تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۴ - ۵ دسامبر ۲۰۱۵

گفت‌وگو با ابراهیم مکی؛ از تئاتر پوچی تا تئاتر ساکن

الهه خوشنام روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ و هنر

ابراهیم مکی، نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر، نمایشنامه های بسیاری نوشته که ۲۷ تا از آنها را خود به رسمیت می شناسد. "رضا بیک ایمانوردی" از نخستین کارهای او، "گم"، "اوه عزیزم اگر دماغت انقدر گنده نبود چقدر ناز می کردی"، "انکار" و "میهمان" از جمله آثار او هستند.

نوشتن سناریو برای فیلم و تلویزیون از جمله تجربیاتی است که او پشت سر گذاشته.

آقای مکی جز چند نمایشنامه که قصه های مشخصی دارند و به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند بیشتر به سبک تئاتر پوچی یا همان تئاتر ابزورد تمایل دارد- سبکی که قصه چندانی ندارد و بیشتر به درون انسان و ذهنیت او می پردازد.

آغازگز برنامه های بیست و دومین جشنواره تئاتر ایرانی در کلن جمله‌ای است از سوفکل که می گوید: "آنگاه که همه چیز نازیباست، دیدگان را چه حاصل."

هدف بنیانگذار جشنواره البته روزگاری است که همه شاهد آنیم. اما در همین جشنواره زیبائی های بسیاری را شاهد و ناظر بودیم. از جمله کسانی که سخت در انتظار دیدارش به سر می بردیم ابراهیم مکی بود.

پیش از آغاز گفت و گو با او به شنیدن نمایشنامه خوانی اش با عنوان "هتل نیمکت" نشستیم که از جمله آثار او قبل از مهاجرت به اروپاست.

نمایشنامه سه شخصیت دارد که هر سه آنها در روخوانی نیز حضور دارند. منوچهر نامور آزاد، پرویز احمدی نژاد و ابراهیم مکی.

متن مانند اغلب نمایشنامه‌های او ساده است و عاری از هرگونه دست انداز. بر روی نیمکتی در پارک دو نفر نشسته اند که هر یک تلاش می کند دیگری را دست به سر کند تا نیمکت را تماما در اختیار بگیرد. ترفندها فراوان است تا آن جا که به ایجاد سوءظن در وفاداری همسر هم پیش می رود. نفر سوم فروشنده دوره گردی ست که به صورت یکنواخت میان حرف دو نفر مرتب می گوید: آدامس، شکلات، سیگار.

نخستین پرسشی که برای من بیننده پیش می آید این است که دکور به این سادگی که با یک نیمکت و جعبه ای حاوی شکلات و آدامس و .. حل می شود چرا باید به صورت روخوانی اجرا شود؟

ابراهیم مکی می گوید: "مشکل ما مساله سالن است. سالن در پاریس خیلی گرانه. ما چندین بار ضرر کردیم و حالا دیگر حالش را نداریم. مساله سن و سال من هم هست. اما من روخوانی را خیلی دوست دارم. سالی یکی دو تا روخوانی در پاریس می گذاریم.

"نویسنده ها قاعدتا باید روخوانی را بیشتر دوست داشته باشند. تئاتر متنش ادبیات دراماتیک است. وقتی به صحنه می رود به خاطر دست و پا گیر بودن خیلی مسائل تغییراتی می کند. در روخوانی اما همه را باید در کلام بیان کرد. در همین نمایشنامه یک سوم آن حذف شده ولی با این حال به متن نزدیک تر است. ما می نشینیم جایی و نمایشنامه را برای هم می خوانیم. وقتی آن بعدهای دیگر را به آن اضافه می کنیم محدودیت ها بیشتر می شود. ولی در نمایشنامه خوانی حتی گاه قیافه هنرپیشه ها را شما نمی بینید."

تخیل به جای بازی

در سال های اخیر کارگردانان مهاجر تئاتر که به ایران رفت و آمد دارند علاوه بر افزایش علاقه مردم ایران به تئاتر از رواج هر چه بیشتر روخوانی نمایش ها صحبت می کنند. آیا واقعا امتیازی می توان برای آن قائل شد یا روخوانی نمایش هم مثل کتاب قصه ای است که وقتی به فیلم تبدیل می شود به کلی با آن تجسم ذهنی متفاوت است؟

ابراهیم مکی می گوید: "در ذهنشان مجسم می کنند همانی را که می خواهند. لذت خواندن با تماشا کردن تفاوت دارد. خواندن گاه لذت بخش تر است."

در آفریده های ابراهیم مکی بیشتر گرایش به سوی تئاتر پوچی است. این پوچی گاه به یک نوع گمگشتگی هم می رسد. در نمایشنامه "گم" ما شاهد خود گم کردگی شخصیت، گم شدن در مکان و سرانجام گم شدن در همه چیز هستیم. این علاقه به تئاتر پوچی از کجا ناشی می شود؟

او می گوید: "علاقه مال یک دورانی است. از اواخر ۴۸ در آخر "رضا بیک ایمانوردی" یک تکه در داخل پوچی می رود. از آن جا دیگر مساله واقعگرائی از بین می رود. بدون این که هیچ شباهتی به پوچی های دیگر داشته باشد.از همه مهم تر منطق ارسطویی و منطق تئاتری، از بین می رود و منطق دراماتیک جایش را می گیرد. سیاه مشق هائی است که از آن جا به وجود می آید. این ها آدم هائی هستند که به عنوان ابعاد ناشناخته عمق وجودشان می آیند. این درون آدم هاست که مطرح است. داستان برای من هیچگاه مطرح نبوده. داستان خیلی کم رنگ است. فقط شکافتن آن لحظات ناشناخته آدم ها. آن پیچیدگی های درون ذهن آدم هاست که خودشان هم نمی دانند. خود آن پرسناژ هم وقتی خودش را می شکافد و به جلو می رود آن را در می یابد. یعنی در لحظه آدم ها ساخته می شوند. موقعیت و زمان خاص به آن وابستگی ندارد. اغلب آدم ها اسم ندارند."

بسیاری از نمایشنامه نویسان یا از آغاز یا حد اقل در این سال های اخیر در میان آثارشان به مسائل روز با ابعاد اجتماعی سیاسی آن نیز پرداخته اند. از ابراهیم مکی کمتر شنیده ایم که به این گونه مقولات بپردازد.

خودش می گوید: "یکی دو نمایشنامه دارم. مثلا ده سال پیش "چنین گفت آناتول فرانس" را نوشتم که تا به حال به فارسی اجرا نشده و فقط اجرای فرانسوی آن به روی صحنه آمده."

احتمالا این عنوان از چنین گفت زرتشت نیچه گرفته نشده است؟

"همین طور است. آن حرفی که نیچه می زند اصلا به زرتشت ارتباطی ندارد. در نمایشنامه من این خانم هم که همه اش می گوید "چنین گفت آناتول فرانس" اصلا او را نمی شناسد. فقط همین جوری می گوید. این نمایشنامه را در مورد پناهنده های ایرانی نوشتم که اشاره به نژادپرستی دارد. پناهنده هائی که در آغاز کار چون زبان کشور میزبان را نمی دانند با مشکلات عدیده ای روبرو می شوند. در این نمایشنامه زن فرانسوی چون زبان مملکتش را می داند هی به پناهنده می گوید برو آناتول فرانس بخوان. آن پسر آناتول فرانس را می شناخته اما زبان گفتن آن را ندارد. برای دادائیست ها، سوررئالیست ها و روشنفکران آناتول فرانس مدت های پیش مرده بود ولی او می گوید امروز جنازه را دفن کردند. زن چون زبان می داند فکر می کند که از او بالاتر است."

در بسیاری از آفریده های شاعران یا نویسندگان دیده ایم که پس از مدتی سبک و سیاق کارشان به گونه ای دیگر می شود. ابراهیم مکی گویا هر چه بیشتر به تئاتر و به مفهوم خالص آن پرداخته است.

به گفته ابراهیم مکی "آخرین کار من "آهای تو کجائی" به فرانسه روخوانی اش اجرا شد. تئاتر تخت تخت است. تئاتر ساکن. حرکت در درون می گذرد. خانم خودش را در وجدان نا آرامش محاکمه می کند. به خاطر فشارهائی که از بچگی به او آمده. امر و نهی هائی که به او شده. واخوردگی، و وا زدن که این هم پدر بقیه را در می آورد. رابطه ای که احتمالا با مادرش می توانسته داشته باشد."

http://www.bbc.com/persian/arts/2015/12/151205_l41_theatre_maki_interview

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست