دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

ای مرغ سحر، چو این شب تار

علی اکبر دهخدا

ای مرغ سحر ! چو این شب تار 
بگذاشت زسر سیاهكاری 
وز نفخه روحبخش اسحار 
رفت از سرخفتگان خماری 
بگشوده گره ز زلف زرتار 
محبوبه نیلگون عماری 
یزدان به كمال شد پدیدار
و اهریمن زشتخو حصاری 
یادآر زشمع مرده  ! یادآر  !
ای مونس یوسف اندر این بند  ! 
تعبیر عیان چو شد تو را خواب ، 
دل پر ز شعف ، لب از شكر خند 
محسود عدو ، به كام اصحاب 
رفتی بر یار و خویش و پیوند 
آزادتر از نسیم و مهتاب 
زان كو همه شام با تو یك چند 
در آرزوی وصال احباب 
اختر به سحر شمرده ، یادآر  ! 
چون باغ شود دوباره خرم 
ای بلبل مستمند مسكین  ! 
وز سنبل و سوری و سپرغم 
آفاق نگارخانه چین 
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم 
تو داده زكف زمام تمكین ،
زان نوگل پیشرس كه در غم 
نا داده به نار شوق تسكین ، 
از سردی دی فسرده ، یادآر  ! 
ای همره تیه پورعمران 
بگذشت چو این سنین معدود ، 
وان شاهد نغز بزم عرفان 
بنمود چو وعد خویش مشهود ، 
وز مذ بح زر چو شد به كیوان ، 
هر صبح شمیم عنبر و عود ، 
زان كو به گناه قوم نادان ، 
در حسرت روی ارض موعود 
بر بادیه جان سپرده یادآر  !
چون گشت زنو زمانه آباد 
ای كودك دوره طلایی 
وز طاعت بندگان خودشاد 
بگرفت ز سرخدا خدایی  !
نه رسم ارم ، نه اسم شداد 
گل بست زبان ژاژ خایی 
زان كس كه زنوك تیغ جلاد 
ماخوذ به جرم حق ستایی ، تسنیم وصال خورده ، یادآر  !


دهخدا شعر "یاد آر ز شمع مرده یاد آر" را در یادبود میرزا جهانگیر خان شیرازی، مدیر روزنامه صور اسرافیل سروده است.

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست