تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید چهار شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۶ - ۲۰ دسامبر ۲۰۱۷

هاینریش بل، روایتگر درد بی‌عدالتی و زخم جنگ

بل بهتر از هر نویسنده دیگری در آلمان مصایب جنگ را ترسیم کرده است. بیزاری از جنگ و مخالفت با قهر و خشونت خمیرمایه بیشتر آثار اوست. به مناسبت صدمین زادروز او در ۲۱ دسامبر برنامه‌ها و مراسم زیادی در آلمان برگزار می‌شود.

Schriftsteller Heinrich Böll GER (Imago/Sven Simon)

هاینریش بل (۱۹۱۷ - ۱۹۸۵)

هاینریش بل در ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در روزهایی به دنیا آمد که جنگ جهانی اول هنوز ادامه داشت و کشور در فقر و تیره‌روزی دست و پا می‌زد. پدر بل به جبهه اعزام شده بود و وقتی برگشت پیامدهای فاجعه‌بار جنگ کشور را در بحرانی فراگیر فرو برده بود.

در دوران استیلای "جمهوری وایمار" خانواده بل مانند هزاران خانواده دیگر ناگهان با فقر و تنگدستی روبرو شد.

از پایان جنگ جهانی اول بیش از ۱۵ سال نگذشته بود که در سال ۱۹۳۳ حزب ناسیونال سوسیالیسم (نازی) به قدرت رسید و کشور را به سوی جنگی تازه هدایت کرد. این بار علاوه بر عفریت جنگ فشار رژیمی بهیمی بود که با انسان و انسانیت دشمنی می‌ورزید.

هاینریش بل از همان ابتدای جنگ، سپتامبر ۱۹۳۹، به خدمت احضار شد و تا پایان جنگ و تسلیم آلمان در ۸ مه ۱۹۴۵ نزدیک ۷ سال در جبهه‌ها و پست‌های گوناگون "خدمت" کرد، از لهستان و رومانی و مجارستان تا فرانسه و شوروی.

دو جنگ عالمسوز، که در هر دوی آنها میهن او آلمان نقش اصلی را ایفا کرد، به ذهنیت صلح‌دوستانه‌ی هاینریش بل شکل داد، ستیز با جنگ و کشتار در سراسر عمر آرمان او باقی ماند. در مه ۱۹۴۴ که هنوز جامه سربازی به تن دارد در نامه‌ای به خانواده می‌نویسد: «من از جنگ متنفرم. عمیقا به این درک رسیده‌ام که جنگ چیزی جز جنایت نیست. از پوشیدن اونیفورم بیزارم، اصلا از خود اونیفورم نفرت دارم».

بل در ماه‌های پایانی جنگ از ارتش گریخت و تلاش کرد مخفیانه و با هویتی مبدل به زندگی ادامه دهد. در گرماگرم سقوط ارتش نازی روز ۹ آوریل ۱۹۴۵ به دست گروهی از سربازان امریکایی اسیر شد. او پس از چند ماه در سپتامبر ۱۹۴۵ از اسارت رهایی یافت، با جسمی رنجور و روحی خسته به خانه و شهر زادگاه خود کلن برگشت که به ویرانه‌ای بزرگ و وحشتناک بدل شده بود.

نوشتن از کابوس جنگ

هاینریش بل از نوجوانی شیفته ادبیات بود، همیشه کتاب می‌خواند و بیش از هر چیز شعر و داستان. با شکست رایش سوم، با این تعهد به خانه برگشت تا از فجایعی که دیده بود بنویسد و هم‌میهنان خود را از عفریت فاشیسم و مصیبت جنگ باخبر کند.

رژیم نازی از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ آلمان را از جهنم وحشت و نکبت گذر داد. رایش سوم که با وعده‌های رنگین گروه بزرگی از جمعیت را فریب داده بود، در حاکمیت ۱۲ ساله‌ی خود، سرکوب و اختناق را به سیاست عمومی خود بدل کرد.

هنگامی که رژیم نازی در ۸ مه ۱۹۴۵ رسما تسلیم شد، آلمان کشوری بود درهم شکسته و فلاکت‌زده. میلیون‌ها جوانی که با فرمان‌های جنون‌آمیز آدولف هیتلر و جلادان او به جبهه جنگ فرستاده شده بودند، اگر در میدان‌های جهنمی و سنگرهای متعفن و باتلاق‌های یخ‌زده جان نداده بودند، در بازگشت به میهن، با ملتی گرسنه و مضطرب روبرو شدند.

بل پس از جنگ در کنار خانواده دوران بسیار سختی، همراه با فقر و گرسنگی گذراند. برای امرار معاش به کارهایی متعدد دست زد اما در هر فرصتی دست به قلم برد و به گوشه‌ای از خاطرات خود شکل داستانی داد.

در سال ۱۹۴۷ بل اولین داستان‌های کوتاه خود را منتشر کرد و از ۱۹۵۱ توانست نویسندگی را به شکل حرفه‌ای دنبال کند. نوشته‌های او تا چندین سال تنها یک مضمون داشت: جنگ! او وظیفه خود می‌دانست که مدام از جنگ بگوید تا آن کابوس وحشتناک هرگز فراموش نشود. راوی یکی از اولین داستان‌های او به نام "پیام" به صراحت می‌گوید: «جنگ تا ابد ادامه دارد. تا وقتی هنوز در جایی از زخمی خون می‌چکد، جنگ ادامه دارد».

بل در جنگ هیچ قهرمانی و رشادتی نمی‌دید، تنها مصیبت و جنایت می‌دید. بیشتر از ستم‌زدگان و قربانیان می‌نوشت، از سربازان بی‌نوایی که با دروغ و فریب به جبهه‌ها رفته، خسته و گرسنه در سنگرها رنج کشیده یا زیر باران بمب و آتشزا جان داده بودند؛ از کودکان و زنانی که در شهرها زیر بمباران شیون می‌زدند، از انتظار بی‌پایان مادران و هراس بی‌انتهای کودکان.

هنر اصلی بل این بود که توانست تجربیات و مشاهدات خود را در جبهه‌ها، پادگان‌ها، بیمارستان‌ها و سرانجام اردوگاه اسیران، در شکل و قالبی ادبی بیان کند.

روشنفکر معترض و نویسنده متعهد

پس از پایان جنگ و سقوط رژیم نازی بیشتر نویسندگان به جمعی غیرمتشکل پیوستند به نام "گروه ۴۷" که در سال ۱۹۴۷ شکل گرفت. آنها گرایش‌های سیاسی و سبک‌های ادبی گوناگونی داشتند و تنها نقطه مشترک آنها ضدیت با فاشیسم بود.

تمام نویسندگان مهم آلمان در این گروه بودند و هاینریش بل نیز تا سال ۱۹۶۷ که گروه منحل شد، از اعضای پایدار آن بود. برای این نویسندگان ادبیات وظیفه‌ای مشخص داشت و آن دفاع از حقوق بشر و نهادینه کردن دموکراسی در جامعه بود. 

بل بیشتر به خاطر آثار ضدجنگ به معروفیت رسیده است، اما کارهای او به این مضمون محدود نمی‌شوند. او به نابسامانی‌های دوران پس از جنگ نیز نظر دارد و با نگاهی ژرف و تحلیلی هشدار می‌دهد که اگر جامعه هشیار نباشد، امکان بازگشت فاشیسم همچنان وجود دارد.

Demonstration gegen Notstandsgesetze 30. Mai 1968 - Heinrich Böll (picture-alliance/dpa/UPI)

بل در مه ۱۹۶۸ - سخنرانی برای هواداران صلح

او در کارهای بی‌شمارش به افشای روندهای ناسالم و نه چندان آشکاری می‌پردازد که امنیت و آینده جامعه را به خطر می‌اندازند: توسعه دستگاه اطلاعاتی و سیستم نظارت، نفوذ روزافزون سرمایه‌داران و قدرت‌های اقتصادی، افزایش شدید شکاف طبقاتی، همراه با نابسامانی‌های اجتماعی و آسیب‌های روحی برای اکثریت جامعه و سرانجام بی‌تفاوتی کلیسای کاتولیک در برابر این روندهای غیرانسانی.

بل با انتشار رمان کوچک "نان آن سالها" در ۱۹۵۵ و فیلمی سینمایی که در سال ۱۹۶۲ از آن تهیه شد، به چهره‌ای سرشناس بدل شد. رمان "بیلیارد در ساعت نه و نیم" شهامت مدنی او را در حمله به نیروهای واپسگرا به نمایش گذاشت.

بل با انتشار دهها اثر ادبی و مقاله انتقادی تا حد زیادی در نضج و شکوفایی دید انتقادی و نگرش اعتراضی که در دهه ۱۹۶۰ به ویژه در محافل روشنفکری و دانشجویی شکل گرفت، مؤثر بود.

هاینریش بل در اکتبر ۱۹۷۲ در نطقی در کنگره حزب سوسیال دموکرات درباره "رشد خشونت به صورتی پنهان و موذیانه در جامعه" افشاگری کرد و اندکی بعد در اعتراض به فضای سرشار از تهدید و ناامنی به تبعیدی خودخواسته دست زد و به ایرلند مهاجرت کرد. رمان کوچک و تکان‌دهنده "آبروی ازدست‌رفته کاترینا بلوم" پاسخ هنرمندانه او به کارزار نیروهای سیاه جامعه است.

زمامداران راست‌گرا و رسانه‌های دست‌آموز به حمله‌ای بیرحمانه علیه او دست زدند و به او، که در تمام عمر یک کاتولیک شریف و باوجدان بود، "پدرخوانده تروریست‌ها" نام دادند. در سراسر جهان عده بیشماری از نویسندگان و اندیشوران نامدار به دفاع از بل، که برای یک "آلمان بهتر و انسانی‌تر" مبارزه می‌کرد، برخاستند. بل نخستین نویسنده آلمانی پس از جنگ جهانی دوم بود که در سال ۱۹۷۲ جایزه نوبل در ادبیات را از آن خود ساخت.

بل همواره تأکید داشت پیش از آن که نویسنده باشد، به عنوان یک شهروند به وظایف مدنی خود آگاه است و به حکم وجدان از حقوق رنجبران، اقلیت‌های ضعیف و ستمدیده در سراسر جهان دفاع می‌کند. او در انجام این وظیفه زحمت فراوان کشید و بهای سنگینی پرداخت. هاینریش بل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ در روستایی در نزدیکی کلن درگذشت.

بل در ایران

تا پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ بی گمان برتولت برشت نامورترین نویسنده آلمانی در ایران بود، اما پس از انقلاب این مقام به هاینریش بل داده شد.

از بل تا پیش از انقلاب تنها چند کتاب به فارسی ترجمه شده بود، اما پس از انقلاب کمابیش تمام آثار او به زبان فارسی برگشت و او را در جایگاهی شاخص و برجسته در میان دوستداران ادبیات آلمانی‌زبان قرار داد.

گروه بزرگی از مترجمان ایرانی به برگردان آثار هاینریش بل، همت گماشته اند، از جمله: شریف لنکرانی، مرتضی کلانتریان، احمد گلشیری، سعید فرهودی، کیکاووس جهانداری، جاهد جهانشاهی، محمود ظروفی، مهدی افشار، حسین افشار، سمانه محمدی، منوچهر فکری ارشاد، علی امینی نجفی، سیامک گلشیری، محمد اسماعیل‌زاده، حسن نقره‌چی، علی عبداللهی و...

امروزه از برخی از آثار معروف بل مانند "نان آن سالها"، "عقاید یک دلقک" و "آبروی ازدست‌رفته کاترینا بلوم" بیش از یک ترجمه به فارسی وجود دارد. با وجود ترجمه‌های فراوان، هنوز نمی‌توان گفت که در زبان فارسی از تمام آثار هاینریش بل برگردان‌های مناسب و معتبری در دسترس قرار دارد.

.http://www.dw.com/fa-ir/a-41866467

یادی از هاینریش بل، چهره‌ی عدالت‌جوی ادبیات آلمان

بهجت امید 

تاریخ 16.07.2015

هاینریش بل، نویسنده‌ی برجسته آلمان در صف برندگان نوبل ادبی قرار دارد. بیشتر آثار بل به زبان فارسی نیز ترجمه و منتشر شده و با استقبال خوبی روبرو گردیده است. ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۵ مصادف است با سی‌امین سالمرگ او.

default

هاینریش بل

هاینریش بل پیش از آن که نویسنده ‌شود، القاب دیگری هم داشت: شورشی، خیالباف، دیوانه و... به‌ویژه وقتی در ۲۰ سالگی دوره‌ی آموزشی "کتابداری"‌اش را ناتمام گذاشت تا نویسنده شود، پدرش که روی درآمد آتی پسر به عنوان کمک‌خرج خانه حساب کرده بود، از او به کلی ناامید شد.

در آن سال‌های اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰ وضعیت مالی خانواده‌ی بل با توجه به بحران اقتصادی جهانی بسیار وخیم بود. درآمد پدر از شغل نجاری و ساخت مجسمه‌های چوبی کفاف خرج خانواده را نمی‌داد. هفته‌ای نمی‌گذشت‌ که مأموران اجرا به خانه‌ی خانواده بل سر نزنند و وسایل ضروری زندگی آنان را به حساب بدهی‌های پرداخت نشده، ضبط نکنند.

سال‌های جنگ

هاینریش بل بخشی از سال‌های جوانی خود را در جبهه‌های جنگ گذراند. او در ۲۲ سالگی به خدمت سربازی اعزام شد. با این‌که خانواده‌اش از نازی‌ها و حزب ناسیونال سوسیالیسم نفرت داشت، با این حال او در ابتدا راه مخالفت با آن‌ها را در پیش نگرفت.

در نامه‌هایی که بل از جبهه‌ی جنگ به دوست دختر و همسر آینده‌اش، آنه ماری نوشت، این مسئله به خوبی روشن است. او در این نامه‌ها می‌نوشت که "ما در جنگ پیروز می‌شویم"، که آلمان "باید در جنگ پیروز شود." ولی پس از آن ‌که بل در جبهه‌ی شرق زخمی شد، به ابعاد مصیبت‌بار فاجعه‌ی جنگ و سیاست‌های انسان‌ستیزانه‌ی رژیم نازی پی برد.

بل در طول جنگ و در جبهه‌ی شرق چند بار زخمی ‌شد، از پادگان فرار ‌کرد و با جعل برگه‌های عبور خود را به غرب ‌رساند. در آنجا نه آزادی بلکه اسارت به دست آمریکایی‌ها در انتظارش بود. پس از آن‌که سرانجام از زندان آمریکایی‌ها آزاد شد، با همسرش در شهر کلن، شهری که ۸۰ درصدش در اثر جنگ ویران شده‌ بود، اقامت ‌گزید.

از آن پس، بل "دیوانه‌وار" نوشت: مقاله، داستان‌های کوتاه، رمان. او از این راه می‌کوشید‌، جنگ را به دست فراموشی بسپارد، از آن بگریزد و زخم‌هایش را برای عبرت، به دیگران بنمایاند. او در یادداشتی می‌نویسد: «ظرف دو روز ۵۰ صفحه نوشته‌ام.»

در آن زمان اما کمتر ناشری مایل به انتشار چنین مضامینی بود. بل خود در این بار می‌گفت: «هیچ کس نمی‌خواهد از جنگ بشنود یا درباره‌ی آن بخواند. ادامه‌ی کار بدون دیدن هیچ واکنشی، مرا دیوانه می‌کند.»

هاینریش بل در کنار گونتر گراس

هاینریش بل در کنار گونتر گراس

بل پس از بازگشت از جنگ به سراغ چند انتشاراتی رفت تا نوشته‌هایش را به چاپ برساند، ولی هیچ ناشری حاضر به انتشار آثار او نشد. در هیاهوی بازسازی شهرهای ویران ‌شده پس از جنگ و در بحبوحه‌ی رفاه نسبی ناشی از "ظهور معجزه‌ی اقتصادی" در آلمان، داستان‌های انتقادی ـ جنگی هاینریش بل، تأثیری "اخلال‌گرانه" داشتند.

یکی از مهم‌ترین کتاب‌‌های او تازه در آغاز دهه‌ی ۱۹۹۰ به چاپ رسید. این اثر که "فرشته سکوت کرد" نام دارد و تصاویری پریشان‌کننده از شهر کلن به دست می‌دهد، بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ نوشته شده بود: موش‌های صحرایی که از میان تلی از خاک سر بیرون می‌آورند، کلیساهای ویران، انسان‌هایی که از مصائب جنگ جان به در برده‌اند و مثل "ارواح" در پی یافتن تکه‌ای نان، چتولی عرق یا یک نخ سیگارند.

وینفرید زبالد، نویسنده و منتقد ادبی با شگفتی از این رمان یاد می‌کند و در باره‌ی آن می‌نویسد: «این تنها اثری است که بلافاصله پس از جنگ نوشته شده و تصویری مؤثر و واقعی از انسان در میان ویرانه‌ها باز می‌سازد.»

طعم فقر

هدف بل از نوشتن تغییر جهان بود و او اعتقاد داشت: «من با نوشتن جهان را تغییر می‌دهم. همین که می‌نویسم، جهان تغییر می‌یابد.»

بل نخستین سال‌های پس از جنگ را در فقر گذراند. این فقر بحران‌زا تا سال ۱۹۵۱، هنگامی که این نویسنده‌ی تازه‌کار اولین جایزه‌ی ادبی‌اش را به‌خاطر نوشتن داستان "گوسفندهای سیاه" از "گروه ادبی ۴۷" دریافت کرد، همچنان ادامه داشت.

در آن زمان فقر، گرسنگی، مرگ، فلاکت‌های ناشی از جنگ، ویرانی، وضعیت سربازان از جنگ بازگشته و... دستمایه‌هایی از این قبیل خمیرمایه‌ی داستان‌ها و رمان‌های او را می‌ساختند؛ مضامینی که نسل جنگ‌زده‌ی آلمانی ترجیح می‌داد آن‌ها را به دست فراموشی بسپارد تا آنکه در ادبیات هم علاوه بر زندگی روزمره با آن‌ها درگیر شود.

اولین داستان‌های بل در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسیدند. او با انتشار کتاب "قطار به موقع رسید" در سال ۱۹۴۹مشهور شد. گروه ادبی ۴۷، (که گونتر گراس و مارتین والزر از بنیانگذاران آن بودند) اولین جایزه ادبی خود را به هاینریش بل به‌خاطر داستان زیبایش "گوسفندهای سیاه" اهدا کرد.

وقتی بل جایزه‌ی گروه ادبی ۴۷ را که هزار مارک بود، دریافت کرد، به یکی از دوستانش پس از مراسم اهدا گفت: «باید فوراً بروم اداره‌ی پست و پول را حواله کنم. بچه‌هایم گرسنه‌اند و توی جعبه‌های حمل زغال‌سنگ می‌خوابند ...»

هاینریش بل در سال ۱۹۵۶ به ایرلند سفر نمود و یک سال پس از آن، کتاب "یادداشت‌های روزانه ایرلند" را به چاپ رساند. این کتاب و رمان "عکس جمعی با خانم" (سیمای زنی در میان جمع)، مثل اغلب آثار او به کتاب‌هایی پرفروش تبدیل شدند.

دوره‌ی شهرت و موفقیت

بل زمانی هم که به نام و دارایی رسید، هرگز روزهای فقر و فاقه و نیز انسان‌هایی را که در جامعه‌ی آلمان همچنان با فقر و گرسنگی و بی‌عدالتی دست‌به‌گریبان بودند، را فراموش نکرد. 

هاینریش بل در کنار ویلی برانت (راست)، صدراعظم آلمان در دهه هفتاد میلادی

هاینریش بل در کنار ویلی برانت (راست)، صدراعظم آلمان در دهه هفتاد میلادی

او در انساندوستی و عدالت‌خواهی چنان استوار بود که در سال‌های دهه‌ی ۱۹۷۰، هنگامی که افکار عمومی آلمان فعالیت‌های تروریستی "گروه بادرماینهوف" را به شدت محکوم می‌کرد، دولت وقت و دستگاه دادگستری آلمان را به دلیل "عدم اجرای عدالت در محاکمه‌ی این افراد" به باد انتقاد گرفت.

از این‌رو گروه‌های دست راستی و رسانه‌ی نماینده‌ی این گروه‌ها، روزنامه‌ی پرفروش "بیلد" به او لقب "همدست و ­ حامی تروریست‌ها" دادند. بل خود در این رابطه می‌نویسد: «در میان دو خط یک مقاله می‌توان آن‌قدر دینامیت جا داد که بشود با آن جهانی را منفجر کرد.»

هنگامی که یکی از رهبران "گروه بادرماینهوف"، آندرئاس بادر و دوتن از تروریست‌های دیگر این گروه در فرانکفورت دستگیر شدند، پلیس امنیتی آلمان مجهز به سلاح‌های سنگین، خانه‌ی بل را در منطقه‌ی روستایی آیفل محاصره و بازرسی کرد.

در واکنش به تجاوزات پلیس بود که هاینریش بل رمانی پرسروصدا منتشر کرد: «آبروی از دست‌رفته کاترینا بلوم" که بعدها فولکر شلوندورف از روی آن فیلمی سینمایی تهیه کرد.

همین حس عدالت‌جویانه سبب شد که این نویسنده‌ی متعهد در سال‌های پس از جنگ و در دوران جنگ سرد، از نویسندگان کشورهای اروپای شرقی و روسیه که تحت فشار دولت‌های کمونیستی و سوسیالیستی وقت خود بودند، پشتیبانی کند.

الکساندر سولژنیتسین، نویسنده‌ی ناراضی روسیه از جمله‌ی این نویسندگان است که تا هنگام عزیمت خود به آمریکا، در خانه‌ی بل در آیفل زندگی می‌کرد. برخی از گروه‌های چپ آلمان، بل را به این دلیل، "نوکر سرمایه‌داری" خواندند.

فضای انسان‌دوستانه و عاطفی

بل موفقیت ادبی خود را مدیون رنگ انسان‌دوستانه و فضای عاطفی‌ آثارش است. او هر چند در تمام کتاب‌های خود به "روی سیاه زندگی"، به نابسامانی‌های اجتماع و ناهنجاری‌های روزگار می‌پردازد و قهرمانانش را اغلب از میان "بازندگان جامعه" انتخاب می‌کند، با این‌حال آثارش آیه‌‌های یأس و ناامیدی نیستند، چون اغلب از میان تصویرهای پرخوف و فضای پر تنش داستان‌ها، ناگهان دستی ظاهر می‌شود و به قهرمان فلک‌زده‌ی آن، سیگار یا تکه‌نانی تعارف می‌کند.

هاینریش بل در هنگام دریافت جایزه نوبل

هاینریش بل در هنگام دریافت جایزه نوبل

یا یک‌باره دوستی از راه می‌رسد که با آغوش باز قهرمان مأیوس را با محبت به سینه می‌فشرد. یا کسی کنار پنجره‌ای باز، می‌ایستد و به خود یا به دیگری می‌گوید: خب، پایان شب سیه، سفید است!

ویژگی دیگر قهرمانان داستان بل این است که به "مشکلات و گرفتاری‌های خود واقفند و می‌کوشند تا آن‌جا که ممکنست بر آن‌ها غلبه کنند". از این رو راه‌ها و راه‌کارهای گوناگونی را محک می‌زنند و به تأثیر پی‌آمدهای آن‌ها بر شرایط و زندگی خود می‌اندیشند.

به این ترتیب با آگاهی و نیروی امید، در عین ناامیدی و تجربه‌ی شکست، برآنند که خود را از مخمصه‌های اجتماعی نجات دهند. مثلاً قهرمان اصلی رمان "عقاید یک دلقک" (هانس اشنیر) بازیگری افسرده وغمگین است که نه تنها دچار مشکلات مالی است، بلکه پایش هم در آخرین اجرایش مجروح شده و از همه بدتر در سوگ از دست دادن عشقش، ماری می‌گرید که پس از ۶ سال زندگی آزاد با او دوباره به حلقه‌ی مذهبی‌های کاتولیک پیوسته است.

هانس برای تسلای خود به الکل رو می‌آورد، با آن که به خوبی می‌داند، "دلقکی که به مشروب پناه ببرد، خیلی زودتر از یک شیروانی‌ساز مست سقوط خواهد کرد."

بل درد و رنج‌ این عاشق رومانتیک زخم‌دیده را با چیره‌دستی به خواننده منتقل می‌کند. همین توانایی نیز جایزه نوبل ادبی را برای هاینریش بل در سال ۱۹۷۲ به ارمغان آورد. هیئت داوران جایزه‌ی ادبی نوبل‌، در توضیح اهدای این جایزه به او نوشته ‌است، بل "شخصیت‌هایش را استادانه، پراحساس و با عاطفه‌ای عمیق" شکل می‌بخشد. خود او به سبکش، عنوان "زیبایی‌شناسی انسان‌دوستانه" می‌دهد.

آثار بحث‌برانگیز

بل در همین سبک حدود ٣٠ جلد کتاب نوشته است که تعداد زیادی از آن‌ها نیز به فارسی ترجمه شده‌اند. از جمله "عقاید یک دلقک"، به ترجمه‌های محمد اسماعیل زاده و شریف لنکرانی، "سیمای زنی در میان جمع"، با ترجمه‌ی مرتضی کلانتریان، "نان آن سال‌ها"، که هم محمد اسماعیل زاده و هم جاهد جهانشاهی آن را به فارسی برگردانده‌اند. "قطار به‌موقع رسید" بل را کیکاووس جهانداری ترجمه کرده‌ است، "و حتی یک کلمه هم نگفت" را حسین افشار.

عقاید یک دلقک، از آثار محبوب هاینریش بل در ایران

"عقاید یک دلقک"، از آثار محبوب هاینریش بل در ایران

یکی از آثار بحث‌برانگیزی که شش میلیون نسخه از آن تا به حال در آلمان به فروش رسیده است، رمان "آبروی از دست رفته‌ی کاترینا بلوم" است؛ رمانی که بل آن را ظرف ۵ ماه نوشت.

این اثر، داستان زن ساده‌ای را بیان می‌‌کند که قربانی توطئه‌های خبرنگاری "بی‌وجدان" می‌شود. چون روزنامه‌ای که این خبرنگار برای آن کار می‌کند، به قصد بالا بردن تیراژ خود، آشنایی گذرای او را با یک تروریست، دستاویز قرار می‌دهد و از او یک قاتل می‌سازد. بل در کتاب خود به نام این روزنامه اشاره‌ای نکرده‌است، ولی این‌که او روزنامه‌ی پرفروش "بیلد تسایتونگ" را در نظر داشته که در "انتشارات اشپرینگر" منتشر می‌شود، بر کسی پوشیده نیست. "انتشارات اشپرینگر" یکی از محافظه‌کارترین خانه‌های نشر آلمان است.

بل، قربانی بحث تروریسم

به نظر بل، علت اصلی پیدایش حرکت تروریستی "فراکسیون ارتش سرخ" در آلمان "تجربه‌ی درک عدم قدرت و ناتوانی پیشگامان" جامعه در ایجاد تغییر و تحولات اجتماعی است.

از آن‌جا که قهرمان رمان "آبروی از دست رفته‌ی کاترینا بلوم" یک شب را با یکی از این تروریست‌های در حال فرار می‌گذراند، به بل اتهام "هواداری از این جریان تروریستی" می‌‌زنند؛ اتهامی که برای او بسیار گران تمام می‌شود. سردمداران این اتهام‌‌زنی، گردانندگان وقت همان روزنامه‌ی پرفروش، یعنی "بیلد" بودند.

بل در واقع در بحث‌های جنجالی درباره‌ی تروریسم "ارتش سرخ"، قربانی شرایط غیر دموکرات حاکم بر جامعه‌ی آن‌روز آلمان می‌شود؛ قربانی‌ای که با وجود صراحت کلام و استدلال قوی، در شرایطی نبود که بتواند از خود به خوبی دفاع کند. نتیجه این که در رسانه‌ها به طور جدی این مسئله را به میان کشیدند که: آیا آثار بل هم‌چنان باید در مدارس تدریس شوند؟ آیا قوانین مربوط به حمایت از "هواداران تروریسم" که تا اندازه‌ای "دموکرات منشانه" بودند، نباید محدود شوند و آیا مجازات اعدام، در یک حکومت مبتنی بر قانون، ابزار موثری نیست؟

بل در دفاع از دیدگاه‌های خود در این رابطه می‌گوید: «در کشور ما یک سنت دیوانه‌کننده وجود دارد که بعضی‌ها نمی‌‌فهمند، ممکن است کسی موضع وفاداری انتقادی داشته باشد. من شهروند جمهوری فدرال آلمان هستم، مالیات می‌پردازم و این کار را از روی اعتقاد انجام می‌دهم. با این حال حق خودم می‌دانم، این‌جا و آن‌جا از روند تکاملی جامعه‌مان انتقاد کنم.»

"مسیحیتی اصیل"

بل کاتولیک بود و به گفته‌ی خود به "مسیحیتی اصیل" اعتقاد داشت که ضد قدرت‌طلبی نهادی به نام کلیسا و نزدیکی آن به دولت و حکومت بود. او می‌گوید: «کلیساهای شهر کلن احتمالاً بر من تأثیر بیشتری از آثار داستایوسکی داشتند.»

هاینریش بل در سال ۱۹۷۷

هاینریش بل در سال ۱۹۷۷

او از آن گروه روشنفکرانی بود که حتی شکوه و جلال مراسم اهدای جایزه‌ی نوبل، به‌نظرش "ناخوش‌آیند" می‌آمد.

با این‌حال در آن شرکت کرد و به همین‌خاطر نیز مجبور شد، یک دست فراک عاریه بگیرد. عاریه‌ای بودن فراکش را ولی از کسی پنهان نکرد. او به گفته‌ی منتقدان، "مظهر تجسم میهن‌پرستی‌ای مبتنی بر قانون اساسی آلمان فدرال" بود. از این رو او را در خارج از میهنش به عنوان "آلمانی‌ای از تیپ دیگر" تحسین می‌کردند.

مارگارته فن تروتا، کارگردان معروف آلمانی که همراه با فولکر اشلندورف، از روی رمان "آبروی از دست رفته‌ی کاترینا بلوم" او، فیلمی به همین نام ساخته است، درباره‌ی بل می‌گوید: «بل همیشه خودش بود، هیچ‌وقت مقام رسمی‌ای را نپذیرفت‌، نقشی به عهده نگرفت و همواره با خودش یک ‌رنگ بود.»

منتقد ادبی معروف آلمان، مارسل رایش رانیسکی، درباره‌ی او گفته است، بل "شخصیتی فرای یک شاعر" بود. او به "انسان خوب کلن" معروف شد، چون همواره به هواداری از انسان‌های ضعیف و تحقیر و توهین‌شدگان برمی‌خاست.

هاینریش بل در طول زندگی ۶۸ ساله‌ی خود، بیش از ۲۰ رمان و داستان کوتاه و تعداد بیشماری مقاله از خود به‌جای گذاشت. بل در روز ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ چشم از جهان فروبست.

http://www.dw.com/fa-ir/a-18559728
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست