تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

چاشت با خورشید
رضا بی شتاب

زنی با دستهای پُر ستاره شامگاهان
چنانچون چامه ای رخشان پدید آمد
که تنپوش اش به هر رخشه نشانِ عاشقی داشت
به روی خاک بذرِ زندگی افشاند
و مِه چون پرده یکسو رفت ناگاهان
طلسمِ سردیِ دیدار بشکست
به ضرباهنگِ هستی لحظۀ رویِش فراز آمد
زمین وُ آسمان در چاشت با خورشید پیوست
زنی چون آرزو خندید
دوباره مهربانی گشت آغاز
دوباره برفِ بی حرفی درونِ سینه شد آب
دوباره ابرِ غم از هم گسست وُ رفت در خواب
زنی آمد و اشکِ باغ را از دیده بستُرد
درخشان شد میانِ کوچه عطرِ غنچۀ بادام
گُلی تنها زِ خوابِ خویش برخاست
درختِ خسته آنی دیده بگشود
صدا زد ریشه هایش را
و در پیوندِ هر آوند رؤیا خواند آواز
شکوفان شد به رویِ چشمه گیسویِ فریبا
پرنده در رهایی نغمه ای خواند
و عاشق پای بر پایابِ ناپیدای بنهاد
و نی در صحبت آمد با نیستان
به بامِ روشنایی بامدادان
سپیده می دمید آرام آرام
2015 / 1 / 21
http://rezabishetab.blogfa.com‍  

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست