تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ - ۷ دسامبر ۲۰۱۷

فریدون آدمیت، برجسته‌ترین مورخ دوره‌ی جدید

 

توانا - انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید فریدون آدمیت، تاریخ‌نگار معاصر ایران خانه‌نشین شد، خانه‌نشینی و انزوایی که تا مرگ ادامه یافت. فریدون آدمیت یک سال پیش از برافتادن ِ رضا شاه به استخدام وزارت امور خارجه درآمد. او پیش از انقلاب پست‌های سیاسی و حقوقی بسیاری داشت. فریدون آدمیت در سال ۱۲۹۹ در تهران متولد شد. او فرزند عباس‌قلی‌خان قزوینی معروف به آدمیت بود. میرزا عباس‌قلی خان با تعدادی از هم‌فکران و پیروان میرزا ملکم‌خان، «جامع آدمیت» را به راه انداخته بود که انجمنی پر نفوذ در اوایل قرن بیستم به حساب می‌آمد و تعداد کثیری از رجال زمانه، حتا محمدعلی‌شاه قاجار عضو این مجمع بودند. آدمیت پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به دارالفنون رفت. پس از آن به دانش‌کده‌ی حقوق و علوم سیاسی راه پیدا کرد و در سال ۱۳۲۱ از آن‌جا فارغ‌التحصیل شد. پایان‌نامه‌ی آدمیت درباره‌ی زندگی و رفتار و اقدامات سیاسی امیرکبیر بود که دو سال بعد، یعنی در سال ۱۳۲۳ با عنوان «امیرکبیر و ایران» با مقدمه‌ی استادش دکتر محمود محمود به چاپ سپرده شد که بعدها توسط انتشارت خوارزمی تجدید چاپ شد که هر تجدید چاپ، تغییرات و تجدید نظرهایی از سوی آدمیت به دنبال داشت. آدمیت در حالی که دانش‌جوی رشته‌ی حقوق دانش‌گاه تهران بود به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و پس از فارغ‌التحصیلی به به سفارت ایران در لندن رفت و در همان زمان تحصیلات دانش‌گاهی خود را در دانش‌کده‌ی اقتصاد و علوم سیاسی دانش‌گاه لندن (ال.اس.ای) ادامه داد و از این دانش‌گاه مدرک دکترای رشته‌ی تاریخ و فلسفه‌ی سیاسی گرفت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۸، معاون اداره‌ی اطلاعات و مطبوعات و سپس معاون اداره‌ی کارگزینی وزارت امور خارجه شد و در سال ۱۳۳۰ بود که آدمیت به عنوان عضو هیئت نمایندگی ایران به سازمان ملل متحد رفت و هشت سال در آن‌جا مشغول به کار شد که تا رتبه‌ی وزیرمختار پیش رفت. او در سال ۱۳۳۰ به عنوان جوان‌ترین سفیر ایران در سازمان ملل معرفی شد. تصدی مقام سفارت ایران در کشور هندوستان از دیگر ماموریت‌های مهم فریدون آدمیت بود که در سال ۱۳۴۲ اتفاق افتاد. در این زمان جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر هند بود که از قضا دیداری بین آدمیت و نهرو نیز دست داد و همین‌طور در دیدار نهرو از ایران او را در این سفر هم‌راهی کرد. پس از پایان ماموریت آدمیت در هند، مشاور وزیر امور خارجه شد و سرانجام در سال‌های دهه پنجاه پس از آن‌که به استقلال بحرین از ایران و پذیرش آن توسط ایران اعتراض کرد، بازنشسته شد.

 فریدون آدمیت پس از بازنشستگی همه‌ی وقت خود را صرف تحقیق و پژوهش کرد. انقلاب که پیروز شد آدمیت منزوی شد. کم‌تر از خانه بیرون آمد. فریدون آدمیت از جمله نویسندگانی بود که با صدور بیانیه‌ای ده‌ماده‌ای خواهان اجرای قانون اساسی، آزادی انتخابات و آزادی مطبوعات و هم‌چنین آزادی زندانیان سیاسی و رعایت اعلامیه‌ی حقوق بشر شدند که ظاهرا به همین دلیل حقوق بازنشستگی‌اش از وزارت امور خارجه از سال ۱۳۵۹ قطع شد. از فریدون آدمیت به عنوان تاریخ‌دانی مدرن نام می‌برند که در این حوزه‌ پیش‌رو بوده است. نمی‌توان از تاریخ و تاریخ‌شناسی در ایران سخن گفت و از کنار نام فریدون آدمیت گذشت؛ چه با شیوه‌ی تحقیق و اندیشه‌های او موافق باشیم و چه مخالف. آدمیت را تاریخ‌دان بزرگ مشروطیت می‌دانند که پیش از بسیاری از محققان تاریخ به این بخش از تاریخ ایران پرداخت. 

احسان یارشاطر، ایران‌شناس دقایقی پس از این‌که خبر مرگ آدمیت را شنید، جای‌گاه آدمیت را در تاریخ‌شناسی معاصر خصوصا دوره‌ی مشروطیت این‌گونه بیان می‌کند: «متاسفانه آقای دکتر فریدون آدمیت، مورخ برجسته انقلاب مشروطیت، در ایران فوت کردند. ایشان در میان تمام مورخینی که به این قسمت از تاریخ ایران پرداخته‌اند، مثل دکتر عباس امانت، دکتر فخرالدین عظیمی، هما ناطق و وانسا مارتین و عده‌ای دیگری، از همه اینها زودتر شروع به نوشتن مقالات و کتب در باره دوران مشروطیت کردند و کتاب‌هایشان در این باب مورد استفاده همه کسانی بوده است که در این رشته مشغول تحقیق بودند یا طالب اطلاعات بودند. ایشان در حقیقت با یک پایداری و ثبات قابل تمجیدی این رشته را در پیش گرفتند و در تمام مدت عمر ادامه دادند. ایشان از افراد نادری بودند که در خارج از ایران تحصیل تاریخ کرده بودند و در رشته تاریخ دکترا گرفتند. البته بعدا عده دیگری هم در اکسفورد به این رشته پرداختند، که از چند تن‌شان اسم بردم، چند تن دیگر هم بودند. ولی بی‌تردید وقتی صحبت مشروطیت و تاریخ انقلاب مشروطیت و کوشش مردم ایران برای تحصیل آزادی پیش می‌آید، نام فریدون آدمیت اولین نامی است که به ذهن انسان می‌آید.»

احسان یارشاطر

البته تاریخ‌نگاری فریدون آدمیت منتقدانی نیز داشت. ماشالله آجودانی یکی از این منتقدان است.ماشالله آجودانی با این‌که آدمیت را تاریخ‌دان بزرگی می‌ دانست و او را بنيان‌گذار شيوه‌ی مدرن تحقيق و تحليل انديشه در ايران می‌دانست اما به بازخوانی آدمیت از مشروطه انتقاد داشت. آجودانی معتقد است هیچ‌کس پس از آدمیت درباره‌ی تاریخ دوران مشروطه و قاجار سخن جدی‌ای نگفته است مگر این‌که به آدمیت رجوع کرده باشد و تحت تاثیر او باشد.آجودانی معتقد است که جلال‌آل‌احمد متاثر از فریدون آدمیت بود. آجودانیمی‌گوید:

ماشالله آجودانی

«جالب اين است که آدميت به امثال آل‌احمد و شريعتی و ديگران ايراد می‌گيرد در حالی که خود آل‌احمد در محکوم کردن جريان‌های روشنفکری مشروطه‌خواه تحت تاثير آدميت بود. يعنی آدميت بر زبان انداخت که «ملکم می‌گفت اخذ تمدن غربی بدون تصرف ايرانی». اين حرف را آل‌احمد از آدميت نقل می‌کند و آنوقت می‌گويد که تمام اين روشنفکران جاده‌صاف‌کن امپرياليسم و غربزده بودند. در حالی که وقتی ملکم را می‌خوانيم، می‌بينيم که واقعيت چيز ديگری است. تمام تلاش ملکم اين بود که در روزنامه قانون بيان شرعی و دينی از تمدن غربی به‌دست بدهد. او برای نخستين بار روحانيون را تشويق می‌کند که به‌طور مستقيم در کار سياست مداخله کنند. اما آل‌احمد اين مسائل را نمی‌دانست. چرا؟ چون اين مسائل در تاريخ‌نگاری آدميت غيبت داشت. اخذ تمدن غربی چنان در نوشته آدميت پر رنگ شد که او در نهايت به اين نتيجه می‌رسد که ملکم می‌گفت: «اخذ تمدن غربی بدون تصرف ايرانی». در حالی‌که در هيچکدام از نوشته‌های ملکم همچين حرفی وجود ندارد. اين برداشت خود آدميت بود از نوشته‌های ميرزا ملکم‌خان. همين برداشت باعث می‌شود که آقای جلال آل‌احمد بنويسد که تمام روشنفکران آن دوره غربزده بودند و اشتباه آنان هم اين بود که با روحانيون همراهی و همدلی نکردند. منظور من اين است که خود آل‌احمد هم متاثر از آدميت بود. اين مسئله تاثير‌گذاری انديشه‌های آدميت را بر جامعه ما نشان می‌دهد و اين تاثير‌گذاری هم لزوما در همه جا مثبت نبود.» البته لطف‌الله آجدانی در این مورد نظر دیگری دارد:

لطف‌الله آجدانی

«از دیدگاه آدمیت و بر اساس تلقی او از تقابل سنت و تجدد در ایران، علمای دینی، خواه روحانیان مشروعه‌طلب و خواه روحانیان مشروطه‌خواه نمی‌توانند با آموزه‌های تجدد و ترقی هم ساز باشند. از این‌رو هر چند فریدون آدمیت نقش روحانیان مشروطه‌طلب و نیز بازرگانان را در انقلاب مشروطه نادیده نمی‌گیرد، اما اصلاح‌طلبان و روشن‌فکران را کارگزاران اصلی پیش رفت ایران جدید می‌داند و نقش تاریخی عمده را به روشن‌فکران داده است.» (ماه‌نامه‌ی مهرنامه شماره‌ی ۲۱، ص ۴۴) علی دهباشی بر این نظر است که آدمیت در انتقاد از جریان روشن‌فکری از اولین‌ها بود. البته نگاهی به تاریخ نامه که به اسفندماه ۱۳۶۰ برمی‌گردد و با توجه به ستم‌هایی که خود از سیطره‌ی روحانیت پس از پیروزی انقلاب کشید و اعتراضاتی که داشت نشان می‌دهد که این انتقاد از منظر دفاع از روحانیت نیست آن‌گونه که در مشروطیت به تعبیر منتقدانش از سوی آدمیت صورت می‌پذیرفت. او در بخشی از این نامه می‌نویسد:«در نامه ات از روشنفکران به ‏عنوان بدترین قشر جامعه سخن گفته بودى. اساساً این حضرات «روشنفکر» نیستند. روشنفکرى خصوصیاتى دارد و تعهداتى را به‏ همراه مى‏آورد. این کسان کوره سوادى دارند، و به‏ اصطلاح درسکى خوانده، و از فرهنگ و معارف نو فقط پُف نمى نصیبشان گشته است. آنچه خاصه دردناک مى‏باشد، سست‏ نهادى یا سست‏ عنصرى و فقدان «کاراکتر» استوار ایشان است. این حضرات «درس‌خواندگان» یا به‏ تعبیر تو «روشنفکران» از روزنامه ‏نویس و وکیل عدلیه گرفته تا هنرمند و معلم دانشگاه و غیره – رده اجتماعى وسیعى را تشکیل می‌دهند که از نظر دانش و تفکر جدید نماینده تاریک‌فکرى هستند، و از نظر فضیلت و اخلاق انسانى در زمره‌ی فرومایه‌‏ترین ناکسان… این برعهده اهل دانش و فکر و نویسندگى است که اگر به ‏روزگارى دیگر فرصت یافتند یک مطالعه‌ی تحلیلى و تطبیقى در کارنامه این خیل روشن‌فکران بنمایند و به ‏حسابشان برسند.»

آثار فریدون آدمیت بسیار است که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از

«فکر آزادی و مقدمه‌ی نهضت مشروطه‌ی ایران» ۱۳۴۰

«اندیشه‌های طالبوف تبریزی» ۱۳۴۶

«اندیشه‌های میرزا فتح‌علی آخوندزاده» ۱۳۴۹

«اندیشه‌ی ترقی و حکومت قانون (عصر سپه‌سالار)» ۱۳۵۱

«فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران» ۱۳۵۴

«ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران»

«آشفتگی در فکر تاریخی»

کتاب‌های امیرکبیر و ایران پس از انقلاب اسلامی ۵ بار تجدید چاپ شد اما از سال ۱۳۶۱ به بعد دیگر امکان انتشار نیافت تا این‌که در سال ۱۳۷۸ با روی کارآمدن اصلاح‌طلبان در ایران اجازه‌ی انتشار یافت اما کتاب «اندیشه‌ی ترقی و حکومت قانون عصر سپه‌سالار» حتا در زمان اصلاح‌طلبان نیز اجازه‌ی انتشار نیافت. این کتاب برای بار نخست در سال ۱۳۵۱ و پس از آن در سال ۱۳۵۶ انتشار بافته بود.فریدون آدمیت در دهم فروردین سال ۱۳۷۸ در سن ۸۷ سالگی در تهران درگذشت.

.https://tavaana.org/fa/Fereydon_Adamiat
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست