تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تیرشید ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ - ۶ آوریل ۲۰۱۶

كجا شد شب فروز آذين
منوچهر برومند م ب سها

 

چو آن بشكسته ببر استخوان در پوست
سواران  زمين گيرى كه جولان سمندى را 
به ميدان ِخيالِ خويش مى گيرند
به دالان دراز ماه 
به كاريز سياه سال 
مى خيزند و مى پرسند :
كجا شد شب فروز آذين كه آويزان ايوان بود؟ 
من آن 
مبهوت ِ بى گفتار ِ بى پاسخ
ميان جلگه اى خاموش مى بينم :
شكر خندى كه افشانست بر لب هاى تاريخم ! 
نسيم كاكلش از دور مى آيد ! 
سرا پا مست ! 
دامن كش ! 
به گلبرگى كه در دامان زرين كوه مى رويد!
افق پيداست مى بينم :
عرق ريزان كهسارى كه رنگ ارغوان دارد !
شفق خون ريز وبانگ تير وجهد شعله اى سر كش !
چگن چنگال در خونين خاك مى دارد !

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست