دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

خدا حافظ...
رضا بی شتاب
با یادِ ناصرِ حجازی

مغموم تر ز غم
نغمه می خوانَد درد
از حنجره ی غامضِ مرگ
در نیشخندِ عبوسِ باد
بنشسته بر مَرکَبِ سیاهِ تگرگ
هنگام که می میرد برگ
از آن دست، سخت ناسازگار
بسیار بسیار بسیار
که تو، هماره در یاد داری
به شکلِ شعله ای صریح
هنگام که آغاز می شود برگ
در تقاطعِ اتفاق
حادثه ایست استوره ی یار
با جانِ به هم برآمده آسمان
مرثیه در سکوت می سُراید
بر شانه های قاطعِ مردم
تابوتِ تابناکی آبی اش
در اشکِ شنگرفیِ شبنم
در بوسه های کبود وُ بدرودِ روزگار
بر دست های ماهر وُ در حضورِ کارزار
پُر شور؛ مشایعت می شود مرد
زمزمه ی روز می شود
کلامِ زلالِ باغِ سرد:
گلبرگِ مغرورم
گلبرگِ مغرورم
گُل؛ در خِعلتِ ماهِ زعفران
به راه؛ برمی گردد وُ نگاه می کند
- به خیلِ خورشیدهای همیشه -
تکرار می کند در دل؛ تکرار:
خدا حافظ، خدا حافظ، خدا حافظ...


2011-05-26
http://rezabishetab.blogfa.com

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست