تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید آدينه، 13 مهر ماه 1397/05-10-2018

جنتیلسکی: نقاشی که بر تجربه هولناک تجاوز غلبه کرد

هالی ویلیامز / بی بی سی
جنتیلسکیجنتیلسکی از کودکی استعدادهای هنری خود را نشان داد؛ در این تابلوی خودنگاره (۱۶۱۸-۱۶۱۵) او خود را به شکل نوازنده ساز لوت نقاشی کرده است

"آثار هنری خود به روشنی از خویش سخن می‌گویند." این جمله‌ای بود که آرتمیزیا جنتیلسکی در ۱۶۴۹ در نامه‌ای به حامیش نوشت و از این طریق آگاهی‌ خویش را از موقعیت دشوارش به مثابه یک زن نقاش در دنیای هنر آن زمان نشان داد. او با آن که به خوبی می‌دانست راه بس دشواری در پیش دارد که در مقام هنرمند جدی گرفته شود، به کار خود و توانایی‌هایش ایمان داشت.

نقاشی‌های جنتیلسکی را با زنان نیرومندی که به تصویر می‌کشید و رنگ‌های زنده و بیان صریح غافلگیرکننده‌اش می‌شناسند. سرگذشت او داستان استعداد، ایستادگی، انعطاف و اراده‌ای آهنین است.

جنتیلسکی پیش از آن که به یکی از برجسته‌ترین نقاشان ایتالیایی در دوران خود بدل شود، باید از پس تروماهای فردی و خجلت ناشی از رسوایی عمومی برمی‌آمد. آموزگار نقاشی‌اش در ۱۷ سالگی به او تجاوز کرد و او ۷ ماه پرجنجال و ننگ را پشت سر نهاد تا بتواند ثابت کند که حقیقت را می‌گوید. اما در نهایت او در دورانی که نقاشی هنری کاملا مردانه تلقی می‌شد و زنان هنرمند در آن بسیار اندک بودند به جایگاه یک نقاش موفق بین‌المللی ارتقا یافت.

نگارخانه ملی لندن به تازگی یکی از تابلوهای رنگ و روغن او را خریده؛ خودنگاره‌ای که در آن آرتمیزیا خود را در هیات قدیسه کاترین اسکندریه نقاشی کرده است. هم اکنون این اثر در دست مرمت است و قرار است در سال ۲۰۱۹ به نمایش درآید. افزودن این نقاشی به مجموعه نگارخانه ملی از جمله اقداماتی به شمار می‌آید که آشکارا با قصد اصلاح و بهبود ناهمترازی آثار موزه از جنبه جنسیتی انجام شده است. شگفت‌آور است که در حال حاضر فقط ۲۰ اثر در نگارخانه ملی می‌توان یافت که به دست زنان خلق شده است.

هانا روتشیلد، رییس هیئت امنای نگارخانه ملی و دارنده نشان امپراتوری بریتانیا، می‌گوید:"خرید این نقاشی گرانقدر از جنتیلسکی تحقق آرزوی دیرینه‌ افزودن بر آثار زنان در مجموعه آثار نگارخانه ملی است." او که همزمان با خبر خرید نگاره قدیسه کاترین( نقاشی شده در ۱۶۱۵ تا ۱۶۱۷)، به قیمت ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار، سخن می‌گفت افزود:" آرتمیزیا هنرمندی پیشرو و روایتگری چیره‌دست و یکی از پیشگامان و تاثیرگذارترین نقاشان دوره خود بود. یکی از زنان انگشت شماری که توانست حصارهای گرد خویش را ویران کند و برای موفقیت در هنر نقاشی بر مشکلات بسیار دشوار شخصی فایق آید."

اما پیش از آن که به خودنگاره جنتیلسکی- در واقع آن‌گونه که او خود را می‌دید و تصور می‌کرد- بپردازیم، نگاهی بیندازیم به آن تصویری که از او بر صحنه بازنمایی شد. در جشنواره ادینبورگ امسال نمایشی به اجرا درآمد که به معنای واقعی کلمه در وصف آرتمیزیا جنتیلسکی است. قرار است این تئاتر به زودی در لندن هم به صحنه بیاید.

گروه تئاتر تجربی بریچ باخبر شدند که متنی ناتمام از دادگاه تجاوز جنتیلسکی در دست است، پس سران گروه که تجارب متعددی در نمایش مستند و تئاتر واژه به واژه داشتند، بلافاصله مجذوب ایده اجرای نمایشی بر اساس این نوشتار شدند.

بیلی برت کارگردان و نیز یکی از بنیان‌گذاران گروه تئاتر تجربی بریچ توضیح می‌دهد:"ما آگاهی از وجود این متن را یک فراخوان نمایشی تعبیر کردیم. البته آن‌چه به صورت نوشتاری بر جای مانده شرح سراسر دادگاه نیست، پس ناچار شدیم که نمایش را نیمی مستند طراحی کنیم و نیمی هم به شیوه بازسازی خیالی واقعیت پیش ببریم که کاری جذاب بود."

جنتیلسکیجودیت و هولوفرنس (۱۶۲۱) که در نگارخانه اوفیتزی فلورانش نگهداری می‌شود، از جمله آثار جنتیلسکی که به انتقام با رنگ و روغن تفسیر شده است

حقیقت دارد، حقیقت دارد،‌ حقیقت دارد

خوشبختانه آگاهی‌های مفیدی از سرگذشت آرتمیزیا جنتیلسکی در دست است. پدرش، اوراتسیو جنتیلسکی، نقاشی مشهور بود که نقاشی‌هایش تحت‌تاثیر آثار دوست هم‌پیاله‌اش کاراواجو بود و در نقاشی از مدل‌های زنده به سطوحی تازه از پویایی و واقع‌گرایی دست یافته بود.

مادر جنتیلسکی، پرودنشیا، وقتی که دخترش تنها ۱۲ سال داشت، هنگام زایمان درگذشت. آرتمیزیا از کودکی نشان داد که استعدادهای هنری دارد و پدرش هر چه می‌دانست به دخترش آموخت. حتی آن‌ها به صورت مشترک روی نقاشی‌هایی کار کردند.

سپس در سال ۱۶۱۱ یکی از دوستان پدرش، یعنی اگوستینو تاسی نقاش، به آرتمیزیا تجاوز کرد. صورت‌جلسات دادگاه نشان می‌دهد که چگونه این دختر در هنگام تعرض مرد نقاش کوشید او را از خود براند و حتی با کارد به او حمله کند.

پس از این ماجرا این دو یک سالی با یکدیگر رابطه داشتند و تنها به این سبب کار به دادگاه کشیده شد که تاسی حاضر نشد بر خلاف وعده‌ آغازینش با آرتمیزیا ازدواج کند. در آن زمان تجاوز جرم شناخته نمی‌شد. مساله این بود که جنتیلسکی دیگر دختر نبود و نمی‌توانست ازدواج کند و تاسی با این کار حرمت خانواده او را شکسته بود. اوراتسیو جنتیلسکی، پدر دختر، این پرونده را به دادگاه برد، اما اگر دوستش، تاسی، تنها حلقه‌ای به انگشت دخترش می‌کرد او بسیار هم شادمان می‌شد.

اما تنها حلقه‌ای که به انگشت آرتمیزیا رفت حلقه‌های سیبیل بودند؛ دستگاه دروغ‌سنجی که از فلز و طناب ساخته شده بود و دور انگشتان محکم می‌شد."این آن حلقه‌ای است که تو به من دادی، این‌ها وعده‌های توست." در صورت مذاکرات دادگاه آمده که جنتیلسکی به تاسی چنین گفت و بعد در دفاع از خویش تکرار کرد:" حقیقت دارد، حقیقت دارد، حقیقت دارد". سخنان دختر را باور کردند و تاسی را گناهکار شمردند و به حبس محکومش کردند، ولی چون نقاش محبوب پاپ بود، درنهایت هیچ گاه به زندان نرفت.

جنتیلسکیگروه تئاتر بریچ عنوان نمایش خود را به وضوح از این ابراز بی‌گناهی ترجیع‌وار جنتیلسکی وام گرفته اند: حقیقت دارد، حقیقت دارد، حقیقت دارد

گروه تئاتر بریچ عنوان نمایش خود را به وضوح از این ابراز بی‌گناهی ترجیع‌وار جنتیلسکی وام گرفته اند. حقیقت دارد، حقیقت دارد، حقیقت دارد درامی دادگاهی است که سه بازیگر با الهام از ترجمه دست‌نوشته‌های دادگاه اصلی اجرا می‌کنند.

برت می‌گوید:" عنوان اثر مخاطب را به واکنش وا‌می‌دارد و در وهله اول در او نوعی همدلی ایجاد می‌کند." او توضیح می‌دهد:" ترجیع حقیقت دارد سبب می‌شود که ما آرتمیزیا را باور کنیم. در واقع ما هر فردی را که پا پیش می‌گذارد و چنین می‌گوید می‌‌پذیریم. در ضمن عنوان نمایش دلالت دارد بر این که چه اندازه از این تئاتر واقعی است و چه اندازه از آن دخل و تصرف هنری به شمار می‌آید."

این گروه نمی‌خواستند روایت مستقیم تاریخی را به قالب نمایش درآورند، بلکه قصد داشتند که داستان جنتیلسکی و نقاشی‌هایش، که بر صحنه به تماشا گذاشته بودند، روایتی از جهان امروز به نظر رسد. متن‌شان به طرزی بس آشکار آمیخته‌ای است از زبانی منسوخ و کهن با زبان محاوره جدید. مثلا لحظه‌ای با واژگان مغلق سخن می‌گویند و لحظه‌ای بعد شخصیتی می‌گوید:"رفیق داری خودت رو ضایع می‌کنی."

این شیوه، چنان که برت شرح می‌دهد، از سابقه‌ای تاریخی برخوردار است. آنان روش نقاشی هنرمندان باروک مثل جنتیلسکی را در نمایش به کار می‌برند. به گفته او:" ما به خود اجازه دادیم که از این شیوه استفاده کنیم. روش هنرمندان دوره رنسانس و باروک این بود که قصص انجیل را با نقش آدم‌هایی که لباس‌های زمان نقاشان را بر تن داشتند به تصویر درمی‌آوردند و در واقع این نقاشی‌ها را به طرزی بسیار مدرن خلق می‌کردند. ما نیز همین کار را می‌کنیم. یک زمان پریشی عمدی در کار است تا ما وقایع گذشته را به دوره معاصر بیاوریم."

جنتیلسکییاعیل و سیسرا (۱۶۲۰) اثر جنتیلسکی، از جمله نقاشی‌های اوست که خشونت عریان علیه مردان را نشان می‌دهد

و حق به حق‌‌دار می‌رسد

این نخستین بار نیست که موجی از علاقه و اشتیاق به زندگی و آثار جنتیلسکی پدید می‌آید. او در روزگار خود نیز هنرمندی بسیار شناخته شده و کامیاب بود که نه تنها ثروت بسیار نصیب برد، بلکه حامیان و علاقه‌مندان سرشناسی از جمله چارلز اول پادشاه انگلستان و فیلیپ چهارم پادشاه اسپانیا داشت. آرتمیزیا اولین زن هنرمندی بود که به عضویت آکادمی پرآوازه هنر نقاشی در فلورانس درآمد، با این حال در طول قرن‌ها به آثار او چندان ارزش ننهادند. در دهه ۱۹۷۰ با تلاش فمینیست‌ها، که در جست و جوی زنان هنرمند قدرنادیده بودند، علاقه به جنتیلسکی باز برانگیخته شد.

با این همه چندان عجیب نیست که او بار دیگر در سال ۲۰۱۸ و در پرتو اوج‌گیری جنبش من-هم (می-تو) در کانون توجهات جای گرفت؛ در زمانی که صاحبان قدرت باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا قربانیان تا به حال در عمل از این حق برخوردار بوده اند که داستان رنج و جراحت خود را بیان کنند؟ و جای تعجب نیست که در چنین برهه‌ای نگارخانه ملی لندن به این فکر افتاد که زمان آن رسیده که یکی از تابلوهای جنتیلسکی را خریداری کند.

برای گروه تئاتر بریچ همزمانی با جنبش من-هم انگیزه و محرک کار نبود، اما پیشامدی فرخنده‌ای بود. بیلی برت می‌گوید:" اکنون که این موضوع و جریان صحبت روز است، امیدوارم ارتباط میان آن چه در ۴۰۰ سال پیش می‌گذشت با آن چه اکنون در روزگار ما در جریان است آشکار شده باشد." او می‌افزاید:" گرچه ما به گذشته و ماجرای آرتمیزیا می‌پردازیم، اما این در حقیقت داستان امروز است."

گروه تئاتر تجربی بریچ در پیوند زدن گذشته به امروز روش جنتیلسکی را به کار می‌گیرند. او در نقاشی‌هایش بازه‌‌های زمانی گوناگون را با پیوندهای تماتیک به یکدیگر می‌پیوست. آرتمیزیا حکایات انجیل را به گونه‌ای در آثارش به تصویر می‌کشید که به داستان‌هایی در قرن هفدهم در ایتالیا یا حتی روایت تجربه‌های شخصی‌اش بدل می‌شدند. نقاشی‌های جنتیلسکی همواره از منظر خودنگاری تفسیر شده است. او خود به زیرکی بر این جنبه تاکید کرد و از آن بهره برد. نقاش زن رسوایی را به منفعت بدل کرده بود. او معمولا تصویر خویش را در تابلوهایش نقاشی می‌کرد و از این کار برای مطرح کردن خود و نیز آثارش سود می‌جست.

گرچه حامیان ثروتمندی از جمله خاندان مدیچی‌ به او سفارش کار می‌دادند که صحنه‌های متداول در هنر آن دوره را نقش بزند، حضور متعدد قهرمانان سرسخت زن در تابلوهایش غیرمعمول بود. در نقاشی‌هایش خشونت زهرآگین و عریان زنان علیه مردان را نمی‌توان نادیده گرفت.

جنتیلسکینقاشی سوزانا و مهتران اثر جنیتلسکی(۱۶۱۰)؛ او اغلب حکایات انجیل را بازروایت می‌کرد

نقاشی جنتیلسکی از جودیت و هولوفرنس که در آن سر مرد به دست دو زن مصمم از بدن جدا شده است معمولا به انتقامی با رنگ و روغن تعبیر شده است. حتی ادعا شده که هولوفرنس در این تابلو به تاسی اشاره دارد.

همچنین باید از این خطر آگاه بود که اگر به سادگی از دریچه ترومای جنتیلسکی به خوانش نقاشی‌هایش بپردازیم،‌ ممکن است به تقلیل‌گرایی دچار شویم یا به این باور نادرست دامن بزنیم که طبیعت هنر زنانه بیشتر خودزندگینامه‌آی است. جنتیلسکی در زمان خود کوشید و بسیار سختی کشید تا در مقام یک هنرمند زن نادیده انگاشته نشود. امروزه نیز مهم است که او را تنها در جایگاه قربانی تجاوز در نظر نگیریم و نقش‌هایی را که بر بوم زده فقط خیال‌پردازی‌های انتقام جویانه زنی خشمگین تلقی نکنیم.

برت، که از اهمیت این موضوع آگاه است، می‌گوید:" این که ما یک خوانش خودزندگینامه‌ای از آثار جنتیلسکی به دست می‌دهیم بیشتر دلایل دراماتورژی دارد و گرنه این تنها راه تفسیر کارهای او نیست." او ادامه می‌دهد:" البته براساس آن چه من درباره او خواندم، دادگاه تجاوز در واقع مسیر زندگی‌اش را تعیین کرد. آرتمیزیا از این محاکمه به نفع خویش بهره برد. در نمایش ما می‌گوید: بله من این رسوایی را در کارنامه‌ام دارم و می‌خواهم در آثارم به آن اشاره کنم. من فکر می‌کنم با ارجاع به آن واقعه در نقاشی‌هایش، جنتیلسکی احساس می‌کرد که در نهایت حق به حق‌دار رسیده است و او از این طریق بر آن تروما فایق شد."

در واقع اگر به خودنگاره‌ نگارخانه ملی نیز نظر کنید جنتیلسکی را در قامت کاترین شهید می‌بینید؛ قدیسی که با گردونه خارپوش شکنجه شده بود، اما در این تصویر او تکه شکسته‌ای از آن ابزار آزار را به دست گرفته است.

تقریبا غیرممکن است که از عذابی که خالق این نقاشی آرتمیزیا جنتیلسکی متحمل شده آگاه باشید و در هنگام تماشای اثرش به رنج‌های او نیندیشید. افزون بر این ترسیم چنین نگاره‌ای و انتخاب چنین رویکردی کنشی است برای غلبه بر آن مرارت و مشقت. او تکه شکسته‌ای از آن ابزار شکنجه را به دست گرفته گویی به گونه‌ای نمادین بر درد و رنجش غلبه کرده؛ این چرخ شکنجه است که شکسته نه جنتیلسکی.

در این نقاشی چهره‌اش بسیار آرام و خویشتن‌دارانه است، گرچه گله‌مند نیز به نظر می‌رسد. در عین حال در او زیرکی و بینش و نیز حتی ستیزه‌‌گری دیده‌ می‌شود؛ گویی مخاطب را به مبارزه فرا می‌خواند که اگر شهامت داری مرا جدی نیانگار. این گونه است که نقاشی آرتمیزیا جنتیلسکی به سخن در‌می‌آید و هم درباره خویش به مثابه اثر هنری می‌گوید و هم از خالقش؛ آن چه او تاب آورد و بر آن غلبه کرد. و این دو روایت درهم‌تنیده است که اکنون زبان گویای حال و امروز ما نیز به شمار می‌آید.

.http://www.bbc.com/persian/arts-45758596
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست