تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

گفت وگوی مهرداد قاسمفر با داریوش آشوری در مورد فرهنگستان زبان فارسی

1

فرهنگستان زبان فارسی، فرازها و نشیب‌ها

مهرداد قاسمفر

۱۳۹۳/۰۹/۲۹

داریوش آشوری، زبان‌شناس، نویسنده و مترجم
داریوش آشوری، زبان‌شناس، نویسنده و مترجم

فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سه دوره خود از ۱۳۱۴ که با ریاست محمدعلی فروغی، ادیب نامدار آغاز به کار کرد، تا فرهنگستان سوم که حالا غلامعلی حداد عادل آن را مدیریت می‌کند، بیش از ۸۰ سال است که در کار تولید واژه و تلاش برای والایش و پالایش زبان فارسی در مقابله با زبان‌های وارداتی و بیگانه است.

اما چرا به جز دوره اول که در ۱۳۴۷ به پایان رسید، بیش از موفقیت‌ها، همواره این ناکامی‌های فرهنگستان بوده که به چشم می‌آید. اخیراً هم آخرین سری از واژگان این فرهنگستان در ماه‌های مهر و آبان منتشر شد. اما طبق معمول در سکوت. در همین باره از داریوش آشوری، زبان‌شناس، نویسنده و مترجم دعوت کردم که برای مرور این پرسش‌ها و پرسش‌های دیگر به برنامه مرور کتاب بیاید.

گفت‌وگوی مهرداد قاسمفر با داریوش آشوری در مورد فرهنگستان زبان فارسی

آقای دکتر آشوری، ضمن خوشامد به برنامه نمای دور نمای نزدیک این هفته ما، همانطور که می‌دانید از وظایف اصلی فرهنگستان از همان فرهنگستان اول یعنی ۱۳۱۴ که تاسیس می‌شود، رد و قبول لغات و اصطلاحات، اختیار الفاظ و اصطلاحات در هر رشته، پیراستن زبان فارسی و غیره تعریف شده. اصلاً چه اهمیتی دارد و چه نیازی هست به این کار؟ یعنی گسترده کردن دایره واژگان و ساختن نوواژه‌ها، که فرهنگستان از همان دوره اول روی این موضوع تاکید دارد و این را به عنوان یک ماموریت برای خودش تعریف می‌کند و تا الان هم بهش وفادار مانده، به رغم همه تغییرات در این سه دوره؟

داریوش آشوری: همانطور که می‌دانید ما از نیمه‌های قرن نوزدهم در برخورد با تمدن مدرن و دستاوردهای آن، دچار بحران شدیم از همه جهت. یعنی تمام ساختار سنتی جامعه و فرهنگ و سیاست و دولت و همه چیز... آنچه که به نام دنیای سنتی می‌شناسیم، با بحران مواجه شد و یک مدل دیگری مقابل آن قرار گرفت که سعی کرد از آن مدل تقلید کند. مثلاً از نیمه‌های دوره ناصری، سعی کردند ساختار دولت و وزارتخانه‌های مدرن به وجود بیاورند. همچنین شوق دستیابی به دستاوردهای علم و تکنولوژی مدرن بر پایه نهادهای مدرن آموزشی که اولین آن مثلاً دارالفنون بود و بعدها دانشگاه تهران و غیره... همه اینها یک مسئله دیگر را در جنب خودشان مطرح می‌کردند و آن مسئله زبان و اصطلاحات بود. برای این که دستاوردهای دنیای مدرن به کلی تمامی شکل زندگی انسان را تغییر می‌دهد. این هدف و برنامه‌ای بود که این فرهنگستان‌ها تاکنون دنبال کرده‌اند.

در تجربه فرهنگستان ما به چه دلیل (جز فرهنگستان اول که گفته می‌شود در برخوردش با مسئله واژه تحت تاثیر نوع نگرش فروغی هم بود یعنی نسبتاً برخورد میانه‌روانه و محافظه‌کارانه‌ای داشت) تا امروز این فرهنگستان حتی در دوره دومش و به مراتب کمتر در دوره سومش که از ۱۳۶۰ تا امروز آغاز می‌شود، موفقیت قابل بحثی در کارنامه‌اش برای این وظیفه اصلی‌اش نداشته و حتی از آن بالاتر گاهی به دلیل انتخاب‌هایی که داشتند، موجب وهن و استهزا بوده از طرف عامه مردم، هم اهل فن. علت این موضوع چیست و چه تفاوتی میان فرهنگستان اول و دوتای بعدی هست؟

یک مقدار زیادی آنچه که واکنش‌های عمومی اجتماعی است، مال این است که چون از دولت و رژیم بدشان می‌آید، در نتیجه هر نهادی را که به یک معنایی وابسته به آن باشد نفی می‌کنند. بیش از هرچیز، این نگرش است که اشکال دارد.
داریوش آشوری

این بحث درازی می‌طلبد. تفکیک اینها از هم و بحث راجع به سیاست‌هایشان؛ ولی به طور کلی اولاً این نوع برخورد و نگرش جامعه ما به هر چیزی از جمله مسئله زبان خیلی گرفتاری است. به این معنا که مثلاً اگر از یک چیزی ما خوشمان نمی‌آید، حتی از یک لغت، کل یک نهاد را نفی می‌کنیم. مثلاً همین فرهنگستان اول وقتی شروع کرد، جهت و ایدئولوژی حاکم آن موقع یک ایدئولوژی ناسیونالیسم ایرانی بود و به نسبت هم تندروانه بود. می‌خواستند که واژه‌ها را با مایه‌های فارسی درست کنند که البته یک بخش اساسی آن هم از نظر من درست بود. همان دوران مسخره می‌کردند، چیزهای طنزآمیز درست می‌کردند روی مایه‌های کارهای فرهنگستان؛ ولی امروزه آنچه که فرهنگستان اول تصویب کرد شاید حدود ۸۰ درصدش جزو زبان عمومی ما شده. به خصوص از طریق کتاب‌های درسی و نهادهای دولتی. فرهنگستان دوم البته سیاست تندروانه‌تری داشت. می‌خواست همه چیز را فارسی سره و از مایه‌های ایرانی بسازد؛ ولی آن هم بالاخره یک کارهایی کرد و تاثیراتی گذاشت. مثلاً نمونه‌هایش بعضی پیشوندهای فارسی میانه را توانستند استفاده کنند. برای توسعه زبان. مثلاً پیشوندهای «پیرا» و «ترا» را در «پیراپزشکی» و «ترابری» زنده کردند. الان امروز به کار می‌بریم. پیشوند پیرا و ترا به نسبت پیشوند فعالی شده؛ ولی یک مقدار زیادی آنچه که واکنش‌های عمومی اجتماعی است، مال این است که چون از دولت و رژیم بدشان می‌آید، در نتیجه هر نهادی را که به یک معنایی وابسته به آن باشد نفی می‌کنند. بیش از هرچیز، این نگرش است که اشکال دارد. والا بالاخره آنجا یک عده آدم اهل علم و باسواد و زباندان نشسته‌اند و یک کاری می‌کنند و این کار صد در صد غلط و نادرست نیست.

نکته‌ای که وجود دارد آن فرهنگستان زبان دوره اول هم از ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰ دو هزار واژه یا نوواژه را پیشنهاد می‌کند که موفقیت زیادی کسب می‌کند. در دوره دوم که پاک‌نویسی و سره‌نویسی قوت بیشتری می‌گیرد، این پذیرش کمتر می‌شود و در دوره سوم خیلی کمتر می‌شود. در حالی که هم در دوره پیش از انقلاب و هم بعد از انقلاب مسایل سیاسی در ایران وجود داشته. اگر مثلاً بخواهیم به نوعی موضوع را مختص ببینیم در رابطه سیاسی جامعه و حاکمیت. آیا فرهنگستان جدید محافظه‌کارتر بوده یا فرهنگستان جدید برای موفقیت برنامه‌های کمتری داشته؟

البته فرهنگستان سوم فرهنگستان فعالی است به نسبت و کار هم زیاد کرده‌اند؛ ولی یک مقدار به عادات زبانی مربوط می‌شود و مردم باید به یک چیزهایی عادت کنند. چون همانطور که مصوبات فرهنگستان اول از طریق ابلاغ دولت به ارتش و به دستگاه‌های اداری و به کتاب‌های درسی و غیره اساساً نگرش به زبان را یک مقدار عوض کرد. نمونه‌اش را برایتان می‌گویم. مثلاً کلمه دانشگاه را که معادلی برای اونیورسیته فرانسه ساختند، فرض کنید مرحوم عباس اقبال که ادیب و تاریخدان برجسته‌ای بود، می‌گفت سر مرا هم بزنید نمی‌گویم دانشگاه. می‌گویم اونیورسیته یا دارالعلم. خب این مربوط به عادت‌های زبانی اوست؛ ولی من و نسل‌های بعدی که با واژه دانشگاه بزرگ شدیم برای ما واژه غریبی نیست؛ ولی برای او واژه خیلی غریبی بود. این دستاوردهای جدید هم بالاخره باید جا بیافتند. خود من مقدار زیادی واژه پیشنهاد کرده‌ام؛ ولی از اینها یک مقداری پذیرفته شده و آنهایی که بیشتر با ذوق عمومی و عادت‌های زبانی خوانا است، پذیرفته می‌شوند و آنهایی که به این درجه سازگار نیستند با ذوق عمومی، طبیعتاً کنار زده می‌شوند.

اتفاقاً پرسش من در همین باره است. چه شرایطی واژه‌های نو را مقبول می‌کند یا چه شرایطی اینها را نامقبول می‌کند؟ این مرتبط با مباحث غیرقابل پیش‌بینی اجتماعی است یا چیست؟ این واژه‌گزینی اصلاً یک صنعت است یا هنر یا ترکیبی از این دو؟

هم صنعت است هم هنر. یک کار علمی و فنی است. در عین حال برای ما که بیشتر ذوقی نگاه می‌کنیم به زبان، خب زبان ما هم یک زبانی است با میراث شاعرانه، می‌خواهیم همه چیز خوش‌آهنگ و خوش‌نوا باشد از لحاظ هم‌آوایی و هم از لحاظ معنایی روشن و شفاف باشد. طبیعتاً همه چیز به این صورت نمی‌تواند دربیاید. برای اینکه برخی از این واژگان پذیرفته شوند و جا بیافتند باید یک حوزه فعال علمی وجود داشته باشد که اینها را بگیرد و به کار ببندد. وقتی اینها به گوش‌ها آشنا شدند، دیگر این جور واکنش‌ها طبیعتاً کمتر خواهد شد. این همان داستانی است که در حوزه زبان‌های فرنگی هم رخ داده. مثلاً قرن هجدهم شروع کردند به این کار واژه‌سازی علمی در حوزه شیمی با لاوازیه و امثال آنها، خب طبیعتاً واکنش‌های تندی هم به آنها می‌شد که شما دارید زبان زیبای فرانسه را خراب می‌کنید.

http://www.radiofarda.com/content/f12-about-iran-language-academy/26753908.html

 

«حفظ زبان از آسیب نفوذ زبان‌های دیگر، ایده بسیار نادرستی است»

مهرداد قاسمفر

۱۳۹۳/۱۰/۰۸

داریوش آشوری
داریوش آشوری

 

«تارنما» به جای وبسایت و «برخط» به جای آنلاین تنها دو تا از پیشنهادهایی است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی به فارسی زبانان پیشنهاد کرده. اما کدام یک از شما شنوندگان برنامه از آن استفاده کردید یا آن را از زبان دیگران شنیدید؟

فرهنگستان در عمر حدودا‌ً ۸۰ ساله‌اش برابرنهادهای زیادی را در مواجهه با واژگان غیرفارسی پیشنهاد کرده که برخی از آنها پذیرفته شده اند و بسیاری شان هم نه. علت چیست؟

در برنامه هفته پیش از داریوش آشوری زبانشناس و مترجم و نویسنده دعوت کردم که مهمان من باشد. بخش اول این گفت وگو را هفته پیش شنیدید و بخش دوم گفت وگوی ما را در این برنامه خواهید شنید.

گفت وگوی مهرداد قاسمفر با داریوش آشوری در مورد فرهنگستان زبان فارسی - بخش دوم

آقای آشوری، شما خارج از نظم فرهنگستانی یا آن دم و دستگاه فرهنگستانی یک تنه واژه‌هایی را ابداع و پیشنهاد کردید که تعدادی از آنها به حدی مقبول و مورد استفاده‌اند که حتی به ذهن مصرف کننده‌هایش احتمالا‌ً‌ نمی‌رسد که اینها واژه‌هایی نو باشند و بی‌سابقه در زبان. مثل گفتمان، همه پرسی، آرمانشهر، رهیافت،‌ هرزه نگاری، که خیلی هم رایج هستند. تولید چنین ترکیبات موفقی حاصل نظریه فردی خود شما است، مثل بحث زبان باز یا مسائل این چنینی، در واژه سازی یا صرفا‌ً‌ حاصل مهارت‌های فردی و توانایی‌های زبان‌شناسانه شما است؟ چه چیزی باعث می‌شود شما به عنوان یک فرد چنین واژه‌هایی را ابداع می‌کنید و در یک دوره کوتاهی به شدت از سوی جامعه استفاده می‌شود، در مطالب و مقالات می‌آید و همه آن را عادی می‌بینند، اما یک فرهنگستانی دچار مشکل آنچنانی است که ما در موردش داریم صحبت می‌کنیم و خیلی در موردش صحبت شده است.

داریوش آشوری: طبیعتا‌ً نوع رابطه‌ای که کسانی که در حوزه علوم انسانی با کارهای من سروکار دارند، فرق می‌کند دیدگاهشان با آنچه که فرهنگستان انجام می‌دهد. کار من هم جنبه ذوقی دارد. یک مقدارش انس و آشنایی من از کودکی با شعر فارسی و ادبیات فارسی است که مدلهای آنها در ذهن من خود به خود زایا شده‌اند البته بر اثر کار سالیان دراز.

بخشی از آن جزو ذوق شاعرانه در ذهن من هست. هم کار ذوقی کردم با ذوق ادبی خودم و هم رفتم دنبال جنبه علمی و فنی قضیه و آن را کند و کاو کردم. دنبال اینکه آن مدلهایی که جلوی چشم ما است، به عنوان زبان‌های اروپایی، در درجه اول انگلیسی، چه می‌کنند و چه کرده اند؟ با این همه خیلی قضیه آسان نبود. همین کلمه «گفتمان» که خیلی مشهور است که شما مثال زدید. وقتی من این را پیشنهاد کردم اولش با مقاومت‌های سختی روبه‌رو شد. یک عده‌ای حمله کردند. هنوز هم می‌کنند.

اما به دلیل نیاز اهل علم در حوزه جامعه شناسی وعلوم سیاسی و فلسفه و غیره به این کانسپت جدید، که خیلی مفهوم مهم فنی است در حوزه علوم انسانی مدرن، یعنی کانسپت دیسکورس به انگلیسی یا دیسکور به فرانسه، کلمه گفتمان پذیرفته شد و جا افتاد. البته خب در جوارش چیزهای دیگری هم هست که کم هم نیستند تعدادشان و آنها را من پیشنهاد کردم ولی هنوز جا نیافتاده‌اند. من اینها را روی اینترنت کنترل می‌کنم و گاهی می‌بینم که آرام آرام پذیرفته می‌شوند. مثلا‌ً یکی دو نمونه دیده می‌شود که به کار رفته اند.

پرسش بعدی من این است که یکی از دغدغه‌های همیشگی شما در آثار و نوشته‌ها و نظریاتی که مطرح می‌کنید در این حوزه و پیشنهادهایی که دارید، بحث رابطه زبان است و اندیشه مدرن. آیا زبان فارسی یک سده اخیر در یک جمعبندی به گمان شما، توانسته سرانجام خودش را با نیازهای جهان مدرن هماهنگ کند یا همچنان در مواجهه اخیرش با مدرنیزم دچار آشفتگی است؟

البته زبان فارسی هم به عنوان یک زبان بین زبانهای عالم یک مقداری به زور هم که شده خودش را تطبیق داده و این چاره ناپذیر است. بالاخره وقتی اتومبیل و هواپیما می‌آیند به کشور شما، زبان شما به درجاتی خودش را با اینها تطبیق می‌دهد. به خاطر نیازی که به این ابزارها دارید. یک مقداری هم کار منظم هم شده. از فرهنگستان اول تا فرهنگستان دوم و فرهنگستان سوم. همینطور عده زیادی مترجم‌ها هم نقش مهمی داشتند در این زمینه‌ها.

به هرحال زبان فارسی نسبت به صد سال پیش توانایی‌ها و قابلیت‌های بیشتری دارد امروز در تطبیق دادن خودش با دنیای مدرن و خواسته‌های دنیای مدرن. همچنین نوع عادات زبانی ما عوض شده. ذهن ما پذیراتر شده. آن مقاومتی که همیشه در مقابل آمدن یک لغت تازه بود، شکسته شده. در نتیجه زبان تواناتر شده و کسانی که خوب می‌نویسند... زبان روشن‌تر و ساده تر هم شده. اما هنوز خیلی جاها مشکلات دارد و کم و کاستی کم ندارد.

به نظر می‌رسد که بعد از انقلاب و دوران فرهنگستان سوم که ریاستش را سالهاست آقای حدادعادل برعهده دارد، به دغدغه‌های فرهنگستان برای پالایش و گسترش زبان یک چیز دیگر هم اضافه شده و آن عنصر سیاست است، یا ایدئولوژی یا نوعی محافظه‌کاری حاکمیت که آن را هجمه فرهنگی می‌نامد و مدام از هجوم فرهنگ بیگانه صحبت می‌کند. فکر می‌کنید اضافه شدن این موضوع آسیب داشته یا نفعی داشته؟

طبیعتا‌ً هر نهادی که وابسته به یک دولت است زیر تاثیر ایدئولوژی حاکم بر آن رژیم هست. چنانکه فرهنگستان اول که زمان رضاشاه به وجود آمد خیلی تحت تاثیر ایدئولوژی ناسیونالیزم ایرانی بود که در آن دوران خیلی رواج داشت و فرهنگستان دوم از لحاظ ایدئولوژیک خیلی ناسیونالیست بود ولی فرهنگستان سوم طبیعتا‌ً مال رژیم اسلامی است و خودش را از این جهت تطبیق داده با وضعیت ایدئولوژی رژیم. از جمله مثلا‌ً در مقابل واژه‌های عربی حساسیت ندارد. ولی فرهنگستان اول و دوم حساسیت داشتند و سعی می‌کردند که تا آنجا که می‌شود واژه‌های فارسی جانشین کنند.

این نگرش ایدئولوژیک به زبان یک کم و کاستی بزرگی هم دارد و آن این است که مسئله به طور علمی فهمیده نمی‌شود و این که دستگاه‌های عظیم ترمینولوژی که در دنیای مدرن ساخته شده و در زبان‌های پیشاهنگ مدرنیته مثل انگلیسی و آلمانی و فرانسه رواج دارد یک مقدار زیادی مال هیچ زبانی نیست. آنها مایه های لاتینی یونانی را گرفته‌اند و ترکیب ساختند و مشتق ساختند و مال هیچ زبان خاصی نیست و مال زبان جهانی علم است.

ولی این نکته هنوز در جامعه ما و در فرهنگستان ما تا آنجا که می‌دانم به درستی و روشنی فهمیده نشده. این که ما زبان خودمان را از آسیب نفوذ زبان‌های دیگر حفظ کنیم ایده بسیار نادرستی است. به خاطر این که دستاوردهای علم مدرن آنها را به همراه می‌آورد.

وقتی علم فیزیک و شیمی و بیولوژی می‌آید و هواپیما و تلفن و تلگراف و غیره اینها را با خودشان می‌آورد. دستگاه ترمینولوژیک زبانی خودش را می‌آورد. اینکه ما چقدر می‌‌توانیم... و زبانی مثل فارسی چقدر توانایی دارد... که بنا به نیازهای خودش اینها را از نو بسازد، اینها مسایلی است که باید به صورت نظری طرح شود.

کاری که تا حالا شده و کاری که فرهنگستان کنونی هم می‌کند تا آنجا که من خبر دارم مقدار زیادیrandom است. یعنی پیشامدی است. حالا این لغت را یک فکری برایش بکنیم. آن لغت را فکری برایش بکنیم و غیره. بالاخره یک کسی یک چیزی به فکرش می‌رسد و می‌‌گوید و خوب و بدش را کاری نداریم. ولی اینکه اساسا‌ً قضیه چیست؟ ما با چه مسئله‌ای روبه‌رو هستیم؟ پیدایش زبان‌های این دنیای مدرن چگونه بوده و چگونه زبان‌ها خودشان را توسعه می‌دهند... اینها مسایلی است که بایستی طرح شود و بشود پایه سیاست یک فرهنگستان. نه اینکه فقط ایدئولوژی رسمی دولت پایه آن باشد.

آیا به گمان شما و با توجه به مجموع مسایلی که به لحاظ تکنولوژی و مسایل سیاست جهانی و خیلی وقایع دیگری که موثر است در این امر، زبان فارسی در وضعیتی که ما درش قرار داریم به سمت منزوی شدن پیش خواهد رفت و از دست دادن توانایی‌هایش یا به گمان شما این زبان پویاتر و زنده تر خواهد شد؟

زبان فارسی مانند بسیاری از زبانهای دیگر در عالم زیر فشار دنیای مدرن ناگزیر تحول و تغییر پیدا می‌کنند، یا دروازه‌شان را ناگزیر باز می‌کنند به روی واژگانی که از خارج می‌آید. این چاره ناپذیر است. زبان فارسی حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون نفر گوینده دارد. زبانی است که به این آسانی از بین نخواهد رفت. به خصوص اینکه زبان رسمی دولت هست و نهادهای بسیاری. در کشورهای ایران و افغانستان و تاجیکستان این زبان زبان رسمی دولت است و کارکردهای مختلف آموزشی و اداری و غیره دارد و این خود به خود آن را پایدار نگاه می‌دارد.

http://www.radiofarda.com/content/f5-namaye-door-namaye-nazdik-iv-w-dariush-ashoori/26766550.html

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست