تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ - ۹ ژوييه ۲۰۱۷

شیخ را دیدم ..... (فولکلور جدید!)
----------------------
شیخ را دیدم که در بازار گردش میکند
دختران تازه بالغ را نوازش میکند

گفتم ای شیخی که در بازار گردش میکنی
دختران تازه بالغ را نوازش میکنی

گفت من هروقت در بازار گردش میکنم
دختران تازه بالغ را نوازش میکنم

***
شیخ را دیدم که در بازار گردش میکند
بهر مردان جوان وصف فواحش میکند

گفتم ای شیخی که در بازار گردش میکنی
بهر مردان جوان وصف فواحش میکنی

گفت من هروقت در بازار گردش میکنم
بهر مردان جوان وصف فواحش میکنم

***
شیخ را دیدم که در بازار گردش میکند
صیغه میخواند رقابت با جواکش میکند

گفتم ای شیخی که در بازار گردش میکنی
صیغه میخوانی رقابت با جواکش میکنی

گفت من هروقت در بازار گردش میکنم
صیغه میخوانم رقابت با جواکش میکنم
***
شیخ را دیدم که در بازار گردش میکند
گفت هادی راحتم بگذار، خواهش میکنم!
---------------
لندن ۱۹تیر۹۶- ۱۰ژوئیه ۱۷

. برگرفته از صفحه آقای خرسندی در فیسبوک
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست