تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۴ - ۹ دسامبر ۲۰۱۵

حضرتِ عشق
رضا بی شتاب

نسیم آسا گذر دیگر ندارد حضرتِ عشق
به هر سویی که دلبندی بخواند نامِ یاری
ستاره در طلسمِ سنگ می ماند فراموش
تو ای فریادِ خفته بر لبانِ دوخته؛ تنهایِ زندانی
همیشه روزگارت باد بیزاری

اگر رویَد گُلِ حسرت به دنجی یا کناری
چو آهِ سردِ سرگردان برآید
نگاهم کن که زیرِ برف می لرزم
تو با من مهربان باش

یکی عکسی ست در قابی کپَک زار
که هر دم نوبتی دارد دگرگون
چو قندیلی که بی نور است وُ واژون
ولی گویند اعجازِ زمان است
عقابِ قلۀ قاف است وُ پنهان است
چو شیرِ شرزه ای شوریده کمیاب...
صدا برخاست: پایان، برگه ها بالا
نخواندی درسِ قدرت، لال ماندی، لال وُ رسوا
چه چشم اندازِ پُر تشویشِِ شومی
درین شترنج ما ماتیم بی بازی!

جهان بیغولۀ غم پروری شد
که در آن قمریانِ باغ می میرند
نه گنجشکی بشوید پَر؛ بنوشد آب
نه پروانه به دشت آید پری وار
تو با من مهربان باش

نه جنگل جان پناهِ برگِ پیر است
نه رودی می خزد خندان به راهی
نه خورشیدی بَرَد مَه را قلمدوش
نه تارایی درخشد در شبِ خاموش
تو با من مهربان باش

اگر آیینِ انسانی به سر آمد
اگر یک تن زِ عشقِ دیگری؛
شادان وُ شیدا نیست
اگر سیمرغ در آیینه پیدا نیست
تو با من مهربان باش
2015 / 12 / 9
http://rezabishetab.blogfa.com‍

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست