تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۶ - ۲۶ اکتبر ۲۰۱۷

«وزارت ارشاد٬ انتشار شناختنامه درویشیان را ممنوع اعلام کرد»

۱۱/آبان/۱۳۹۶

نویسنده کتاب «شناخت‌نامه علی‌اشرف درویشیان»: وزارت ارشاد به طور رسمی به ناشر کتاب اعلام کرده که چاپ آن ممنوع است.

نویسنده کتاب «شناخت‌نامه علی‌اشرف درویشیان» روز پنجشنبه ۱۱ ابان، گفت که وزارت ارشاد به طور رسمی به ناشر این کتاب اعلام کرده که چاپ آن «ممنوع» است.

آرش سنجابی٬ مستندساز، نویسنده و مترجم٬ با اعلام این موضوع در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایلنا افزود: این کتاب٬٬ از سال ۸۶ از سوی نشر مروارید٬ برای دریافت مجور چاپ٬ «چندین و چند مرتبه به وزارت ارشاد رفته ولی در تمام این‌ سال‌ها پشت سد سانسور مانده و خاک می‌خورد».

این نویسنده اضافه کرد که کتاب «شناخت‌نامه علی‌اشرف درویشیان» از سوی اداره کتاب وزارت ارشاد٬ «ابتدا با جمله‌ اثر در حال بررسی است و بدون گفتن پاسخ نه٬ برای ۹-۸ سال بلاتکلیف مانده بود و حتی اصلاحیه‌ای که برای تغییرات به نشر مروارید اعلام شده بود پس گرفته شد تا با بررسی‌های دقیق‌تر اصلاحیه‌ها را مجدد عنوان کنند».

آقای سنجابی گفت که «طبق گفته نشر مروارید، این اثر در سال ۹۲ و اواخر دولت دوم آقای احمدی‌نژاد غیرقابل چاپ اعلام شد٬ اما این موضوع در دولت آقای روحانی به صورت رسمی به ناشر اطلاع داده شد».

وی با بیان اینکه به درخواست شهناز دارابیان٬ همسر علی‌اشرف درویشیان٬ کتاب از نشر مروارید تحویل گرفته شده و تا عید از سوی ناشر دیگری به ارشاد فرستاده می‌شود٬ ابراز امیدواری کرد که پس از درگذشت این نویسنده٬ مقام‌های ارشاد٬ «با نگاه بهتری به قضیه نگاه» کنند.

آرش سنجابی با انتقاد از وزارت ارشاد برای توضیح ندادن درباره دلایل غیرقابل چاپ اعلام شدن این اثر٬ افزود «حجم این اثر چیزی نزدیک به هزار صفحه است و مطمئنا اگر موارد حذفی کم بود، قطعا به ما اعلام می‌کردند که با اصلاح کار را چاپ کنیم.»

چاپ این کتاب در حالی از سوی وزارت ارشاد دولت حسن روحانی ممنوع شده است که بر اساس این گزارش٬ پس از درگذشت علی‌اشرف درویشیان٬ عباس صالحی٬ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در صفحه شخصی خود در توییتر٬ بدون نام بردن از این نویسنده، نوشت: «آبشوران و از این ولایت را در ۱۲- ۱۳ سالگی خواندم، تلخی فقر را به کام‌ام چشاند. داستان- خاطره‌هایی که تکرار می‌شوند».

سانسور و ممنوع شدن انتشار کتاب‌ها در دوران ریاست حسن روحانی در حالی ادامه دارد که بر اساس گزارش «انسداد نویسنده٬ داستان سانسور در ایران»٬ «ریشه‌های سانسور در ایران بسیار عمیق است. با اینکه رئیس‌جمهوران مختلف به شیوه‌های گوناگون این سیستم را اداره کرده‌اند اما همه‌شان سیستم را فعال نگاه داشته‌اند و نتوانسته‌اند اصلاحی ضد سانسور را آغاز کنند».

جیمز مرچنت٬ مدیر بخش پژوهش شرکت «رسانه‌ خُرد» که مجری این پژوهش بوده٬ در گفتوگو با رادیو فردا گفته بود «سیستم امروز در اصل همان سانسوری است که در سال‌های اول انقلاب اعمال می‌شده است. حالا شاید گاهی با ممیزان نرم‌تر».

علی‌اشرف درویشیان٬ داستان‌نویس و پژوهشگر ادبیات عامه٬ علی اشرف درویشیان، داستان‌نویس مشهور و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه، روز چهارم آبان بر اثر بیماری در سن ۷۶ سالگی دار فانی را وداع گفت و روز هشتم آبان در «بهشت سکینه» کرج به خاک سپرده شد.

وی سوم شهریور ۱۳۲۰ در کرمانشاه به دنیا آمد و پس از پایان تحصيلات متوسطه به عنوان معلم در روستاهای کردستان به تدريس پرداخت.

درویشیان سپس برای ادامه تحصيل به دانشگاه تهران و همزمان به دانشسرای عالی تهران رفت و فوق ليسانس روانشناسی را از دانشگاه تهران و مشاور تربيتی و راهنمايی را از دانشسرای عالی تهران گرفت.

او به دلیل فعاليت‌های سياسی از کار اخراج شد و از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ را در زندان به سر برد.

اولين نوشته‌اش به نام «صمد جاودانه می شود»، در سال ۱۳۴۹ در مجله جهان نو و بعد به صورت کتاب به چاپ رسيد.

آقای درويشيان حدود ۳۰ عنوان کتاب چاپ شده دارد که فرهنگ ۱۹ جلدی «افسانه های مردم ايران» (با همکاری رضا خندان مهابادی) از یکی از مهمترین آثارش محسوب می‌شود.

داستان‌های کوتاه او به زبان‌های انگليسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی، عربی، کردی، ارمنی، نروژی و فنلاندی ترجمه شده است. کتاب‌های درويشيان در قبل و بعد از انقلاب با سانسور مواجه بوده است.

این نویسنده ایرانی که از قدیمی‌ترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود٬ سال ۲۰۰۶ جايزه «هلمن همت» سازمان ديده‌بان حقوق بشر را دریافت کرده بود.

اين جايزه به نويسندگانی تعلق می گيرد که در رژيم‌های مختلف، آثارشان سانسور و خود مورد سرکوب واقع شده‌اند.

https://www.radiofarda.com/a/iran_book_darvishian_sanjabi_cultural_ministry/28830962.html

گزارش کانون نویسندگان از مراسم خاکسپاری پیکر علی‌اشرف درویشیان
دوشنبه، 8 آبان ماه 1396 / 30-10-2017

گفتاوری از سایت کانون در فیسبوک

دوشنبه هشتم آبان در بهشت سکینه کرج با حضور انبوه مردم و اعضای کانون نویسندگان ایران پیکر علی‌اشرف درویشیان نویسنده‌ی نامدار و عضو برجسته‌ی کانون به خاک سپرده شد. درویشیان پس از یک دهه تحمل عوارض سکته مغزی سرانجام در چهارم آبان 1396درگذشت. با اینکه دوشنبه روز کاری هفته و مکان دفن از تهران بسیار دور بود جمعیت بسیار زیادی گرد آمد.عده‌ای نیز از شهرهای دیگر آمده بودند.
پیکر درویشیان روی دست مردم، در سکوت و پشت دسته‌گل بزرگی که نام و آرم کانون روی آن درج شده بود به محل دفن منتقل شد و در حالی که جمعیت تصنیف "مرغ سحر" را می‌خواند جسمی که هفتادوشش سال جایگاه جان مبارک و تاثیرگذار صاحبش بود به خاک سپرده شد. بذر وجود او اما بیرون از خاک سال‌هاست در کار روییدن و پراکندن است.
پوسترهایی که کانون نویسندگان ایران و موسسه‌ها و افراد دیگر به مناسبت این روز منتشر کرده بودند در دست دوستداران علی‌اشرف حمل می‌شد؛ صحنه، صحنه‌ی درویشیان بود.
پس از خاکسپاری، مراسمی که کانون برنامه‌ریزی کرده بود با مجری‌گری فرخنده حاجی‌زاده (داستان‌نویس و شاعر) آغاز شد. او پس از تشکر از حضور جمعیت و سخنانی کوتاه در باره علی‌اشرف از بهرنگ درویشیان (پسر) خواست تا اولین سخنران برنامه باشد؛ اما ایشان اعلام کرد به دلیل تالمات روحی قادر به سخن گفتن نیست. محسن حکیمی به تریبون دعوت شد. ایشان ضمن مرور زندگی درویشیان به جایگاه موضع‌گیری‌های او در ادبیات و اجتماع پرداخت. پس از او رضا خندان دوست و همکار سالیان درویشیان به تریبون دعوت شد اما بغض و ناراحتی اجازه نداد ایشان چند کلمه‌ای بیشتر بگوید. عذر خواست و میکروفون را به سخنران بعدی، ناصر زرافشان داد. زرافشان بر ادبیات درویشیان انگشت گذارد و در پاسخ به منتقدان سبک درویشیان ویژگی‌ها و درستی کار او را برشمرد. اکبر معصوم بیگی سخنران بعدی بود. ایشان اشاره کرد که درویشیان چنان که بعضی می‌گویند یکسر بافته از اندوه و رنج نبود، بلکه آثار و اعمالش نشان از موفقیت و کامروایی او دارد. رضا خندان بار دیگر میکروفون را به دست گرفت و در سخنی کوتاه محبوبیت فراوان درویشیان و تاثیرگذاری‌اش را ناشی از این دانست که او تکه‌ای مجسم از آرمان‌هایش بود و نه چیزی جدا.
پس از آن نماینده‌ی گروهی از دوستان کرمانشاهی درویشیان پیام آنها را به جمعیت حاضر گفت. ناهید کبیری، محمد زندی و چوکا چکاد هر یک قطعه شعری خواند و بعد، قاسم حسنی بخش‌هایی از بیانیه‌ی شبکه یاری کودکان کار را قرائت کرد.
علی‌اکبر شکارچی خواننده معروف نیز قطعاتی از موسیقی بختیاری خواند. پایان‌بخش برنامه صحبت‌های شهناز دارابیان همسر علی‌اشرف بود. ایشان از حضور پرشور مردم و اعضای کانون نویسندگان تشکر کرد و عذر خواست که قادر به صحبت بیشتر نیست.
سرودخوانی دسته‌های مختلف دوستداران درویشیان تا ساعتی پس از پایان گرفتن برنامه‌ی کانون نویسندگان ادامه داشت.
ماموران امنیتی و لباس شخصی نیز حضور داشتند اما تا لحظه‌ی نوشتن این مطلب برخوردی گزارش نشده. بنا به گزارشی، هنگام بازگشت جمعیت ماموران انتظامی جلوی در خروجی ماشیها را متوقف و صندوق عقب آنها را بازرسی می‌کردند.
یاد علی‌اشرف درویشیان پردوام باد!

 

درویشیان با نوای «مرغ سحر» به خاک سپرده شد

دوشنبه / ۸ آبان ۱۳۹۶

درویشیان

پیکر علی‌اشرف درویشیان با نوای «مرغ سحر» به خاک سپرده شد.

به گزارش ایسنا، روز دوشنبه (هشتم آبان‌ماه) جمعیت زیادی برای بدرقه این داستان‌نویس و پژوهشگر فقید ادبیات عامه در بهشت سکینه کرج جمع شدند تا پیکر او در این مکان به خاک سپره شود. حاضران پیکر درویشیان را در سکوت تا قطعه هفت همراهی کردند و با خواندن تصنیف معروف «مرغ سحر» توسط آن‌ها، پیکر این نویسنده به خاک سپرده شد.

در این مراسم فرخنده حاجی‌زاده، محسن حکیمی، فریبرز رئیس‌دانا، علی‌اکبر معصوم‌بیگی، رضا خندان مهابادی، ناصر زرافشان و حسن فرخ‌سرشت سخنرانی کردند. سهراب مهدی‌پور و قاسم حسینی هم به ترتیب بیانیه‌های کانون نویسندگان و شبکه یاری کودکان کار را خواندند. همچنین ناهید کبیری شعر خواند و علی‌اکبر شکاری، نوازنده پیشکسوت کمانچه، چند قطعه خواند.

فرخنده حاجی‌زاده با بیان این‌که علی‌اشرف درویشیان انسانی آزاده و عدالت‌خواه بود از حاضران خواست تا یک دقیقه به احترام او سکوت کنند.

بهرنگ درویشیان، فرزند علی‌اشرف درویشیان، نیز از حاضران تشکر کرد و به خاطر تألم روحی صحبت نکرد.

محسن حکیمی نیز گفت: علی‌اشرف از کودکی با درد و رنج ناشی از جامعه سرمایه‌داری آشنا بود. او از کودکی در کارگاه آهنگری کار می‌کرد و بعد از آن شاگرد بنا بود و بعد درس خواند و وارد دانشسرا شد و معلم کودکان در روستاهای اطراف کرمانشاه بود. او قبل از انقلاب در سال‌های ۵۰، ۵۶ و ۵۷ به زندان افتاد و زمانی که در سال ۵۷ آزاد شد، من آن روز را به یاد دارم. مردم که به استقبال زندانیان آمده بودند او را بر دوش گرفته و تا دانشگاه تهران بردند و او سخنرانی کرد. مشکل اساسی او سانسور بود و بعدا نیز سانسور مشمول آثارش شد.

وی در ادامه با بیان این‌که بیماری علی‌اشرف درویشیان ناشی از فشار و استرس بود گفت: اما این زندگی سر سوزنی غم‌انگیز نیست؛ زندگی او سراسر مبارزه و اعتراض بود.

سپس فریبرز رئیس‌دانا در سخنانی اظهار کرد:  علی‌اشرف درویشیان نویسنده فرودستان نبود زیرا او معتقد بود  همه نوشته‌ها باید برای  همه جامعه و برای عدالت باشد. قلم علی‌اشرف درویشیان نماد شرافت است، نمادی برای آزادی و گذرگاهی ارزشمند برای عدالت اجتماعی.

ناصر زرافشان نیز گفت: علاقه نسبت به علی‌اشرف درویشیان خاص است. اگر چنین جایگاهی دارد به خاطر چهره و وجود فیزیکی‌اش نیست. او راوی رنج‌های مردم بود که ویژگی قلم او بود. اصالت او در مضامینی است که در زندگی واقعی مردم روی می‌دهد.

او همچنین اظهار کرد: دغدغه اول علی‌اشرف عدالت اجتماعی و ستیزه‌جویی با فقر بود. دومین ویژگی کار او آزادی و عدالت اجتماعی بود. سومین ویژگی کارش هم بومی ‌بودن است و این مزیت اوست. چهارمین نکته درباره شخصیت فردی علی‌اشرف درویشیان است؛ او مانند آثارش ساده و فاقد تکلف است.

علی‌اکبر معصوم‌بیگی نیز در این مراسم گفت: معمولا گفته می‌شود علی‌اشرف درویشیان کودکی سختی داشته و سختی‌های بسیاری کشیده و در دوره جوانی طعم ستم را چشیده و زندانی شده؛ اما به نظر من زندگی علی‌اشرف درویشیان حسرت‌برانگیز و رشک‌انگیز است. کسی که موفق شود از کودکی رنج‌دیده خود چنین داستان‌هایی بنویسد آدم موفقی است. چرا باید به حالش گریست؟ او بارها به زندان افتاد و همه ما نیز به زندان افتاده‌ایم اما او حضور خود در زندان را به یک اثر ادبی تبدیل کرد.

رضا خندان مهابادی هم اظهار کرد: از چند روز قبل که این اتفاق ناگوار افتاد رسانه‌های زیادی با من تماس می‌گیرند و از من می‌پرسند که او را چگونه دیده‌ای. به نظر من علی‌اشرف درویشیان تکه‌ای بود از باورها و آرمان‌های خود.

همچنین حسن فرخ‌سرشت گفت: برای وداع با علی‌اشرف درویشیان آمده‌ایم. علی‌اشرف هر آن‌چه را گفت زندگی کرده است. او تصویرگر آن‌هایی بود که فقر و ستم چهارسوی زندگی‌شان را لگدکوب کرده است. آیا می‌توان جهانی را تصور کرد که بدی قاعده شده و نیکی استثناست؟ برای تغییر آن به آثار علی‌اشرف نیاز داریم.

به دلیل سروصدای حاضران و خواندن سرودهای پی‌درپی بعضا صدای سخنرانی‌ها خوب شنیده نمی‌شد.

در آغاز مراسم، از سوی حراست محل تدفین به کسانی که عکس یا فیلم می‌گرفتند تذکر داده و گفته می‌شد اجازه تصویربرداری ندارند، که این موضوع ادامه پیدا نکرد و عکاسان و حاضران به تصویربرداری از مراسم پرداختند.

علی‌اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر ادبیات عامه، سوم شهریور سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه متولد شد. او روز پنج‌شنبه  ۴ آبان‌ماه در پی یک دوره بیماری و نارسایی ریوی در سن ۷۶ سالگی در کرج  از دنیا رفت.

«بیستون»، «آبشوران»، «فصل نان»، «همراه آهنگ‌های بابام»، «گل طلا و کلاش قرمز»، «ابر سیاه هزارچشم»، «روزنامه دیواری مدرسه ما»، «رنگینه»، «کی برمی‌گردی داداش جان»، «آتش در کتابخانه بچه‌ها»، «چون و چرا»، «داستان‌های محبوب من» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «سلول ۱۸»، «سی‌ودو سال مقاومت در زندان‌های شاه» و «افسانه‌ها و متل‌های کردی»، «سال‌های ابری» (۲ جلد)، «درشتی»، مجموعه ۲۰ جلدی «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «واژه‌نامه گویش کرمانشاهی»، «یادمان صمد» (صمد بهرنگی)، «شب آبستن»، «از این ولایت»، «قصه‌های آن سال‌ها»، «هفت مرد، هفت داستان»، «خاطرات صفر خان» (صفر قهرمانیان) و «دانه و پیمانه» (با همکاری رضا خندان مهابادی) از آثار این نویسنده و پژوهشگر هستند.

این گزارش به‌روزرسانی شده است.

علي‌اشرف درويشيان

اطلاعیه خانواده درویشیان
همسر و فرزندان علی اشرف درویشیان در اطلاعیه ای که نسخه ای از آن را به این صفحه ارسال کردند، ضمن تشکر از زحمات "دوستان و دوستداران " درویشیان نشانی و زمان مراسم خاکسپاری را اطلاع دادند.

دوستان و دوستداران علی‌اشرف درویشیان

به اطلاع می‌رسانیم که مراسم تشییع و خاکسپاری علی‌اشرف درویشیان روز دوشنبه هشتم آبان ساعت ده صبح در قطعه‌ی هفت گورستان بهشت سکینه واقع در اتوبان کرج – قزوین/ کمالشهر/ خیابان بهشت سکینه برگزار می‌شود. پیشاپیش از ابراز محبت‌تان سپاسگزاریم. برای راحتی رفت و آمد شما عزیزان چند اتوبوس تدارک دیده‌ایم که در اطلاعیه بعدی زمان و مکان حرکت آنها را به اطلاعتان می‌رسانیم.
شهناز دارابیان، بهرنگ، گلرنگ و گلبرگ درویشیان (همسر و فرزندان علی‌اشرف درویشیان)
7 / 8 / 1396

مراسم بزرگداشت علی اشرف درویشیان در کرمانشاه لغو شد

۰۶/آبان/۱۳۹۶
مراسم بزرگداشت علی اشرف درویشیان، داستان‌نویس و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه، که قرار بود روز شنبه در دانشگاه علمی کاربردیِ فرهنگ و هنر کرمانشاه برگزار شود، لغو شد.

علت لغو این مراسم و نام نهادی که دستور چنین کاری را داده آشکار نشده است.

علی اشرف درویشیان روز پنجشنبه گذشته بر اثر بیماری در سن ۷۶ سالگی درگذشت. وی يکی از قديمی‌ترين اعضای کانون نويسندگان ايران بود.

این نویسنده ایرانی درسال ۲۰۰۶ جايزه «هلمن همت» سازمان ديده بان حقوق بشر را دریافت کرد. اين جايزه به نويسندگانی تعلق می گيرد که در رژيم‌های مختلف، آثارشان سانسور و خود مورد سرکوب واقع شده اند.
radiofarda

«مرگ داشی در پاییز»

۰۶/آبان/۱۳۹۶

روزنامه شرق عکس یک شماره شنبه خود را به علی اشرف درویشان اختصاص داده و با تیتر «علی اشرف جاودانه شد»، نوشته است: «علی‎اشرف درویشیان، نویسنده معاصر درگذشت».

محمود دولت‌آبادی، نویسنده، در سرمقاله این روزنامه با عنوان «پایان یک زندگی غم‌انگیز» با اشاره به اینکه «علی‌اشرف درویشیان زندگی سختی را گذراند. يا زندان بود يا از معلمی اخراج شد و يا زير تهديد بود و بعد هم كه در کشاکش زمانه و دشواری‌های آن بیمار شد»، نوشته است: «نمی‌خواهيم در سوگِ او روضه بخوانيم اما رفتاری كه با نويسندگان ايران شد، در هيچ دوره ديگری نظير نداشت! از اين‌رو با اينكه باور دارم آسوده شد، عميقا از مرگ او متأسفم».

دولت‌آبادی افزوده است: «علی‎ اشرف درويشيان ادامه صدودَه، بيست سال ادبيات اجتماعی ما بود كه گرايش تغيير داشت» و «تا زنده بود از كوششی كه به آن باور داشت دريغ نكرد».

روزنامه اعتماد عکس نیم‎تای صفحه یک خود را به علی‎اشرف درویشیان اختصاص داده و ضمن انتشار خبر درگذشت این نویسنده با تیتر «مرگ داشی در پاییز»، از قول هوشنگ مرادی کرمانی نوشته است: «علی‌اشرف درويشيان سهم بسيار بسيار مهمی در ادبيات ما داشت. او نويسنده‌ای بود كه توانست محدوده قلم را گسترش دهد و در آثارش به جای پرداختن به كودكان اقشار مرفه جامعه، به اعماق جامعه و طبقات محروم و فرودست توجه داشت و به لايه‌هاي زيرين اجتماع نفوذ كرد».

هوشنگ مرادی کرمانی با تاکید براینکه علی اشرف درویشیان «گستره قلم را به كودكان طبقه فرودست جامعه برد و از تنهایی‌ها و رنج‌ها و آلام اين كودكان نوشت؛ كودكاني كه طبيعت و جامعه هر دو به آنها ظلم كرده بودند»، نوشته است: درویشیان «نويسنده‌ای است كه هرگز نمی‌توانيم او را از ادبيات واقع‌گرايانه كودكان و نوجوانان ايرانی حذف كنيم. او نيز به شيوه صمد بهرنگی، قلمش را به ميان كودكان فقير و فرودست برد و از تلخی‎ها و مرارت‌های زندگی اين كودكان سخن گفت و از اختلافات طبقاتی نوشت اما اين به معنای آن نيست كه دنباله‌رو صمد بهرنگی بود بلكه شيوه خاص خودش را داشت».

جمال میرصادقی هم طی یادداشتی در روزنامه اعتماد با اشاره به اینکه «علی اشرف درويشيان نويسنده‌ای بود با فضيلت و شجاع كه بيشتر آثارش از ميان مردم برخاسته بود»، تاکید کرده که «او نمی‌نوشت تنها به اين دليل كه نوشته باشد و هرگز بيهوده قلم نمی‌زد. شجاع بود، چون از مردم می‌نوشت و از واقعيات روزگار و مسائل اجتماعی. و هزينه شجاعت و مردم‌گرایی‌اش را هم داد».

روزنامه همدلی نیز طرحی از چهره علی‎اشرف درویشیان را با تیتر «راویان فقر می‎میرند، اما فقر نمی‎میرد» در صفحه یک خود چاپ کرده و نوشته است: «درویشیان در آثارش پیام‌دار دردها و زخم‌ها، آرزوهای بر باد رفته، اندوه‌های چون کوه استوار، و همه دست‌نایافتنی‌های تاریخ معاصر ایران بود».

روزنامه جوان، نزدیک به سپاه پاسداران، در سرمقاله شماره شنبه خود با عنوان «منطق مواجهه نظام با كاركنان بی‎بی‎سی فارسی» نوشته است: وقتی «انگلستان در عرصه بين‌الملل به عنوان دشمن ايران عمل می‌كند چرا بايد از برخورد نظام با پياده‌نظام آن تعجب كنند؟ مگر می‌شود كسانی لحاف و كرسی خود را در منزل پدری گذاشته باشند و به جبهه دشمن بپيوندند اما بخواهند هيچ‌كس به اين لحاف و كرسی تعرض نكند يا آن را به آتش نكشد».

عبدالله گنجی مدیرمسئول این روزنامه در سرمقاله شنبه خود با اشاره به اینکه «چندي پيش از سوي نظام جمهوري اسلامی ۱۵۲ نفر از كاركنان بخش فارسی بی‌بی‌سی در ايران ممنوع‌المعامله شدند و بی‌بی‌سی با اندكي تأخير ضمن شكايت به سازمان ملل، موضوع را در قالب اذيت و آزار خبرنگاران طرح و به عاصمه جهانگير گزارشگر ويژه سازمان ملل در ايران نيز رساند»، خطاب به کارکنان بی‌بی‌سی فارسی نوشته است: «اگر تحول در مفهوم جنگ را بپذيريم و سلاح گرم را به قلم و بيان تأويل كنيم شما چه فرقی با رجوی داريد كه در دامن صدام متخاصم قرار گرفت؟ اگر نظام جمهوری اسلامي اقدامات انگلستان عليه خود را خصمانه می‌داند ـ كه می‌داند ـ بايد با سربازان انگلستان در جنگ نرم چگونه برخورد كند؟ مگر تلويزيون بی‌بی‌سی اكنون در خدمت اپوزيسيون نظام جمهوری اسلامی به عنوان كارشناس از دانشگاه‌های مختلف دوقوزآباد نيست؟ چرا نظام تلقی دشمن‌انگاري از آن نداشته باشد؟»

سرمقاله نویس این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران با تاکید بر اینکه «مگر قاعده هر جنگی اين نيست كه امكانات دشمن غنيمت به حساب می‌آيد؟»، ممنوع المعامله شدن کارکنان بی‌بی‌سی فارسی در ایران را اقدامی مناسب توصیف کرده و خطاب به کارکنان این رسانه نوشته است: «هنوز نظام جمهوري اسلامی اموال شما را در ايران مصادره نكرده است».

روزنامه جوان با تاکید براینکه «همه كاركنان بی‌بی‌سی فارسی عليه نظام جمهوری اسلامی فعاليت می‌كنند اما در يك تقسيم‌بندی كلي دو دسته‌اند؛ دسته‌ای كه خود اپوزيسيون هستند و حقد و كينه خود را در زرورق روشنفكری و خبرنگاری می‌پيچند و به صورت اتوكشيده، شيك، با كراوات، ساق‌های عريان و لبخند بيان می‌كنند. اين جماعت بايد بدانند كه در ميدان مبارزه حلوا تقسيم نمی‌كنند و اتوكشيدگی‌ تأثيری در برداشت طرف مقابل ندارد. شما ممكن است با استانداردهای غرب و با سر به زير برف‌كردن، از اين صحنه، تلقی مبارزه نكنيد اما تلقی ما چيز ديگري است» و درباره دسته دوم هم نوشته است: «دسته دوم صرفاً پول مبنای ورودشان» به این شبکه بوده و «بهترين راه براي اين جماعت كه نه عرق ايرانی دارند و نه عرق شيعی، نه حميت ملی دارند و نه غيرت قومی اين است كه يا به رسانه‌های مستقل و غيرمتخاصم كوچ كنند يا از حداقل‌های مقابله به مثل نظام جيغ بنفش نكشند».

روزنامه آرمان با تیتر «موافقان كوروش تنها مانده‌اند» از «مخالفت‌ها با برگزاری مراسم روز کوروش در پاسارگاد» خبر داده و نوشته است: «در چند روز گذشته اطلاعیه‌هایی بـا لوگـوی استانداری و اداره میـراث فرهنگی، صنایـع دسـتی و گردشـگری اسـتان فـارس، در فضـای مجـازی دست به دسـت می‌شـود کـه در آنهـا اعلام شـده است: بـا توجـه بـه سوءاسـتفاده‌های سیاسـی و امنیتـی گروهک‌هـای ضدانقلاب، مجموعه توریسـتی پاسارگاد از پنجم تا هشـتم آبـان تعطیل اسـت. همچنین مسـیرهای ورودی به این مجموعه توسـط راهداری و نیروی انتظامی مسـدود خواهد بـود. هموطنان عزیز برای ادای احتـرام به شـخصیت کوروش کبیـر و بازدید از ایـن مجموعـه ارزشـمند، روزهـای دیگـری را انتخـاب کننـد».

فاطمـه رضایـی، مدیـر روابط عمومـی اداره میـراث فرهنگـی، صنایـع دسـتی و گردشـگری اسـتان فارس به این روزنامه گفته است: «اطلاعیه هـای مربـوط به تعطیلی محوطـه تاریخی پاسـارگاد از پنجم تا هشـتم آبان کـه بـه اسـتانداری و اداره میـراث فرهنگی، صنایع دسـتی و گردشگری استان فارس نسبت داده شده، فاقد اعتبار اسـت» اما روزنامه آرمان تاکید کرده که «قابل کتمان نیست که برخی مخالف برگزاری روز کوروش در ۷ آبان هستند».

این روزنامه از جمله بـه احمد بهشتی نماینده اسـتان فـارس در مجلس خبرگان به عنوان یکی از مخالفان اشـاره کـرده، که گفته است: «اسلام مـردم را از بدبختی رهاند، امـا الان عده‌ای استخوان‌های پوسـیده را بـه دست گرفته‌اند» و «امروز برخی می‌گویند کـوروش این بود و داریوش آن بود، اما نمی‌داننـد که استخوان‌های پوسیده دیگر بـه درد نمی‌خورد».

روزنامه شرق با تیتر «فاز تازه قضیه نیکنام» نوشته است: «اظهارنظر آیت‌الله مدرسی یزدی، ماجرای سپنتا نیکنام را وارد مرحله تازه‌ای کرد».

این روزنامه نوشته است: محمدرضا مدرسی عضو فقهای شورای نگهبان، «چهارشنبه‌ شب در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری تلویزیون حاضر شد و از تصمیم شورای نگهبان مبنی بر تعلیق عضویت سپنتا نیکنام از شورای شهر یزد، تمام‌قد دفاع کرد؛ دفاعی که بیشتر به نظر می‌رسد بر مبنای قاعده "نفی سبیل" صورت گرفته باشد؛ اگرچه از آن به‌صراحت سخنی به میان نیاورد و طبق این قاعده که بر مبنای آیه قرآن است، کافران نباید راه تسلطی بر مسلمانان داشته باشند».

به نوشته شرق، مواضع مدرسی‌یزدی «حتی به مذاق هم‌طیف‌های آنان هم خوش نیامد. موج واکنش‌ها البته خود را در فضای مجازی نشان داد و به صف‌بندی موافقان و مخالفان منجر شد. شاید مهم‌ترین آن، واکنش عزت‌الله ضرغامی رئیس سابق سازمان صداوسیما بود که در حساب اینستاگرام و توییترخود نوشت: «تعجب من از این است که دستگاه‌های تشخیص مصلحت که خوشبختانه در کشور کم هم نیستند در تشخیص این مصلحت واضح تعلل می‌کنند؟ ضرورت احترام به افکار عمومی به‌ویژه مردم متعهد یزد (مسلمان و زرتشتی) که بر اساس نظامات قانونی و اعلامی قبلی به آقای سپنتا رأی داده‌اند، بهترین دلیل در تأیید عضویت آقای نیکنام در شورای شهر یزد است»، و «حفظ حرمت و جایگاه نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل و در سطح جهانی بالاترین مصلحت نظام است. جامعه را به سمت دوقطبی‌های کاذب سوق ندهیم و برای بوق‌های تبلیغاتی جهانی، سوژه و لقمه آماده فراهم نکنیم. ضمنا مسلمان‌ها در شوراهای شهری چه تخم‌دو‌زرده‌ای برای مردم کردند که حالا یک زرتشتی نمی‌تواند؟!»

روزنامه ایران، نزدیک به دولت، در گزارشی با تیتر «بحث داغ پرونده سپنتا»، نوشته که محمدرضا مدرسی یزدی عضو فقهای شورای نگهبان طی سخنانی در «جمع نخبگان نظارتی استان یزد» گفته است: «حضور نماینده اقلیت‌ها در مجلس ارفاق نظام به آنان است».

به نوشته این روزنامه، مدرسی یزدی که خود نیز اهل یزد، شهری است که سپنتا نیکنام به دلیل دیانت «زرتشتی» با تصمیم شورای نگهبان و حکم دیوان عدالت اداری از عضویت در شورای شهر آن تعلیق شده، ضمن دفاع از تصمیم شورای نگهبان گفته است: «اقلیت‌های مصرّح در قانون اساسی، هرکدام می‌توانند نماینده برای خودشان (در مجلس) داشته باشند، نه اینکه آنها بیایند برای مسلمانان نمایندگی کنند و در مجموع نماینده خواهند داشت. این هم ارفاق نظام اسلامی به اقلیت‌هاست»، ضمن اینکه «امروز ارفاقاتی که نظام اسلامی به اقلیت‌ها کرده، در هیچ کجای دنیا مشابه ندارد. برخی چیزهایی که برای عموم مسلمانان ممنوع است، اگر داخل محدوده خصوصی خودشان باشد، کسی مانع‌شان نمی‌شود».

روزنامه شهروند در تیتر یک خود با عنوان «امید یزدی‌ها به صندوق رای» با انتشار مصاحبه‌هایی با مردم یزد درباره ماجراى سپنتا نیکنام، نوشته که «شهروندان یزدى می‌گویند: رای دادیم و حالا وظیفه حاکمیت است از آن حراست کند».

سپنتا نیکنام نیز به روزنامه شهروند گفته است: «از دیوان عدالت ادارى شکایت نکرده‌ام» و در توضیح تاکید کرده که «حرف‌هاي زيادی از مهرورزی‌های مردم يزد و هموطنان‌مان كه به من لطف داشتند، دارم اما فعلا براي جلوگيري از تغيير ماهيت اين ماجرا ترجيح می‌دهم سكوت كنم تا مسئله با آرامش حل شود. بنده از حكم تعليق شكايتی نكرده‌ام و منتظر هستم تا رأی دادگاه بدوی اعلام شود. از سوی ديگر، چون پرونده شاكی خصوصی داشته است، بنابراين ابتدا لازم است نتيجه دفاعيات فرمانداری يزد و هيأت نظارت بر انتخابات از شكايت مشخص شود».

روزنامه قانون گزارشی دارد درباره وضعیت دو وزیر پیشنهادی نیرو و علوم در آستانه جلسه رای اعتماد مجلس شورای اسلامی و نوشته که سرنوشت وزارت رضا اردکانیان و منصور غلامی «در دستان مثلث قدرت بهارستان» یعنی سه فراکسیون مستقلین، فراکسیون امید نزدیک به جناح اصلاح طلب و فراکسیون «ولایی» نزدیک به جناح اصولگراست.

به نوشته این روزنامه، «با توجه به اظهارات اعضای شورای مركزی فراكسيون مستقلين نسبت به دوگزينه پيشنهادی نيرو و علوم، گويا رويكرد اين فراكسيون به دو گزينه روحانی مثبت است. با توجه به عدم ترديد اعضای اين فراكسيون در اظهارنظرها، احتمال جلب اكثريت آرای اعتماد از طرف غلامی و اردكانيان بسيار وجود دارد.

روزنامه قانون با تاکید بر اینکه «بی‌شک انتخاب منصور غلامی، رييس فعلی دانشگاه بوعلی سينا همدان كه به‌عنوان وزير پيشنهادی علوم به مجلس معرفی شده است، بيشترين انتقادات جامعه دانشجویی را در پی داشته»، نوشته که نماینده عضو فراکسیون امید نظرات متفاوتی نسبت به وزیر پیشنهادی علوم دارند و از «اظهارات اعضای فراکسیون ولایی نسبت به دو گزينه پيشنهادی مساعد ارزيابي شده‌ است اما همچنان فراكسيون ولایی اعلام كرده‌ كه تصميم‌گيری نهایی به روز يکشنبه موكول شده‌ است».

روزنامه آفتاب یزد اما در تیتر یک خود با عنوان «چراغ سبز بهارستان به پاستور» نوشته است: «به نظر می‎رسد دو وزیر پیشنهادی حسن روحانی بــرای وزارتخانه‎های نیرو و علوم روز یکشنبه مشکلی در بهارستان نداشته باشند و به راحتی می‎توانند از سه فراکسیون اصلی مجلس رای اعتماد لازم را کسب نمایند. در واقع علیرغم برخی انتقادات محیط زیستی به رضا اردکانیان و دانشجویی به منصور غلامی این دو رای اعتماد خواهند آورد».

https://www.radiofarda.com/a/f4_iran_newspapers_review_october_28_2017/28820917.html

واکنش‌ها به درگذشت "علی‌اشرف درویشیان"

جمعه / ۵ آبان ۱۳۹۶

علی اشرف درویشیان

محمود دولت‌آبادی، شمس لنگرودی و جمال میرصادقی در پی درگذشت علی‌اشرف درویشیان از این نویسنده پیشکسوت و دغدغه‌هایش سخن گفتند.

به گزارش ایسنا، علی‌اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر برجسته و صاحب‌نام ادبیات عامه، ۴ آبان ماه در پی یک دوره بیماری و نارسایی ریوی در سن ۷۶ سالگی از دنیا رفت. 

محمود دولت‌آبادی در یادداشتی که در پی درویشیان در اختیار ایسنا قرار داد نوشت: «علی اشرف درویشیان، نویسنده‌ی مردمان تهیدست و نکبت‌زده‌ی لایه‌های ناپیدای جامعه‌ی ما درگذشت. علی اشرف بیمار یک مریضیِ باستانی در سرزمین ما ایران بود و آرزومند آنکه روزی- روزگاری این بیماری درمان بشود که البته نشد و به نظر می‌رسد به این زودی‌ها هم شدنی نخواهد بود! البته علی اشرف خودش در کشاکش زمانه و دشواری‌های آن بیمار شد و چنان سنگین که چون دکتر خسرو پارسا- که خداش بدارد- مرا خبر داد بروم بالینش، علی اشرف تقریباً مرده بود.

باوجود این به گواهی من، دکتر دست به کار بزرگی زد که این روزها به آن می‌گویند" ریسک" بدیهی ست آن دقت نظر و عمل مؤثر افتاد و علی اشرف بازگشت و آن بیشتر به یک اتفاق استثنایی تعبیر تواند شد. وزان پس دشواری زیستی شهناز دارابیان گرامی (همسرعلی اشرف) ده چندان شد؛ چون تیمار انسانی که قادر نبود خودش را اداره کند برای هیچ بانویی آسان نیست و برای خانم دارابیان با وجود مشکلاتی که همه آشناییم چند چندان دشوار بود. به این ترتیب بیش از هرکه من به شهناز دارابیان تسلیت و خداقوت می‌گویم و همدردی خود را بیان می‌دارم و مایلم بیفزایم که جامعه‌ی ادبی- فرهنگی ایران، از آن جمله من قدردان فداکاری و از خود گذشتگی  بانویی که ایشان است می‌باشیم و او را کماکان گرامی و محترم خواهیم داشت.»

***

شمس لنگرودی نیز در یادداشتی  با عنوان«در کودکی بشریت» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داد نوشت: «زندگی به خودی خود معنایی ندارد، بعضی چیزهاست که به زندگی معنا می‌بخشد، و بعضی اتفاقات است که بی‌معنا بودن زندگی را آشکار می‌کند. و مرگ، آن نیروی دوگانه است.

در روزگار جوانی ما علی‌اشرف درویشیان یکی از عوامل شور زندگی و نوشته‌هایش جریانی انرژی بخش برای پُر کردن خلاهای زندگی بی‌نشاط تهی از معنا بود. اما وقتی مرگ مثل گونی ناچیزی خوار، به زمین‌مان می‌زند، عملا همه چیز از جمله خود زندگی را بی‌ارزش و بی‌اعتبار می‌کند. چطور ممکن است کسی که تمام وجودش عشق به زندگی است، زندگی به هیچش بگیرد و نابودش کند. زندگی درویشیان سراسر در مبارزه صادقانه برای تحقق رویاهایی گذشت که دیگرانی ریاکارانه در آن رویاها زندگی می‌کردند و می‌کنند.

درویشیان در کودکی بشریت می‌زیست؛ با چشم‌اندازهای زیبا به آینده بشریت؛ همان که نوکیسگان فرهنگی و اقتصادی در دل به سادگی‌اش تسخر می‌زنند. و واقعیت این است که این زندگی پر از رجالگی جای زندگی درویشیان‌ها نیست؛ او رنج می‌برد، و پس پشت طنزش جریانی از درد جاری بود. درویشیان به پاس دست یافتن به رویاهایش (آینده‌ای کم دغدغه برای تهیدستان) زندگی‌اش همواره در زندان و در به دری گذشت و یگانه همدم غمخوارش همسر نازنینش بود. و برای من غم انگیز تر از این خاطره‌ای نبود که پس از سال‌ها شبی در مهمانی بزرگی او را آراسته و شیک به همراه همسر و فرزندانش دیدم، خوشحالی من پایانی نداشت، و چند روز پس از آن بود که شنیدم درویشیان دچار بیماری لاعلاجی شده. و شادی من پایان یافت. او که می‌خواست برای زندگی‌مان معنایی بیاورد زندگی خود او بی‌معنا شد. سال‌های سال پیکری از او مانده بود و همسر باوفایش که همواره کنارش بود. و ما که هر یک به کار و گرفتاری خود مشغول، تا امروز که می‌شنویم او را از دست داده‌ایم.»

***

همچنین جمال میرصادقی در واکنش به درگذشت علی‌اشرف درویشیان در گفت‌وگویی با ایسنا اظهار کرد:«من با درویشیان دوست بودم. امروز برایم روز غم‌زده‌ای است؛ درویشیان نویسنده با فضیلتی بود. آنچه که در کار درویشیان مهم است و به آثار او فضیلت می‌دهد این است که او خوانندگانش را انتخاب می‌کرد. برعکس ما که می‌نویسیم و خوانندگان می‌آیند کتاب ما را انتخاب می‌کنند اما او اینگونه نبود، داستان‌هایش را ساده می‌نوشت و دنبال ساختار آنچنانی برای داستان‌هایش نبود. سعی می‌کرد توجه خواننده را به معنای داستان جلب کند اما همین مسئله باعث شده بود که عده‌ای قبولش نداشته باشند.»

میرصادقی یادآور شد: «دو سال پیش در جلسه‌ای حضور داشت و آنجا گله می‌کرد که کسانی او را قبول ندارند. من به او گفتم که آنها اشتباه کرده‌اند؛ تو مردمی هستی و می‌مانی. تو حرف‌های خودت را می‌زنی. حرف‌هایی که صمیمانه است و از دلت بیرون می‌آید و این همبستگی و پیوندت با مردم عادی همیشه می‌ماند.»

او با بیان اینکه امروز به خاطر درگذشت علی اشرف درویشیان به شدت غم زده گفت:« درویشیان مرد خیلی افتاده‌ای بود.آدمی بود که تن به سانسور نداد. زندانش کردند و اجازه چاپ کتاب‌هایش را ندادند، اما او ایستادگی کرد.»

***

مدیر جایزه مهرگان ادب نیز در بخشی از متنی که به مناسبت درگذشت علی اشرف درویشیان نوشته، آورده است:«در آذرماه ١٣٨٦ هیأت داوران مهرگان ادب به اتفاق آرا تندیس جایزه مهرگان «یک عمر تلاش در عرصه نوشتن» را به علی اشرف درویشیان نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه اهدا کرد».

علیرضا زرگر با انتشار بخش‌هایی از بیانیه ۱۰ سال پیش هیأت داوران مهرگان ادب (آذر ماه ١٣٨٦) نوشته است:

«بی‌تردید ادبیات ایران یکی از چهره‌های شجاع، شریف و خستگی‌ناپذیر خود را از دست داد، انسان بزرگی که هر چند بیماری سختی در یک دهه اخیر تن او را رنجور و ناتوان کرده بود اما وجودش همواره مایه دلگرمی و امید نویسندگان بود. نخستین کتاب درویشیان مجموعه داستان ” از این ولایت“ که در دهه چهل منتشر شد حضور نویسنده‌ای توانا را نوید داد که از غم‌ها و رنج‌های انسانی بر می‌آشفت و در مقابل ستم‌ها و کجروی‌ها سکوت نمی‌کرد، درویشیان از سرسخت‌ترین مخالفان سانسور در ایران بود و سخنان او در مراسم اهدای جایزه مهرگان ادب (فرهنگسرای ارسباران-آذرماه ۱۳۸۶) در اوج بیماری‌اش و در حالی که به روی صندلی چرخدار نشسته بود هرگز از یاد اهالی فرهنگ نخواهد رفت.»

***

سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در صفحه خود در تویتر بدون نام بردن از علی‌اشرف درویشیان، نویسنده تازه درگذشته، نوشت: ««آبشوران» و «از این ولایت» را در ۱۲- ۱۳ سالگی خواندم، تلخی فقر را به کام ام چشاند . «داستان- خاطره هایی» که تکرار می‌شود.»

***

علی‌اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر ادبیات عامه، سوم شهریور سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه متولد شد.

همانند بسیاری دیگر از نویسندگان ایرانی علاقه‌اش به قصه و داستان و کتاب ازکودکی و در خانواده به وجود آمد. مادربزرگش در گفتن قصه و مَتل تبحر داشت و درویشیان بعدها از این قصه‌ها در آثارش بهره گرفت.

 خود درویشیان در این باره گفته است:«در زندگی پای قصه‌های خیلی از قصه‌ گویان نشسته‌ام،‌ اما مادربزرگم از همه‌ آن‌ها بهتر بود و به آنچه می‌گفت آگاهی کافی داشت‌.افسانه را با آب و تاب و با سود جستن از مثل‌ها و اصطلاحات محلی بیان می‌کرد.آن‌ها را با مسائل روز و نکته‌های مورد علاقه ما می‌آمیخت،‌ آرام و بی‌شتاب قصه می‌گفت و عقیده داشت که گفتن متل در روز سبب کسالت و خستگی می‌شود، ‌بنابراین همیشه شب‌ها و به ویژه پیش از خواب برای ما قصه می‌گفت‌. پدرم هم قصه‌ گوی خوبی بود، اما نه به اندازه مادربزرگم‌. او کم‌ سواد بود و برای ما اشعار حافظ و باباطاهر را می‌خواند. نخستین کتاب داستانی که به خانه‌ ما آمد، امیرارسلان نامدار بود که من در ۹ سالگی در شب‌های زمستان برای خانواده می‌خواندم»

این نویسنده دوره دانشرای مقدماتی را در شهر زادگاهش گذراند. هشت سال معلمی در روستاهای شهرستان گیلانغرب دوره خوبی برای آشنایی او از رنج و مشقت‌های زندگی روستایی بود.

در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه تهران در رشته‌ ادبیات فارسی و سپس تا کارشناسی ارشد روان‌شناسی تربیتی درس خواند و همزمان در دانشسرای عالی تهران تا رشته‌ مشاوره و راهنمای تحصیلی پیش رفت. او سپس مجموعه داستان «از این ولایت» که به فقر و محرومیت می‌پردازد را منتشر کرد اما در همان سال‌ها بارها به اتهام فعالیت‌های سیاسی دستگیر و ممنوع‌ القلم شد و از کار برکنار. درویشیان در کتاب‌هایش از فقر و محرومیت و کودکان فرودست ایرانی نوشته است و برای افکار و فعالیت هایش سال‌ها زندانی شده است اما در زندان هم دست از نوشتن نکشید، برای مثال مجموعه‌«فصل نان» و قصه‌«رنگینه» را در زندان نوشت.

«بیستون»، «آبشوران»، «فصل نان»، «همراه آهنگ‌های بابام»، «گل طلا و کلاش قرمز»،«ابر سیاه هزارچشم»، «روزنامه دیواری مدرسه ما»، «رنگینه»، «کی برمی‌گردی داداش جان»، «آتش در کتابخانه بچه‌ها»، «چون و چرا»، «داستان‌های محبوب من» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «سلول ۱۸»، «سی‌ودو سال مقاومت در زندان‌های شاه» و «افسانه‌ها و متل‌های کردی» ، «سال‌های ابری» (۲ جلد)، «درشتی»، مجموعه ۲۰ جلدی «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «واژه‌نامه گویش کرمانشاهی»، «یادمان صمد» (صمد بهرنگی)، «شب آبستن»، «از این ولایت»، «قصه‌های آن سال‌ها»، «هفت مرد، هفت داستان»، «خاطرات صفر خان» (صفر قهرمانیان) و «دانه و پیمانه» (با همکاری رضا خندان مهابادی) از آثار این نویسنده و پژوهشگر هستند.

علی‌اشرف درویشیان؛ چهره رنجور ادبیات ایران

علی جیحون / منتقد هنری

جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ - ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷

علی اشرف درویشیان

علی اشرف درویشیان جلال آل احمد و سیمین دانشور را خیلی دوست داشت

علی اشرف درویشیان که پنج شنبه چهارم آبان در هفتاد و شش سالگی درگذشت، با بیش از سی عنوان کتاب، نویسنده و پژوهشگری متعهد و واقع گرا بود.

او از تجربیات شخصی برای نوشتن داستان الهام گرفته و بارها در گفتگو با رسانه ها از شرایط سخت زندگی اش سخن گفته بود: "زندگی خانه به دوشی ... زندگی اجاره نشینی که بیشترش را در "سالهای ابری" [رمانی که در سال ۱۳۷۰ در تهران به چاپ رسید] نوشته ام."

با این حال دغدغه این نویسنده، اصلا شخصی نبود: " "سالهای ابری" بخشی از تاریخ این سرزمین است و آنچه بر ما گذشته است."

درویشیان که سال ۱۳۲۰ در خانواده ای کارگری در کرمانشاه به دنیا آمد، از همان کودکی با قصه گویی آشنا شده بود: "در زندگی پای قصه های خیلی از قصه گویان نشستم، اما مادربزرگم از همه آنها بهتر بود."

او در همان خانه کودکی کتابخوانی را شروع کرد: "نخستین کتاب داستانی که به خانه ما آمد، امیر ارسلان نامدار بود که من در ۹ سالگی در شبهای زمستان برای خانواده می خواندم. البته پدر و مادرم نگذاشتند فصل آخر را بخوانم چون عقیده داشتند که آواره در خانه ها می شویم، در حالی که واقعا همیشه آواره بودیم. من دزدکی و دور از چشم آنها فصل آخر را هم خواندم."

درویشیان که پسر ارشد خانواده بود، در دوازده سالگی، همزمان با کودتای ۲۸ مرداد، به کارگری مجبور شد.

او چهار سال بعد به دانشسرای مقدماتی کرمانشاه رفت و پس از دو سال، در روستاهای کرمانشاه و گیلان غرب به کار معلمی مشغول شد.

او سپس در همان دهه چهل، همزمان با معلمی در روستاهای غرب ایران، تحصیل ادبیات فارسی در دانشگاه تهران را شروع کرد: "به دلیل معلمی تنها دو روز در هفته می توانستم به تهران بیایم."

در تهران با نویسندگان آن دوران آشنا شد: "آل احمد من و چند شاگرد دیگر را به خانه خودش دعوت می کرد، آنجا بیشتر درباره ادبیات، تعهد و نویسنده های بزرگ دنیا برایمان حرف می زد."

همچنین با صمد بهرنگی، نویسنده ایرانی که دو سال از درویشیان بزرگتر و مثل او معلم بود، در خانه جلال آل احمد آشنا شد: "صمد هم مثل من آدم خجالتی بود، هر دو هم عاشق آل احمد و دانشور بودیم."

بهرنگی با فعالیتهای اجتماعی و ادبی اش تأثیری عمیق بر درویشیان گذاشت: "مرگ او من را وادار کرد که راه او را ادامه دهم."

او کتابهایی را درباره بهرنگی نوشت، اما میل به داستان نویسی پیش از آن وجود داشت: "خودم هم نمی دانم که واقعا چگونه شروع کردم. آیا شما اولین نفسی را که کشیده اید به یاد دارید؟"

درویشیان که عضو فعال کانون نویسندگان ایران بود، در اوایل دهه پنجاه چندبار بازداشت شد و به زندان افتاد: "من حین پخش اعلامیه ها دستگیر شدم و به زندان رفتم. تا سال ۱۳۵۷ سه بار دستگیر شدم و جمعا ۶ سال زندانی کشیدم."

قطعا اگر انقلاب نمی شد، درویشیان سالهای بیشتری را در زندان می ماند، ضمن این که او از دانشگاه اخراج، از کار معلمی منفصل و ممنوع القلم نیز شده بود.

با این حال درویشیان بر راه خود اصرار داشت و زندان را به اتاقی برای نوشتن تبدیل کرده بود: "نخستین داستانم را که هیچ وقت منتشر نشد، در زندان کرمانشاه نوشتم." او در رمان "سلول ۱۸" سالهای زندان را شرح داده است.

کتاب قصه‌های بند آقای درویشیان

آقای درویشیان سلولش را درزندان به اتاقی برای نوشتن تبدیل کرده بود

درویشیان سی و دو ساله بود که اولین داستانها را منتشر کرد: "زندگی تلخ من در دوران کودکی و همینطور همکلاسی هایم باعث شد که به نوشتن روی بیاورم... به خودم می گفتم باید کاری بکنم. احساس می کردم جز نوشتن راه دیگری ندارم."

"از این ولایت"، "فصل های نان"، "آبشخوران" و "همراه آهنگهای بابام"، اولین کتابهای درویشیان، که در فضایی کودکانه، رنج و عصیان مردم فقیر را روایت می کنند: "نوشتن برای من اعتراض بود، پاسخی بود به ناعدالتی و نابرابری محیطی که در آن زندگی می کردیم."

همچنین درویشیان مثل برخی از نویسندگان و شاعران بزرگ ایرانی به جمع آوری و ثبت فرهنگ عامه علاقه داشت: "جمع آوری افسانه ها را در کرمانشاه و مناطق کولیایی سنقر شروع کردم، هنگامی که در روستاهای کردستان معلم بودم."

زندان و دور شدن از روستاها او را از ادامه این راه بازداشت، اما بعدها با همکاری رضا خندان مهابادی حاصل پژوهشها در این زمینه را در مجموعه ای نوزده جلدی با عنوان "فرهنگ افسانه های مردم ایران" گردآوری کرد.

درویشیان در زمینه ادبیات کردی نیز فعال بود، علاوه بر داستانی که به زبان کردی نوشت، ترجمه ها و فرهنگ های لغاتی را در این زمینه منتشر کرد.

شاید اگر شرایط برای زبان قوم های ایرانی بهتر بود، او داستان نویسی به زبان کردی را هم ادامه می داد: "به دلیل محدودیتهایی که در آن زمان برای زبان کردی قائل می شدند دیگر نتوانستم نوشتن به کردی را ادامه بدهم."

علی اشرف درویشیان در سالهای پس از انقلاب گرچه به زندان نیفتاد، اما دست از اعتراض، به ویژه اعتراض به سانسور نشست و در گفتگوها و مقالات متعدد، سانسور و مهم تر از آن خودسانسوری را جدی ترین آسیب ادبیات ایران می دانست.

در دوره های مختلف، وزارت ارشاد مانع چاپ برخی از آثار او شد: "شما خیال کردید کتاب های مرا سانسور کنید می آیند کتاب های شما را می خوانند؟ نه، ملتی که به سانسور عادت کند نه کتاب شما را می خواند، نه کتاب من را."

حتی در سال ۱۳۹۰ کتابهای درویشیان از غرفه های نمایشگاه بین المللی کتاب تهران جمع آوری شد و همچنین این نویسنده به ناچار برخی از آثار خود را خارج از ایران منتشر کرد.

با این حال، علی اشرف درویشیان چند بار از سوی جوایز و جشنواره های غیردولتی، نظیر جایزه ادبی هوشنگ گلشیری تقدیر شد.

این نویسنده در سالهای آخر عمرش بر اثر سکته مغزی با بیماری دست و پنجه نرم می کرد: "بیست و چهار ساعت قبل از بیماری صحنه اعدام کردهای عراق را دیدم که این جور شدم. اعدام هایی که به دستور صدام حسین بود..."

علاوه بر عدالت، علی اشرف درویشیان در "این سالهای ابری" به آزادی می اندیشید: "پر سفید یک کبوتر، چرخ زنان پائین می آید. جلوی پایم می افتد. پر را بر می دارم. بو می کنم. بوی آزادی و بوی آسمان می دهد. بغض می کنم."

http://www.bbc.com/persian/arts-41776949

کانون نویسندگان ایران : درگذشت نویسنده‌ی محرومان
علی اشرف درویشیان درگذشت. روز چهارم آبان قلب نویسنده‌ی متعهد به آزادی و رفاه و شادمانی برای همه، قلم هیچ‌بودگان جامعه، صدای کودکان فقر و رنج و تبعیض از حرکت بازایستاد. او نویسنده‌ای بزرگ، سرشناس و محبوب و عضو برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران بود و نزدیک به نیم قرن ده‌ها اثر داستانی و پژوهشی نوشت. آثاری که در بیشتر دوره‌ها و دولت‌ها با ممنوعیت و سانسور درگیر بود؛ اما نه زندان رژیم شاه و نه تعقیب و احضار و فشار حاکمیت کنونی هیچ‌یک باعث نشد درویشیان سر قلم خود را خم کند. این قلم می‌تواند افتخار کند که تا پایان در دست نویسنده‌ای خلاق، عدالت‌جو و آزادی‌خواه راست‌قامتی کرده است. درودمان بدرقه‌ی راهش
خبرهای مربوط به مراسم خاکسپاری و یادبود در ساعت‌های آتی به اطلاع می‌رسد (گفتاوری از صفحه کانون نویسندگان ایران در فیسبوک )

«علی‌اشرف درویشیان» درگذشت

علي‌اشرف درويشيان

«علی اشرف درویشیان» روز پنجشنبه (۴ آبان) بر اثر بیماری در سن ۷۶ سالگی دار فانی را وداع گفت.

«شهناز دارابیان»، همسر علی اشرف درویشیان در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، خبر درگذشت این نویسنده را تایید کرد.

علی‌اشرف درویشیان، داستان‌نویس و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه، سوم شهریورماه ۱۳۲۰ در کرمانشاه به دنیا آمد.

از این نویسنده پیشکسوت آثار متعددی منتشر شده است که «بیستون»، «آبشوران»، «فصل نان»، «همراه آهنگ‌های بابام»، «گل طلا و کلاش قرمز»، «ابر سیاه هزارچشم»، «روزنامه دیواری مدرسه ما»، «رنگینه»، «کی برمی‌گردی داداش جان»، «آتش در کتابخانه بچه‌ها»، «چون و چرا»، «داستان‌های محبوب من» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «سلول ۱۸»، «سی‌ودو سال مقاومت در زندان‌های شاه» و «افسانه‌ها و متل‌های کردی» از آن جمله‌اند.

«سال‌های ابری» (۲ جلد)، «درشتی»، مجموعه ۲۰ جلدی «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «واژه‌نامه گویش کرمانشاهی»، «یادمان صمد» (صمد بهرنگی)، «شب آبستن»، «از این ولایت»، «قصه‌های آن سال‌ها»، «هفت مرد، هفت داستان»، «خاطرات صفر خان» (صفر قهرمانیان) و «دانه و پیمانه» (با همکاری رضا خندان مهابادی) نیز از دیگر آثار این نویسنده و پژوهشگر هستند.

علی‌اشرف درویشیان در دهمین دوره جایزه ادبی هوشنگ گلشیری تقدیر شد.

علی اشرف درویشیان، داستان‌نویس و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه، درگذشت

۰۴/آبان/۱۳۹۶
علی اشرف درويشيان حدود ۳۰ عنوان کتاب چاپ شده دارد که فرهنگ ۱۹ جلدی «افسانه های مردم ايران» (با همکاری رضا خندان مهابادی) از یکی از مهمترین آثارش محسوب می‌شود.

علی اشرف درویشیان، داستان‌نویس مشهور و پژوهشگر حوزه ادبیات عامه، روز پنجشنبه چهارم آبان (۴ آبان) بر اثر بیماری در سن ۷۶ سالگی دار فانی را وداع گفت.

شهناز دارابیان، همسر علی اشرف درویشیان در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، خبر درگذشت این نویسنده را تایید کرده است.

سابقه بیماری او به اردیبهشت سال ۱۳۸۶ باز می گردد که به علت فشار خون بالا و بر اثر پاره شدن رگ های سمت راست مغزش در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ایرانمهر در تهران بستری شد و چهار روز بعد تحت عمل جراحی مغز قرار گرفت.

علی اشرف درویشیان روز ۱۶ خرداد از بیمارستان به خانه بازگشت.

علی‌اشرف درویشیان، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ در کرمانشاه به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصيلات متوسطه به عنوان معلم در روستاهای کردستان به تدريس پرداخت.

علی اشرف درویشیان سپس برای ادامه تحصيل به دانشگاه تهران و همزمان به دانشسرای عالی تهران رفت و فوق ليسانس روانشناسی را از دانشگاه تهران و مشاور تربيتی و راهنمايی را از دانشسرای عالی تهران گرفت.

او به دلیل فعاليت‌های سياسی از کار اخراج شد و از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ را در زندان به سر برد.

اولين نوشته‌اش به نام «صمد جاودانه می شود»، در سال ۱۳۴۹ در مجله جهان نو و بعد به صورت کتاب به چاپ رسيد.

آقای درويشيان حدود ۳۰ عنوان کتاب چاپ شده دارد که فرهنگ ۱۹ جلدی «افسانه های مردم ايران» (با همکاری رضا خندان مهابادی) از یکی از مهمترین آثارش محسوب می‌شود.

از ديگر آثارش می توان به مجموعه ۱۰ جلدی «داستان های محبوب من» و ۲۸ عنوان کتاب ديگر اشاره کرد.

به نوشته ایسنا، «بیستون، آبشوران، فصل نان، همراه آهنگ‌های بابام، گل طلا و کلاش قرمز، ابر سیاه هزارچشم، روزنامه دیواری مدرسه ما، رنگینه، کی برمی‌گردی داداش جان و آتش در کتابخانه بچه‌ها» از دیگر آثار این نویسنده مشهور ایرانی بوده‌اند.

همچنین می توان به کتاب های دیگر علی اشرف درویشیان مانند «سی‌ودو سال مقاومت در زندان‌های شاه و افسانه‌ها و متل‌های کردی، سال‌های ابری (۲ جلد)، واژه‌نامه گویش کرمانشاهی، از این ولایت، خاطرات صفر خان (صفر قهرمانیان) و دانه و پیمانه» (با همکاری رضا خندان مهابادی) اشاره کرد.

داستان‌های کوتاه او به زبان‌های انگليسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی، عربی، کردی، ارمنی، نروژی و فنلاندی ترجمه شده است.

کتاب‌های علی اشرف درويشيان در قبل و بعد از انقلاب با سانسور مواجه بوده است.

او يکی از قديمی‌ترين اعضای کانون نويسندگان ايران بود.

این نویسنده ایرانی درسال ۲۰۰۶ جايزه «هلمن همت» سازمان ديده بان حقوق بشر را دریافت کرد.

اين جايزه به نويسندگانی تعلق می گيرد که در رژيم‌های مختلف، آثارشان سانسور و خود مورد سرکوب واقع شده اند.

https://www.radiofarda.com/a/iran_darvishian_passed_away/28817465.html

گفت‌وگو با علی‌اشرف درویشیان درباره فعالیت‌ کانون نویسندگان

نویسنده کیواندخت قهاری

تاریخ 19.04.2007

کانون نویسندگان ایران از مهمترین سازمان‌های فرهنگی غیردولتی است که سالهاست به خاطر فعالیت علیه نقض حق آزادی عقیده و بیان زیر فشار است. مصاحبه دویچه وله در سال ۲۰۰۷ با علی اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر درباره کانون.

Iranischer Schriftstellerverband kritisiert die Atmosphäre der Einschüchterung im Iran (iran-emrooz.net)

دویچه‌وله: کانون نویسندگان ایران در حال حاضر چند عضو دارد؟

علی اشرف درویشیان: اعضای فعال کانون نویسندگان ایران، که جمع مشورتی آن هر ۱۵ روز یکبار تشکیل می‌شود، در حدود ۲۵۰ نفر هستند. تعداد اعضای کانون خیلی بیشتر از این است. عده‌ زیادی مهاجرت کرده‌اند به خارج، عده زیادی بخاطر کهولت سن نمی‌توانند در جلسات بطور مرتب شرکت بکنند و همان ۲۵۰ نفر و در مجمع عمومی سالانه‌ی ما اغلب این‌ها نزدیک ۱۵۰ نفر شرکت می‌کنند.

 در سالهای اخیر شاهد بوده‌ایم که جلوی برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان را گرفته‌اند. امسال وضع به چه صورت بوده است؟

ما همیشه تلاش خودمان را برای برگزاری مجمع عمومی سالیانه کانون انجام می‌دهیم و مقدماتش را فراهم می‌کنیم. محلی را که در آنجا جمع می‌شویم، اغلب خانه‌ی دوستان ماست، چون در سالن‌های بزرگتر بهیچوجه به ما مجوز نمی‌دهند که آنجا جمع بشویم. با وجود این آذرماه امسال ۵ سال می‌شود، که مجمع تشکیل نشده است و بنابراین کانون نویسندگان هیئت دبیران هم ندارد. خیلی از کارهایش هم همینطور معوق می‌ماند، بخاطر اینکه هیئت دبیران باید کمیسیونهای فرهنگی، روابط عمومی، پذیرش عضو و این چیزها را انجام بدهد که متاسفانه از این بابت نمی‌توانیم فعالیتی داشته باشیم.

Ali Ashraf Darvishian, iranischer Schriftsteller (DW)

پس فعالیت کانون الان چیست؟

در تمام مواردی که مسئله‌ی آزادی اندیشه و بیان در خطر می‌افتد یا در برابرش سد و مانعی ایجاد می‌شود ما اعتراض می‌کنیم و تمام فعالیت‌هایی که در جامعه‌ی ما فعالیت‌های اعتراضی‌، تحصن‌ها، اعتصاب‌ها که مربوط به آزادی اندیشه و بیان اغلب هستند و اعمال سانسور از طرف حکومت ما در برابرش ایستاده‌ایم و مقاومت می‌کنیم، با تمام اینکه واقعا جایی برای دفتر و دستک‌‌مان یا مجمع عمومی برگزارکردن یا جمع‌شدن نداریم.

کانون، همانطور که اشاره کردید، در مواقع گوناگون و متعددی موضع‌گیری می‌کند. حتا در رابطه با زلزله‌ی بم دیدیم و در مورد اعتصاب کارگران شرکت واحد تهران. این خصوصیت کانون نویسندگان ایران از کجا می‌آید؟

این خصوصیت حاصل حدود ۴۰ سال فعالیت کانون نویسندگان ایران است که در دو رژیم اغلب معترض بوده به نابسامانی‌های جامعه‌ی ما و خب روز به روز روی این مسئله تبحر بیشتری پیدا کرده و دامنه‌ی فعالیت خودش را گسترده کرده است، بخصوص در زمینه‌ی آزادی اندیشه و بیان و مبارزه با سانسور که دوتا از اصول مهم منشور ماست.

آقای درویشیان، تا چه حد در حال حاضر فعالیت‌های کانون نویسندگان در جامعه ایران بازتاب دارد؟

الان در حدود دو سال است که حتا روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم از بیان و نوشتن بیانیه‌های ما خودداری می‌کنند و خیلی خیلی که همت بخرج بدهند، ممکن است یک خط بنویسند که کانون یک بیانیه منتشر کرد. خب بدتر شده. قبل از این بهتر بود، بخاطر اینکه اغلب نشریات حتا بخشهایی از بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های ما را چاپ میکردند. الان بطور کلی اینطور شده که سایت‌ها بسته شده‌اند. سایت کانون را بسته‌اند. ما تمام چشم امیدمان به سایت‌ها و مطبوعات خارجی بخصوص کانون نویسندگان ایران در تبعید است که همیشه یار و یاور ما بودند و بیانیه‌های ما را به اطلاع مردم جهان رسانده‌اند. اما الان نه. واقعا خیلی بازتابش کم است، مگر اینکه بصورتهای مختلف خود بیانیه تکثیر و پخش بشود.

تأثیر فعالیت‌های شما بر جامعه تا چه حد است؟

خب بیانیه‌هایمان که به آن صورت است و الان از پخش‌شان جلوگیری می‌شود و از اطلاع‌‌ رساندن به مردم. اما از طریق آثارمان همین تیراژ کتابهایمان که به هرحال گرچه با سانسور مواجه است، ولی اغلب نویسندگان ایران کتابهایشان با تیراژهای وسیع در بین مردم می‌رود و به این وسیله از لحاظ فرهنگی تاثیر می‌گذارد.

http://www.dw.com/fa-ir/a-2448662
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست