تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷

گفتگو با نادر گلستانی داریانی، زبان‌پژوه و فرهنگ‌نويس

اسکندر آبادی

نادر گلستانی داريانی در زندگی پربار ۶۰ ساله خود بيش از ۷۰ عنوان كتاب در زمينه زبان‌پژوهی و فرهنگ‌نويسی و واژه‌نامه منتشر كرده كه در ميان آن‌ها فرهنگ‌های آلمانی-فارسی جايگاه ويژه‌ای دارد.

Nader Golestani Daryani (nironews)

نادر گلستانی داریانی در سال ۱۳۳۶ در تهران زاده شد. او پس از تحصيل در رشته مهندسی برق و اخذ تخصص در شاخه فشار قوی، در رشته ادبيات آلمانی فوق ليسانس گرفته و از آن پس يكسره به پژوهش در زمينه زبان و تأليف واژه‌نامه برای زبان‌های آلمانی، انگليسی، ايتاليايی و فرانسه پرداخته است.

اسكندر آبادی با نادر گلستانی داریانی درباره آثار و كارهايش گفتگويی داشته كه در زير می‌خوانيد.

دویچه وله: در حالی كه انتشار يك واژه‌نامه گاه ۱۰ تا ۱۲ سال طول می‌‌كشد، شما ۷۰ كتاب و رساله پژوهشی كه بسياری از آنها واژه‌نامه هستند منتشر كرده‌ايد. آيا نگران دقت كار نبوده‌ايد؟

نادر گلستانی داریانی: نخست بايد ديد ما فرهنگ را برای چه كسانی تأليف می‌كنيم. آيا مخاطبان ما مترجمان، دانشجويان و زبان‌دانان هستند يا كسانی كه زبان مقصد را اصلا نمی‌دانند. شما ممكن است سال‌های زيادی را صرف تأليف يك فرهنگ بكنيد ولی روش كارتان نارسايی داشته باشد. من فرهنگ‌های آلمانی-فارسی‌ای را می‌شناسم كه بيشتر واژه‌ها را توضيح داده‌اند تا برابرگذاری كنند كه به نظر من مهم‌تر است. برای مثال ديده‌ام كه لغت Bremse آلمانی را علاوه بر ترمز، "مگس اسب" معنی كرده‌اند، در صورتی كه معادل آن در فارسی "خرمگس" است يا مثلا Brötchen را "نانك" گفته‌اند با اينكه ما اصطلاح "نان كلوچه" يا "نان همبِرگِر" را داريم، ولو آنكه همبِرگر فرنگی باشد. مهم اين است كه نانوايی آخری را می‌فهمد ولی به احتمال قوی نانك را خير.

نكته ديگر اينكه اگر من سالها فقط روی يك فرهنگ كار كنم، بايد بدانم كه با گذشت زمان، زبان دگرگون می‌شود و من بی‌شك بايد به اين تغييرها توجه كنم تا فرهنگ من كهنه نشود. به هر روی من كوشيده‌ام فرهنگ‌های دقيق و واژه‌های كاربردی برابرنهاده در اختيار خوانندگان فارسی‌زبان بگذارم. مثلا من برای واژه Technik آلمانی سه معنی آورده‌ام: يكی فن يا فن‌آگاهی يا همان تكنولوژی، ديگر مهندسی و سوم روش كه هركدام معادل‌های اصطلاح Technik به فارسی هستند در صورتی‌كه در فرهنگ‌های ديگر اين لغت تنها به معنای فن آمده است.

Buchtitel Persischer Duden

آخرين اثر شما "راهنمای نگارش و ويرايش" بيشتر تشريحی و توصيفی است يا آموزشی؟

بخشی از اين كتاب مجموعه‌ای است از نكاتی كه پيش‌تر در پيشگفتارهای فرهنگ‌های من آمده و در آنها به مشكل سرهم‌نويسی و جدانويسی و درست‌ترنويسی واژه‌ها و اصطلاح‌ها پرداخته‌ام. برای نمونه ديده‌ام بعضی‌ها در استفاده از "ام" زياده‌روی می‌كنند و مثلا شايد را "شای‌اد" و سپاسگزارم را "سپاسگزار‌ام" می‌نويسند. از سوی ديگر زيست‌شناسی را سرهم می‌نويسند كه ناخوش‌نماست.

در بخش ديگری از كتاب به املای لغات پرداخته‌ام. برای نمونه صندلی در اصل بايد با "س" نوشته شود زيرا منظور همان چوب سندل است كه در يونانی هم ساندالون می‌گويند و به همين هوا دمپايی‌هايی كه از اين چوب می‌ساخته‌اند را در آلمانی Sandal می‌گفته و می‌گويند. يا مثلا طراوت كه از تراويدن آمده را می‌شود با "ت" نوشت. همين‌طور طوطی و طاووس كه واژه‌های هندی هستند و در اصل می‌شود با "ت" نوشت.

شما چندين واژه ساخته‌ايد مانند "نگريك" برای تئوريك يا "نگرمند" برای نظرپرداز. گرايش شما در فرهنگ‌نويسی بيشتر به سمت واژه‌سازی است يا واژه‌يابی؟

من بسته به نياز و وجود واژه‌ها هر دو كار را می‌كنم. اگر واژه مناسبی در ادبيات و فرهنگ‌های قديم پيدا كنم، از آن بهره می‌گيرم مثل "بزم‌آورد" كه در قديم بوده و به جای ساندويچ گذاشته‌ام يا "ترس‌آگاهی" به جای كلمه عربی احترام. ولی مواردی هم هستند كه واژه‌سازی لازم می‌شود. مثلا برای فويل Foil "نازبرگ" و برای رادار "ردآر" انتخاب كرده‌ام كه اگرچه تركيبی از واژه عربی "رد" و "آر" فارسی است ولی روان و به كلمه رادار نزديك است.

اصولا از نظر واژگانی، زبان عربی آنقدرها كه معمولا ما فكر می‌كنيم از زبانهای هند و اروپايی دور نيست. نمونه‌اش واژه كابل فرانسوی يا كِيبِل انگليسی است كه همان حبل به معنی ريسمان است. يا كُفر عربی به معنی پوشاندن كه ريشه‌اش بی‌گمان به كاوِر cover انگليسی يا كوفِر Koffer آلمانی به معنای چمدان يا كووره couvrer فرانسوی به معنی پوشاندن می‌خورد.

اخيرا انتشاراتی آلمانی لانگِنشايد يك واژه‌نامه دوسويه آلمانی و فارسی درآورده و در آن هر جا واژه دری با فارسی معمول در ايران فرق داشته را جدا معنی كرده است. مثلا "خانه‌داری" كه در افغانستان به معنای هم‌آغوشی هم به كار می‌رود. شما در فرهنگ‌هایتان تا چه اندازه به اين تفاوت‌ها اشاره كرده‌ايد؟

من از آغاز كار، تنها به زبان فارسی معمول در ايران پرداخته‌ام. البته كه نكته يادشده جالب است ولی فرهنگ‌نويس هم بايد معيار محدودی داشته باشد كه كارش دقيق و مشخص باشد. در فرهنگ‌های آلمانی هم همه مولفان به اختلافات درون‌زبانی آلمان، اتريش و سوئيس اشاره نمی‌كنند.

به نظر شما مرز استفاده از واژگان بيگانه كجاست؟ مثلا شما با تركيب‌هايی مثل شيمی‌دان و كامپيوتركار موافقيد؟

اين اكثريت سخنگويان به يك زبان هستند كه اين مرز را تعيين می‌كنند. واژه‌هايی مثل كامپيوتر و تلفن جا افتاده، ولی من با كلمه‌های مصنوعی مانند مدرنيت به جای مدرنيته موافق نيستم. در ضمن تأكيد دارم كه اصطلاحات درست به كار بروند چون گاه حتی در كلمات فارسی هم غلط‌های مشهور و مصطلح داريم. مثلا وقتی ما از روزانه و ماهانه صحبت می‌كنيم، ديگر ماهيانه و ساليانه اشتباه است.

شما فرهنگ‌هايی برای زبان‌های گوناگون تأليف كرده‌ايد. با كدام زبان خارجی آسان‌تر و با ميل بيشتر كار می‌كنيد؟

هر زبانی ويژگی و امتيازهای خودش را دارد. همين زبان تركی خودمان: چه ضرب المثل‌های جالب و زيبايی دارد! انگليسی مثلا برای ترجمه و معناهای گوناگون يك واژه بخصوص، خيلی به كار می‌آيد و در توصيف خيلی قوی و غنی است و ايتاليايی و فرانسوی خيلی آهنگين هستند. ولی من زبان آلمانی را زبان دوم جهان می‌دانم. آلمانی يك زبان كاملا ساختارمند و غنی است. به همين خاطر هم فرهنگ‌ها و كتاب‌های پژوهشی در هر رشته كه تصور كنيد به اين زبان هست.

.http://www.dw.com/fa-ir/a-40698602
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست