر بود. او آن هنگام دبیر پیمان اقتصادی سنتو بود و با نوشتن رمانش که فصلی از آن در نقد غیر مستقیم شاه بود، حتم داشت برایش مشکلاتی پیش خواهد آمد.>>>ادامه

گفتگویی با یک مرد تن فروش در تهران.
نيما


عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از 'کافکا' به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود . >>> ادامه

هستی نقره چی: سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی

روزهای سختی بود؛ سرد و سیاه. سایه مرگ بر سراسر اتحاد جماهیر شوروی گسترده بود. ترس از اعدام، تبعید و اسارت هیچکس را لحظه ای رها نمی کرد، به خصوص هنرمندان و دیگر افرادی را که اهل تفکر بودند. کسی جرات مخالفت با استالین را نداشت. مردم کاملا مسخ شده بودند. همه آنها انگار دو شخصیت داشتند: اول آنچه رژیم از آنها می خواست و دیگری موجودیت واقعی خودشان. >>>ادامه

یادداشت: سانسور رو در روی سینمای ملی
فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)

در نخستین روزهای این هفته نشست «حمایت فعالان مدنی از سینمای مستقل ایران»، که قرار بود در اکران ویژه فیلم سه زن در «سینما ایران» تهران برگزار شود، به دلیل دخالت «نیروهای امنیتی، انتظامی و اخطار وزارت ارشاد و پليس امنيت تهران به مدير سينما» مختل شد. >>>ادامه

آیه های شیطانی - نفرین های الهی
از بهمن سقائی


یکی از جنجالی ترین رمانهای منتشر شده در دودهه گذشته آیه های شیطانی است که به صدور فتوای قتل توسط آيت الله خمينی عليه نویسنده اش منجر شد. همین فتوا اشتهار فراوان برای نویسنده و رسوایی برای صادرکنندگان فتوابه دنبال داشت.  شهروندان آزاد جامعه مدرن با برخورداری از حق انتخاب فردی، و بی نیاز از حکم والی، صدور این فتوا را توهین به شعور مخاطب و دشمنی آشکار علیه آزادی قلم ارزیابی کردند.
>>>ادامه

نمونه نثر و سبک و سياق نگارش شهرنوش پارسی پور


در خاطرات زندان شهرنوش پارسی پور، به غير از سرگذشت خود او ماجراهای ديگری که بر ديگر زندانيان گذشته آمده است. ماجراهايی که نکته تمايز کتاب با کتاب های همانند شده است. يک نمونه از اين ماجراها را در اينجا به عنوان نمونه نثر و سبک و سياق نوشتن خانم پارسی پور می آوريم. نام زندانبان که در کتاب ذکر شده، در اينجا حذف شده است. >>>ادامه

شهرزاد دیگر
چراغ ها را من خاموش می کنم


((نوشتن زنان دربارة زنان و برای زنان)) را نمیتوان شعار سیاسیی تلقی کرد که از لحاظ چیستی خود چهر های مردان را سیاه بازتاب بدهد. داستان نویسان زنی که در این راستا مسؤولانه با اندیشه ، پندار و چارچوب از قبل تعیین شده مینویسند، شخصیت محوری داستانها را از مرد به زن انتقال داده اند. در این انتقال که امروز به شکل یک جریان نمودار میگردد، چیز هایی به دست آمده است- من به ویژه روی چیز هایی تأکید میکنم. این چیز ها اگر در لایه های محسوس تغییر عمده وکلی را به وجود نیاورده؛ اما بدون شک درزهایی را پدید آورده است که کلیشه های متعارف ذهن آدم امروزی را از پایه وشالوده سست کرده و دید باژگونه ولی منطقی و عادلانه را نسبت به قضایا به وجود آورده است. >>>ادامه

ناتان خردمند: جلوه‌ای از عقلانیت، رواداری و انساندوستی
داود خدابخش

به تازگی ترجمه فارسی نمایشنامه‌ی «ناتان خردمند»، اثر ادیب و فیلسوف آلمانی عصر روشنگری، گوتهولد افراهیم لسینگ برای نخستین مرتبه در ایران انتشار یافته است. این نمایشنامه حاوی اصیل‌ترین اندیشه‌ی رواداری و انسان‌دوستی، فراسوی ادیان است. لسینگ کیست و اثر ادبی و تاریخی او زیر عنوان «ناتان خردمند» از چه ابعاد فلسفی و اجتماعی برخوردار است؟ >>>ادامه

مراسم تشییع و خاکسپاری اردشیر محصص در نیویورک

 اردشیر محصص، هنرمند نقاش و کاریکاتوریست ایرانی، در تاریخ ۹ اکتبر سال جاری به دلیل حمله‌ی قلبی جهان را بدرود گفت  شنبه، (۲۵ اکتبر)، مراسم تشییع و خاکسپاری اردشیر محصص، هنرمند نقاش و کاریکاتوریست پرآوازه‌ی ایرانی در شهر نیویورک انجام شد. در این مراسم حدود دویست و پنجاه نفر از دوستداران و نزدیکان اردشیر حضور داشتند.  در ساعت ده صبح یک روز نیمه بارانی پاییزی (۲۵ اکتبر)، در محله‌ی گرینیچ ویلج شهر نیویورک، دوستان و هواداران اردشیر محصص دورهم جمع آمدند>>>> ادامه

محمدرضاشاه پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران، درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید.
آغاز زندگی و دورهٔ کودکی
او در روز
۴ آبان ۱۲۹۸ (۱ صفر ۱۳۳۸، ۲ عقرب ۱۲۹۸، ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود. محمدرضا از این پدر و مادر، دو خواهر و یک برادر به نامهای شمس(1296-1374)، اشرف (دوقلو با محمدرضا) و علیرضا (1301-1333) داشته است.[۱] >>> ادامه

یک ضربه دیگر به حیات تالاب انزلی»
مهین گرجی


طرح ساخت یک ورزشگاه در یکی از مناطق حاشیه تالاب بین‌المللی انزلی اعتراض دوستداران محیط زیست را برانگیخته است.  این ورزشگاه قرار است با ظرفیت ۳۰ هزار نفر در منطقه «چراغ پشتان»، که از مناطق حاشیه‌ای حفاظت شده تالاب انزلی است، ساخته شود. بر اساس گزارش‌ها، به رغم اینکه هنوز مجوز ساخت این ورزشگاه، از «بخش تالاب‌های سازمان محیط زیست» گرفته نشده، عملیات خاک برداری در محل آغاز شده است. >>> ادامه

نگاهی به " کریستینا " تازه ترین اثر نسیم خاکسار
الهه خوشنام


"کریستینا" آخرین کتابی است که نسیم خاکسار، نویسنده‌ی مقیم هلند منتشر کرده است. او در این قصه‌ی بلند، ضمن پرداختن به سرگذشت زنی لبنانی‌تبار، روایتگر برشی از جامعه‌ی روشنفکری مهاجر است. در مهاجرت کم نیستند نویسندگان ایرانی که تا حتی پس از سی چهل سال زندگی در کشوری بیگانه، هنوز هم در همان حال و هوای وطنی می‌زیند و نشانه‌ای از مهاجرت در داستان‌هایشان به چشم نمی‌خورد. بزرگ علوی یکی از نمونه‌های برجسته‌ی این نوع نویسندگان است >>> ادامه

مرتضی احمدی؛ تهران، شهر گمشده من
رها یگانه، روزنامه نگار

مرتضی احمدی، بازیگر و دوبلور حالا سال هاست که یک تنه با کتاب ها و تحقیقاتی که هر کدام وجهی از این فرهنگ را در بر می گیرند، از آواز کوچه باغی گرفته تا ضربی خوانی، در برابر فراموشی آنچه که او فرهنگ اصیل تهرانی می خواند، مقاومت کرده است.  او یکی از معدود آدم هایی است که چهره قدیمی تهران را هنوز از حافظه هنری اش پاک نکرده و به یاد آن تهران قدیم، گاهی در خلوت اشک می ریزد.د. >>> ادامه

موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران


سخنرانی روح الله خالقی در تالار پور سینا به دعوت انجمن ایران و هند
موسیقی شمال و جنوب هند از هم متمایز است ولی نباید آنرا دو نوع موسیقی دانست. در حقیقت هند دارای یک موسیقی است که به دو سبک در شمال و جنوب جلوه گر شده است. >>> ادامه

اوکتاویو پاز ، عمری تنهایی
برگردان: شهاب هروی


"روزنامه‌ی شعر"، گاهنامه‌ی شعر چاپ بلژیک، در شماره‌ی می- اگوست 1996 گفت و گوی زیبایی از نویسنده و منتقد فرانسوی فردریک د تووارنیکی [Fredric de Towarnicki ] با اکتاویوپاز را به چاپ رسانده است. شاعر و برنده‌ی نوبل ادبی، اوکتاویو پاز در هتلی در پاریس زندگی‌اش را مرور می‌کند. نتیجه، نگاهی است دقیق به دگرگونی‌های اساسی این سده (سده‌ی بیستم) و شهادتی جذاب از شاعری ناراضی، سرکش و تنها:" هنوز هم بر این عقیده‌ام که این جهان باید دگرگون شود." >>> ادامه

پاره ای از فرهنگ زبان تاجيکی، پژوهشی 40 ساله
مهدی جامی


دکتر علی رواقی لغت شناس صاحب اعتبار ايرانی از معدود پژوهشگرانی است که هم و غم خود را صرف واژه های کهن زبان فارسی کرده اند. علاقه او به لغات قديمه چندان است که اين اواخر حاصل سالها يادداشت برداری خود را در باره لغات دشوار و ديرياب فارسی به صورت ذيلی بر همه فرهنگ های فارسی منتشر ساخت تا افتادگی های آنها را جبران کند و کار دانشجوی ادب فارسی را برای يافتن معنای واژه هايی که در جای ديگری نمی يافت آسان گرداند. >>> ادامه

اعدام‌
عدنان‌ غُريفي‌


برادرم‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ پدرم‌ را محكوم‌ كرده‌اند.
          «آخه‌ چرا؟ به‌ چه‌ دليل‌؟ مگر پدرم‌ چه‌كار كرده‌؟»
          توقع‌ داشتم‌ عمويم‌ دخالت‌ كند و نگذارد.
          «ظاهراً دخالت‌ نكرده‌؛ مثل‌ اون‌ دفعه‌؛ يادت‌ مي‌ياد؟»
          داشت‌ به‌ قضية‌ من‌ اشاره‌ مي‌كرد.>>> 
ادامه

دو بخش دیگر از رمان " برگ ریزان " نوشته گیل آوایی


لحظه به لحظه به ساعتم نگاه مئ کردم. سیگار برگئ که از خیلئ وقت پیش در ماشین بود برداشتم . آنرا گیراندم. تا خواستم دودش را به هوا پف کنم، جوانکئ موتور سوار کنار ماشینم ترمز کرد. با ادب خاصئ پرسید:
- ببخشید آقا مئ تونم یه سوال بکنم؟
با خوش رویئ پاسخ دادم:
- خواهش مئ کنم جانم! حتما"!
جوانک در کمال ناباورئ گفت: >>>ادامه

زمینه پیدایش و پیشرفت ادبیات مدرن فارسی
سعیده رجائی پور


پیش از وردو به عرصه مدرنیته که انسان از هیچگ.نه فردیت برخوردار نبودند و لذا مسائل و دغدغه های خصوصی شان امکان و اقبلیت ورود به شعر شاعر را نداشت. موضوعات قابل طرح،>>> ادامه

یادگرامی داشتی از فرخی یزدی

فـرّخی یزدی، به نام اصلی میرزا محمد متخلص به فرّخی، فرزند محمد ابراهیم سمسارزاده یزدی، شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه در سال ۱۳۰۶ هجری قمری در یزد دیده به جهان گشود.  شاعرانی که بر سر عقیده جان باختند، در قلمرو ادبیات فارسی انگشت شمارند. محمد فرخی یکی از آنهاست محمد از همان کودکی که یتیم شد با درد و رنج آشنا گشت و آن را حس کرد. او از کودکی به کار در دکان نانوایی می پرداخت و با بردن نان به در خانه های اعیان و تجار به آنجا رفت و آمد داشت.>>>ادامه

نگاهی به سه زن ساخته منیژه حکمت
علی آزموده، منتقد فیلم

منیژه حکمت که در نخستین فیلمش "زندان زنان" سراغ موضوعی جسورانه رفته و تصویری از زنان زندانی (سیاسی و غیر سیاسی) در زندان های ایران ارائه کرده بود، این بار هم سراغ موضوعی درباره زنان رفته است. فیلم "زندان زنان" اگرچه داستانی تازه و جذاب داشت، اما تنها اهمیتش به خاطر ارزش های هنری نبود، بلکه در این فیلم برای نخستین بار بحث هایی درباره زندانیان زن و به خصوص زندانیان سیاسی و اعدام زندانیان جوان شده بود >>> ادامه

چهره زن در شعر شاملو :: مجید نفیسی

برای بررسی چهره زن در شعر احمد شاملو لازم است ابتدا نظری به پیشینیان او بیندازیم. در ادبیات کهن ما، زن حضوری غایب دارد و شاید بهترین راه برای دیدن چهره او پرده برداشتن از مفهوم صوفیانه عشق باشد. مولوی عشق را به دو پاره مانعه الجمع روحانی و جسمانی تقسیم می‌کند. مرد صوفی باید از لذتهای جسمانی د>>>ادامه

تاثير سينما بر ادبيات
از بهمن سقائی


تاريخ ادبيات را نمى‌توان به دوره كشف خط و نوشتار محدود كرد و آن‌را يك اختراع دانست. شايد بتوان گفت، ادبيات تاريخى همزاد انسان دارد. اگر نخستين بازگويش‌ خواب‌ها و خاطره‌ها را نخستين داستان‌هاى شفاهى بناميم، مى‌توان ادعا کرد خواب‌ها و نخستين سايه‌هاى انسان غارنشين در حالِ رقص‏ پيرامون آتش‏ بر ديواره‌هاى غار، نشانه‌هاى توهم حركت و تولد سينما بوده‌اند. >>> ادامه

گزارش کوتاهی از اعطای جایزه اتحادیه بین المللی سندیکاها به منصور اسانلو
گزارش از انور میرستاری،فدراسیون اروپرس


امروز، ۴شنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۰۸ در پارلمان اروپا، فدراسیون بین المللی سندیکاها به مناسبت جشن شصتمین سالگرد تشکیل خود، به عنوان همبستگی با تمام کارگران جهان و به پاس مبارزات کارگران ایران، جایزه ای را به رهبر سندیکای شرکت واحد تهران، آقای منصور اسانلو اعطا نمود. >>> ادامه

گزراشی نیز از بی بی سی : جایزه 'سولیدار' به سندیکای شرکت واحد اعطا شد

ماجراي عشق شهريار

هوشنگ طيار شاگرد و دوست و همشهري شهريار از عشقي كه نقطه عطف زندگي او و عاملي در روي آوردن شهريار به ادبيات است، سخن گفت. هوشنگ طيار شاعر و از شاگردان و دوستان شهريار در>>> ادامه

گنبد کسرا

در اين‌باره مي‌توان به داستان ساخت طاق كسرا هم اشاره كرد كه در حقيقت نخستين مسابقه معماري جهان بوده است. در آن زمان وقتي معمار، ديوار كاخ كسرا را ساخت به خسرو پرويز مي‌گويد: >>> ادامه

خانه مشروطه تهران در معرض تخریب
حمیدرضا حسینی ، روزنامه نگار


بازار آهنگران تهران حالا دیگرهمه چیز دارد، جز نشانی ازآهن وآهنگری. همه جا در قبضه آجیل فروشانی است که زیر تابلوی آهنگران، آجیل و شکلات می فروشند و گواهی می دهند که بازار>>> ادامه

پاره های فلسفی  Segments  Philosophical
اثر: دکتر فرزاد حمیدی


« نفی وجود» درباره امورمتافیزیکی قابل کاربرد نیست زیرا نفی وجود تنها در حیطه وجود، ممکن و معنی داراست. شهود و مقولات پیشینی ِ ذهن به امورمتافیزیکی تعلق نمیگیرد. >>>ادامه

پيشگامی ارامنه در آموزش


تاسيس دانشگاه از همان آغاز با نام ارامنه عجين است. بسياری نخستين دانشگاه ايران را دارالفنون می دانند. دارالفنون به معنی امروزی کلمه دانشگاه نبود اما هسته اصلی دانشگاه را در خود داشت. زيرا از جنس مدارس سنتی ايران نبود. مدرسه ای غير دينی بود که در آن پزشکی و مهندسی و زبان خارجه به شيوه امروز تدريس می شد. >>> ادامه

... رفتم ای نامهربان ...
سيروس علی نژاد


شايد کسی از ايرانيان نباشد که علی تجويدی را نشناسد. سالخوردگان و ميانسالان قاعدتاً اين ترانه معروف بنان را که در برنامه گلها اجرا شد، به ياد دارند:

مرا عاشقی شيدا، فارغ از دنيا تو کردی تو کردی تو کردی
مرا عاقبت رسوا، مست و بی پروا تو کردی تو کردی تو کردی
نداند کس جانا چه کردی چها کردی با ما چه کردی
...>>> ادامه

خانه ها و عمارت های معروف تهران
محمد قوام


تهران پایتختی دویست ساله است و عجیب نیست که همانند بسیاری از پایتخت های مهم جهان بناهای قدیمی و تاریخی نداشته باشد. اما در میان همین ملک و املاک، هستند عمارت هایی که>>> ادامه

بداهه نوازی در موسیقی

بداهه نوازی یكی از اصولی است كه در سال های گذشته در موسیقی ایران كم رنگ شده است. مهمترین ركن در بداهه نوازی كه به بداهه جان می دهد، حالت جذبه و متافیزیك است. هنرمند برای اینكه به این مرحله برسد، باید بعد از یادگیری رپرتوار، با تمرین، تمركز و ریاضت در یك مرحله سخت قرار بگیرد كه بعد از آن می تواند بداهه نوازی كند. بداهه نوازی در مقوله عقل گرایی نمی گنجد. >>> ادامه

عکس افزوده شده به این مطلب تزئینی و از سوی پرس لیت است

رضا دقتی :  در ايران حتی يک درصد از آزادی مطبوعاتی که در افغانستان وجود دارد٬ نيست.
عکس برای آزادی بيان، میرعلی حسینی (پاریس)


رضا دقتی٬ عکاس خبرنگار تبعيدی ايرانی٬ بيش از ۳۰ سال است که از دريچۀ دوربين خود٬ جهان را می نگرد و آنچه را می بيند، با پشتوانه انديشه خويش٬ به ديد جهانيان می رساند.
رضا دقتی امروز به عنوان يک عکاس خبرنگار مشهور٬ با نشريات مختلف دنيا همکاری دارد. >>> ادامه

ادشیر محصص درگذشت

اردشیر محصص یکی از نام آوران عرصه کاریکاتور و هنرهای تجسمی، شامگاه پنجشنبه ۱۸ مهرماه ۱۳۸۷ در سن ۷۰ سالگی، در تنهایی خویش در شهر نیویورک در حالی که سال ها با بیماری خود دست و پنجه نرم می کرد، چهره در خاک کشید>>>ادامه خبر

گروه نویسان پرس لیت همراه با یاران و دوستداران اردشیر محصص خود را در سوگ هنرمند گرانقدر گیلانی سهیم می داند. یادواره ای از اردشیر محصص در این رسانه پیشتر منتشر کرده ایم که به این مناسبت باز انتشارش می دهیم>>>>یادواره اردشیر محصص

ژاک تاتی: دون کیشوت در جنگ با زندگی ماشینی
علی امینی نجفی ، منتقد هنری

تاتی مانند چاپلین و کیتون، برای آثار خود تیپ قهرمانی آشنا ساخته بود که باز مثل دو کمدین بزرگ، خود نقش او را ایفا می‌کرد: "موسیو اولو" با قد و قواره‌ی "دیلاق"، پیپ و پاپیون و شلواری کوتاه؛ مردی آرام و کم‌حرف، تا حدی دست و پاچلفتی اما بی‌نهایت صادق و مهربان. >>> ادامه

با "لنگرود ِ" چشمش، شعری از رضا مقصدی

سال ها بود سوگواره پهلوان ِ ميدان زيستن های شکوهمند، عبدی (زين العابدين کاظمی) - که قامت بلندش در تابستان ۶۷ به خاک افتاد - در ذهن می آمد اما بر کاغذ نمی نشست. تا، چند سال پيش در رستورانی (در کُلن- آلمان) نشسته بودم ناگهان چشمم به چشمان درخشان زنی خيره ماند که چند متر دورترََک، درست روبرويم نشسته بود>>>ادامه

« چرا در تئاتر ها را می بندند؛ چرا؟»
مهرداد سپهری

سرانجام، آخرين سالن به جای مانده از سال های بنيان گذاری جنبش تئاتر نوين در ايران به دست عبدالحسين نوشين و شاگردانش نيز تعطيل شد. روزی روزگاری، لاله زار، خيابانی نبود که امروز می شود ديد؛ راسته ای از سيم وپريز و دلالان لوازم برقی و سرو صدای فروشندگان و خريداران لوازم الکتريکی. >>> ادامه

برداشت آخر: یک دور تمام در طنز بعد از انقلاب
سيروس علی نژاد


"برداشت آخر" نوشته رویا صدر، بررسی و تحلیل مطبوعات طنز و طنز مطبوعاتی ایران از آغاز انقلاب ايران در سال 1357 تا امروز است. نویسنده که خود از طنز نویسان مطبوعات است، توانسته در روایتی جدی، کم و کیف طنز مطبوعات ایران را در بیست و شش هفت سال اخیر مورد بررسی جامع قرار دهد. >>>ادامه

آهای گدن آتلی!
سردار صالحی


کلاه که بر سر کسی نهادن و برداشتن‌اش یکی است:
کاربرد نخست:
ــ سلام!
ــ ...!
کارکرد آخر:
سر از کلاه بیرون کشیدن و کلاه بر سر نهادن است که بیشتر در تاج‌بری‌ها و تاج‌بُری‌ها نموده می‌شود و در گاه شتابیدن در نمودن شاهی‌ای که با شمشیر آمده است. >>> ادامه

نسیم شمال، بنیان گر ادبیات کودکان در ایران


ادبيات هزار ساله  پارسي، تا آستانه  جنبش مشروطه خواهي، خالق نمونه هايي گوناگون از >>> ادامه

زندگینامه سیداشرف‌الدین حسینی (نسیم شمال)

نوستالژيای ارامنه
سيمين زرنگار


مطلب زير خاطرات خانم سيمين زرنگار (زنی مسلمان) است که در دوران نوجوانی و جوانی از نزديک با ارامنه ايران در ارتباط بوده است:  تهران تنها ساخت و سازش نيست که تغيير کرده، فقط>>>ادامه

توجه: هرگونه استفاده یا باز انتشار عکسهای منتشره در پرس لیت مشروط به اجازه کتبی از این مجله می باشد

بیست و هفت چکامه
شهلا آقاپور

1
آموزه ی  مادر
بار ِ عشق وهنر بود

بر شانه ام
تلنگُرِ باریست

2
شعله می کشد
آتش حسی
در سلولهای سرم
اندوه مادر زمین
انباشته
ادامه

شورم را


سهراب سپهری

من سازم : بندی آوازم
برگیرم بنوازم بر تارم زخمخ لا می زنن راه فنا می زن
 من دودم می پیچم می لغزم نابودم
 می سوزم می سوزم فانوس تمنایم گل کن تو مرا ودرآ
 ایینه شدم از روشن و از سایه بری بودم دیو و پری آمد
 دیو و پری بودم در بی خبری بودم
قرآن بالای سرم بالش من انجیل بستر من تورات و زبر پوشم اوستا می بینم خواب بودایی در نیلوفر آب
هر جا گلهای نیایش رست من چیدم دسته گلی دارم
 محراب تو دور از دست : او بالا من در پست
 خوشبو سخنم نی ؟ باد بیا می بردم بیتوشه شدم در کوه کجا گل چیدم گل خوردم
 در رگ ها همهمه ای دارم از چشمه خود آبم زن آبم زن
 و به من یک قطره گوارا کن شورم را زیبا کن
 باد انگیز درهای سخن بشکن جاپای صدا می روب هم دود چرا می بر هم موج من و ما و شما می بر
ز شبنم تا لاله بیرنگی پل بنشان زین رویا در چشمم گل بنشان گل بنشان

گفتی که باد مرده است

شاملو

گفتی که:
« باد، مرده ست!
از جای بر نکنده یکی سقف راز پوش
بر آسیاب ِ خون،
نشکسته در به قلعه بیداد،
بر خک نفکنیده یکی کاخ
باژگون.
مرده ست باد!»
گفتی:
« بر تیزه های کوه
با پیکرش،فروشنده در خون،
افسرده است باد!»

تو بارها و بارها
با زندگیت
شرمساری
از مردگان کشیده ای.
 این را،من
همچون تبی
ـ درست
همچون تبی که خون به رگم خشک می کند
احساس کرده ام.)
ادامه

حافظ


منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناه من است

رقص رنگها -


هژبر

پائیز
لحظه های سبز باغ را
با خود بُرد
و شاخه پرازغیبت
قناری شد.

درپراکندگی سرد ِخاک
حزن برگ
درتنهایی گنجشکان
تکرارشد.

و من
درشبهای رودخانه هنوز
رقص رنگها را
خواب می بینم.

مسعود محمدی
عزیزیم ، گول الللر،
اغ بیلکلر ،گول الللر،
دریاجا عقلین اولسا ،
یوخسول اولسان گولللر.

قاشلارین قیبله گاهدی،
قیبله دئسم گوناهدی،
داغلارا دومان چوکسه،
اوداغ من چکن آهدی.
ادامه

غزلی از باباطاهر


دلا در عشق تو صد دفترستم
که صد دفتر ز کونین ازبرستم
منم آن بلبل گل ناشکفته
که آذر در ته خاکسترستم
دلم سوجه ز غصه وربریجه
جفای دوست را خواهان ترستم
مو آن عودم میان آتشستان
که این نه آسمانها مجمرستم
ادامه

به حرمتِ ایران


رضا بی شتاب
تنها به نگاهِ تو دلم سبز وُ اسیر است
بی تو دلم از ساقی وُ ساغر همه سیر است
نخجیرِ خیالِ تو بُوَد بود وُ نبودم
با مهرِ تو هر هست همان ماهِ منیر است
تا اُلفتِ فکرت به من آموخت جوانی
در هرچه نظر کرد دلم قصه ی پیر است
با هر نفسی من ز تو پاینده به پاییز
پاداشِ من از خصمِ تو بر پَر همه تیر است
آن کو که به عشقِ تو شودِ شاخه ی روشن
بر هر دو جهان حجتِ جانانه و میر است

ادامه

فرخی یزدی


روز گاریست که در دشت جنون خانه ماست
عهد مجنون شدو دور دل دیوانه ماست
انکه خود سازدوجان بازد و پروا نکند
در بر شمع جهانسوز توپروانه ماست
هست جانانه ما شاهد ازادی وبس
جان ما در همه جا برخی جا نانه ماست
شانه ای نیست که از بار تملق خم نیست
راست گر هست ازین بار گران شانه ماست
از درستی چو به پیمان شکنی تن ندهیم
جای می؛خون دل از دیده پیمانه ما ست

زن از نگاه سعدی


زن  ِ بد  در  سرای  ِ مرد  نکو
هم در    این  عالمست ،  دوزخ او
زن از مرد ِ موذی به بسیار بِه
سگ  از   مردم ِ مردم  آزار    به
زن ِ  خوب ِ  فرمانبر ِ    پارسا
کند  مرد  ِ  درویش   را     پادشا
برو پنچ نوبت  بزن  بر   درت
چو  یاری   موافق   بود  در برت
همه روز اگرغم خودی غم مدار

ادامه

دو شعر از


هژبر میرتیموری


- پاییز مبهم -
در حجم ملتهب افق
شبح ناآرام یک دلتنگی
می کشاند مرا
همواره
به ساحلی که  باد
بی اعتمادی موج را
بر لحظه های شن  می کوبد.

ادامه

شهریار


جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانـــی را و گم کـردم جوانی را
کنون با بار پیــری آرزومندم که برگـردم

به دنبال جوانـــی کـوره راه زندگانــــی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کـرده رامانـم

که شب در خــواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی

چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی

که در کامم به زهر آلود شهد شادمانـــی را
سخن با من نمی گوئی الا ای همزبـان دل

خدایــا بــا کـه گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو؟ که چون برگ خزان دیده

به پای سرو خود دارم هوای جانفشانـــی را
به چشم آسمانـی گردشی داری بلای جان

خدایـــا بر مگردان این بلای آسمانـــی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتـن

که از آب بقا جویند عمــــر جاودانـی را

طرح تازه و دو غزل زیبای دیگر از


غزلی از راحله یار
پـایـیـز طـرحِ تـازه به جـانم کشیده است
ازفـرط ِعشق درهـیـجـانـم کشیده است
لـبـخـنـدِ دلـبـری به لـبـانـم نـهـاده است
فـریـادِ عـاشقی زنــهـانم کشیـده است
امسال عـاشقانـه تـر ازعـشـق پـارسال
چون برگِ سرخ تشنه زبانم کشیده است
آهـوی سـرکشم، به دلِ دشت می دوم
ادامه

عارف قزوینی


پیام دوشم از پیر می‌فروش آمد
بنوش باده که یک ملتی بهوش آمد
هزار پرده زایران درید استبداد
هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد
زخاک پاک شهیدان راه آزادی
ببین که خون سیاووش چنان بهوش آمد
برای قتح جوانان جنگجو جامی
زدیم باده  و فریاد نوش نوش آمد

یک شعر آذری

قارا زولفون گوزلیم اولدی پریشان بوگیجه
تا گرفتاراولا هر تارینا مین جان بوگیجه
خرمن زولفی وریرسن بله جانلارتوکوسن
هچ بیلیرسن قوپاریرسان نجه طوفان بوگیجه
قارا زولفون داها سرگشته سی تک من دگیلم
ادامه

حریف سخت
ابراهیم باران


دیده ای  عنکبوت را ؟
وقتی که حوصله تان سر رفت و با نُک خودنویس تارش را پاره کردید
چگونه پهلوان بازی میکند؟
بالا، پایین، اینور و آنور
اما بازهم ول کن نیست؟
سالهاست
گویی روزی حوصله ی خدایان سر رفت و نابهنگام تارم پاره شد
اما نمی دانم چرا
باز و باز هم
ول کن معامله نیستم.

فائز دشستانی


خودم اینجا دلم در پیش دلبر
خدایا این سفر کی می رود سر
هدایا کن سفر آسان به فائز
که بیند بار دیگر روی دلبر
...
به قربان خم زلف سیاهت
فدای عارض مانند ماهت
ببردی دین فائز را به غارت
تو شاهی خیل مژگانها سپاهت

ادامه

آخ عجب سرماست ....


نیسم شمال
آخ عجب سرماست امشب ای ننه

ما که می میریم در هذا السنه
تو نگفتی می کنیم امشب الو

تو نگفتی میخوریم امشب پلو
نه پلو دیدم امشب نه چلو

سخت افتادیم اندر منگنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه

ادامه

وقتی که من بچه بودم


اسماعیل خویی

وقتی که من بچه بودم ،
پرواز یک بادبادک
می بردت از بام های سحرخیزی پلک
تا
نارنجزاران خورشید .
آه ،
آن فاصله های کوتاه .
وقتی که من بچه بودم ،
خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد ،
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت .

ادامه

آشفتگی


سیمین بهبهانی
شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من
در شهر شما عاشق انگشت نما من
دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست
جانا، به خدا من... به خدا من... به خدا من
شاه ِ‌همه خوبان سخنگوی غزل ساز
اما به در خانه ی عشق تو گدا من
یک دم، نه به یاد من و رنجوری ی ِ من تو
یک عمر، گرفتار به زنجیر وفا من
ای شیر شکاران سیه موی سیه چشم!
آهوی گرفتار به زندان شما من
آن روح پریشان سفرجوی جهانگرد
همراه به هر قافله چون بانگ درا، من
تا بیشتر از غم، دل دیوانه بسوزد
برداشته شب تا به سحر دست دعا من
سیمین! طلب یاریم از دوست خطا بود:
ای بی دل آشفته! کجا دوست؟ کجا من؟

يك پنجره از سه منظر


نسیم خاکسار

گذشت پرنده اي از كنار پنجره‌ام
و رفت دور تا نديدم‌اش ديگر.
بجاگذاشت
مرا
در آن صبح
خسته، بهت زده، نشسته روي صندلي‌ام
از حضور و غيبت ناگهاني آني كه ديدم و گم شد.

گذشتم و ديدم نشسته شكسته
آن سوي آويزه‌هاي سفيد
تنديسي خاموش و بي‌تكان
در انتظار ديدن چيزي.

چقدر شبيه بود بال‌هاي‌اش
به رنگ حباب ‌هاي كوچك شيشه‌اي من
- به وقت خاموشي-
و اين كوسن هاي افتاده پاي مبل
و بهت كسي كه ديشب
تمام شب بيدار
با چشم باز سر روي شان گذاشته بود
در نگاه به من

دسامبر 2005
اوترخت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آرشیو: 1 > 2 > 3 > 4 > 5 > 6 > 7 > 8 > 9 > 10 > 11 > 12 - 13 > بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر
درباره ما