تماس با سردبیر > perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده سیاسی  بیانیه ها و برنامه ها کتابخانه صدا و ویدئو ادبیات بومی هنر داستان شعر

سنگسار مخصوص یهودیان است
نگاهی مختصر به احکام در ادیان
حسن بایگان

اخیراً بدلیل حکم سنگساری که از جانب یکی از قضاتِ  معممِ دادگاهی در ایران  برای زنی صادر شد سروصداهای زیادی براه افتاد.
از آنجائیکه سنگسار حکمی دینی است  به کُتب عهد عتیق، عهد جدید، قرآن  و در کنار آن  به دین قدیمی دیگری ( زرتشتی ) نگاهی میشود.  
در دین زرتشتی حکم سنگسار ابداً وجود ندارد و حتی از این نوع حکم بهیچ دلیلی صحبتی نرفته است؛ لیکن در ادیان سامی  یهودیت، مسیحیت و اسلام در باره این نوع مجازات چنین آمده است.  
سنگسار در یهودیت
 برای بررسی سنگسار سریعترین، بهترین و دقیق ترین راه  جهت دستیابی به نتیجه، مراجعه به عهد عتیق کتاب مقدس یهودیان است که راهنمای تمام حرکات و رفتار آنها نیز میباشد.  
سفر خروج
باب 19
این باب مربوط به رفتن موسی به کوه است و تا موقعی که او در کوه است هیچ انسان و یا حیوانی حق نزدیک شدن به آن کوه را ندارد وگرنه مجازات خواهد شد و مجازات آن نیز سنگسار یا تیر باران است.
آیه 12
و حدود برای قوم از هر طرف قرار ده و بگو بر حذر باشید از اینکه بفراز کوه برآئید یا دامنه آنرا لمس نمائید زیرا هر که کوه را لمس کند هر آینه کشته شود.
آیه 13
دست بر آن گذارده نشود بلکه یا سنگسار شود یا به تیر کشته شود خواه بهایم باشد خواه انسان، زنده نماند، اما چون کرنا نواخته شود ایشان به کوه برآیند.  
تفسیر:
در اینجا حتی تاکید می کند که انسان یا حیوانی که باید کشته شود را نباید لمس کرد بلکه باید از دور او را  بوسیله تیر یا سنگ کشت. شاید یکی از مسائل سنگسار نیز همین عدم لمس بوده باشد و البته میتوان تصور کرد که چنین مرگی بسیار وحشتناک تر از موقعی است که شخص را در چاله ای فرو کرده و سنگ باران کنند تا کشته شود. زیرا وقتی شخص آزاد است دائما از سنگ فرار می کند و بعد از مدتی طولانی که بر اثر ضربات سنگ خسته و زخمی و رنجور شد کشته میشود.  
سفر خروج
باب 21
در این باب از مجازاتها و از جمله مجازات مرگ برای اعمال مختلف صحبت میشود.
آیه 12
هرکه انسانی را بزند و او بمیرد هر آینه کشته شود.
آیه 15
وهرکه پدر یا مادر خود را زند هر آینه کشته شود.
توضیح و تفسیر:
با مراجعه به ترجمه های انگلیسی و سوئدی مقصود از زدن همان کتک زدن می باشد.
با توجه به کلیت متن کتاب مشخص می شود که این کشتن ها بوسیله سنگسار صورت می گیرد.  
آیه 24
و چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان و دست به عوض دست و پا به عوض پا.
آیه 25
و داغ به عوض داغ و زخم به عوض زخم و لطمه به عوض لطمه  
مجازات سنگسار برای گاو
باب 21
آیه 28
و هرگاه گاوی به شاخ خود مردی یا زنی را بزند که او بمیرد گاو را البته سنگسار کنند و گوشتش را نخورند و صاحب گاو بی گناه باشد.
آیه 29
ولیکن اگر گاو شاخ زن می بود و صاحبش آگاه بود و آن را نگاه نداشت و او مردی یا زنی را کشت گاو را سنگسار کنند و صاحبش را نیز بقتل رسانند.  
آیه 32
اگر گاوی غلامی یا کنیزی را بزند سی مثقال نقره به صاحب او داده شود و گاو سنگسار شود.  
توضیح و تفسیر:
 قانون مجازات نه تنها برای این است که شخص خطا کار مجازات یا تنبیه بشود بلکه درسی باشد برای سایرین تا بدانند چنانچه آنها نیز همان خطا را مرتکب شوند شامل مجازات ( حتی مرگ) خواهند شد. حال در مورد گاو و اینکه با مجازات یک گاو چگونه سایر گاو ها متنبه خواهند شد امر عجیبی است. ظاهراً گاوها را جمع کرده توضیح میدادند که اگرکسی را با شاخ بزنید و بکشید بدین شکل سنگسار می شوید. کمدی بنظر می رسد ولی واقعیت و آیه ای است از کتاب مقدس یهودیان که باید برمبنای آن رفتار کنند.
اما اگر مقصود اینست که با این عمل صاحب گاو جریمه بشود زیرا یک گاو را از دست می دهد باید دید گناه گاو بیجاره چیست که باید با شیوه سنگسار بمیرد و گوشتش هم خورده نشود؛ و البته باز هم نباید موضوع متنبه شدن سایرین ( در اینجا گاوها) را فراموش کرد.
تا آنجائی که بیاد می آورم در زمان کودکی در مورد این که با گاو شاخ زن چگونه باید رفتار کرد مسئله  در ایران و بین مسلمانان به روشنی و سادگی حل می شد؛ یا شاخ گاو را می بریدند و یا گاو را به قصابی می فرستادند و گوشتش هم مانند گوشت سایر حیوانات خورده می شد؛ حتی اگر کسی را با شاخ می کشت باز هم همین راه طی می شد.
چند حکم مرگ از سفر خروج
باب 22  
در این باب از قوانین مجازات صحبت می شود ولی چون صحبت بر سر حکم اعدام است تنها آن آیات آورده میشود.
آیه 18
زن جادوگر را زنده مگذار
آیه 19
هرکه با حیوانی مقاربت کند هر آینه کشته شود.
آیه 20
هرکه برای خدای غیر از یهوه و بس قربانی گذراند البته هلاک شود.  
تفسیر:
در این آیات از کشته شدن نامبرده شده که با توجه به تفاسیری آورده شده، مشخص می شود کشتن این افراد با سنگسار بوده است.
با توجه به آیات فوق بنظر می رسد رسم کشتن زن به اصطلاح جادوگر در دوران انکیزاسیون بوسیله یهودیان وارد مسیحیت شده باشد. 
نکته دیگر اینکه حتی قربانی کردن برای خدائی غیر از یهوه حکم مرگ (سنگسار) دارد.  
باب 31
آیه 14
پس سبت را نگاه دارید زیرا که برای شما مقدس است و هرکه آنرا بی حرمت کند هر آینه کشته شود و هر که در آن کار کند آن شخص از میان قوم خود منقطع شود.
آیه 15
شش روز کار کرده شود و در روز هفتم سبت آرام و مقدس خداوند است هرکه در روز سبت کار کند هر آینه کشته شود.  
توضیح:
برای حفظ امانت کلمات بهمان شکلی که در ترجمه پارسی هست آورده شد ولی در آیه 14 بنظر میرسد کلمه " روز "  جا افتاده باشد و بند دوم باید چنین باشد:
و هرکه در آن روز کار کند آن شخص از میان قوم خود منقطع شود.
تاکید این بند بر آن است که هر کسی کمترین کاری در روز سبت انجام بدهد ریشه اش قطع شود.  
سفر اعداد
باب 15
آیه 32
وچون بنی اسرائیل در صحرا بودند کسی را یافتند که روز سبت هیزم جمع می کرد.
آیه 33
و کسانی که او را یافتند که هیزم جمع می کرد او را نزد موسی و هارون و تمامی جماعت آوردند.
آیه 34
و او  را در حبس نگاه داشتند زیرا که اعلام نشده بود که با وی چه باید کرد.
آیه 35
و خداوند به موسی گفت این شخص البته کشته شود تمامی جماعت او را بیرون از لشگرگاه با سنگها سنگسار کنند.
آیه 36
پس تمامی جماعت او را بیرون از لشگرگاه آورده او را سنگسار کردند و بمرد چنانکه خداوند به موسی امر کرده بود.
توضیح و تفسیر:
در زمانهای گذشته مردم یا زمین دار یا گله دار یا تاجر و یا صاحب صنعتی در حد تمدن و پیشرفت خود بودند؛ فقیر ترین انسانها کسی بود که نه زمین داشت نه گله ای و نه صاحب صنعت و مالی بود.
این فقیرترین و بی چیزترین آدم ها تنها اتکا یا ممر درآمدشان آن بود که از صبح  زود تا شام به صحرا بروند و بوته های خشک را جمع آوری کرده برای فروش بیاورند تا لقمه نانی داشته باشند. حال وقتی یک چنین فقیرترین فردی را که درآمد اندکش روزانه میباشد به چنین وضعی تنها به جهت کار در روز سبت( شنبه) به دستور یهوه سنگسار می کنند تفسیرش بر عهده شما خوانندگان. اما می توان به سادگی پی برد که در نتیجه چنین قوانین سخت و خشنی عده زیادی از این دین روی گردان شده و مسیحیت را پایه گذاری کردند. از جانبی دیگر آن عده ای که در این دین باقی ماندند مجبور به پذیرش و اجرای دستورهای سخت این دین شدند وهمین امرآنها را طی قرون به صورتی درآورد که اکنون دیده می شود. آنها در سازمانهائی بسیار مخفی متشکل می شوند و در عین حال که زیر نفوذ کامل راس هرم قدرت قرار دارند، کارهائی می کنند که از عهده هر انسانی که دارای رحم و مروت باشد بر نمی آید.
همین مسئله ( قانون یهودیان در خصوص کار نکردن در روز شنبه) تعطیلی روز شنبه را به اروپا و آمریکا تحمیل کرد که خود نشانگر قدرت و تسلط کامل اما پنهان یهودیان در این کشورهاست.
صحیفه یوشع
باب7
یوشع جانشین موسی برای تصرف سرزمین فلسطین به آنجا حمله می کند و مردم آنجا را به وحشیانه ترین وجهی بطوری که درهیچ کجای تاریخ سابقه نداشته به همراه تمامی حیوانات بلااستثنا به قتل می رساند؛ بعد شهرها را به آتش می کشد. اما در یکی از آنها شکست می خورد و در این رابطه گناه ( بهانه شکست) را به گردن شخصی بنام "عخان بن کرمی ابن زبدی بن زارح" می اندازند زیرا از میان غنائم چیزی برداشته درخیمه خود گذاشته بود.
آیه 24
و یوشع و تمامی بنی اسرائیل با وی عخان پسر زارح و نقره و ردا و شمش طلا و پسرانش و دخترانش وگاوانش و حمارانش و گوسفندانش و خیمه اش و تمامی مایملکش را گرفته آنها را به وادی عخور بردند.
آیه 25
و یوشع گفت برای چه ما را مضطرب ساختی خداوند امروز ترا مضطرب خواهد ساخت پس تمامی اسرائیل او را سنگسار کردند و آنها را سوزانیدند و ایشان را به سنگ ها سنگسار کردند.
آیه 26
و توده بزرگ از سنگ ها براو برپا داشتند که تا به امروز هست و خداوند از شدت غضب خود برگشت بنابراین اسم آن مکان تا امروز " وادی عَخمور" نامیده شده است.  
توضیح و تفسیر:
چنان که دیده می شود این شخص مقداری طلا و نقره  و پارچه را از غنائم برای خود برمی دارد در حالی که آنها را باید به معبد می دادند که در اساس زیر سلطه هارون برادر موسی بود و به جیب آنها ریخته می شد. در نتیجه این شخص به همراه تمامی خانواده اش و حتی حیواناتش ( گاو، گوسفند، الاغ ) و خیمه و اثاثیه منزل سنگسار می شود.
در خصوص اینکه چرا اهل منزل اعم از زن ، دختران ،  پسران و در کنار آن حیوانات و اثاث منزل سنگسار می شوند بحثی است که برای کوتاهی کلام تفسیرش به خوانندگان واگذار می شود.  
کتاب اول پادشاهان
باب 12
موضوع این باب درگیریهای  بنی اسرائیل به رهبری یوشع با اقوام و حکومتهای آن سرزمین هاست.
آیه 18
و رَحُبعام پادشاه، " ادورام" را که سردار باج گیران بود فرستاد و تمامی اسرائیل او را سنگسار کردند که مُرد و رَحُبعام پادشاه  تعجیل نموده بر عرابه خود سوار شد و به اورشلیم فرار کرد.
باب 21
آیه 13
و دو نفر از بنی بلیعال در آمده پیش وی نشستند و آن مردان بلیعال بحضور قوم بر" نابوت" شهادت داده گفتند که " نابوت"  برخدا و پادشاه کفر گفته است و او را از شهر بیرون کشیده وی را سنگسار کردند تا بمُرد.
آیه 14
و نزد ایزابل فرستاده گفتند که نابوت سنگسار شده و مُرده است.
آیه 15
و چون ایزابل شنید که نابوت سنگسار شده و مرده است ایزابل به " آخآب" گفت برخیز و تاکستان
" نابوت یَزرَعیلی" را که او نخواست آنرا بتو به نقره بدهد متصرف شو زیرا که نابوت زنده نیست بلکه مرده است.
تفسیر:
کسیکه به خدا و یا پادشاه کفر می گفت مجازات سنگسار داشت. همچنین از آیه 18 باب 12 معلوم می شود که در آن زمان اورشلیم در اختیار یهودیان نبوده است.
کتاب دوم تواریخ ایام
باب 10
آیه 18
پس رحبعام پادشاه " هدورام" را که رئیس باجگیران بود فرستاد و بنی اسرائیل او را سنگسار کردند که مُرد و رَحبُعام پادشاه تعجیل نموده برعرابه خود سوار شد و به اورشلیم فرار کرد.  
باب 24
آیه 20
پس روح خدا زکریا ابن یهویاداع  کاهن را ملبس ساخت و او بالای قوم ایستاده به ایشان گفت خدا چنین می فرماید، شما چرا از اوامر یهوه تجاوز می نمائید پس کامیاب نخواهید شد، چونکه خداوند را ترک نموده اید او شما را ترک نموده است.
آیه 21
و ایشان بر او توطئه نموده او را به حکم پادشاه در صحن خانه خدا سنگسار کردند.
آیه 22
پس یوآش پادشاه احسانی را که پدرش یهویاداع بوی نموده بود بیاد نیاورد بلکه پسرش را بقتل رسانید و چون او می مرد گفت خداوندا این را ببینید و باز خواست نمائید.
توضیح و تفسیر:
داستان چنین است که " یهویاداع"  کاهنی بود که در زمان پادشاهی بنام " یوآش"  نفوذ زیادی داشت و در خدمت یهوه بود. اما بزودی پس از مرگ او مردم دوباره به بت پرستی روی می آورند تا اینکه روح خدا برای ارشاد آنها " زکریا ابن یهویاداع"  را می فرستد تا مردم را از بت پرستی برحذر کند ولی پادشاه خدمات پدر این شخص را فراموش می کند و دستور سنگسار زکریا را می دهد. این نیز نشان می دهد که قرنها پس از موسی یهودیان باز گرایش به بت پرستی داشتند و به مجرد اینکه کاهنی قدرتمند بنام یهویاداع می مرد دوباره به بت پرستی باز می گردند و حتی پسر او را سنگسار می کنند.
یک توضیح: در ترجمه پارسی همانطور که دیده میشود یکجا سردار باجگیران " ادورام" و در جای دیگر " هدورام" آورده شده است.
البته در متن پارسی " ادورامرا" نوشته است؛ و برای اینکه خواندن آن آسانتر باشد اینجانب آنرا بصورت " ادورام را"  که در اصل دو کلمه مجزا " ادورام " و " را " هستند نوشتم.
اشاره اینکه در چند مورد انگشت شمار برای اینکه خواندن آیه ها آسان تر باشد اینگونه اشتباهات جزئی حروف چینی را که احتمالا به دلایل فنی بوده، تصحیح کرده ام که ابداً در معنی جمله تاثیری نمی گذارد.
در متن انگلیسی و سوئدی نیز در این دو مورد " ادورام " و " هدورام" آمده است.
هرچند قاعدتا باید این دو یک شخص باشند اما اگر چنین نوشته شده میتواند دلایل زیادی داشته باشد مثلاً اینکه این دو کتاب در دو زمان با فاصله زیاد نوشته شده و در این مدت زبان تغییر کرده و " آ " به " ه " تبدیل شده، یا چنانچه در یک زمان نوشته شده اند دو نفر یا دو گروه با تفاوت زبانی نوشته اند و یا اینکه این تنها حاصل یک اشتباه نگارشی باشد؛  و در نهایت چنانچه همه چیز دو کتاب با هم مشابهت دارند به غیر از این نام، دلیل دیگری سوای آنچه ذکر شد دارد که خود این نکته می تواند برای محققین بحث جالبی را براه بیندازد.
تا اینجا آن تعداد آیه هائی که در عهد عتیق در باره سنگسار آمده بود ذکر شد.
با توجه به اینکه در این دسته کتب به اصطلاح مقدس چنانچه دستوری یا حرفی حتی یکبار آمده باشد لازم الاجرا می باشند  پس زمانی که در این خصوص چندین و چند آیه آن هم به دستور یهوه و با اجرای موسی آمده است پس سنگسار یکی از اصول اساسی و اجتناب ناپذیر یهودیت گردید
انجیل
کتاب مقدس مسیحیان در باره حکم سنگسار چه می گوید
انجیل متی
باب 21
آیه 35
اما دهقانان غلامش را گرفته بعضی را زدند و بعضی را کشتند و بعضی را سنگسار نمودند.
توضیح:
در اینجا عیسی دارد مثلی می آورد که شخصی باغ خود را به دهقانانی می سپارد و بعد که غلامش را می فرستد تا میوه ها را بیاورد او را سنگسار می کنند.
انجیل یوحنا
باب 8
آیه 1
اما عیسی به کوه زیتون رفت
آیه 2
و بامدادان باز به هیکل آمد و چون جمیع قوم نزد او آمدند نشسته ایشان را تعلیم می داد
آیه 3
که ناگاه کاتبان و فریسیان زنی را که در زنا گرفته شده بود پیش او آوردند و او را در میان برپا داشته
آیه 4
بدو گفتند ای استاد این زن در عین عمل زنا گرفته شده
آیه 5
و موسی در تورات به ما حکم کرده است که چنین زنان سنگسار شوند اما تو چه می گوئی
آیه 6
و اینرا از روی امتحان بدو گفتند تا ادعائی بر او پیدا کنند اما عیسی سر به زیر افکنده به انگشت خود بر روی زمین می نوشت
آیه 7
و چون در سئوال کردن الحاح می نمودند راست شده بدیشان گفت هر که از شما گناه ندارد اول بر او سنگ اندازد
آیه 8
و باز سر به زیر افکنده برزمین می نوشت
آیه 9
پس چون شنیدند از ضمیر خود ملزم شده از مشایخ شروع کرده تا به آخر یک یک بیرون رفتند و عیسی تنها باقی ماند با آن زن که در میان ایستاده بود
آیه 10
پس عیسی چون راست شد و غیر از آن زن کسی را ندید بدو گفت ای زن آن مدعیان تو کجا شدند آیا هیچکس بر تو فتوی نداد
آیه 11
گفت هیچکس ای آقا
آیه 12
عیسی گفت من هم بر تو فتوی نمی دهم برو و دیگر گناه مکن
توضیح و تفسیر:
هرچند کتبی مانند عهد عتیق و عهد جدید بیشتر افسانه ها و داستانهای مردمان آن منطقه
( خاورمیانه کنونی) می باشند و باید به شکل دیگری بررسی بشوند لیکن از آنجائی که به عنوان کتاب مقدس برای گروه وسیعی از مردمان سرمشق اعمال و رفتار قرار گرفته اند در مواردی می بایست به همان شیوه و روش خود آنها با این نکته برخورد کرد به همین دلیل یک بررسی بسیار بسیار مختصر از تناقضی که در این مورد در مسیحیت وجود دارد انجام می شود برای نشان دادن این تناقض آیه های زیر آورده میشود.
انجیل متی باب 5
آیه 17
گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم بلکه تا تمام کنم
آیه 18
زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود
قبلاً باید توضیح داد، ترجمه پارسی با متن سوئدی و انگلیسی در یکی دو کلمه تفاوتهائی دارد.
اینجا یک دوگانگی بصورتی کاملا واضح خود را نشان می دهد: اگر مسیح می گوید حتی یک حرف از عهد عتیق قابل تغییر نیست پس می بایست حکم سنگسار را تائید می کرد؛ اما آنرا صریحاً تائید و یا نفی نکرد؛ در حالیکه باید دقیقا موضع گیری می کرد تا تکلیف روشن شود.
آیا اینکه هرکس گناه نکرده سنگ اول را بیندازد می تواند در باره سایر احکام اعدام نیز صادق باشد؟ یعنی اینکه می توان به اینصورت برداشت کرد که اعدام یا کشتن اشخاص بهر صورت باید توسط کسانی صورت بگیرد که تا بحال گناهی نکرده باشند و یااینکه فقط در مورد سنگسار چنین است؟  
و یا اینکه کلاً حکم اعدام نباید صادر بشود؟ در اینصورت چرا مسیحیان انواع دیگری از اعدام را اجرا کرده و می کنند؟ چرا بعضی ها را به اتهام جادوگر( مخصوصا زنان را) زنده زنده در آتش می سوزاندند؟  
اما چرا خود مسیح سنگ نیانداخت؟
در این مورد تنها دو صورت را می توان در نظر گرفت:
1- مسیح با سنگسار مخالف بوده؛ در نتیجه حکمی از تورات را نفی کرده است و این مخالف  آیاتی است که می گوید حتی یک حرف از عهد عتیق را نفی نمی کند. 
یک توضیح اینکه در موارد دیگری نیز دستورات مسیح ( عهد جدید) با عهد عتیق در تقابل کامل قرار دارند که در اینجا به بررسی کامل آن پرداخته نمیشود.
2- خود او ( مسیح) نیز گناهکار بوده است و بهمین دلیل سنگ نیانداخته بود. پس چنانچه مسیح بعنوان خدا یا پسر خدا شخص پاک و بیگناهی نبوده بلکه جزو گناهکاران بوده در نتیجه نمی تواند از مردمان انتظار پاکی و بیگناهی داشته باشد؛ وقتی خدا چنین باشد از بنده انتظاری نیست؛ والبته تفاسیری بیشتر که می تواند بر این نکته اضافه کرد.
ولیکن نتیجه دومی که از این قسمت بدست می آید اینست که مسیح به این ترتیب سنگسار را تائید کرده ولی خود نیز بدلیل گناهکار بودن سنگی نیانداخته است.
حال یک نکته دیگر؛ اگر این زن دوباره همین گناه را مرتکب می شد آنگاه چه حکمی صادر می شد؟
اینها نقائص بارزی است که در مورد همین یک حکم دیده می شود؛ کتاب عهد عتیق در این خصوص بسیار ضعیف و قابل نقد است.
در نوشته دیگری در یک مقایسه از زاویه ای دیگر میان عهد عتیق، عهد جدید و قرآن از یک طرف و کتاب اوستا از طرفی دیگر به نکاتی جدید پرداخته؛  و ضمن نشان دادن ضعف های هر کدام از اینها نشان داده خواهد شد که کدام یک در کدام نکات از سایرین برتر است و کدام ضعیف تر است.
نتیجه این بحث تا اینجا چنین است که انجیل در خصوص سنگسار و در کل احکام اعدام و حتی پائین تر دستوری دقیق و مشخص نداده و در یک سردرگمی از لحاظ قوانین بسر می برد در نتیجه تفاسیری که می توان از این کتاب توسط طرفدارنش در نقاط مختلف صورت بگیرد بسیار بیشتر از یهودیت و اسلام است. به همین دلیل است که مسیحیان انواع مجازاتهای مرگ را اعمال کردند ( حتی زنده زنده در آتش سوزاندن) ولی در خصوص سنگسار دچار تردید شدند و برای فرار از بحث و جدلی که در این باره می توانست براه بیفتد از روش های دیگر استفاده کردند.
در کنار مسیحیت متزلزل، یهودیت بصراحت سنگسار را تائید و اسلام بصراحت آن را نفی میکند.  
برای اینکه بحث کمی کامل تر بشود باید یک نکته دیگر را نیز اضافه کرد اینکه در عهد جدید با مسئله زنا بطور بسیار شدیدی  برخورد شده و تاکید می شود چنانچه زنی را طلاق بدهند و یا کسی با زن مطلقه ازدواج کند زنا کرده است؛ بهمین دلیل است که در میان کاتولیک ها طلاق وجود ندارد.
انجیل متی باب 5
آیه 27
شنیده اید که به اولین گفته شده است زنا مکن
آیه 28
لیکن من به شما می گویم هر کس به زنی نظر شهوت اندازد هماندم در دل خود با او زنا کرده است
آیه 29
پس اگر چشم راستت ترا بلغزاند قلعش کن و از خود دور انداز زیرا  ترا بهتر آنست که عضوی از اعضایت تباه گردد از آنکه تمام بدنت در جهنم افکنده شود.
آیه 30
و اگر دست راستت بلغزاند قطعش کن و از خود دور انداز زیرا ترا مفیدتر آنست که عضوی از اعضای تو نابود شود از آنکه کل جسدت افکنده شود
آیه 31
و گفته شده است هر که از زن خود مفارقت جوید طلاق نامه بدو بدهد
آیه 32
لیکن من بشما می گویم هر کس بغیر علت زنا زن خود را از خود جدا کند باعث زنا کردن او می باشد و هرکه زن مطلقه را نکاح کند زنا کرده است
این آیات نشان می دهد که تا چقدر عیسی و عهد جدید با زنا سرمخالفت دارند و حتی طلاق را نیز زنا می دانند. بنابراین بررسی مسئله سنگسار از بررسی مجموعه این قوانین جدا نیست. در میان یهودیان طلاق بوده ولی عیسی آن را نفی می کند و با اینکار باری دیگر عهد عتیق را نفی می کند.
اما در آوردن چشم در حالیکه تنها یک نگاه کرده و آن یک نگاه برابر با زنا می باشد، یا قطع دست و...  دستوراتی است که به رهبران کلیسا اجازه می دهد که چنین اعمالی را بر کسانی که چنین بکنند اعمال کند.
 برای کوتاهی کلام به همین مقدار بسنده می شود و سایر نکات در مقالاتی دیگر بررسی خواهد شد.   
کتاب اعمال رسولان
باب 5
آیه 26
پس سردار سپاه با خادمان رفته ایشان را آوردند لیکن نه به زور که از قوم ترسیدند که مبادا ایشان را سنگسار کنند.  
توضیح:
این داستانِ تعدادی از رسولان است که در زندان بودند ولی توسط فرشته آزاد می شوند وزمانی که در هیکل برای مردم موعظه می کنند رئیس کهنه با همراهان می آیند ولی از ترس اینکه مردم آنها را سنگسار کنند حرکتی خشن نکردند.
باب 7
آیه 58  
و از شهر بیرون کشیده سنگسارش کردند و شاهدان جامه های خود را نزد پایهای جوانی که" سَولُس " نام داشت گذاردند.
آیه 59
وچون استیفان را سنگسار می کردند او دعا نموده گفت ای عیسی خداوند روح مرا بپذیر
آیه 60
پس زانو زده به آواز بلند ندا در داد که خداوندا این گناه را بر اینها مگیر؛ این را گفت و خوابید 
باب 14
آیه 19
اما یهودیان از انطاکیه و ایقونیه آمده مردم را با خود متحد ساختند و پولس را سنگسار کرده از شهر بیرون کشیدند و پنداشتند که مرده است  
رساله دوم پولس به قرناتیان
باب 11
آیه 24
از یهودیان 5 مرتبه از چهل یک کم تازیانه خوردم  
آیه 25
سه مرتبه مرا چوب زدند یک دفعه سنگسار شدم سه کرت شکسته کشتی شدم شبانه روزی در دریا بسر بردم
توضیح:
در انیجا پولس داستان خود را تعریف می کند  
رساله به عبرانیان
باب 11
آیه 36
و دیگران از استهزا  و تازیانه ها بلکه از بندها و زندان آزموده شدند
آیه 37
سنگسار گردیدند و با اره  دوپاره گشتند؛ تجربه کرده شدند و به شمشیر مقتول گشتند؛ در پوستهای گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذلیل آواره شدند
باب 12
آیه 20
زیرا که متحمل آن قدغن نتوانستند شد که اگر حیوانی نیز کوه را لمس کند سنگسار یا به نیزه زده شود  
توضیح:
این همان داستان کوه رفتن موسی است.
قرآن
کتاب مقدس مسلمانان و حکم سنگسار
سنگسار کلمه ای پارسی بر گرفته از سنگ میباشد، معادل عربی آن در قرآن آمده " رجم" میباشد.
از سنگسار در قرآن تنها 4  بار نام برده شده است که آنها نیز داستانهائی میباشند مربوط به یهودیان. دستور سنگسار بهیچوجه در قرآن نیست و از محمد نیز صادر نشد؛ یعنی نه دستور قرآن است و نه سنتی از جانب محمد. از آنجا ئی که قاعده دستوراتِ است
 حسن بایگان

 

این مطلب را در صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست