تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  دوشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۶ آپريل ۲۰۱۸

شناخت موسیقی کلاسیک


بسیاری از مظاهر طبیعت تولید نوای موسیقی می کنند مثل صدای آبشار، باران، صدای پرندگان، وزش باد از میان برگ ها و یا چهار نعل اسب. انسان اولیه مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت و به تدریج با استفاده از آلات و ادوات کار و زندگی اصوات موزونی را ایجاد نمود. حدود ۵ هزار سال پیش سومری ها با استفاده از چنگ قطعات موسیقی برای رقص می ساختند. از مصر قدیم موسیقی بیشتر جنبه روحانی و مذهبی داشت. 
در ایران نیز از دوران قدیم به خصوص در دوران ساسانی موسیقی بسیار شکوفا بود. موسیقی اروپایی قرون وسطی بیشتر در خدمت کلیسا و مراسم مذهبی بود. در دوران رنسانس تحولاتی در شیوه نت نویسی پدید آمد و موسیقی مذهبی اساس و پایه علمی یافت. قطعات موسیقی رقص دوره رنسانس که امروزه در دست است، نشان می دهد که در آن زمان یعنی قرن ۱۵ و ۱۶ میلادی سازهای متعددی در خدمت موسیقی بوده اند.


در قرن ۱۷ کلودیو مونته وردی اصول جدیدی را برای علم هارمونی پایه گذاشت. 
در اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ کورلی و ویوالدی از پیشوایان فرم کنسرتو بودند. ویوالدی با الهام از طبیعت قطعه معروف خود به نام چهار فصل را نوشت. 
در همین دوران هاکوپرن فرانسوی آثار زیبایی را برای کلاوسن و ارگ ساخت. 
ولی بزرگترین آهنگساز قرن ۱۸ یوهان سباستین باخ، آهنگساز آلمانی بود. او با وضع قوانین و اصول موسیقی که همیشه معتبر بوده و خواهد بود، هنر را با علم درهم آمیخت و آثاری جاودانه ساخت. 
در همین دوران هندل آلمانی کنسرتوهای ارکسترال و آثار مذهبی و غیرمذهبی فراوانی ساخت که در تمام کشورهای اروپا با استقبال زیادی مواجه شد.


در نیمه دوم قرن ۱۸ سمفونی ابداع شد و بزرگترین آهنگساز آن زمان یعنی هایدن اطریشی ۱۰۴ سمفونی ساخت و لقب پدر سمفونی را به خود اختصاص داد. 
در دوران کهولت هایدن، آهنگساز جوانی به نام موتزارت در مدت کوتاه عمر خود صدها اثر جاودانه ساخته و هنر موسیقی کلاسیک را به اوج تکامل رسانید. 
در آخرین سال های قرن ۱۸ نابغه بی همتایی به نام بتهوون قدم به عرصه موسیقی گذارده و تحول عظیمی در سبک موسیقی به وجود میآید. با آثار بتهوون موسیقی سبک رمانتیک به تدریج شکل می گیرد. 
این آهنگساز بزرگ آلمانی شخصیت و عطوفت انسانی را به عنوان کانون اصلی موسیقی خود انتخاب کرده و این هنر اصیل را از انحصار اشراف درآورده و مردم را مخاطب قرار می دهد. 
هنگامی که آوازه موسیقی بتهوون عالم گیر شده بود، در گوشه دیگری از شهر وین جوان متواضعی به نام فرانتن شوبرت در مدت ۳۱ ساله عمر خود صدها قطعه آوازی برای مردم می سراید و سمفونی های او پایه های نهایی بنای پرعظمت سبک رمانتیک را بنا می نهد.


در این دوران آهنگسازان بزرگی از کشورهای مختلف قد علم کرده و دگرگونی عظیمی در موسیقی کلاسیک پدید میآید. روسینی در ایتالیا ده ها اپرا می سازد. مندلسون آلمانی به بازشناسی آثار باخ می پردازد و خود نیز آثار زیبایی به دوستداران موسیقی عرضه می دارد. شومان آلمانی موسیقی سبک رمانتیک را به درجه تکامل می رساند و آثار زیادی برای پیانو و ارکستر خلق می کند. شوپن لهستانی زیباترین و پراحساس ترین قطعات را برای پیانو میآفریند. لیست مجارستانی موسیقی رمانتیک ملی را پایه می گذارد و با الهام از موسیقی ملی آثار تحت عنوان پوئم سمفونیک یاراپسودی می سازد. 
تحت تاثیر رمانتیسم ملی آهنگسازان دیگری از کشورهای اروپا آثاری در وصف میهن و ملت خود می سرایند. مثل اسمتانا آهنگساز چک که قطعه وطن من را می سراید. و یا گریک نروژی که با الهام از داستان های وطن خود قطعه پیرگینت را می سازد.


در دوران عظمت رمانتیسم واگنر آلمانی اپراهایی را تصنیف می کند که از حماسه های قدیمی آلمانی متاثر می باشند. 
وردی آهنگساز بزرگ ایتالیا معروف ترین اپراهای دنیا را در این دوران خلق می کند. 
در روسیه آهنگساز بزرگی به نام چایکوفسکی قدم به عالم موسیقی می گذارد و با خلق سمفونی ها، باله ها، چند اپرا و آثار دیگر نقش مهمی را در تکامل موسیقی ایفا می کند. 
در آخرین سال های قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ نام مالر اطریشی در جهان موسیقی می درخشد و با گسترش سبک نئورماتیسم تحول تازه ای در موسیقی پدید میآید. 
دبوسی در فرانسه امپرسیونیسم را در موسیقی به کار می گیرد.


ریچارد اشتراوس آلمانی تحت تاثیر ادبیات و فلسفه قرون گذشته چند پوئم سمفونیک می سازد. 
سیپلینوس فنلاندی در این دوران هنوز تحت تاثیر رمانتیسم ملی قرار دارد. 
در حالی که برخی آهنگسازان چون شونبرگ تحول تازه ای را در موسیقی مدرن به وجود میآورند، هنوز آهنگسازانی هستند که دنباله روی خط سنتی باقی می مانند مثل راحتمانینف آهنگساز روسی. 
در چند سال اخیر آهنگسازانی از آخرین نسل موسیقیدانان بزرگ جهان را وداع گفته اند و ما را با آثار گذشتگان تنها گذارده اند مانند استراوینسکی، پروکفیف و شوستا کوویچ. 
و امروز ما وارث گنجینه ای از آثار موسیقی کلاسیک هستیم که برای درک و لذت بردن از آن به بررسی می پردازیم.

برگرفته از: روزنامه مردم سالاری
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
http://www.persianpersia.com/artandculture/adetails.php?articleid=272&parentid=2&catid=40

موسیقی کلاسیک ایران

 

نخستین آشنایی موسیقیدانان ایران با موسیقی کلاسیک اروپایی در سال ۱۲۳۵ خورشیدی رخ داد. در این سال دو کارشناس موسیقی نظام از فرانسه به ایران آمدند و یک دسته موزیک نظامی به شیوه فرانسوی در ایران به وجود آوردند. 
این دو که ، بوسکه و ماریون نام داشتند، در طول اقامت چند ساله خود در ایران، زمینه آشنایی موسیقیدانان ایرانی را با موسیقی کلاسیک اروپایی فراهم کردند. 
با آمدن لومر به ایران زمینه آشنایی بیشتر و جدی تر موسیقیدانان ایرانی با موسیقی کلاسیک مهیا شد. لومر که به عنوان رئیس موزیک به استخدام دولت ایران در آمده بود، به تجدید سازمان دسته موزیک نظام پرداخت و رشته موزیک نظام را در مدرسه دارالفنون بنیان نهاد و یک تنه به تدریس علوم موسیقی چون سلفژ و هارمونی و ارکستراسیون، و آموزش دادن نوازندگی تمام سازهای بادی و پیانو پرداخت.


پس از این که وزیری، خالقی، صبا و معروفی موسیقی ملی ایران را بنیان نهادند و آثاری چون بندباز و دختر ژولیده( وزیری)،می ناب و رنگارنگ (خالقی)، ژیلا و کوکو( معروفی) ساخته شد، به تدریج و با آشنایی موسیقی دانان ایران با موسیقی کلاسیک اروپا و تحصیل دلبستگان موسیقی علمی در کنسرواتوارهای آلمان، اتریش، ایتالیا و شوروی، آهنگسازان برجسته ای پدید آمدند که بر مبنای دستاوردهای موسیقی ملی ایران و آموزه های موسیقی علمی- کلاسیک آثار ارزنده ای در قالب سمفونی- سوئیت- کنسرتو- کانتات- پرلود- اپرا- بالت و دیگر فرم های دیگر موسیقی کلاسیک آفریدند و موسیقی خود را بر اساس درونمایه های ملی و ساختار کلاسیک ساختند. در زیر به چند تا از نامدارترین این آهنگسازان و چند اثر مشهور آنان اشاره می کنیم:


▪ پرویز محمود: فانتزی روی ترانه محلی- کوارتت زهی- دانس اگزوتیک- راپسودی نوروز- پوئم سمفنیک لاله- مهرگان 
▪ امین الله حسین: سمفونی های آریا و تخت جمشید- کنسرتو پیانو- کنسرتو کاپریچیو- مینیاتورهای ایرانی- سوئیت شهرزاد- ملودی ها. 
▪ روبن گریگوریان: گل امان- اسکرتسو برای پیانو- سوئیت ایرانی برای ارکستر- فانتزی اورینتال. 
▪ مرتضا حنانه: سوئیت شهر مرجان- سرناد برای ویولن و پیانو- منوئه. 
▪ ناصحی: آنداته کانتابیله- شور برای ویولنسل- ملودرام رستم و سهراب 
▪ باغچه بان: سوئیت مردم- یکی بود یکی نبود- آوای لالایی. 
▪ چکناوریان: بالت سیمرغ- اپرای رستم و سهراب. 
▪ دهلوی: بالت بیژن و منیژه- اپرای خسرو و شیرین- اپرت مانی و مانا برای کودکان 
▪ علی رهبری، هوشنگ استوار، احمد پژمان، شاهین فرهت، هرمز فرهت، فرهاد مشکات، فریدون ناصری از دیگر آهنگسازان ایرانی در حوزه موسیقی کلاسیک هستند که آثاری در این شاخه از موسیقی میهن مان ساخته و پرداخته اند. 
در اینجا تحلیلی کوتاه بر یکی از زیباترین این آثار، سموفنی تخت جمشید امین الله حسین، ارائه می شود: 
درد اندوهبار دوری از میهن در اغلب آثار امین الله حسین آشکار است و از آن ها احساس می شود. این درد اندوهبار به ویژه در سمفونی شماره ۲ از این آهنگساز به نام خرابه های تخت جمشید به زیباترین شکل و تراژیک ترین لحن بیان شده است. این سمفونی در توصیف عظمت و شکوه تخت جمشید باستانی است و محیط شکوهنمد و پر جلال و جبروت و مرموز این پایتخت باستانی ویران شده و قصرها و کوشک های فرو ریخته اش را با لحنی غم انگیز و ماتم بار بیان می کند. 
این سمفونی دارای سه بخش است: 
بخش نخست در توصیف پهن دشتی خاموش است و ستون های بلند و خرابه های کاخ های شاهان هخامنشی را که در این دشت گسترده فرو ریخته و به حال خود رها شده اند، نشان می دهد. 
در بخش دوم عظمت و افتخار باستانی این شهر با لحنی شکوهمند و غرور آمیز یادآوری می شود. 
بخش سوم آهنگ محزونی است که حالتی مرثیه وار دارد و همچون سرود سوگواری بر ویرانه های این عظمت برباد رفته و درهم شکسته اشک می بارد و می موید و افسوس می خورد. 
این اثر زیبای موسیقی کلاسیک ایران در سال ۱۹۴۵ تصنیف شد و نخستین بار در سال ۱۹۴۷ با ارکستر کولون اجرا شد.

برگرفته از: سایت سیمرغ
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
.http://www.persianpersia.com/artandculture/adetails.php?articleid=273&parentid=2&catid=40


تعریفی دقیق از كنسرتو!گفت و گوی سازها؟

 

البته ارائه تعریفی دقیق از كنسرتو در یك مقاله كوتاه قطعاً امكان پذیر نیست، اما شرح مختصری از این فرم را تا جایی كه بتواند در جایگاه مقدمه یك خبر موسیقایی، راهگشا و مفید باشد، ارائه خواهیم كرد: 
كنسرتو به طور كلی به قطعه موسیقی ای اطلاق می شود كه در آن سازهای اجرا كننده در دست كم دو موضع متقابل یا متعامل قرار گیرند. 
بدین شكل كه این دو موضع در طول اجرای قطعه به شكلی، داد و ستدی موسیقایی انجام می دهند. در اغلب آثار «كنسرتو» یكی از دو موضع مورد بحث تنها از یك ساز تنها «سولو» تشكیل یافته اند و در مقابل، موضع دیگر، متشكل از تقریباً یك اركستر كامل است. به عبارتی دیگر، در این نمونه، یك اركستر در كنار یك ساز تكنواز به اجرای موسیقی می پردازند. تعامل بین این دو می تواند حالتی سؤال و جواب گونه داشته باشد، یا بدین شكل كه یكی از این دو گروه بخش اصلی موسیقی را اجرا كند، در حالی كه گروه دیگر به همراهی آن می پردازد. تركیبهای دیگری نیز در شیوه تعامل دو گروه سازی كه یك كنسرتو را اجرا می كنند، می توان متصور شد كه البته ذكرشان در این فرصت، چندان ضروری نیست.


حال اگر ساز تك نواز در یك اثر كنسرتو، یك ویولن باشد، آن قطعه موسیقی، كنسرتو ویولن خوانده می شود؛ به همین صورت اگر ساز تك نواز یك پیانو باشد، بدان معنی است كه فرم موسیقی مذكور یك كنسرتو پیانو است. 
در میان مصنفانی كه به تصنیف آثار كنسرتو پرداخته اند، «ویوالدی» و «موتسارت» تقریباً از دیگران پركارتر بوده اند، اما تعدادی دیگر از آهنگسازان موسیقی كلاسیك نیز بوده اند كه به رغم ساختن اندك قطعاتی در این فرم، سهم بسزایی در تكامل آن داشته اند. از میان این تصنیف گران می توان به باخ، بتهوون، مندلسون، برامس، شومان و بسیاری دیگر اشاره كرد. یكی از مرسوم ترین اشكال فرم كنسرتو، در واقع كنسرتو پیانو ( Piano Concerto ) است. ساز پیانو با ویژگی های منحصر به فرد خود چه از لحاظ گستره صوتی و چه از منظر صدادهی و انعطاف پذیری، بسیار مورد توجه آهنگسازان بوده و شاهكارهای بسیاری برای اجرا توسط آن نوشته شده است؛ من جمله آثار بی شماری به فرم كنسرتو پیانو!


اما در اینجا باید به قطعه به خصوصی در این ژانر، اشاره ای ویژه داشته باشیم، یعنی كنسرتو پیانو شماره ۳ اثر سرگئی راخمانینف. راخمانینف آهنگساز بزرگ روس كه خود پیانیست سرشناسی بود، و امروزه از او به عنوان یكی از بزرگترین نوازندگان سده بیستم یاد می شود، چهار اثر به فرم كنسرتو پیانو تصنیف كرده است. از میان این چهار اثر، كنسرتو پیانو شماره ۲ به لحاظ معیارهای موسیقایی، اثری است كه جزو شاهكارهای بی بدیل موسیقی رمانتیك متأخر محسوب می شود و جزو محبوب ترین آثار موسیقی دوستان به شمار می رود. در كنار این قطعه، كنسرتو پیانو شماره ۳ نیز از لحاظ شهرت با كنسرتو پیانو شماره ۲ همطراز است اما دلیل شهرت این اثر از راخمانینف، صرفاً ملاحظات موسیقایی صرف نیست، بلكه دشواری اجرای این قطعه، یعنی كنسرتو پیانو شماره ،۳ آن را به نماد یك قطعه خوفناك برای نوازندگان بدل كرده است. میزان دشواری اجرای این اثر طولانی كه مدت اجرای آن به طور متوسط حدود چهل دقیقه به درازا می كشد، تا بدانجا است كه چندی پیش فیلمی براساس همین قطعه به نام «شاین» ساخته شد و هنرپیشه نقش اول مرد نیز در این فیلم به دریافت جایزه اسكار نایل شد. این فیلم زندگی واقعی یك پیانیست تقریباً مشهور استرالیایی به نام دیوید هلفگات را به تصویر می كشد؛ او در كودكی به تشویق خانواده و مخصوصاً پدرش به فراگیری نواختن پیانو پرداخت.

پدرش كه در عین حال مردی سختگیر بود همواره آرزو داشت تا پسرش در آینده به پیانیست مشهوری بدل شود. آرزوی پدر به مرور زمان حالت بیمارگونه ای به خود گرفت. آرزوی او به این خلاصه شد كه پسرش روزی بتواند كنسرتو پیانو شماره ۳ راخمانینف، این قطعه وحشتناك، را بنوازد. بدین شكل فرزند را به شدت زیر فشار تمرین پیانو و نیز كنترل پدرانه قرار داد. فرزند پس از سالیان توانست آرزوی پدر را برآورده كند و با موفقیت این كنسرتو پیانوی شاهكار ولی به واقع دشوار را تك نوازی كند به این قیمت كه او زیر فشار روانی كه پدر، تنها از روی محبت، به وی تحمیل كرده بود و نیز زیر فشار دشواری و تمرین اجرای كنسرتو پیانوی شماره ۳ راخمانینف، ناگهان پس از اجرا، دچار حمله ای عصبی شد و چندی بعد در حالی از بیمارستان مرخص شد كه درصد قابل توجهی از مخیله خود را از دست داده و به فردی نیمه دیوانه بدل گشته بود.


جدا از وقایع و داستان فیلم »شاین»، كنسرتو پیانو شماره ۳ راخمانینف به قطعه ای تبدیل شده است كه بسیاری از پیانیستهای برجسته امروزی برای نشان دادن توان نوازندگی خود، با آن دست و پنجه نرم می كنند. گویی توفیق در اجرای این اثر نه فقط موفقیتی فردی، بلكه افتخاری ملی محسوب می شود. در اغلب مسابقات معتبر نوازندگی پیانو در سراسر جهان، خیلی به ندرت اتفاق می افتد كه در مرحله فینال دست كم یكی از شركت كنندگان، برای نشان دادن توان نوازندگی خود، این كنسرتو را اجرا نكند. خود راخمانینف پس از اتمام تصنیف اثرش، آن را به «ولادیمیر هوروویتس» پیانیست نامدار روس داد تا افتخار نخستین اجرای آن را به وی اعطا كند و آن طور كه از نقل قولها استنباط می شود، هوروویتس در اجرای این قطعه كاملاً سربلند بیرون آمده است. البته ما این اقبال را داریم كه اجرای این اثر خیره كننده را كه توسط خود راخمانینف در سال ۱۹۳۹ ضبط شده است، از طریق سی دی گوش كنیم. به رغم قدیمی بودن این اجرا، شاید بتوان نفیس ترین دانست اش.


هفته پیش مصادف با اواسط سپتامبر سال ،۲۰۰۵ پیانیست سرشناس روس، یه فیم برونف مان، این كنسرتو را طی كنسرتی به همراه اركستر سمفونیك كلیولند نواخت كه ظاهراً بسیار مورد توجه منتقدین و موسیقی شناسان قرار گرفته است. برونف مان در سال ۱۹۵۸ در اتحاد جماهیر شوروی متولد شد و از كودكی نواختن پیانو را آغاز كرد و تاكنون رسیتالهای بی شماری در سراسر جهان اجرا كرده است. او از ابتدای فعالیت حرفه ای خویش توجه ویژه ای به اجرای آثار آهنگسازان هموطنش داشته و اجرای قطعات ایشان را همواره در اولویت قرار داده است. یكی از معتبرترین اجراهایی كه از مجموعه سوناتهای پروكوفیف تاكنون صورت گرفته، به همت و توسط برونف مان بوده است. در برنامه كاری این پیانیست، اجرای آثار موسیقی مجلسی جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است كه وی طی آنها به تفسیر آثار این ژانر كه متأسفانه از سوی بسیاری از تك نوازان سرشناس نادیده گرفته می شود، می پردازد. 
طی برنامه های زمان بندی شده، برونف مان، اجرای كنسرتو پیانو شماره ۳ راخمانینف را به همراه اركسترهای دیگر نقاط جهان، تكرار خواهد كرد.

برگرفته از: روزنامه ایران
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
http://www.persianpersia.com/artandculture/adetails.php?articleid=278&parentid=2&catid=40
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست