تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳ اکتبر ۲۰۱۶

باب دیلن: خبر برنده شدن نوبل زبانم را بند آورده بود

  • شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵ - ۲۹ اکتبر ۲۰۱۶
کتاب ترانه‌های باب دیلن که اکنون با اهدای جایزه نوبل ادبیات، در قفسه آثار برندگان نوبل جای خواهد گرفتباب دیلن، خواننده و آهنگساز برجسته آمریکایی معمولا از حضور در برابر خبرنگاران پرهیز می‌کند

باب دیلن، خواننده و ترانه‌سرای برجسته آمریکایی بالاخره بعد از چندین روز سکوت، اعلام کرد جایزه نوبل ادبیات را می پذیرد و برای دریافت آن شخصا به اروپا سفر خواهد کرد.

او امروز (جمعه ۲۸ اکتبر - هفتم آبان) گفت خبر اهدای جایزه نوبل ادبیات به او، ربانش را بند آورده بوده است.

با وجود این که موسسه سوئدی اهدا کننده جایزه نوبل هنوز اعلام نکرده که آیا باب دیلن ماه دسامبر آینده شخصا برای دریافت این جایزه حاضر خواهد شد یا نه، یک روزنامه بریتانیایی به نقل از این هنرمند آمریکایی نوشته "اگر امکان داشته باشد" برای گرفتن جایزه به نروژ خواهد رفت.

بی‌خبری از واکنش باب دیلن به برنده شده مهمترین جایزه ادبی جهان، در چند روز گذشته باعث گمانه‌زنی‌های متعددی شده بود.

از جمله، روز گذشته (پنجشنبه) ماریو وارگاس یوسا، نویسنده نامدار پرویی، در گفت‌وگویی با خبرگزاری آلمان از اعطای جایزه نوبل در ادبیات به باب دیلن انتقاد کرد.

او گفت: "باب دیلن بی‌تردید آهنگساز و خواننده توانایی است، اما نویسنده مهمی به شمار نمی‌رود."

وارگاس (بارگاس) یوسا که از آلمان دیدن می‌کند، در برلین نسبت به اعطای جایزه ادبی نوبل به باب دیلن واکنش نشان داد. او گلایه کرد که ادبیات به "عالم تفریح و سرگرمی" پیوسته است.

او افزود اهدای جایزه ادبی به ترانه‌سرای نامی نمایانگر "سطحی‌شدن فرهنگ در روزگار ماست."

آکادمی نوبل در سوئد، دو هفته پیش از باب دیلن برای "بیان شاعرانه نو" تقدیر کرد و او را برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد.

http://www.bbc.com/persian/arts-37806738

ابراز شگفتی یوسا، نویسنده نامدار پرویی، از اعطای جایزه نوبل به باب دیلن

پنجشنبه ۶ آبان ۱۳۹۵ - ۲۷ اکتبر ۲۰۱۶

ماریو وارگاس یوسا

ماریو وارگاس یوسا

ماریو وارگاس یوسا، نویسنده نامدار پرویی، در گفت‌وگویی با خبرگزاری آلمان از اعطای جایزه نوبل در ادبیات به باب دیلن انتقاد کرده است.

او گفت: "باب دیلن بی‌تردید آهنگساز و خواننده توانایی است، اما نویسنده مهمی به شمار نمی‌رود."

وارگاس (بارگاس) یوسا که از آلمان دیدن می‌کند، در برلین نسبت به اعطای جایزه ادبی نوبل به باب دیلن واکنش نشان داد. او گلایه کرد که ادبیات به "عالم تفریح و سرگرمی" پیوسته است.

او در گفت‌وگو با خبرنگاران تصریح کرد: "باب دیلن بی‌تردید آهنگساز و خواننده بزرگی است، اما اثر ادبی مهمی خلق نکرده است."

او افزود که اهدای جایزه ادبی به ترانه‌سرای نامی نمایانگر "سطحی‌شدن فرهنگ در روزگار ماست."

یوسا در توضیح دیدگاه خود به خبرگزاری آلمان گفت: "نویسندگان زیادی برای دریافت جایزه نوبل شایستگی دارند اما نادیده گرفته می‌شوند. ما ظاهرا به دوران تمدن شو و نمایش وارد شده‌ایم که پیامدهای آن به آکادمی سوئد هم رسیده است».

ماریو وارگاس (بارگاس) یوسا، نویسنده ۸۰ ساله پرویی که برای رونمایی از رمان آخر خود به نام "افشاگری" به آلمان رفته، در سال ۲۰۱۰ جایزه نوبل در ادبیات را از آن خود کرد. رمان آخر او مانند بیشتر آثار این نویسنده درونمایه سیاسی دارد و داستان آن در پروی اواخر دهه ۱۹۹۰ می‌گذرد.

یوسا از مهمترین نویسندگان آمریکای لاتین به شمار می‌رود و بیشتر رمان‌های او مانند "جنگ آخرالزمان"، "گفتگو در کاتدرال"، و "سور بز" به زبان فارسی ترجمه شده است.

سکوت سنگین باب دیلن

ترانه‌های باب دیلن

ترانه‌های باب دیلن بارها به صورت کتاب منتشر شده است‌

این در شرایطی است که باب دیلن نسبت به دریافت این جایزه هنوز کمترین واکنشی نشان نداده است.

آکادمی ویژه نوبل در سوئد روز سه‌شنبه، ۲۵ اکتبر، بار دیگر اعلام کرد که هنوز هم موفق به تماس با ترانه‌سرای نامدار نشده است. دبیرخانه نوبل گفت که تا کنون به هیچ ایمیلی جواب داده نشده و در تلفن پیام "این شماره دیگر معتبر نیست" شنیده می‌شود.

در واکنش به بی‌تفاوتی باب دیلن، پر واتسبرگ، نویسنده سوئدی و عضو آکادمی نوبل روز جمعه ۲۱ اکتبر به تلویزیون دولتی سوئد گفت که رفتار آقای دیلن "غیرمؤدبانه و تکبرآمیز" است.

آکادمی نوبل روز ۱۳ اکتبر در پیامی رسمی باب دیلن را "به خاطر آوردن فرم‌های بیانی تازه شاعرانه در سنت آهنگ‌های آمریکایی" شایسته دریافت مهم‌ترین جایزه ادبی جهان دانست.

روزنامه "نیویورک تایمز" در مقاله‌ای که روز ۲۷ اکتبر منتشر شده، بی‌تفاوتی مطلق باب دیلن نسبت به جایزه ادبی نوبل را "برخوردی سارتری" ارزیابی کرده است.

ژان پل سارتر، نویسنده نامدار فرانسوی، در سال ۱۹۶۴ با رد کردن جایزه ادبی نوبل غوغایی به پا کرد. فیلسوف نامدار در اطلاعیه‌ای توضیح داد نمی‌تواند بزرگترین جایزه عالم ادبیات را قبول کند، زیرا عقیده دارد که یک نویسنده نباید تحت‌تأثیر نهادهای فرهنگی و سیاسی قرار گیرد.

به گفته نویسنده "نیویورک تایمز"، باب دیلن حتی یک قدم از فیلسوف اگزیستانسیالیست فراتر گذاشته، زیرا نه تنها جایزه را رد کرده، بلکه عملا آن را نادیده گرفته و این گونه آن را مطلقا بی‌اهمیت تلقی کرده است.

نویسنده نیویورک تایمز تأکید می‌کند که شاید باب دیلن از معنای و بار فلسفی اقدام خود بی‌خبر باشد، اما این از اهمیت "واکنش" او نمی‌کاهد.

..http://www.bbc.com/persian/arts-37787201

باب دیلن، ترانه‌سرای آمریکایی، به عنوان برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۶ معرفی شد

۲۲.مهر.۱۳۹۵

پس از یک هفته انتظار برای کتاب‌خوان‌ها و ۲۴ ساعت شمارش معکوس در وب‌سایت نوبل، آکادمی نوبل روز پنج‌شنبه، ۲۲ مهرماه، باب دیلن، ترانه‌سرا و خواننده آمریکایی، را به عنوان برنده نوبل ادبیات سال ۲۰۱۶ معرفی کرد.

آکادمی نوبل دلیل انتخاب این آهنگساز بزرگ آمریکایی به عنوان برنده نوبل ادبیات را «خلق بیان شاعرانه نو در قالب سنت ترانه‌های آمریکایی» عنوان کرد.

باب دیلن یکی از تأثیرگذارترین چهره‌ها در موسیقی معاصر آمریکا به حساب می‌آید. ترانه معروف او «مثل خانه‌به‌دوش‌ها» (Like a Rolling Stone) را مجله رولینگ استون به عنوان برترین ترانه تمام زمان‌ها انتخاب کرده است.

با این حال اعلام نام باب دیلن، ۷۵ ساله، به عنوان برنده این جایزه بسیار معتبر احتمالا بسیار شوکه‌کننده و حتی نومیدکننده خواهد بود.

نام آقای دیلن چند سالی است که در فهرست نامزدهای محبوب آمریکایی‌ها برای دریافت این جایزه هست، با این حال باب دیلن نویسنده به معنای واقعی کلمه به حساب نمی‌آید.

به این ترتیب آکادمی نوبل در سال ۲۰۱۶ گامی بزرگ و نامتعارف برداشت و شاید دلیل دیر اعلام شدن برنده این جایزه هم همین باشد: احتمالا در هفته گذشته پشت درهای بسته آکادمی نوبل بحث و جدل فراوانی در جریان بوده است.

از سال ۱۹۹۳ تاکنون باب دیلن نخستین آمریکایی است که این جایزه معتبر را به خود اختصاص می‌دهد. در سال ۱۹۹۳ تونی موریسون رمان‌نویس این جایزه را برد.

شرکت شرط‌بندی «لدبروکس» امسال چهار نفر را به عنوان بزرگ‌ترین شانس‌های نوبل ادبیات معرفی کرده بود: آدونیس از سوریه که ظاهرا بیش از همه شانس برنده شدن دارد، انگوگی واتیونگو، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس کنیایی، یون فوسه از نروژ، و کو اون از کره جنوبی.

اعلام نام برنده سال ۲۰۱۶ در روز مرگ برنده دیگر همین جایزه اتفاق افتاد: دولت ایتالیا اعلام کرد که داریو فو، نمایشنامه‌نویس بازیگر و برنده جایزه نوبل ادبیات، روز پنج‌شنبه، ۲۲ مهر، در ۹۰ سالگیدرگذشته است.

از سال ۱۹۰۱ تا ۲۰۱۶ جایزه نوبل ادبیات به ۱۰۹ نفر اهدا شده است که از این میان ۱۴ نویسنده زن بوده‌اند.

برخلاف دیگر جوایز نوبل همچون پزشکی و فیزیک و شیمی، نوبل ادبیات در تاریخ بیش از یک قرن خود تنها چهار بار به طور مشترک به دو نفر اهدا شده است.

جوان‌ترین نویسنده‌ای که تاکنون نوبل ادبیات را از آن خود کرده رودیارد کیپلینگ بریتانیایی بوده که در ۴۱ سالگی جایزه را دریافت کرد و پیرترین نویسنده، باز هم از بریتانیا، دوریس لسینگ بود که در سال ۲۰۰۷ در ۸۸ سالگی این جایزه را گرفت.

جوایز نوبل در رشته‌های پزشکی و فیزیک و شیمی و صلح در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه و چهارشنبه و جمعه هفته گذشته اهدا شد.

.http://www.radiofarda.com/a/f2-sweden-nobel-for-literature-2016/28050762.html

باران تندی در پیش است
باب دیلن
ترجمه فارسی: گیل آوایی
آدینه ۶ شهریور ۱۳۹۴ - ۲۸ اوت ۲۰۱۵

باران تندی در پیش است
باب دیلن

آه کجا بوده ای پسرِ چشم آبی ام
و کجا بوده ای جوانک دلبندم
من به دوازده کوهِ مه آلود کشیده شده ام
بر شش  بزرگراه پرپیچ و خم رفته و کشیده شده ام
در میانۀ شش جنگل غمگین گام نهاده ام
برابر چندین اقیانوس مرده ایستاده ام
ده هزار مایل در دهان یک گورستان بوده ام
و این سخت است. سخت، سخت.
بارشی سخت در پیش است.

آه  چه دیدی، پسرِ چشم آبی ام
و چه دیدی پسرک دلبندم
کودکِ تازه زاده شده ای دیدم با  دوازده گرگ دُورش
بزرگراهی از الماسها که هیچ کس در آن نبود
شاخۀ سیاهی دیدم که از آن خون می چکید
اتاقی پر از مردانی با چکشهای خونین
نردبان سفیدی دیدم پوشیده از آب
ده هزار حرّافی که زبانهاشان همه بریده بودند
سلاحهایی دیدم و شمشیرهایی برّان در دستان نوجوان
و این سخت است. سخت است، سخت.
بارشی سخت در پیش است.

و چه شنیدی پسرک چشم آبی ام؟
و چه شنیدی پسرک دلبندم؟
صدای تندری شنیدم که از هشدار می خروشید
خروش موجی که همۀ دنیا را در خود می گرفت
یکصد طبل نوازی دیدم که دستهاشان شعله می کشیدند
ده هزار زمزمه هایی که کسی گوش نمی داد
مردن کسی را شنیدم که از گرسنگی می مُرد. شنیدم بسیارانی که می خندیدند
آواز شاعری شنیدم که در گریه هایش مُرد
صدای دلقکی شنیدم که در کوچه می گریست
و این سخت است. سخت است، سخت.
بارشی سخت در پیش است.

آه با چه کسی آشنا شدی پسرک چشم آبی ام؟
چه کسی، پسرک دلبندم؟
نوجوانی در کنار اسب مرده ای دیدم
مرد  سفیدپوستی دیدم که با سگِ سیاهی قدم می زد
زن جوانی دیدم که بدنش می سوخت
دختر جوانی دیدم که رنگین کمانی به من داد
مردی دیدم که از عشق و  
مرد دیگری که از نفرت زخمی بود
و این سخت است. سخت است، سخت.
بارشی سخت در پیش است.

و اینک چه می کنی پسرک چشم آبی ام؟
اینک چه خواهی کرد پسرک دلبندم؟
پیش ازاینکه باران باریدنش را بیاغازد، می خواهم برگردم
من در ژرفترین ژرفای جنگل سیاه قدم خواهم زد
جاییکه مردم بسیارند و دستهاشان همه خالی،
جایی که گوله های زهر به آبهاشان می ریزند
جاییکه خانۀ در دره به زندانی مرطوب و کثیف ختم می شود
و چهرۀ جلّاد( اعدام کننده) همیشه بخوبی پوشیده(پنهان) است
جایی که گرسنه زشت است، جایی که ارواح فراموش شده اند
جایی که سیاه یک رنگ است، جایی که هیچ کس یک شماره نیست
و آن را خواهم گفت، فکرش را خواهم کرد و از آن خواهم گفت و آن را نفس خواهم کشید
و از کوهستان چنان واخوانش خواهم داد که همه روح ها ببینندش
آنگاه بر اقیانوس آنقدر خواهم ماند تا فرورفتن بیاغازد
اما  آوازم را خوب خواهم دانست پیش از اینکه خواندنش را بیاغازم
و این سخت است. سخت، سخت.
بارشی سخت در پیش است.

نویسنده: باب دیلن
ناشر: شرکت موسیقی باب دیلن

 این نگاره از سایت دویچه وله فارسی برگفته شده است.




 A Hard Rain's a - Gonna Fall
Bob Dylan


Oh, where have you been, my blue-eyed son
And where have you been, my darling young one
I've stumbled on the side of twelve misty mountains
I've walked and I've crawled on six crooked highways
I've stepped in the middle of seven sad forests
I've been out in front of a dozen dead oceans
I've been ten thousand miles in the mouth of a graveyard
And it's a hard, and it's a hard, it's a hard, and it's a hard
It's a hard rain's a-gonna fall

Oh, what did you see, my blue-eyed son
And what did you see, my darling young one
I saw a newborn baby with wild wolves all around it
I saw a highway of diamonds with nobody on it
I saw a black branch with blood that kept drippin'
I saw a room full of men with their hammers a-bleedin'
I saw a white ladder all covered with water
I saw ten thousand talkers whose tongues were all broken
I saw guns and sharp swords in the hands of young children
And it's a hard, and it's a hard, it's a hard, it's a hard
It's a hard rain's a-gonna fall

And what did you hear, my blue-eyed son?
And what did you hear, my darling young one?
I heard the sound of a thunder that roared out a warnin'
Heard the roar of a wave that could drown the whole world
Heard one hundred drummers whose hands were a-blazin'
Heard ten thousand whisperin' and nobody listenin'
Heard one person starve, I heard many people laughin'
Heard the song of a poet who died in the gutter
Heard the sound of a clown who cried in the alley
And it's a hard, and it's a hard, it's a hard, it's a hard
It's a hard rain's a-gonna fall

Oh, what did you meet, my blue-eyed son?
Who did you meet, my darling young one?
I met a young child beside a dead pony
I met a white man who walked a black dog
I met a young woman whose body was burning
I met a young girl, she gave me a rainbow
I met one man who was wounded in love
I met another man who was wounded with hatred
And it's a hard, it's a hard, it's a hard, it's a hard
It's a hard rain's a-gonna fall

And what'll you do now, my blue-eyed son?
And what'll you do now, my darling young one?
I'm a-goin' back out 'fore the rain starts a-fallin'
I'll walk to the depths of the deepest black forest
Where the people are many and their hands are all empty
Where the pellets of poison are flooding their waters
Where the home in the valley meets the damp dirty prison
And the executioner's face is always well hidden
Where hunger is ugly, where souls are forgotten
Where black is the color, where none is the number
And I'll tell it and think it and speak it and breathe it
And reflect it from the mountain so all souls can see it
Then I'll stand on the ocean until I start sinkin'
But I'll know my song well before I start singin'
And it's a hard, it's a hard, it's a hard, it's a hard
It's a hard rain's a-gonna fall

Songwriters
BOB DYLAN

باب دیلن، پیکاسوی خنیاگری ۷۵ ساله شد

  • تاریخ 24.05.2016

باب دیلن، اسطوره‌ی موسیقی راک و بومی آمریکا، ۲۴ مه ۲۰۱۶ تولد ۷۵ سالگی خود را جشن می‌گیرد. او در نیم قرن گذشته هزاران بار روی صحنه رفته و همچنان می‌رود. یکصد میلیون نسخه از آلبوم‌های او تا کنون به فروش رفته‌اند.

باب دیلن در کنسرتی در چین در سال ۲۰۱۱

باب دیلن در کنسرتی در چین در سال ۲۰۱۱

اگر باب دیلن مانند خواننده دیگر آمریکایی الویس پریسلی (۱۹۳۵ - ۱۹۷۷ میلادی) جوانمرگ هم شده بود، شهرت و محبوبیتش، به احتمال نزدیک به یقین از امروز کمتر نبود. او ۲۵ سال هم نداشت که برخی از ترانه‌هایش به سرود همایش‌های صلح‌طلبان و آواز نسل شورشی و معترض دهه‌ی شصت میلادی تبدیل شده بود. و امروز که ۵۵ سال از برگزاری نخستین کنسرتش می‌گذرد، همچنان هزاران نفر جذب برنامه‌های او می‌شوند.

جستجوگر گوگل برای "باب دیلن" حدود ۳۹ میلیون مدخل ارائه می‌کند و تنها در کاتالوگ کتابخانه ملی آلمان صدها عنوان به نام او ثبت شده است.

با توجه به جایگاه و محبوبیت باب دیلن جای شگفتی نیست که زندگی و آثار او سوژه کار فیلمسازان قرار گرفته است. مارتین اسکورسیزی، کارگردان بنام آمریکایی در مورد باب دیلن فیلمی مستند ساخته و کار و زندگی او موضوع ده‌ها فیلم دیگر بوده است. اینها بخشی از دلایلی است که امکان نمی‌دهد در نوشته‌‌ای مختصر تصویر جامعی از باب دیلن ارائه کرد. زندگی هنری باب دیلن در بیش از نیم قرن گذشته فراز و نشیب‌های فراوان داشته است.

آشنایی با شعر مدرن فرانسه

باب دیلن خود می‌گوید که از ده دوازده سالگی شیفته‌ی نواختن گیتار و سازدهنی و آواز خواندن بوده است. او اواخر دهه‌ی پنجاه میلادی شیفتگی خود را جدی‌تر می‌گیرد و وارد عرصه‌ی موسیقی می‌شود. دیلن ابتدا به موسیقی بومی آمریکایی رو می‌آورد.

باب دیلن در دوران جوانی

باب دیلن در دوران جوانی

یکی از خواننده‌های محبوب او وودی گاتری بود که آن زمان شهرتی فراوان داشت. قصد دیدار با گاتری که در بیمارستان بستری بود، باب جوان را در سال ۱۹۶۰ به نیویورک ‌کشاند.

اقامت در نیویورک، در محله‌ای در جنوب منهتن که سکونت‌گاه و پاتوق هنرمندان بود، زمینه‌ساز آشنایی دیلن با کسانی شد که در شکل‌گیری شخصیت و موفقیت‌های آینده‌اش تاثیر زیادی داشتند.

سوز روتولو، دختر آمریکایی ایتالیایی، یکی از این هنرمندان بود که دو سه سالی با دیلن رابطه داشت و ظاهرا در آشنایی او با شعر مدرن فرانسه نقش مهمی بر عهده داشته است.

راک با طعم سمبولیسم

شاعران سمبولیست فرانسه به ویژه شارل بودلر، آرتور رمبو، پل ورلن و مالارمه بسیار مورد توجه باب دیلن بودند. تاثیر دنیای رازآلود و زبان پر استعاره‌ی سمبولیست‌ها را در برخی تصنیف‌ها و ترانه‌های باب دیلن می‌توان یافت.

او از سورئالیست‌ها و شاعران "نسل بیت" نیز متاثر بود. بازی‌های کلامی، آمیختگی با مفاهیم روشنفکرانه و پیچیدگی متن بعضی از ترانه‌های دیلن تا آن زمان در موسیقی فولکلور آمریکا سابقه نداشت. در ترانه‌های عاشقانه‌ی باب دیلن در این دوران رگه‌های تلخ و سوزناکی وجود دارد که در موسیقی بومی آمریکا مرسوم نبود.

باب دیلن تا بیست و پنج سالگی ده‌ها ترانه سرود، چند آلبوم منتشر کرد و کنسرت‌های زیادی داد. در همین دوران از موسیقی بومی فاصله گرفت و به سبک راک روی آورد. این اقدام در نظر شماری از طرفدارانش خیانت‌آمیز تلقی می‌شد، اما به جذب مخاطبان بیشتری انجامید. سه آلبومی که در میانه‌ی دهه‌ی شصت منتشر شد، به عنوان آثار کلاسیک موسیقی راک تلقی می‌شوند.

گرچه بسیاری یکی از ویژگی‌های مهم و بدیع کار دیلن را شکستن مرز سبک‌های مختلف موسیقی بومی، راک، بلوز، پاپ و راک اندرول می‌دانند، بدعت مهم‌تر او را می‌توان به اهمیت دادن به کلام و به ویژه نزدیک کردن ترانه به شعر مدرن قرن بیستم دانست.

باب دیلن و جون بائز، دو چهره بنام موسیقی بومی آمریکا

باب دیلن و جون بائز، دو چهره بنام موسیقی بومی آمریکا در سال ۱۹۶۳

برترین ترانه‌ی تمام دوران‌ها

یکی از مشهورترین ترانه‌های باب دیلن "همچون یک خانه به دوش" (Like a Rolling Stone) نام دارد که در ۲۴ سالگی این هنرمند نوشته و تنظیم و در سال ۱۹۶۵ در آلبوم "بزرگراه ۶۱" منتشر شد. مجله معتبر رولینگ‌استون در سال ۲۰۰۴ این تصنیف را در صدر ۵۰۰ ترانه برتر جهان قرار داد و آن را بهترین ترانه‌ی همه‌ی دوران‌ها خواند.

ترانه "همچون یک خانه به دوش" در زمان انتشار هم به نظر عده‌ای از هواداران دیلن که موسیقی بومی او را ستایش می‌کردند، "سر و صدا"یی آزاردهنده به گوش می‌رسید، با این همه در همان هفته اول انتشار در صدر پرفروش‌ترین صفحه‌های موسیقی در آمریکا قرار گرفت و سه ماه تمام همان جا ماند.

در این ترانه دختری مورد خطاب قرار می‌گیرد که ظاهرا در خانواده‌ی مرفهی به دنیا آمده و از درد بی‌خانمانی بی‌خبر بوده، اما اکنون خانه به دوش شده است. از او پرسیده می‌شود «... چه حسی دارد تنها بودن، غریب افتادن، بی‌سرپناه بودن، مثل کسی که کاملا پرت افتاده، مثل یک خانه به دوش؟ ...»

در این اثر بسیاری از ویژگی‌های کار و رویکرد هنری باب دیلن را می‌شود بازیافت؛ ظاهرا استفاده از ترکیب Rolling Stone، با دو معنای "سنگ غلطان" و "خانه به دوش" اشاره به یک ضرب‌المثل انگلیسی دارد که می‌گوید "سنگ غلطان خزه نمی‌بندد". همین استعاره امکان تفسیرهای متفاوتی از شعر به وجود آورده است. درباره‌ی همین یک تصنیف تاکنون صدها مقاله و چند کتاب منتشر شده است.

تفسیر شعر کار دیگران است

یکی از ویژگی‌های باب دیلن از نخستین سال‌هایی که فعالیت هنری خود را آغاز کرد تا کنون، امتناع او از تشریح ارجاعات بیرونی نوشته‌هایش و خودداری از کمک به حل ابهام‌هایی است که در بسیاری از شعرها و ترانه‌هایش وجود دارد.

باب دیلن در سال ۱۹۶۹

باب دیلن در سال ۱۹۶۹

او همچنین همواره تلاش‌های فراوانی به خرج داده و می‌دهد تا زندگی خصوصی خود را از دید دیگران پنهان کند.

این خصلت نیز از ابتدای بیست سالگی که شهرتش آغاز شد، با او بوده است. با این همه روابط عشقی او به ویژه در دهه‌ی شصت الهام‌بخش بسیاری از ترانه‌های عاشقانه‌ی این ترانه‌سرا، خواننده و نوازنده‌ی آمریکایی است.

بعضی از این ترانه‌ها که در دوران کوتاه رابطه او با سوز روتولو و پس از جدایی این دو سروده شده، هنوز از تاثیرگذارترین عاشقانه‌های موسیقی راک شناخته می‌شوند و توسط بسیاری از خوانندگان مهم دنیا بازخوانی شده‌اند. سوز روتولو در برانگیختن توجه دیلن به مسائل سیاسی و اجتماعی نیز سهم مهمی داشته است.

پاسخ را تنها باد می‌داند

دهه‌ی شصت میلادی سرآغاز جنبش‌هایی بود که چهره‌ی قرن بیستم را به کلی دگرگون کرد. این دهه از سویی سال‌های اوج جنگ سرد و تنش‌های داخلی و برخوردهای نژادپرستانه در آمریکا بود، از سوی دیگر آغاز ریاست جمهوری جان اف کندی، سیاسی شدن هر چه بیشتر جوانان و گسترش جنبش‌های زنان و طرفداران حقوق شهروندی.

در چنین فضایی باب دیلن به سرعت تبدیل به صدای رسای جنبش اجتماعی ضد جنگ شد و برخی از تصنیف‌های او مانند سرود در تجمع‌های جوانان پخش یا خوانده می‌شد؛ ترانه "سوت زدن در باد" یکی از مشهورترین اینهاست:

«...
چند جاده‌ی این جهان
جادهایی پر از اشک و رنج‌اند
چند دریای این جهان
دریاهای اندوه‌اند
چند مادر تنها مانده‌اند
چند مادر انتظار کشیده و می‌کشند هنوز؟
پاسخ را دوست من
تنها و تنها باد می‌داند
...»

باب دیلن (راست) در کنار جرج هریسون (وسط) و رینگو استار از گروه بیتل‌ها در کنسرتی خیریه در بنگلادش در سال ۱۹۷۱

باب دیلن (راست) در کنار جرج هریسون (وسط) و رینگو استار از گروه بیتل‌ها در کنسرتی خیریه در بنگلادش در سال ۱۹۷۱

ترانه به عنوان سلاح ضد جنگ

در تظاهرات ضد نژادپرستی بزرگی که در سال ۱۹۶۳ در واشنگتن برگزار شد، باب دیلن جوان نیز شرکت کرد و پس از سخنرانی معروف مارتین لوترکینگ به اجرای برنامه پرداخت. در دوران جنگ ویتنام تصنیف‌های ضد جنگ او بسیار معروف بود.

نایب‌رئیس انجمن موسیقیدانان ویتنام پس از کنسرتی که باب دیلن در آوریل ۲۰۱۱ در این کشور برگزار کرد، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته بود:« کار بزرگ دیلن گشودن راهی بود که در آن موسیقی به عنوان سلاحی علیه جنگ، بی‌عدالتی و نژادپرستی به کار گرفته می‌شد.»

باب دیلن هرگز از نقشی که هوادارانش برای او قائل بودند، یا تشکل‌های سیاسی از او انتظار داشتند، رضایت نداشت و تلاش می‌کرد از تبدیل شدن به نماد جنبش اجتماعی جلوگیری کند. او حتا در سال ۱۹۷۴ ترانه‌ای خواند که در آن بر این بی‌میلی تاکید می‌کند: «هیچگاه وظیفه نداشتم که کل جهان را از نو بیافرینم / و هرگز قصد نکرده‌ام فرمان حمله صادر کنم.»

پدر ۲۴ ساله

به رغم شهرت زودهنگام، باب دیلن در همان ۲۵ سالگی برای مدتی طولانی حضور بر صحنه را کنار گذاشت و منزوی شد. پس از برگزاری سلسله کنسرت‌هایی در سال ۱۹۶۶ و تصادفی با موتورسیکلت در تابستان همان سال دیگر کمتر در مجامع عمومی ظاهر می‌شد و برای ۸ سال از رفتن بر روی صحنه خودداری کرد.

ظاهرا خستگی و فرسودگی ناشی از سفرهای مکرری که برای اجرای کنسرت کرده بود در این تصمیم بی‌تاثیر نبود. برخوردهای تندی که در نشست‌های خبری میان او و خبرنگاران و در کنسرت‌ها با هوادارانی که روی آوردن او به موسیقی راک را نمی‌پسندیدند، هم نقشی در این عزلت گزینی داشته است.

باب دیلن در سال ۲۰۱۲

باب دیلن در سال ۲۰۱۲

البته یک دلیل مهم دیگر این واقعیت بود که باب یک سال پیش از آن با سارا لولند، مدل عکاسی، ازدواج کرد که از رابطه‌ی قبلی‌اش یک فرزند داشت.

به عبارت دیگر دیلن ۲۴ ساله ناگهان پدر خانواده هم شده بود. او ازدواج خود را تقریبا از همه پنهان نگه داشته بود و تمام سعی خود را می‌کرد که خبرنگاران به حریم زندگی خصوصی‌اش وارد نشوند.

آغاز رابطه با سارا و جدایی از او که ده سال بعد اتفاق افتاد نیز الهام‌بخش برخی از معروفترین ترانه‌های عاشقانه‌ی باب دیلن بوده است. او پس از غیبتی هشت ساله بار دیگر به صحنه بازگشت. از آن زمان فعالیت هنری باب دیلن متوقف نشده است. او در دوران غیبتش هم به کار ادامه می‌داد اما از اجرای کنسرت زنده خودداری می‌کرد.

وقفه در تور بی‌پایان موسیقی

باب دیلن از سال ۱۹۸۸ توری را آغاز کرد که با عنوان "تور بی‌پایان" مشهور شده. در این چارچوب سالی حدود صد کنسرت در یک نیمه‌ی کره زمین برگزار می‌شود.

در یکی از دور‌های این تور، گذر دیلن به ویتنام و چین افتاد. کنسرت‌های او در این دو کشور که در ما‌ه آوریل سال ۲۰۱۱ و در آستانه‌ی هفتاد سالگی او برگزار شده بود، مانند برخی دیگر از تجربه‌هایش در نیم قرن گذشته از سویی با استقبال طرفداران هیجان‌زده و از سوی دیگر با انتقادهایی روبرو شد بود.

برخی از منتقدان دیلن را متهم کردند که برای برگزاری کنسرت در پکن و شانگهای تنها به خواندن ترانه‌هایی اکتفا کرده که مقام‌های امنیتی و اداره سانسور چین با اجرای آنها موافقت کرده‌بودند. دیلن این اتهام را بی‌پایه خوانده و گفته بود که هیچ تصنیفی را به درخواست مقام‌های امنیتی از برنامه حذف نکرده است.

البته باب دیلن در حول و حوش تولد ۷۵ سالگی‌اش قطار این تور بی‌پایان را برای مدتی متوقف کرده و استراحتی برای خود قائل شده است.

باب دیلن در کنستری در سال ۲۰۱۲ در فرانسه

باب دیلن در کنستری در سال ۲۰۱۲ در فرانسه

آوازخوان، نامزد جایزه ادبی نوبل

باب دیلن تا کنون هزاران کنسرت اجرا کرده، ۳۷ آلبوم استودیویی، ۱۱ آلبوم از اجراهای زنده و ۱۳ آلبوم گلچین نیز از بهترین آثارش به انتشار رسانده است. تازه‌ترین آلبوم او که Fallen Angels (فرشتگان رانده‌شده) نام دارد، در آستانه تولد ۷۵ سالگی او منتشر شده است.

کنسرت‌ها و آلبوم‌های او در بیش از نیم قرن گذشته گاهی نیز با انتقاد منتقدان و کم‌اعتنایی مخاطبان روبرو بوده است. به رغم این،‌ او در این عرصه نیز به موفقیتی دست یافته که در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است. او موفق شد در سال ۲۰۰۶ میلادی پس از ۳۰ سال بار دیگر در صدر جدول پرفروش‌های موسیقی آمریکا جا بگیرد.

فعالیت‌های باب دیلن بسیار متنوع‌اند. او طراحی و نقاشی می‌کند، فیلم‌نامه می‌نویسد، برنامه‌ی رادیویی اجرا کرده، موسیقی متن فیلم ساخته، داستان و مقاله می‌نویسد، اما شاید بتوان ترانه‌‌سرایی و آهنگسازی را مهمترین فعالیت او قلمداد کرد. استفاده از تمام فرم‌های رایج در تاریخ موسیقی آمریکا آثار باب دیلن را به گنجینه‌ای از فرهنگ موسیقیایی این کشور تبدیل کرده است.

از نیمه‌ی دهه ۹۰ میلادی به این سو بارها نام دیلن به عنوان یکی از نامزدان جایزه ادبی نوبل مطرح شده. او پانزده سال پیش جایزه‌ی پولار را دریافت کرد که نوبل غیررسمی موسیقی خوانده می‌شود. یازده جایزه معتبر گرمی و یک جایزه اسکار نیز در کارنامه افتخارات دیلن به ثبت رسیده است. از او به عنوان "اینشتین ترانه ‌و تصنیف" و "پیکاسوی خنیاگری" یاد می‌کنند.

باب دیلن را تاثیرگذارترین هنرمند آمریکا در دنیای موسیقی می‌خوانند و تاثیری که در غنای زبان و کلام تصنیف داشته سبب شد که جایزه‌ی ویژه‌ی پولیتزر در سال ۲۰۰۸ به او اهدا شود. شان ویلنتز، یکی از "دیلن‌شناسان" معروف درباره جایگاه این خواننده و ترانه‌سرا می‌گوید: «آنچه باب دیلن به ویژه در دهه شصت میلادی انجام داد، این بود که اندیشه و احساساتی را که دیگران از بیان آن قاصر بودند، در قالب کلام بگنجاند.»

باب دیلن؛ شاعر، نقال یا ترانه‌سرا؟

فرانک عمیدی / بی‌بی‌سی

باب دیلن

باب دیلن موسیقی فولک آمریکایی را دگرگون کرد

باب دیلن یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین ترانه‌سراها و آهنگسازان دنیا برنده جایزه نوبل ادبیات شد. آکادمی نوبل، دیلن را به خاطرایجاد "بیان شاعرانه‌ای نوین در ترانه‌سرایی آمریکایی" تقدیر کرد و او را لایق این جایزه دانست. اما کارهای باب دیلن در چارچوب رمان، شعر و داستان‌نویسی معمول ادبیات قرار نمی‌گیرد و همین باعث انتقاد بسیاری از افراد شده و دریافت این جایزه را بحث برانگیز کرده است.

این اولین بار نیست که باب دیلن جنجالی شده؛ در سال ۱۹۶۵ میلادی باب دیلن که شهرت خود را به عنوان یک آهنگساز و ترانه‌سرای فولک آمریکایی به دست آورده بود با گرفتن گیتار برقی در دست در فستیوال نیوپورت با گذشته فولک خود خداحافظی کرد و وارد دنیای راک شد. کاری که خشم طرفداران پر و پا قرص موسیقی فولک و باب دیلن را برانگیخت و حتی باعث هو شدن او روی صحنه شد. اما باب دیلن کوتاه نیامد، اجرایش اجرایی تاریخی شد و موسیقی فولک آمریکایی وارد فصلی تازه شد.

باب دیلن و جون بائز

باب دیلن و جون بائز

از لحظه‌ای که خبر دریافت جایزه نوبل ادبیات توسط باب دیلن منتشر شد، دو دستگی بین کارشناسان، منتقدان ادبی و طرفداران دیلن در فضای مجازی ایجاد شد. تیم استنلی، تاریخ‌شناس و یکی از نویسندگان روزنامه تلگراف بریتانیا نوشت "دنیایی که باب دیلن برنده جایزه نوبل ادبیاتش است باید کاندیدای ریاست جمهوری‌اش هم دونالد ترامپ باشد."

اما سلمان رشدی نویسنده بریتانیایی نظر متفاوتی دارد، او در توییتر خودش نوشته "از زمان ارفئوس تا فائز، ترانه‌سرایی و شاعری با هم مرتبط بوده‌اند، باب دیلن وارث بزرگ سنت نقالی زبان انگلیسی است. انتخاب او برای جایزه عالی بود."

استیون کینگ نویسنده مشهور آمریکایی هم در توییتر خود نوشته از اینکه باب دیلن جایزه نوبل ادبیات را برده بسیار خوشحال است. باراک اوباما هم در توییتر باب دیلن را شاعر مورد علاقه خود خوانده و دریافت جایزه نوبل را به او تبریک گفته.

چیزی که قابل انکار نیست اینست که باب دیلن صدای یک نسل است، نسلی که در زمان‌هایی آرمان‌گرا توصیف شده. نسلی که در دهه شصت میلادی با موسیقی، ال‌اس‌دی، عشق و گل می‌خواست با مصرف‌گرایی، جنگ و بمب اتم مبارزه کند. ترانه‌هایی مانند دمیدن در باد (Blowin' in the Wind)، اربابان جنگ (Masters of War) و ناقوس‌های آزادی (Chimes of Freedom) به سرودهای اعتراضی و انقلابی آن نسل نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان تبدیل شدند.

هیپی‌هایی که به کنسرت باب دیلن می‌‎روندهیپی‌هایی که به کنسرت باب دیلن می‌‎روند

اما ترانه‌های باب دیلن به ترانه‌های اعتراضی محدود نمی‌شوند؛ مهم نیست چقدر طرفدار پر و پا قرص دیلن باشید، آلبوم‌هایی از دیلن هستند که دست‌کم آنها را کامل گوش نداده‌اید. تعداد ترانه‌هایی که دیلن در بیش از نیم قرن منتشر کرده آن قدر زیاد است که خیلی از بزرگترین طرفدارانش هم نمی‌توانند بگویند همه آهنگ‌هایش را شنیده‌اند یا می‌شناسند.

ترانه‌های دیلن گاهی اعتراضی و گاهی کاملا عاشقانه و رمانتیک است، بعضی اوقات از درد و خشم می‌گویند و بعضی اوقات از خوشی. باب دیلن در بعضی از ترانه‌هایش با تلخی سخن می‌‌گوید و در بعضی دیگر با شوخ طبعی دین و دنیا را به باد انتقاد می‌گیرد.

گفته می‌شود آلبوم بلوند بر بلوند (Blonde on Blonde) هفتمین آلبوم باب دیلن که در سال ۱۹۶۶ میلادی منتشر شده آلبومی است که داوران آکادمی نوبل مورد بررسی قرار دادند؛ آلبومی که تنوع ترانه‌هایش حال و هوای درونی خود باب دیلن را منعکس می‌کنند. بعضی از ترانه‌هایش مانند نیایش هستند و بعضی دیگر مانند یک لعنت و دادخواست.

باب دیلن در زمان ضبط این آلبوم جوانی ۲۴ ساله بود، عاشق و تازه پدر شده بود. ترانه‌های این آلبوم مانند بسیاری دیگر از ترانه‌های بعدی دیلن در کنار روایتی شخصی و واقعی، پر از رمز و راز ، ایهام و ابهام و نمادپردازی هم هستند، این یکی از مشخصه‌های ترانه‌های دیلن است.

مایک هوگن، یکی از سردبیران مجله ونیتی فیر درباره این آلبوم می‌نویسد: "بارها و بارها، باب دیلن به این ترانه‌ها، رنگ‌ها، لایه‌ها، داستان‌ها و شخصیت‌های تازه اضافه می‌کند بدون اینکه ذره‌‌ای معنای احساسی ترانه‌ها را بپوشاند." و واقعا ترانه‌های دیلن همیشه پر از احساس است، شاید معنی آنچه می‌گوید در پشت پرده‌ای از ابهام قرار بگیرد، شاید ندانی درباره چه کسی حرف می‌زند و چه موقعیتی، ولی احساسش را حس می‌کنی.

ترانه‌های باب دیلن در زمان‌هایی مانند داستان‌هایی کوتاه می‌مانند با شخصیت‌هایی واقعی و خیالی، و هرچند بعضی عقیده دارند که ترانه‌سرایی مقوله‌ای است متفاوت از ادبیات و شعر و ترانه با موسیقی است که جان می‌گیرد ولی واقعیت این است که باب دیلن در بیش از نیم قرن فعالیت هنری خود ترانه‌هایی نوشته که می‌توانند مستقل و بدون موسیقی و روی کاغذ بر مخاطب تاثیرگذار باشند و دریافت این جایزه نوبل توسط دیلن شاید مانند همان گیتار برقی‌اش فصل تازه را این بار در ادبیات آغاز کند.

http://www.bbc.com/persian/arts-37644904

باب دیلن: خواننده، ترانه‌سرا و بزرگ ادبی

جمعه ۲۳ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴ اکتبر ۲۰۱۶

باب دیلن هنر ترانه‌سرایی را به سطح دیگری برد. او اولین ترانه‌سرایی بوده که جایزه نوبل ادبیات را برده است.

باب دیلن هنر ترانه‌سرایی را به سطح دیگری برد. او اولین ترانه‌سرایی بوده که جایزه نوبل ادبیات را برده است.

باب دیلن یکی از بزرگان موسیقی معاصر است - ولی او هیچ وقت به خاطر صدایش جایزه نگرفته است. در عوض با اشعار و ترانه‌هایش موسیقی پاپ و راک را متحول کرده و حالا به این خاطر برنده جایزه نوبل ادبیات شده است.

ریاضت سال‌های دهه ۵۰ که جایش را به شور و شوق سال‌های دهه ۶۰ داد، باب دیلن به صدای نسلش تبدیل شد. نمونه اصیل یک خواننده ترانه‌سرا که در انقلاب اجتماعی آن سال‌ها که جهان را متحول کرد هم رهبر بود و هم تاریخ‌نویس.

یکی از جذابیت‌هایش این بود که با معیارهای سنتی اصلا خوش‌صدا محسوب نمی‌شد. ولی توانست الگویی جدید برای خواننده به عنوان یک شاعر و هنرمند ایجاد کند.

"بزرگترین شاعر زنده"

او از نظر آلن گینزبرگ بزرگترین شاعر نیمه دوم قرن بیستم است و اندرو موشن، برنده نوبل ادبیات، می‌گوید که تقریبا هر روز باب دیلن گوش می‌کند.

پر واستبرگ، رئیس کمیته نوبل ادبیات، روز پنج‌شنبه گفت که او "احتمالا بزرگترین شاعر زنده" است.

قطعا هیچ خواننده راک دیگری نیست که متن ترانه‌هایش تا این حد بررسی، گلچین و ستوده شده باشد.

بعد از دهه ۱۹۵۰، یعنی زمانی که موسیقی پاپ در سیطره کامل افرادی چون الویس پرسلی و بادی هالی بود، باب دیلن روحی آزاد محسوب می‌شد که با استفاده از جلوه‌های ادبی حس و حال سیاسی دوران را منتقل می‌کرد.

او با رجوع به اعماق وجودش اشعاری سرایید که در نهایت به الگویی جامع برای خواننده اعترافی تبدیل شد.

آهنگ‌های پرتحرکش، صدای نامرسومش و ظاهر نامرتبش بخش بزرگی از جذابیتش برای نسل جدیدی بود که از قیدوبندها رها شده بود.

ولی این چیزها به تنهایی برای توضیح تاثیر عمیقی که بر خیلی‌ها گذاشته کافی نیستند، چه برسد به این‌که از طرف کمیته ادبی نوبل از او قدردانی هم بشود.

او سال گذشته هنگام دریافت یک جایزه گفت: "این ترانه‌های من مثل داستان‌های مرموز اند، از آن نوعی که شکسپیر هنگام بزرگ شدن دیده بود. فکر می‌کنم بشود کارهای من را به آن دوره ربط داد."

باب دیلن در جوانی به شدت تحت تاثیر شاعرانی چون آرتور رمبو و جان کیتس بود و حتی نامش را هم مدیون تاثیرات شاعرانه است.

وقتی رابرت زیمرمان شروع به اجرای آهنگ‌های محلی در قهوه‌خانه‌ها کرد، تصمیم گرفت نامش را به تاسی از دیلن توماس، شاعر ولزی، تغییر دهد.

او در عین حال تحت تاثیر شاعران محلی "دهه سی کثیف" هم بود؛ افرادی چون وودی گاتری و هنک ویلیامز، ستاره موسیقی کانتری. اما دیلن اسیر سنت‌های آن‌ها نشد و جلوتر رفت.

در این میان جنگ سرد در اوج خود بود و اوضاع داخلی آمریکا به شدت آشفته بود؛ جنبش نوپای حقوق مدنی داشت با طبقه متوسط محافظه‌کار شاخ به شاخ می‌شد.

باب دیلن کسی بود که موسیقی متن این دوران طوفانی را نوشت.

او اغلب علاقه‌ نداشته است که درباره معنی آثارش صحبت کند

او اغلب علاقه‌ نداشته است که درباره معنی آثارش صحبت کند

فرای یک خواننده معترض

او بهتر از هر شخص دیگری توانست با استفاده از نوت‌های ساده و استعاره‌های جهان‌شمول با روح زمانه ارتباط برقرار کند و با آهنگ‌هایی چون "دمیدن در باد" و "زمانه در تغییر است" موسیقی پاپ محلی را به جریان اصلی موسیقی پیوند بزند.

با ادامه دهه ۶۰ ما شاهد آهنگ‌هایی مانند "چون یک خانه‌به‌دوش"، "مثل یک زن" و "خانم عامی دراز بکش" بودیم و باب دیلن خیلی راحت برچسب خواننده معترض را از خودش کند و دور انداخت.

آهنگ‌هایش به سرودهای مردمی تبدیل شدند و صدا هنرمند دیگر آن‌ها را بازخوانی کردند.

وقتی برای اولین بار در جشنواره موسیقی محلی نیوپورت در سال ۱۹۶۵ گیتار الکتریک به دست گرفت، هم تماشاگران را به وحشت انداخت و هم نقطه عطفی در تاریخ موسیقی به جا گذارد.

آن نغمه‌سرای شیرین جای خودش را به ستاره راک لذت‌طلبی داده بود که رد پای مصرف الکل و مواد مخدر در چشم‌هایش را با عینک آفتابی مخفی می‌کرد.

یک تصادف موتورسواری باعث شد تا مدتی خانه‌نشین شود. تا این‌که در اواسط دهه ۱۹۷۰ دوباره به صحنه برگشت.

آلبوم "خون بر روی آهنگ" نتیجه این بازگشت بود که در ۱۹۷۵ منتشر شد. این آلبوم عمدتا از شسکت زندگی زناشویی او الهام گرفته شده بود و برای خیلی‌ها نشانه بازگشت او به دوران اوجش بود.

پایداری در اقبال

سه سال بعد از آن در هتلی در آریزونا خواب مسیح را دیده و این باعث شد تا در اشعارش مرتبا به انجیل ارجاع دهد و به موضوعات اخلاقی و ایمانی بپردازد.

هر چند که آلبوم‌هایش اغلب با نظرات خوب و بد منتقدان روبه‌رو می‌شد، اما هنوز جلب توجه می‌کرد. او در ۱۹۸۸ تجربه‌ای را آغاز کرد که به "سفر بی‌پایان" معروف شد - ارائه مستمر تفسیرهای جدید از آهنگ‌هایش روی صحنه.

به نظر می‌رسید که دارد اهمیت خود را از دست می‌دهد، اما آلبوم "زمان خارج از ذهن" که به موضوعات تاریک اخلاقی می‌پرداخت و در سال ۱۹۹۷ منتشر شد، به نقطعه عطف دیگری در کارنامه او تبدیل شد و سه جایزه گرمی، از جمله بهترین آلبوم، را مال خود کرد.

در سال ۲۰۰۶، وقتی ۶۵ سال داشت، با آهنگ "عصر جدید" به مسنترین هنرمند زنده‌ای تبدیل شد که تا به امروز توانسته به صدر جدول پرفروش‌ها برسد.

تبدیل شدن تدریجی او به اسطوره با جوایز بسیار دیگری همراه بود - دیپلم افتخار مرکز کندی، یک اسکار، جایزه پولیتزر، جایزه گلدن گلوب و نشان افتخار آزادی رئیس‌جمهوری.

حالا می‌تواند جایزه نوبل را هم به این مجموعه اضافه کند.

باب دیلن کتاب هم منتشر کرده، مانند "رتیل" که یک کار تجربی بود و در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، مجموعه‌ای به نام "نوشته‌ها و ترسیم‌ها" و خودزندگی‌نامه‌ای به نام "تواریخ".

اما چیزی که به خاطرش مهمترین جایزه دنیای ادبیات را برده اشعار ترانه‌هایش است.

http://www.bbc.com/persian/vert-cul-37651848
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست