تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۱ اکتبر ۲۰۱۶

سمفونی یا سینفونیا وسینفونِیِتا
گیل آوایی

 گپی با یکی از دوستان فرهیخته ام پیش آمد که مرا به جستجویی در رابطه با ریشه و معنا و تفاوتها و چرایی و استفاده ی درستِ واژه ی سمفونی یا سنفونی کشاند. برای این کار نخست سراغ منابع انگلیسی زبان رفته ام  و گشتی در دنیای مجازی زده ام. آنچه در زیر می خوانید نتیجه ی این جستار است  شاید برای خوانندگان جالب و حتی مفید باشد. 

معنی لغوی در فرهنگ لغت: 

سینفونیتا

سینفونیتا = لاتین(یونانی) Συμφωνία 

بیان واژه شناسانه و ریشه شناسانه سینفونیتا: ایتالیایی ست، به سینفونیای خیلی کوچک گفته می شود و از 1907 رایج شده است 

سینفونیا(سینفونی)

(موسیقی ایتالیایی قدیم) پیش‌درآمد، پیش درآمد اپرا 

سمفونی

(موسیقی) سمفونی (قطعه‌ی موسیقی کامل که معمولا چند movement دارد)

 بخش آوازی قطعه‌ی موسیقی  (مخفف) symphony orchestra

.

سینفونیا  در موسیقی ایتالیایی قدیم به پیش درآمد یا پیش درآمد اپرا گفته می شد. در ویکیپدیای انگلیسی چنین آمده است:

سینفونیا کنسرتانته

سینفونیا کلمه ای ایتالیایی برای سمفونی و بر آمده از لفظ لاتین سیمفونیا symphonia (سیمفونیا)   است. در جای خود از زبان یونان باستان συμφωνία symphōnia  به معنی توافق یا همسازی/ همخوانی/همگانی از پیشوند با هم σύν =>(سیگنوراسالونیو )و صدا ϕωνή =>(آمیگو نومیتا)  ریشه می گیرد. در زبان انگلیسی این کلمه ازقرن هفده یا هیجده رایج شده که به قطعه ای ارکسترال برای پیش درآمد( شناساندن/معرفی)، میانپرده یا پایانی موسیقی در یک اپرا، اوریتاریو ( موسیقی با مطالب و سرودهای مذهبی) کانتات(سرود) یا سوئیت suite  ( مجموعه ای از هم آمیزی سازها برای رقص که در پی هم/پی آیی و ترادف، نواخته می شوند)( ابیت به معنی کاهش، کم شدن، و نیز اسم است که از 1999 بیشتر مطرح شده است) استفاده می شد . این واژه  در زبانهای عاشقانه پرتقالی، اسپانیایی نیز بکار برده شده است.

در قرون وسطا حدود 1588 نیز اسمی برای هاردی گاردی( مارکیوز پ-477) بود. یوهان سباستیان باخ این شناسه  را برای آهنگهایی که برای کیبوردش موسوم به ابتداعِ سه بخشی، بکار می برد و پس از حدود 1800، از این شناسه برای اپرا به معنی اورتور( فیشر 1998 پ-386) استفاده شده است.

در قرن بیست، و بیست و  یکم به ارکستر مجلسی نیز بکار رفته است. مانند سنفونیای شمالی( کندی 2006)

سینفونیا کنسرتانته، از جمله معروف به سمفونی کنسرتانته ) ترکیب یا تلفیقی از سمفونی و ژانرهای کنسرتو(نوع/دسته، از نوعِ/از دستۀ کنسرتو) نامیده می شود. کنسرتی ست که نوازندگان (تکنوازان ) در آن برجسته اند. و در سمفونی اما نوازندگان بخشی از کلِ کنسرتا هستند، نه بخش برجسته از آن.  و این گویای آن است که شکلی از موسیقی باشد که در کلاسیک غربی پدید آمده، شکل گرفته است. 

دوران کلاسیک 

در دورۀ باروک[1] فرق بین کنسرتا با سینفونیا( نیز سمفونی) ابتدائاً به شکل کنونی کاملا روشن نبود. کلمۀ سینفونیا مثلا برای نامیدنِ پیش درآمد/بخش معرفی یا شناسه( اورتور ) در اجرا استفاده می شد. آنتونیو ویوالدی کنسرتویی نوشت که در آن  تکنوازان منفرد برجسته نبودند. کم و بیش از روی سبک با سنفونیا قابل تشخیص بودند. نزدیک ترین سینفونیا کنسرتانته  به عصر باروک کنسرتو گروسو(concerto grosso = کنسرتِ بزرگ) برمی گردد. معروفترینِ این کنسرتها، کنسرتهایی از ارکآنجلو کورلیArcangelo Correlli و جورج فریدریک هاندلGeorge Frideric Handel   می باشند.

در عصر کلاسیک( حدوداً 1750-1800)، هر دو سمفونی و کنسرتو معانی مشخص تری می یابند و کنسرتو گروسو( کنسرت بزرگ) همه شان با هم، از جمله آثار آهنگسازان ( آموزشگاه مانهایم)هنرکدۀ مانهایم؛ ناپدید می شوند. و این به آخرین دهه از قرن هیجده به تلاشهایی برای تلفیق هر دو ژانر می انجامد. مانند آثار آهنگسازانِ آموزشگاه مانهایم( هنرکدۀ مانهایم) موسوم به " لندن باخ " و جوانترین پسرِ یوهان سباستیان که از اوایل 1770 سمفونیهای کنسرتانته را در پاریس منتشر می کرد.

موتزارت با آشنان شدن با هنرکدۀ مانهایم از سال 1770 و احتمالا شناختن آثار منشتر شده از یوهان کریستیان باخ، تلاش زیادی برای تولید آثاری در توجیه سینفونی کنسرتانتی نمود. موفق ترین آثار او بقرار زیرند:

  1. -     سینفونی کنسرتانته برای ویولون، ویولا و ارکسترا "کی "364( تنها اثری که موتزارت موفق به تمام کردنش شد و در نسخه موثق و قابل اعتماد موجود است.)
  2. -     سینفونیا کنسرتانته برای ابوا(شهنا،سازبادی)، کلارینت، هورن، قره نی و ارکسترا "کی 297ب"( از روی تنظیم آن شناخته شده و احتمالا نسخه ای ناموثق است)

 

جوزف هایدن  هم در فاصلۀ  دیدارش از لندن، در یک  چالش دوستانه با کارآموز پیشنیش اگناز پلی یلIgnaz Pleyel نیز که آن هنگام در لندن بود و کارهایش با ژانرهایشان محبوب و شناخته شده بودند، یک سینفونیا کنسرتانته برای ویولون، سلو،  ابوا(شهنا) و قره نی نوشت. هایدن همچنین سیمفونیهایی با بخشهای طولانیِ تکنوازی مانند " روزهنگام سمفونی 6-8، بویژه در اوایل کارِ آهنگسازی اش نوشت. اینها اگر چه به درستی بنام سمفونی شناخته می شوند نه سینفونی کنسرتانتی. نمونه های دیگر از این دوره سینفونیا کنسرتانته کُوزِلِچ در  ئی یکنواختِ ماژور برای ماندولین، ترومپت، دوباس، پیانو هستند. سیمفونی کنسرتانته گُوزِک برای ویولون، سلو  و سیمفونی کنسرتانته برای کلارینت و قره نی می باشند.

 

عصر رومانیتک

شمار اندکی از آهنگسازان هستند که هنوز  آثارشان را پس از دوران موسیقی کلاسیک، سینفونیا کنسرتانته  می نامند.هر چند بعضی از کارها نیز هستند: مانند برلیوز هارولدِ Berlioz en Italieبرای ویولا و در ژانرِ نزدیک به ارکسترا  

بتهون هیچ چیزی که یک سینفونیا کنسرتانته مشخص شده باشد ننوشت اگر چه برخی کنسرتو تریپلِ( سه کنسرتو) او را در این ژانر مناسب می دانند.

سمفونی

و اما سمفونی در مجموع معانی و شرح آن چنین در ویکیپدیای انگلیسی آمده است:

سمفونی یک اثر موسیقی گسترده شده در موسیقی کلاسیک غربی ست که عموما توسط آهنگسازان برای ارکستر نوشته شده اند. هرچند این واژه معانی زیادی برآمده از ریشه اصلی آن در عصر بونان باستان دارد که جهان آن را از قرن هیجدهم تا به امروز بشرح زیر رایج کرده است:

کاری مرکب از چندین بخش یا چرخش( موومنت-موومان)، اغلب چهار بخش با نخستین آن بشکل سونات است. سمفونیها  برای سازهای سیمی  ( ویولون، ویولا، سلو و دابل باس)، سازهای بادی برنزی، سازهای بادی چوبی، سازهای کوبه ای همه با هم در حدود سی تا صد نوازده را در بر می گیرد.

سمفونیها باصطلاح موسیقی در برگیرنده همه بخشهای سازیند. نوازندگان ارکستر بخشهایی را که فقط مختص سازخود آنهاست می نوازند. شمار اندکی از سمفونیها نیز بخشهای صدایی هستند ( بعنوان مثال سمفونی شماره 9 بتهون)

 

ریشۀ کلمه سمفونی

کلمه سمفونی از زبان یونان باستان Συμφωνία  =>سیمفونیاست. 

در ویکیپدیای فارسی چنین آمده است:

سمفونی به  انگلیسی  (symphony)و از کلمهٔ  یونانی  Συμφωνία  =>سیمفونیا گرفته شده است .

سمفونی  در  موسیقی کلاسیک  به قطعه‌ای  ارکسترال  گفته می‌شود که از چند بخشِ مجزّا به نام  موومان  تشکیل شده باشد. هر سمفونی دارای  فرم  سونات  است. فرم سمفونی در حقیقت همان فرم چهار بخشی یا چهار موومان است .

قدمت سمفونی به  قرن هجدهم میلادی  در  اروپا  بازمی‌گردد یوزف هایدن،  موتزارت، و به ویژه  بتهوون  در شکل‌گیری آن تأثیر به سزایی داشته‌اند .

 

در سایت هامون ایران نوشتار مبسوطی در رابطه با سمفونی و تاریخچه ی آن به قلم محسن دوراهکی آمده است و برای آگاهی می توانید به آن مراجعه کنید.


[1] دوران یا عصر باروک به زمانی گفته می شود که سبکی از موسیقی بین سالهای 1600-1700 پدید آمده است که به نام همین دوره یعنی دوران یا عصر باروک معروف شده است.

http://shooram.blogspot.nl/2016/10/blog-post_11.html

نگاهی به ماهیت و تاریخچه سمفونی

محسن دوراهکی

http://www.hamooniran.com/item/3537 

42-300x220

محسن دوراهکی: با توجه به تغییراتی که سمفونی (Symphony) از آغاز پیدایش تا امروز داشته، ذکر یک تعریف کامل و جامع برای این فرم کار آسانی نیست، اما برای تعریف آن باید گفت سمفونی؛ "یک فرم ارکسترال مرکب است در چهار موومان (4 بخش مستقل ) که توسط ارکسترسمفونیک با سازبندی مدون و مشخص اجرا می شود. در سمفونی هیچ سازی نسبت به سایر سازها برجستگی یا برتری خاصی ندارد."

محسن دوراهکی

پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳

اشاره: عصرانه فرهنگی هامون؛ سلسله نشست هایی هست که هر سه شنبه بعدازظهر در دفتر هفته نامه اتحاد جنوب به وسیله انجمن هامون ایران برگزار می گردد. این عصرانه ها تا به حال چهل و چند جلسه اش را پشت سر نهاده که از این بین به هنر موسیقی سه جلسه اختصاص یافته، که هرسه جلسه را نیز محسن دوراهکی؛ مدرس و نوازنده حرفه ای گیتار کلاسیک در استان بوشهر ارائه داده است. تاملاتی بر موسیقی غرب تا دوره رومانتیک، اپرا و سمفونی؛ سه موضوعی بوده اند که ایشان به ارائه بحث پرداخته است. آن چه که در سطور بعدی خواهد آمد یادداشتی از ایشان خواهد بود که به ذکر تمام نکاتی می پردازد که ایشان در این جلسه عصرانه فرهنگی هامون ارائه داده است.  مخاطبان می توانند برای مطالعه بیشتر گزارش های عصرانه فرهنگی هامون به سایت هامون (www.hamooniran.com) مراجعه نمایند.

با توجه به تغییراتی که سمفونی (Symphony) از آغاز پیدایش تا امروز داشته، ذکر یک تعریف کامل و جامع برای این فرم کار آسانی نیست، اما برای تعریف آن باید گفت سمفونی؛ “یک فرم ارکسترال مرکب است در چهار موومان (۴ بخش مستقل ) که توسط ارکسترسمفونیک با سازبندی مدون و مشخص اجرا می شود. در سمفونی هیچ سازی نسبت به سایر سازها برجستگی یا برتری خاصی ندارد.”

ترتیب و ویژگی های موومان های چهارگانه سمفونی به شکل زیر است:

– موومان اول: به فرم سونات و تمپو نسبتاً تند

سونات مهمترین فرم در ساختار سمفونی است که از سه قسمت تشکیل شده و طرحی این چنین دارد:

در این طرح تم A سنگین تر، سودایی، سرکش و گاه حماسی است. تم B  تعزلی و سبکبال تر است.

– موومان دوم: یکی از فرمهای سونات یا تم و واریاسیون با تمپو آهسته در تونالیته ای متفاوت با سایر موومان ها.

– موومان سوم: یک رقص سه ضربی اغلب مینوئت یا اسکرتزو و گاه والس.

– موومان چهارم: یکی از فرم های سونات، روندو یا تم وواریاسیون با تمپوسریع.

سمفونی را می توان پیچیده ترین و کامل ترین فرم سازی دانست که اصلی ترین ابزار یک آهنگساز برای بیان ایده های اوست .

تاریخچه ی سمفونی

واژه سمفونی ار کلمه یونانی سیمفونیا به معنای همنوایی سازی است .

اولین باری که از این واژه به عنوان یک اثر سازی ارکسترال استفاده شد در سال ۱۵۹۷ میلادی بود که آهنگساز ایتالیایی؛ جیووانی گابریلی اثری سازی و ارکسترال به نام ساکروئه نوشت، البته این اثر با سمفونی واقعی فاصله زیادی داشت.

در قرن هفدهم؛ یعنی دوره ی “باروک” واژه ی سمفونی یا سینفونیا برای آثار مختلفی استفاده می شد که اغلب آثاری سازی بودند در دل آثار بزرگتری همچون کنسرتو، اپرا و سونات .

خاستگاه و جد سمفونی در حقیقت فرمی به نام “اورتور” ایتالیای است. فرمی شامل سه موومان تند، کند، تند که در ابتدای اپراتورهای ایتالیایی اجرا می شد.

در پایان دوره ی باروک و آغاز دوره ی کلاسیک آهنگسازانی همچون جیووانی سامارتینی، یوهان اشامیتز، کارل فیلیپ، امانوئل باخ و یوهان کریستیان باخ به نوشتن سمفونی روی آوردند.

در سال ۱۷۳۴ آهنگساز ایتالیایی؛ جیووانی سامارتینی اولین سمفونی چهار موومانی خود را نوشت که توجه کل اروپا به این اثر جلب شد.

کسی که طرح کلی سمفونی را به اثبات رساند و ارکستراسیون آن را به شکلی که تا امروز با تغییرات جزئی ادامه دارد، پی ریزی کرد؛ آهنگساز اتریشی دوره ی کلاسیک، “ژوزف هایدن” بود. هایدن همچنین رقص سه ضربی مینوئت را به عنوان موومان سوم سمفونی ها تثبیت کرد. از او یکصد و چهار سمفونی به جا مانده و لقب “پدر سمفونی” را به او داده اند. از معروف ترین سمفونی های هایدن می توان به سمفونی های خداحافظی، لندن، ساعت و شگفتی ها اشاره کرد.

ولفگانگ آمادئوس موتزارت دیگر آهنگساز اتریشی، همان شیوه ی هایدن را در نگارش سمفونی به کار گرفت و سمفونی کلاسیک را به کمال رساند .

او با به کارگیری خاص سازهای بادی چوبی، رنگ آمیزی بیشتری به سمفونی های خود نسبت به سمفونی های هایدن بخشید. همچنین سمفونی های موتزرات طولانی تر از هایدن هستند.

به عنوان مثال آخرین اثر موتزارت چهل دقیقه و آخرین سمفونی هایدن بیست و پنج دقیقه است. از مهمترین سمفونی های موتزارت : سمفونی های شماره ۲۵- ۳۸ ( با نام پراگ ) -۳۹  – ۴۰ و ۴۱ ( با نام ژوپیتر )

– لودویگ وان بتهوون؛ آهنگساز آلمانی، نه سمفونی آفرید که به عقیده بسیاری از کارشناسان و منتفدان کامل ترین سمفونی های تاریخ  هستند. آثار او از نظر فرم و تکنیک آهنگسازی کلاسیک اما از نظر بیان و احساس رمانتیک هستند .

تفاوت های سمفونی های بتهوون نسبت به هایدن و موتزارت :

۱- ارکستر بزرگتر، استفاده از سازهایی مثل ترومبون، کنترفاگوت و پیکولو برای اولین بار در سمفونی و پررنگ تر کردن نقش سازهای کوبه ای.

۲- استفاده از رقص روستایی و چابک تر اسکرتزو به جای رقص باوقار و درباری مینوئت در موومان سوم سمفونی ها که به سمفونی ها ی بتهوون سرشتی مردمی تر بخشید.

۳- مرتبط کردن موومان های چهارگانه سمفونی به یکدیگر از طریق تم ها و ملودی های واحد (بتهوون این کار را اولین بار در سمفونی پنجم خود با تکرار ملودی سه صدای کوتاه و یک صدای کشیده انجام داد)

۴- استفاده از صدای انسان در سمفونی نهم برای اولین بار .

۵- انعکاس احساسات ، افکار و تأثیرات زندگی فردی در سمفونی های بتهوون که سرشتی رمانتیک به آن ها می بخشید.

از میان سمفونی ها ی بتهوون شماره های فرد سنگین تر و با شکوه تر و سرکش ترند و شماره های زوج تغزلی تر و سبکبال ترند .

معروفترین سمفونی های بتهوون : شماره ۳ ( با نام اروئیکا یا قهرمانی )  –  شماره  ۵ ( با نام سرنوشت )  –  شماره  ۶ (با نام پاستورال یا روستایی )  –  شماره ۷  –  شماره  ۹

دوره ی رمانتیک

آهنگسازان دوره ی رمانتیک را از نظر دیدگاه شان به سمفونی می توان به  چهار دسته تقسیم کرد :

– دسته اول : سنت گراها؛ کسانی که به فرم ها ، قالب ها و تکنیک های دوره ی کلاسیک در نوشتن سمفونی پای بند بودند ، هرچند آثار آن ها از نظر هارمونی، بیان و رنگ آمیزی ارکستر رمانتیک هستند. از جمله فرانتس شوبرت، یوهان برامس،  فیلیکس مندلسون و آنتوان بروکند.  سمفونی های این آهنگسازان به وضوح تأثیر گرفته از سمفونی های بتهوون است.

 – دسته ی دوم: رمانتیک ها؛ کسانی که آثار آنها کاملن رمانتیک است و سمفونی را ابزاری برای بیان اندیشه های رمانتیک خود می دانستند از جمله رابرت شومان ، هکتور برلیوز  و چایکوفسکی . البته در میان رمانتیک ها آهنگسازانی مثل لیست و واگنر سمفونی را اثری قدیمی و کسالت آور می دانستند و از تصنیف این فرم حذر کردند .

از آهنگسازان این گروه هکتور برلیوز با نوشتن سمفونی فانتاستیک که بر اساس عشق نافرجام اوست؛ نقطه ی عطفی را در تاریخ سمفونی به وجود آورد. او برای اولین بار در این اثر از پنج موومان استفاده کرد. علاوه بر این برلیوز در به کارگیری ارکسترهای عظیم و رنگ آمیزی های جدید صوتی در سمفونی تأثیرگذار بود.

– دسته سوم: ملی گراها؛ آهنگسازانی همچون کورساکف، دورژاک، گریگ و سبیلیوس که در سمفونی های خود به انعکاس ملودی های و فرهنگ های قومی کشورشان پرداختند.

–  دسته ی چهارم: آوانگاردها؛ آهنگسازانی همچون گوستاو ماهلر، ریچارد اشتراوس که با استفاده از تکنیک هایی در سمفونی های خود رای راه برای آثار مدرن باز کردند. گوستاو ماهلر؛ آهنگساز اتریشی را می توان آخرین آهنگساز بزرگ رمانتیک دانست.

آثار ماهلر همگی عظیم، برنامه ای، پیچیده و حاکی از زندگی شخصی او در دریافت معنای زندگی هستند. او می گفت: “سمفونی جهان است و باید همه چیز را در بر گیرد.” ماهلر  نه سمفونی دارد که در چهار تای آن ها به تقلید از بتهوون از صدای انسان استفاده کرده است. سمفونی هشتم ماهلر معروف به سمفونی هزار نیازمند؛ یک ارکستر عظیم،  شش تک خوان، یک گروه کر کامل و گروه کر پسران است که اجرای آن  یک ساعت و نیم به طول می انجامد.

ماهلر با از دست دادن دختر  ۴ ساله خود در هم شکست و این اتفاق تمام زندگی و آثار او را تحت تأثیر قرار داد. چنانچه اورا به فردی افسرده و “مرگ-آگاه” تبدیل نمود. او در سمفونی نهم خود  پنج مرحله مرگ یعنی؛ انکار، خشم، تقلا، افسردگی و تسلیم را به شکلی تلخ، غمناک و نیش دار به تصویر می کشد. اقدامات ماهلر که سرشتی مدرن داشت: استفاده از سازهای جدید مثل گیتار، ماندولین، چلستا و ناقوس در سمفونی برای اولین بار .

– مدلاسیون های زیاد به تونالیته های دور

– نوشتن سمفونی هایی با بیش از  چهار موومان

– پایان دادن سمفونی در تونالیته ای متفاوت با تونالیته ی آغازین.

دوره ی مدرن

سمفونی نویسان این دوره را می توان به سه گروه تقسیم کرد :

–  گروه اول رمانتیک هایی که در دوره ی مدرن زندگی کمی کردند . آن ها حس، بیان و ملودی های رمانتیک داشتند اما از نظر ارکستراسیون، هارمونی و بافت مدرن بودند. به عنوان مثال استفاده از ساز پیانو در ارکستر به عنوان یک ساز کوبه ای.  از آهنگسازان این دوره می توان به دیمیتری شُستاکوویچ روس که  پانزده سمفونی نوشت. او ناچار بود بیشتر آثار خود را بر اساس خواست و سلیقه ی دفتر حزب کمونیست شوری بنویسد.

– گروه دوم شامل نئوکلاسیست ها هست که آهنگسازان مدرنی هستند که بازگشت به دوره ی باروک و کلاسیک را شعار خود قرار دادند. آن ها از تم ها و ملودی های آشنای آهنگسازانی همچون: باخ، هندل، هایدن و موتزارت در آثارشان استفاده می کردند. سمفونی های این آهنگسازان کاملا ً فرم و قالب کلاسیک دارند اما از نظر هارمونی و سازبندی مدرن هستند.  سمفونی نئوکلاسیست ها کوتاه و پر صدا هستند و بافتی واضح دارند. از جمله آهنگسازان این مکتب می توان به ایگور استراونیسکی، سرگی پروکفیف و پاول هیندمیت اشاره کرد .

– گروه سوم تجربه گراها و سنت شکن هایی هستند که سمفونی را بستری مناسب برای انعکاس نوآوری های و ایده ها های جدید موزیکال خود می دانستند، آهنگسازانی که در مکتب های پلی تونالیته و پلی ریتم فعالیت داشتند از این دسته اند . به عنوان مثال چارلز آیوز؛ آهنگساز معاصر آمریکایی در چهارمین سمفونی خود معروف به “سمفونی آمریکایی” به طور همزمان دو ارکستر مجزا را به کار می گیرد که دو رهبر مستقل دارد و هرکدام از ارکسترها در تونالیته ای متفاوت می نوازند. همچنین او یک ارکستر متشکل از کوبه ای ها را به کار می گیرد که در تمپو و ضرب آهنگی متفاوت با بقیه ارکستر می نوازند. در این سمفونی از پیانو و صدای انسان نیز استفاده شده است.

توصیه های آثاری برای شنیدن :

–         سمفونی خداحافظی (ژوژف هایدن )

–         سمفونی شماره ۴۰ (موتزارت )

–         سمفونی شماره  ۵ (بتهوون )

–         سمفونی پاتیتک ( چایکوفسکی )

–         سمفونی فانتاستیک ( هکتور فسکی )

–         سمفونی شماره  ۹ ( گوستاو ماهلر )

–         سمفونی شماره  ۱۱ (شستاکوویچ)

–         سمفونی متامورفسیس (هنیدمیت )

–         سمفونی آمریکایی (چارلز آیوز )

.http://www.hamooniran.com/item/3537
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست