تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

یادآوری روزی که در تحریریه شارلی ابدو بودم

  • پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۳ - ۸ ژانویه ۲۰۱۵
کارتونی که ویشواجیوتی گاش به یاد دوست و همکار فرانسوی اش تینو کشیده است

ویشواجیوتی گاش، کاریکاتوریست هندی، که با شماری از اعضای تحریریه روزنامه شارلی ابدو دوست بود درباره روزی خاطره انگیز از حضورش در دفتر این مجله فکاهی فرانسوی نوشته است.

میز گردی بزرگ، انبوه کاغذهای سفید و چند قلم مشکی. این نخستین تصویر نقش بسته در ذهنم از حضور در تحریریه شارلی ابدو است.

جلسه تحریریه صبح زود در جریان بود. برخی کاریکاتوریست ها رسیده و برخی دیگر در راه بودند. فکر کردن درباره موضوعات آغاز شده بود.

همزمان با بحث و تبادل نظر کارتونیست ها، سردبیر در حال نوشتن برخی موضوعات و ایده ها برای شماره آتی مجله بر روی وایت‌بورد بود.

به خودم گفتم پس این نشریه ۱۲ صفحه ای این طوری کار می کند، با کاریکاتورهای سیاسی، داستان‌های مصور و یک یادداشت سردبیری کوچک.

همزمان با پیش رفتن جلسه، ایده ها و جوک‌های بیشتری بین حاضران دور میز رد و بدل می شد. برخی کاریکاتوریست ها که پیشاپیش کارشان شروع شده بود حالا داشتند وقت‌گذرانی می کردند.

در زمانه ای که افراد متعصب، کاریکاتور سیاسی را آسان‌ترین تهدید علیه خود می‌پندارند قلم‌ها وظیفه دارند که به تصویر بکشند، انتقاد کنند، فریاد بزنند و به سخره بگیرند.

دوست من برنارد تینو ورلاک، ناگهان وارد جلسه شد، مثل پسر بچه ای که خانه اش از همه به مدرسه نزدیک‌تر است اما در نهایت از همه دیرتر می رسد.

نگاهی سریع به موضوعاتی که روی وایت‌بورد نوشته شده بود زنگی را در ذهن این افراد به صدا در می آورد. و بعد نوبت به حرکت دست و قلم بر کاغذها می رسید.

پنج تن از قربانیان در تحریریه شارلی ابدو. از چپ: اقتصاددان برنارد ماریس، کارتونیست‌های شاخص وولینسکی و کابو، استفان شاربونیه (سردبیر شارلی ابدو)، و کارتونیست برنارد تینو ورلاک.

آن موقع من برای یک فرصت مطالعاتی در فرانسه بودم و از طریق یک دوست با تینو آشنا شدم.

سال ۲۰۰۴ و همزمان با برگزاری یک نشست بین المللی در بمبئی برخی کارتونیست‌های شارلی ابدو به هند آمدند.

تینو من را به جمع معرفی کرد و همه به من نگاه کردند انگار که باید چیزی درباره آن نشست بین المللی چپگراها بگویم یا درباره آرونداتی روی، نویسنده هندی که آن موقع در فرانسه توی بورس بود، نظر بدهم. نویسنده هندی برنده جایزه بوکر، تنها چند ماه قبل در دانشگاه سوربن درباره جنگ عراق سخنرانی کرده بود.

لبخند زدم. من در کنار کابو ایستاده بودم. مردی که به هند آمده بود و پیشتر یک کتاب کاریکاتور درباره هند منتشر کرده بود.

ما درباره شهرهایی که رفته بودیم حرف زدیم و درباره مسخرگی‌هایی که کارتونیست ها معمولا می بینند، حتی اگر دنبالش نباشند.

در آن موقع، دستور کار مجله کاملا روشن بود: مقدس ندانستن، ضایع کردن، و از همه مهم‌تر، به سخره گرفتن امور مسخره. به هیچکس رحم نکن.

ممکن است که همه ما با نظرات و سیاست‌های آنها موافق نباشیم اما معتقدم که هزار شارلی ابدو کارش را برای خنداندن ما، به فکر انداختن، به بحث طلبیدن، و دوباره خندان ما آغاز کرده اند.

همان روزها، از ورود یک دختر محجبه به مدرسه ای در فرانسه جلوگیری شده بود و این در کانون توجه رسانه ها قرار داشت.

همه مردم در حال بحث درباره این موضوع بودند و کارتونیست ها داشتند با طرح های‌شان با هر دو طرف مناظره شوخی می کردند.

نگاهی به شماره‌های مختلف مجله شارلی ابدو نشان می داد که هیچکس از طنز آنها در امان نیست: روحانیون، موسسات، مخالفان همجنسگرایی، مذاهب، و البته نیکولا سارکوزی که آن روزها وزیر کشور فرانسه بود.

گروهی از پیشروترین کارتونیست‌های فرانسه قدرتمندانه با قلم‌های شان درباره مسایل مختلف اظهار نظر می کردند و می خندیدند.

همیشه کارتون ها براساس نظر جمعی در شارلی ابدو منتشر می شد. سردبیر و افراد عالی‌رتبه تحریریه اگر نظری درباره یک موضوع داشتند بحثی پردامنه در می گرفت که خیلی دموکراتیک و تیپیکال فرانسوی بود.

چهارشنبه شب صدها نفر در شهرهای مختلف اروپا با در دست گرفتن پلاکارد "من شارلی هستم" به همدردی با قربانیان حمله به دفتر نشریه شارلی ابدو در پاریس پرداختند

بعد از مدتی که در جلسه آنها بودم کابو از من پرسید: "چرا چیزی برای ما نمی کشی؟ بگذار ببینیم که چقدر مایه طنز فرانسوی داری." با لبخند چند طرح کشیدم و هیچوقت نفهمیدم که به اندازه کافی مایه طنز فرانسوی داشتند یا نه اما از همه آنها استقبال شد.

من و تینو در طول زمان به دوستان خوبی تبدیل شدیم هر چند که به زبان یکدیگر صحبت نمی کردیم. همسر او که کار مترجمی میان ما را داشت معمولا در بحث‌های داغ و ترجمه جوک‌های ما گیر می‌افتاد.

چند سال بعد که فرانسه به عنوان کشور مهمان در جشنواره کتاب کلکته بود من به تیم آنها پیوستم تا هر روز برای یک بولتن طنز درباره شهر و خود جشنواره کارتون بکشیم.

همه چیز شهر کلکته، تینو را به ذوق آورده بود، ترافیک، بوق تاکسی ها، قهوه خانه ها، و سیگارهای بی فیلتر "شارمینار"؛ همه این موضوعات دستمایه کارتون‌های او قرار می گرفت.

اتاق کنفرانسی که برای آن روزهای جشنواره در اختیارمان قرار گرفته بود به زودی تبدیل شد به تحریریه شارلی ابدو، با گروهی افراد خلاق که دوست داشتند در هنگام کار خنده آفرینی، خوش باشند.

زندگی سحرانگیز یک کارتونیست. کسانی که همه چیز را مسخره می کردند حالا مرگ را هم به سخره گرفته اند، با قلم هایی که برای همیشه به آزادی بیان متعهد می مانند.

در زمانه ای که افراد متعصب، کاریکاتور سیاسی را آسان‌ترین تهدید علیه خود می پندارند قلم ها وظیفه دارند که به تصویر بکشند، انتقاد کنند، فریاد بزنند و به سخره بگیرند.

ممکن است که همه ما با نظرات و سیاست‌های آنها موافق نباشیم اما معتقدم که هزار شارلی ابدو کارش را برای خنداندن ما، به فکر انداختن، به بحث طلبیدن، و دوباره خندان ما آغاز کرده اند.

مجله 'شارلی ابدو' چیست و در مطبوعات فرانسه چه جایگاهی دارد؟

  • 7 ژانویه 2015 - 17 دی 1393

دفتر مجله طنز فرانسوی شارلی ابدو در پاریس مورد حمله مهاجمان مسلح قرار گرفت و ۱۲ نفر در جریان این حمله کشته شدند.

این مجله در سال ۲۰۰۶ با بازنشر کاریکاتور پیامبر اسلام که در اصل در یک روزنامه دانمارکی به چاپ رسیده بود، خشم مسلمانان فرانسه را برانگیخت.

دفتر این مجله در نوامبر سال ۲۰۱۱ و پس از آنکه کاریکاتور دیگری از پیامبر اسلام منتشر کرد، با بمب آتش زا هدف حمله قرار گرفت.

یکی از آخرین چیزهایی که در صفحه توییتر این مجله منتشر شده، کاریکاتوری از ابوبکر بغدادی، رهبر گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) است.

استفان شاربونیه، دبیر مجله از آنجا که به قتل تهدید شده بود، تحت محافظت پلیس قرار داشت. او و سه کاریکاتوریست دیگر در بین کشته شدگان حادثه مرگبار روز چهارشنبه بودند.

هجو تاریخی

هیو اسکافیلد، خبرنگار بی بی سی در پاریس می گوید که مجله شارلی ابدو در سنتی قدیمی در روزنامه نگاری فرانسه ریشه دارد که سابقه اش به هجونامه هایی باز می گردد که پیش از انقلاب کبیر فرانسه علیه ماری آنتوانت، ملکه وقت منتشر می شد.

به گفته او، در این سنت، رادیکالیسم چپ گرایانه با نوعی گستاخی تند درآمیخته می شود که گاه به هرزگی پهلو می زند.

هدف این نوع هجو، در قرن هجدهم، خاندان سلطنتی فرانسه بود و از طریق داستان هایی، غالبا مصور، در مورد ولنگاری جنسی و فساد در کاخ ورسای بیان می شد.

اما امروزه هدف آن بیشتر سیاستمداران، پلیس، بانکدارها و مذهب است. ابزار کار هم به جای جعل داستان، طنز و هجو است.

شارلی ابدوشماره ۸ نوامبر ۲۰۱۱، چند روز پس از حمله به دفتر مجله با بمب آتشزا: یک مرد مسلمان کارتونیست شارلی ابدو را می‌بوسد. بالای سرشان نوشته "عشق از تنفر قوی‌تر است"

با این حال همان لحن به دور از ادب و غیر محترمانه که در قرن هجدهم علیه رژیم سلطنتی به کار گرفته می شد، هنوز هم به کار گرفته می شود.

مجله شارلی ابدو یک نمونه برجسته از این نوع طنز است و تصمیمش برای شوخی کردن با پیامبر اسلام هم با فلسفه وجودی اش کاملا سازگار است.

کاریکاتورهای تحریک آمیز

این مجله هرگز تیراژ زیادی نداشته به طوری که از سال ۱۹۸۱ به مدت ده سال به دلیل نداشتن منابع مالی منتشر نمی شد.

اما کارتون های پر زرق و برق و تیترهای جنجالی اش طوری است که در کیوسک های مطبوعاتی و قفسه های کتاب در ایستگاه های قطار کاملا به چشم می آید.

با توجه به سنت قوی داستان های مصور در فرانسه، استفاده از کاریکاتور و کارتون ویژگی اصلی شارلی ابدو است.

در میان کارتون ها و کاریکاتورهای منتشر شده در این مجله، ممکن است مأمور پلیسی که سر بریده و خون چکان مهاجران را در دست دارد، راهبه ها در حال خودارضایی یا پاپ در حالی که کاندوم گذاشته است دیده شود. این مجله از هر وسیله ای استفاده می کند که بتواند با آن پیامش را برساند.

شارلی ابدو دائما با رقیب معروف تر و موفق تر خود، یعنی مجله 'کنر آنشنه' مقایسه می شود.

انگیزه اصلی پشت هر دوی این مجله ها، به چالش کشیدن صاحبان قدرت است، با این تفاوت که کنر آنشنه بر انتشار خبرهای اختصاصی و افشاگری متکی است ولی شارلی ابدو با روشی خام تر و بی رحمانه تر و با استفاده از مجموعه ای از کارتون ها و هجوهای تند عمل می کند.

نبرد ایدئولوژیک

دفتر شارلی ابدودفتر شارلی ابدو

شارلی ابدو که به منتهی الیه چپ در طیف سیاسی فرانسه متعلق است، در گذشته شاهد انشعاب ها و "خیانت های ایدئولوژیک" بوده است.

یکی از دبیران قدیمی این مجله پس از بروز اختلافی در مورد یهودستیزی از سمت خود کناره گیری کرد.

بیشتر کارکنان مجله، چه کارتونیست و چه نویسندگان، با نام مستعار کار می کنند.

قبل از حمله روز چهارشنبه، مجله توسط شاربونیه، که به اسم شارب شناخته می شد و کارتونیست دیگری به نام ریس اداره می شد، هر چند همه نام اصلی آنها را می دانستند.

مجله شارلی ابدو در یک نشریه طنز دیگر به نام هاراکیری ریشه دارد که در دهه ۱۹۶۰ میلادی منتشر می شد.

شارلی ابدو در سال ۱۹۷۰ و در زمانی پا به عرصه وجود گذاشت که دو حادثه همزمان سرخط های خبری را به خود اختصاص داده بود: یک آتشسوزی مرگبار در یک دیسکوتک که بیش از ۱۰۰ نفر در آن کشته شدند و مرگ ژنرال شارل دوگل، رئیس جمهور پیشین.

نشریه هاراکیری تیتر یکی از شماره های خود را به دست انداختن مرگ دوگل اختصاص داد و نوشت: "رقص تراژیک در کولومبی (خانه دوگل) یک کشته برجا گذاشت".

انتشار این شماره هاراکیری جنجالی به پا کرد که نهایتا به توقیف این نشریه منجر شد. واکنش روزنامه نگاران هاراکیری این بود که فورا هفته نامه دیگری تأسیس کردند: شارلی ابدو.

 

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2015/01/150108_u14_charlie_hebdo_recalling_day_magazine

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست